بایگانیِ 26 فوریه 2012

Vidéo : 5 questions à Thierry Meyssan de retour de Homs

فوریه 26, 2012

در اقدامی کم‌سابقه سربازان «جنگ نرم» انتخابات را تحریم کردند

فوریه 26, 2012

دیگربان : گروهی از وبلاگ‌نویسان محافظه‌کار و «سربازان جنگ نرم» اعلام کردند در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی شرکت نخواهند کرد.

احمد نجمی، مدیر ارتباطات دفتر توسعه وبلاگ دینی و بازرس انجمن قلم حوزه علمیه قم روز شنبه (ششم اسفند) در صفحه «فرندفید» خود نوشته در این دوره از انتخابات شرکت نخواهد کرد.

آقای نجمی نوشته است: «گفتن این موضوع خیلی سخت بود ولی به هرحال باید تصمیم را اعلام کنم حتی اگر برای من خیلی سنگین تموم بشه.»

وی افزوده که «وقتی من به عنوان یه شهروند ایرانی از کمترین حق برخوردار نیستم» بنابراین در انتخابات «شرکت نخواهم کرد.»

محمدصالح مفتاح٬ مدیر سایت محافظه‌کار «تریبون مستضعغین» نیز با اعلام حمایت از موضع مدیر ارتباطات دفتر توسعه وبلاگ دینی نوشته است: «من هم اگر جای آقای نجمی بودم، در انتخابات شرکت نمی‌کردم.»

حسام الدین مطهری٬ موسس و سردبیر سایت «کتاب اشا» نیز به صراحت انتخابات ۱۲ اسفند ماه را تحریم کرده است.

آقای مطهری نوشته است: «به احتمالِ قریب به یقین، در انتخاباتِ مجلسِ نهم شرکت نخواهم کرد. دستِ کم، آخرین تصمیمی که بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم گرفته‌ام، همین است.»

وی افزوده است: «امروز رای دادن را بستری برایِ تکرارِ اشتباه‌ها و تضعیفِ انقلابِ اسلامی می‌دانم.»

وی نوشته که «سیستمِ سیاسی، سال‌ها به بهانه تو دهنی زدن به دشمن درِ بالاخانه ملت را تخته کرده است. نتیجه این‌که بسیاری از ما بار‌ها رهی داده‌ایم بدونِ آن‌که واقعاً به نتیجه رایِ خود دل‌خوش باشیم. رای داده‌ایم و فکر نکرده‌ایم که نظرِ ما چه اثری رویِ حکاممان می‌گذارد.»

مطهری همچنین افزوده است: «من به عنوان یک شهروند و جزئی از این مردم، از واقعه دو سال قبل در بازداشتگاهِ کهریزک دلگیرم. هر بار یادش می‌کنم فکرم مختل می‌شود و روحم خش برمی‌دارد.»

وی نوشته که «مردم را شرطی کرده‌اند که اگر رای ندهید، نظام در جهان تضعیف می‌شود. کاری کرده‌اند که دشمن هم رویِ این موضوع مانور می‌دهد. دیگر دوره این ادبیات گذشته است. وقتش شده به مردم اجازه بدهیم عاقلانه درباره انتخابات تصمیم بگیرند.»

مطهری به مقام‌های جمهوری اسلامی توصیه کرده اگر می‌خواهند مردم پای صندوق‌های رای بیایند اصلاحات مورد نظرِ مردم را اعمال کنند.

وی در پایان یادداشت خود تاکید کرده است: «امروز عقیده دارم رای دادن، باعث دلیر کردنِ حکومت در روش‌هایِ اشتباهش است. معتقدم شرکت در انتخابات کمک می‌کند که تا ابد بهانا تو دهنی زدن پایدار بماند.»

وبلاگ «آرمانشهر» از حامیان محمود احمدی‌نژاد نیز نوشته در این دوره از انتخابات مجلس بدون آنکه «رغبتی» داشته باشد شرکت کرده و تنها نام رئیس دولت دهم را روی برگه رای خواهد نوشت.

نویسنده این وبلاگ این پرسش‌ها را مطرح کرده است: «در انتخابات شرکت کنم که حالش را چه کسانی ببرند و جایگاه چه کسانی در موقعیت‌هایشان تحکیم شود و استمرار یابد؟»

وی همچنین پرسیده است: «تا به کی باید مصلحت اندیشی، رکن رکین کشورداری در جمهوری اسلامی باشد و من با رای دادنم این رویه را تایید کنم؟»

وبلاگ «خط‌خطی» از وبلاگ‌های حامی تیم احمدی‌نژاد نیز به صراحت نوشته که این دوره از انتخابات «اراده ملی و حرکت به سوی اهداف مطلوب» را تامین نخواهد کرد.

← ژان ژاک روسو : من آزادی با خطر را به صلح در بردگی ترجیح میده ام مجله تايم | رژیم ایران خطرناک، مایوس، یا هر دو؟

فوریه 26, 2012

← ژان ژاک روسو : من آزادی با خطر را به صلح در بردگی ترجیح میده ام
مجله تايم | رژیم ایران خطرناک، مایوس، یا هر دو؟
منتشرشده در فوریه 25, 2012

مجله تایم در مقاله‌یی زیر عنوان «ایران خطرناک است یا مایوس؟ یاهردو» می‌نویسد ریک سانتروم که حقیقتاً یک محافظه کار است، می گوید «اداره ایران توسط حکومتی دینی بدان می‌ماند که القاعده کشوری را اداره کند».

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسراییل نیز معتقد است ایران توسط حکومت مذهبی مرگ طلبی اداره می‌شود که به‌محض دسترسی به بمب اتمی به اسراییل حمله خواهد کرد.
با توجه به اقدامات جنجالی منتسب به ایران در زمستان امسال، از جمله حملات انتسابی با بمبهای مغناطیسی علیه دیپلوماتهای اسراییلی در هند و گرجستان، و نقش آن در یک کارگاه بمب‌سازی منفجر شده در تایلند، و نیز توطئه انتسابی برای ترور سفیرعربستان سعودی در واشنگتن، تهدیدهای حاکی از قصد بستن تنگه هرمز و رجزخوانیهای اتمی محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری ایران به‌نظر می‌رسد حقیقتا برای نگرانیهای سانتروم و نتانیاهو پایه و اساسی هم وجود دارد.
واقعیت آن است که ایران فعلاً بیش از آن که خطرناک باشد، مایوس و مستاصل است.
اقتصاد ایران زیر بار سنگین تحریمهای شدید و دشوار در حال سقوط است. سوریه، متحد اصلی ایران نیز رو به سقوط است. سیاستهای داخلی ایران از هم پاشیده است. احمدی‌نژاد توسط خامنه‌ای تحقیر و به حاشیه رانده شده است. اغلب متحدان احمدی‌نژاد از فهرست نامزدهای انتخابات پارلمانی در شرف انجام کنار گذاشته شده‌اند و تلاشهایی که در مورد اقدامات خلاف و عجیب، توام با آسیب رسانی ایران در سطح جهان، به تهران نسبت داده می‌شود، گویای نوعی عجز و ناتوانی ایران است، به ویژه وقتی با اعمال منتسب و احتمالاً واقعی، به اسراییل در ترور دانشمندان اتمی ایران مقایسه شود.
در واقع، طبیعت رقت انگیز واکنش ایران نشان می‌دهد که توسط تواناییهای تلافی‌جویانه اسراییل مرعوب شده‌اند: کامیونهای بمب‌گذاری شده سال قبل کجا هستند؟ «ایرانی ها» چقدر باید مرعوب شده باشند که با حمله «به دیپلوماتهای اسرائیلی» در دهلی‌نو و تفلیس بخواهند کشتن «دانشمند اتمی ایران» در خیابانهای تهران را تلافی کنند؟
حتی پروژه هسته‌یی ایران به‌دلیل خرابکاریهای مشترک آمریکا و اسراییل به‌شدت لطمه خورده و کارشناسان می‌گویند برنامه سلاح هسته‌یی ایران دست‌کم دو سال به تأخیر افتاده است.
قرار گرفتن ایران در مسیر سقوط تصادفی نبوده است. دولت اوباما این مسیر را، مرحله به مرحله، مشخص و اداره کرده است. حتی به نتیجه نرسیدن تلاشهای اولیه پرزیدنت اوباما برای تماس و گفتگو با رژیم تهران، حاصلی بزرگتر داشته است. این تلاشها، برای اروپائیها، برای روسیه و برای چین روشنگر لجبازی و انعطاف ناپذیری کادر رهبری ایران بود که متعاقباً همکاری روسیه و چین برای تحریمهای مصوب سازمان ملل ‌متحد را امکانپذیر ساخت.
ایران اکنون تقریباً در جهان منزوی است، رژیم حاکم بر آن در داخل نیز محبوبیتی ندارد و تب انقلابی نیز فروکش کرده است.
ایران، بیشتراز آن که به توصیف سانتروم و دیگران، در سلطه یک حکومت مذهبی شهید پرور باشد، یک دیکتاتوری نظامی سنتی است با رگه‌هایی از مذهب.

کریم سجادپور از بنیاد بین‌المللی صلح کارنگی که در مورد افکار و عقاید خامنه‌ای تحقیقات گسترده‌یی انجام داده است، می گوید برای خامنه‌ای هنگامی که به قدرت رسید دو مدل قابل بررسی وجود داشت. یکی مدل چینی بود، که هاشمی رفسنجانی رئیس‌جمهوری وقت آن را تأیید می‌کرد. بر اساس این مدل باید ابتدا اقتصاد ساخته می‌شد، بعد نزدیکی به غرب مطرح می‌گشت، و در غایت، قدرت سیاسی کاملاً حفظ می‌شد. ولی خامنه‌ای مدل روسی را دوست داشت، هرچند که میخائیل گورباچوف تازه ثابت کرده بود سازش و مصالحه، سقوط را هم در پی دارد. خامنه‌ای هیچ‌گاه سراغ سازش و مصالحه نرفت. امروز مدل چین از هر زمان دیگری قابل پذیرش‌تر است. به ویژه آن که سپاه پاسداران ۳۰ درصد اقتصاد کشور را کنترل می‌کند، اقتصادی که زیر فشار درحال نابودی است.
اکنون اما مدل دیگری نیزوجود دارد که بتواند مورد توجه قرار گیرد و آن مدل پاکستان است. سجادپور می‌گوید «بعضی از رهبران در سپاه پاسداران انقلاب به این نتیجه رسیده‌اند که جهان مجبور شد به‌محض دسترسی پاکستان به قابلیتهای اتمی، با آن کشور با احترام بیشتری رفتار کند.
اما اقتصاد ایران احتمالاً خیلی زودتر از رسیدن ایران به مرحله‌ای که گزینه پاکستان عملی شد، سقوط خواهد کرد.
اوباما نیز هیچگونه نشانه‌ای ابراز نکرده است که حاکی از سازش و مصالحه‌ای قبل از موافقت ایران با متوقف‌ساختن غنی‌سازی اورانیوم، و گشودن پرونده‌های اتمیش باشد.
ایران با بزرگترین بحران از زمان انقلاب ۱۳۵۷ به این سو روبه‌روست. رهبر ارشد در ایران اکنون با وضعیتی سرنوشت‌ساز در این مقام روبه‌روست. یا باید سازش و مصالحه کند، و یا سقوط را بپذیرد. فرصت وی برای این گزینش رو به اتمام است


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.