بیست و نهم اسفند، برابر با بیستم مارچ، سالگشت شصت و نهمین سال ملی شدن نفت در ایران است. به همین مناسبت تأملی نسبتأ دقیق در آرایش نیروهای متخاصم استعماری، چگونگی خاستگاه مردمی و مبارزاتی در این برهه از تاریخ ایران لازم است، همچنین یادی از بزرگ مردانی همچون دکتر محمد مصدق و دکتر حسین فاطمی (وزیر خارجه ی حکومت وی)، بویژه از جانب مترقی ترین ترقی خواهان، یعنی مدعّیان واقعی سوسیالیسم، کاملأ ضروزی است.    جای بسی شگفنی است که پس از تقریبأ هفتاد سال، با وجود این همه شواهد و مدارک و استاد ترخیص شده از سرویس های متعددِ امنیتی در جهان، هنوز هم که هنوز است، خیل مصّدق ستیزان راستگرا، چه در لباس ساطنت طلبان قباسوخته و دریوزگان خارج کشوریِ حکومتِ کودتا،  چه در کسوت ملایان فاسد و مشروطه ستیزِ داخل کشور، نظیر روح اله خمینی (شَبَح شیخ فضل اله نوری)، چه در هیأت کاسه لیسان دربار محمد رضا پهلوی و آستان بوسان انگایس و آمریکا، نظیر ابوالقاسم کاشانی و محمد بهبهانی، و نیز دنباله های متحّجر و پر مدّعای انان از هر دو جناح جمهوری اسلامی در دروغ پردازی و تبلیغات خصمانه و وارونه انگاری این تاریخِ درخشان اما پرمخاطره، این جرثومه های ارتجاع همه متفق القول اند.  

سیروس بینا: به مناسبت شصت و نهمین سالگشت ملی شدن صنعت نفت در ایران (ویدئو در 7 بخش)

 

بیست و نهم اسفند، برابر با بیستم مارچ، سالگشت شصت و نهمین سال ملی شدن نفت در ایران است. به همین مناسبت تأملی نسبتأ دقیق در آرایش نیروهای متخاصم استعماری، چگونگی خاستگاه مردمی و مبارزاتی در این برهه از تاریخ ایران لازم است، همچنین یادی از بزرگ مردانی همچون دکتر محمد مصدق و دکتر حسین فاطمی (وزیر خارجه ی حکومت وی)، بویژه از جانب مترقی ترین ترقی خواهان، یعنی مدعّیان واقعی سوسیالیسم، کاملأ ضروزی است.   

جای بسی شگفنی است که پس از تقریبأ هفتاد سال، با وجود این همه شواهد و مدارک و استاد ترخیص شده از سرویس های متعددِ امنیتی در جهان، هنوز هم که هنوز است، خیل مصّدق ستیزان راستگرا، چه در لباس ساطنت طلبان قباسوخته و دریوزگان خارج کشوریِ حکومتِ کودتا،  چه در کسوت ملایان فاسد و مشروطه ستیزِ داخل کشور، نظیر روح اله خمینی (شَبَح شیخ فضل اله نوری)، چه در هیأت کاسه لیسان دربار محمد رضا پهلوی و آستان بوسان انگایس و آمریکا، نظیر ابوالقاسم کاشانی و محمد بهبهانی، و نیز دنباله های متحّجر و پر مدّعای انان از هر دو جناح جمهوری اسلامی در دروغ پردازی و تبلیغات خصمانه و وارونه انگاری این تاریخِ درخشان اما پرمخاطره، این جرثومه های ارتجاع همه متفق القول اند.  

متاسفانه در طیفی از هم گسیخته، گَل و گُشاد، و نا متجانس از چپ گرایان خودخوانده (از توده ای ها گرفته تا عناصری چند در میان تروتسکیست ها) – معدودی بی خبر از تاریخ مردم خویش – با نمونه برداری های ناشیانه و رج زدن های کودکانه بر طبق به اصطلاح رهنمودهای مارکسیستی، و با ژست های به اصطلاح رادیکال (و سوسیالیستی!)، به طریق موسمی هر از چند گاهی به مصدق حمله می کنند. اغلب چپگرایان سنتی هم حتا به خاطر حرمت تاریخ  در این گونه مقولات لب از لب نمی جنبانند (این را با رجوع به تجربه ی پنجاه ساله ی خودم می گویم). در این میان نیز اما عنصری خام جهت افاضه ی حضور در جهت جا انداختن موضع آبکی خویش گهگاه سعی در فرو کاستن قدر مصدق، و ملی کزدن صنعت نفت در معّیت وی، قدم رنجه می کنند. از بردن نام و آدرس مقاله معذورم بدارید، زیرا قصد من ابراز برخورد با کسی نیست. هدف من اشاره به لزوم یک خانه تکانی بینشی/تاریخی/تئوریک در میان چپگرایان متعهد است. ضمنأ، که عناصری مصدق را در این برهه نماینده ی «بورژوازی ملی» ارزیابی می کنند و طبق روال معمول کتابتِ سیاه مشق دبستانِ دوران های گذشته، از او ایراد می گیرند. و حال این که ما در تاریخ مان هرگز طبقه ای (یا قشری منسجم) به عنوان بورژوازی ملی نداشته ایم. و آنان که این ادعا را کرده اند توده ای ها بوده اند. مصدق در این برهه ار تاریخ ایران پدیده ای است استثنائی که باید آن را با توجه به داده های کانکریت و قرائن و شواهد انضمامی آن را شناخت. حتا شکست مصدق را نمی توان بدون توجه به اتفاقات تاریخی – به طرزی قالبی و به اصطلاح پیش پیشکی – به بررسی نشست. پس از آگاهی از چگونگی و انجام این اتفاقات نیز که دیگر این خود حدیث «مشاهده ی غیب با چشم بسته» است.  

 در لینک زیر مجموعه ای در 7 بخش (به مدّت 7 ساعت) در رابطه با اقتصاد، سیاست، و رابطه ی بین المللی نفت – از آغاز انحصار کلونیالیستی/امپریالیستی تا رقابتِ سرمایه (بر اساس تئوری ارزشِ) در فرایند دوران جهانی شدن پیش روی شما است. این مجموعه با پیشنهاد «گروه پروسه» و همت رفیق پژمان رحیمی و نیز با همکاری رفیق بهرام (زمستان) از شورای یهرنگ (تگزاس) در ماه آگست 2017 تهیه شده است. و من در این خصوص بار دیگر از این رفقا تشکر می کنم.  

بیست و نهم اسفند بر شما مبارک باد!  

سیروس بینا

29 اسفند 1397 (برابر با 20 مارج 2019)

الکساندریا، مینه سوتا (آمریکا)

مجموعه درس‌گفتارهای سیاست و اقتصاد»نفت» –  از آغاز انحصارِ کلونیالیستی-امپریالیستی تا انجام رقابتِ سرمایه در فرایند دوران جهانی شدن

بخش اول

دورانِ کلونیالیسم و نفتِ انحصاری Oil: From Colonialism to Globalism Part 1: Colonial Oil Monopoly Cyrus Bina

  

بخش دوم: انحصار بین‌المللی نفت (۱۹۲۸) و امضای قرارداد(۱۹۳۳) توسط رضا شاه part 2: International Petroleum Cartel and signing the 1933 Oil concession by Rezah Shah Cyrus Bina  

بخش سوم: مصدق و ملی کردن نفت در ایران part3: Mossadegh and the Nationalization of Oil in Iran Cyrus Bina  

بخش چهارم: کارتل بین المللی نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ part4: International Petroleum Cartel and the 1953 Coup Cyrus Bina  

بخش پنجم: شکاف در کارتل بین المللی نفت و ایجاد «اوپک» Part5: The Fissure Within Cartel and the Genesis of OPEC Cyrus Bina 

بخش ششم: بحران جهانی انحصارزدایی و آغاز گلوبالیزاسیون نفت در جهان Part 6: The Crisis of de-Cartelization and the Emergence of Globalization of Oil

Cyrus Bina

بخش هفتم: گلوبالیزاسیون نفت و نتایج حاصل از آن در اقتصاد و روابط بین المللی امروز Part 7: Globalization of Oil and Consequence for Today’s Economy and Polity Cyrus Bina

منتشر شده on 17 مارس 2019 at 7:47 ق.ظ.  دیدگاه‌ها برای بیست و نهم اسفند، برابر با بیستم مارچ، سالگشت شصت و نهمین سال ملی شدن نفت در ایران است. به همین مناسبت تأملی نسبتأ دقیق در آرایش نیروهای متخاصم استعماری، چگونگی خاستگاه مردمی و مبارزاتی در این برهه از تاریخ ایران لازم است، همچنین یادی از بزرگ مردانی همچون دکتر محمد مصدق و دکتر حسین فاطمی (وزیر خارجه ی حکومت وی)، بویژه از جانب مترقی ترین ترقی خواهان، یعنی مدعّیان واقعی سوسیالیسم، کاملأ ضروزی است.    جای بسی شگفنی است که پس از تقریبأ هفتاد سال، با وجود این همه شواهد و مدارک و استاد ترخیص شده از سرویس های متعددِ امنیتی در جهان، هنوز هم که هنوز است، خیل مصّدق ستیزان راستگرا، چه در لباس ساطنت طلبان قباسوخته و دریوزگان خارج کشوریِ حکومتِ کودتا،  چه در کسوت ملایان فاسد و مشروطه ستیزِ داخل کشور، نظیر روح اله خمینی (شَبَح شیخ فضل اله نوری)، چه در هیأت کاسه لیسان دربار محمد رضا پهلوی و آستان بوسان انگایس و آمریکا، نظیر ابوالقاسم کاشانی و محمد بهبهانی، و نیز دنباله های متحّجر و پر مدّعای انان از هر دو جناح جمهوری اسلامی در دروغ پردازی و تبلیغات خصمانه و وارونه انگاری این تاریخِ درخشان اما پرمخاطره، این جرثومه های ارتجاع همه متفق القول اند.   بسته هستند