بیکاری، فقر و محرومیت، مردم را با مشکلات و چالش‌های بسیاری روبه رو کرده است. جوانان در سنین پایین عاشق می‌شوند و بدلیل سهل و آسان بودن ازدواج و تنها با پرداخت ۸ تا ۱۰ میلیون تومان پول بعنوان مهریه و با وجود نداشتن شغل مناسب و درآمد کافی، بدون در نظر گرفتن مشکلاتی که در آینده پیش رو خواهند داشت، ازدواج کرده و بچه دار می‌شوند. بسیاری از مردان بدلیل بیکاری به اعتیاد روی آورده و خانه نشین می‌شوند و عده‌ای نیز خانواده‌های خود را ترک کرده و برای یافتن کار به تهران و شهرهای بزرگ مهاجرت می‌کنند. زندگی ای که با امیدهای فراوان و با آئین سنتی و زیبای عروسی ترکمنی آغاز شده بود، با گذشت زمان ناخواسته به طلاق ختم می‌شود. این در حالی ست که برخلاف گذشته آمار افراد تحت پوشش کمیته امداد به سن ۳۰ سال و حتی پائین تر از آن هم رسیده است.  درد و رنج این گروه از زنان به اندازه‌ای زیاد است که گویا سرنوشت آنها را با غم و اندوه نوشته‌اند. این درد از چهره رنج کشیده پر چین و چروکشان پیداست. گویا که طوفان پیری زودرس، عمر و زندگی‌شان را به باد فنا داده است. زنان و مادران مهربانی که تحمل ناملایمات زندگی قامتشان را خمیده کرده است اما همچون سروی استوار، تمام خانواده را در زیر سایه فداکاری و مهربانی خود یکجا جمع کرده‌اند و به امید فردایی بهتر در خانه‌های کاهگلی روستاهای این دیار زندگی می‌کنند.

 بیکاری، فقر و محرومیت، مردم را با مشکلات و چالش‌های بسیاری روبه رو کرده است. جوانان در سنین پایین عاشق می‌شوند و بدلیل سهل و آسان بودن ازدواج و تنها با پرداخت ۸ تا ۱۰ میلیون تومان پول بعنوان مهریه و با وجود نداشتن شغل مناسب و درآمد کافی، بدون در نظر گرفتن مشکلاتی که در آینده پیش رو خواهند داشت، ازدواج کرده و بچه دار می‌شوند. بسیاری از مردان بدلیل بیکاری به اعتیاد روی آورده و خانه نشین می‌شوند و عده‌ای نیز خانواده‌های خود را ترک کرده و برای یافتن کار به تهران و شهرهای بزرگ مهاجرت می‌کنند. زندگی ای که با امیدهای فراوان و با آئین سنتی و زیبای عروسی ترکمنی آغاز شده بود، با گذشت زمان ناخواسته به طلاق ختم می‌شود. این در حالی ست که برخلاف گذشته آمار افراد تحت پوشش کمیته امداد به سن ۳۰ سال و حتی پائین تر از آن هم رسیده است.  درد و رنج این گروه از زنان به اندازه‌ای زیاد است که گویا سرنوشت آنها را با غم و اندوه نوشته‌اند. این درد از چهره رنج کشیده پر چین و چروکشان پیداست. گویا که طوفان پیری زودرس، عمر و زندگی‌شان را به باد فنا داده است. زنان و مادران مهربانی که تحمل ناملایمات زندگی قامتشان را خمیده کرده است اما همچون سروی استوار، تمام خانواده را در زیر سایه فداکاری و مهربانی خود یکجا جمع کرده‌اند و به امید فردایی بهتر در خانه‌های کاهگلی روستاهای این دیار زندگی می‌کنند.

  • جوانان روستایی در مقابل سوپر مارکتی در روستای نارلی آجیسو نشسته‌اند. این روستا در نزدیکی مرز ترکمنستان قرار دارد. بیکاری یکی از مشکلات اصلی شهرستان مراوه تپه محسوب می‌شود.
  • نوشته عاشقانه‌ای در روی پست برق در مرکز روستای نارلی آجیسو دیده می‌شود. جوانان از سنین پایین عاشق شده و به همین دلیل سن ازدواج در این منطقه پایین است. آمار خودکشی ناشی از شکست عشقی نیز در منطقه بالا است.
  • عروس و داماد در حال برگزاری مراسم عروسی سنتی ترکمنی در باغی درروستای آق قلعه منطقه مرزی پالیزان برای گرفتن فیلم عروسی در حال قدم زدن هستند.
  • دختران جوان ترکمن در حالی که لباس‌های سنتی ترکمنی بر تن کرده‌اند در مراسم عروس بران یا کجاوه در روستای آق قلعه منتظر عروس و داماد هستند.
  • زن جوانی به سمت خانه خود در خیابانی از روستای چنارلی در حرکت است.
  • سایه زنی در آشپزخانه خانه خود بر روی یخچال افتاده است، در حالی که عروسک نوزادی در کنار آن قرار دارد. روستای پست دره یکی از محرومترین روستاهای منطقه به شمار می‌رود.
  • فاطمه بدراق نژاد 24 ساله، در حالیکه فرزند نوزاد اش را در آغوش گرفته، در ایستگاهی در روستای تمر قره گوزی کلاله منتظر مینی بوس است. فاطمه برای رفتن به روستای قره آغاج که در فاصله 55 کیلومتری قرار دارد باید 3 ساعت در ایستگاه به انتظار آمدن مینی بوس بنشیند.
  • زن روستایی آق بیکه چندری در آغل دام‌هایشان مشغول کار است در حالیکه فرزندانش در حال بازی کنار مترسک آویزان به تیرک چوبی هستند.
  • مردان روستایی در حال صحبت کردن و استراحت در روستای یئل چشمه گلیداغ دیده می‌شوند.
  • فاطمه دیده ور در حالیکه فرزند خود را بر دوش گرفته به سمت کارگاه قالی بافی در روستای قازان قایا در حرکت است.
  • فاطمه دیده ور در حال قالی بافی است. فرزند 1 ساله او محمد حسین کنار او مشغول بازی است. فاطمه یک پسر و 3 دختر دارد و به دلیل اعتیاد همسرش مجبور به قالی بافی است.
  • گل جمال قزل 38 ساله پشت پنجره دیوار خانه ناتمام خود در روستای قازان قایا ایستاده است. او که شوهرش از مشکلات بینایی رنج می‌برد و بیکار و خانه نشین بوده، برای امرار معاش زندگی‌شان مجبور به کار است.
  • خالد بی بی بازدار 50 ساله، با نوه خود در حال بازی در خانه‌شان در روستای محمدشاعر است. شوهر او معلول ذهنی است و توانایی کار کردن ندارد. او برای امرار معاش خانواده خود کارگری می‌کند.
  • ساعت دیواری خاک گرفته بر دیوار خانه قدیمی در روستای آق قلعه دیده می‌شود.
  • خالد بی بی بازدار 50 ساله، روسری خود را درست می‌کند. کارگری و سختی زندگی چهره زنان را پیرتر از سن واقعی‌شان می‌کند.
  • آراز محمد دارایی 60 ساله، بر رو تخت خود در خانه‌اش در روستای یئل چشمه دراز کشیده است. او از بیماری سرطان معده رنج می‌برد و در حال انجام مداوای شیمی درمانی است. همسر او نیز معلول است و هیچ درآمدی جز یارانه‌ها ندارند.
  • صفر خالدی 60 ساله، درون کوچه‌ای در روستای محمد شاعر راه می‌رود. او معلولیت ذهنی و روانی دارد و نمی‌تواند کار کند و بار زندگی‌شان بر دوش همسرش خالد بی بی است که کارگری می‌کند.
  • قبر مرد ترکمن در قبرستانی در روستای تمر قره گوزی کلاله دیده می‌شود.
  • زن ترکمنی برخلاف پوشش سنتی همه زنان ترکمن از چادر و نقاب برای پوشش خود استفاده کرده است.
  • عکس قدیمی مرد ترکمنی که سالها از فوت اش می‌گذرد، در کنار آیه‌ای از قرآن بر روی دیوار خانه‌ای در روستای آق قلعه دیده می‌شود. بدلیل استفاده از سوخت نفت در چراغ قدیمی علاالدین دوده همه جای خانه را گرفته است.
  • جمعه گل نوری 71 ساله در حال حرکت در بیرون اتاق خانه خود است. او در اتاقی در گوشه حیاط یکی از روستائیان زندگی می‌کند. دست و پاهای او در اثر سوختن در تنور در ایام کودکی دچار معلولیت شدید شد.
  • سیلوئت انعکاس زن ترکمن اوغول دوردی قزل 80 ساله در آینه شکسته و غبار گرفته خانه‌اش در روستای آق قلعه دیده می‌شود. شوهرش 10 سال قبل فوت کرده و تنها زندگی می‌کند.
  • عایشه محمودی 56 ساله از پشت پنجره شکسته خانه‌اش در روستای یانبولاق گلیداغ به بیرون نگاه می‌کند. همسر او آنها را ترک کرده و با زن دیگری در کلاله زندگی می‌کند. او 10 فرزند دارد و به دلیل ازدواج فامیلی 3 فرزند اش دچار معلولیت ذهنی و حرکتی هستند که خود به تنهایی از آنها نگهداری می‌کند و هزینه‌های سنگین زندگی خانواده بر عهده اوست. عایشه بدلیل طلاق ندادن شوهرش نمی‌تواند تحت پوشش کمیته امداد درآید.
  • امان گل قوردی 65 ساله در حال دست دادن با همسایه‌اش است. آن‌ها پس از فوت شوهرانشان با فرزندان خود در روستای چاتال مراوه تپه زندگی می‌کنند.
  • گل جمال غدیری 68 ساله با دختر عمویش در خانه ایستاده‌اند. شوهر هر دو آنها برادر بوده‌اند که 7 سال پیش فوت کرده‌اند. آن‌ها با فرزندشان در روستای چنارلی زندگی می‌کنند.
  • آرزو امامی در حال پرستاری و مراقبت از مادر خود کنار تخت او نشسته و به او میوه می‌دهد. مادرش خدیجه نوری زداه 54 سال دارد و به تازگی عمل قلب باز کرده است. او که شش سال پیش شوهرش فوت کرده، شش فرزند دارد، که با پسر 14 ساله خود تنها در روستای چاتال مراوه تپه زندگی می‌کند.
  • هلی تاج کلته 55 ساله، ساکن شهر گوموش دفه (گمیشان) پس از زیارت بقعه چوپان آتا به سمت بالای کوه در حرکت است. زیارتگاه خالد نبی یکی از زیارتگاه‌های مهم ترکمن‌ها به شمار می‌آید که شامل سه بقعه، خالد نبی، عالم بابا و چوپان آتا می‌باشد که بر فراز قلعه تانگرک داغ (قدرت) رشته کوه گوگجه داغ و در 55 کیلومتری شمال شرقی شهرستان کلاله قرار دارد.
  • یکی از زنان روستای آق قلعه در کنار درخت سرو به سمت خانه خود می‌رود.
  • تازه گل غراوی کنار خانه خود در روستای نارلی آجیسو علیا ایستاده است. شوهر او بیکار و خانه نشین است و چهار فرزند دارد که به سختی زندگی‌شان را می‌گذرانند.
  • کفش‌های کهنه و پاره شده زنانه بر روی تانکری، بیرون از یک خانه در روستای پلی سفلی در نزدیکی شهر گلیداغ دیده می‌شوند.
  • نمای یکی از خانه‌ها در روستای چاتال مراوه تپه دیده می‌شود. خدیجه نوری زداه 54 ساله همراه پسر 14 ساله خود در آن زندگی می‌کنند.
  • آی جمال قزل 41 ساله در حال کار و پارچه بافی در اتاق خانه خود در روستای قازان قایا است. او چهارفرزند دارد و برای امرار معاش خانواده خود مجبور به پارچه بافی و دامداری است. او از هزینه‌های سنگین زندگی و گرانی شدید گلایه می‌کرد.
  • بیکه عربی 44 ساله در حال خارج شدن از انباری خانه‌شان است. او که چهار فرزند دارد، یکی از آنها معلول است. شوهر او 10 سال پیش فوت کرده است.
  • عمه گل امان زاده (نفر اول از چپ) 56 ساله و بی بی پران دوه جی 62 ساله دام‌های خود را از چرا به سمت روستای چناران برمی گردانند. آن‌ها برای امرار معاش خود مجبور به دامداری هستند که با وام پرداختی کمیته امداد آنها را خریداری کرده‌اند.
  • آراز بیکه حاجی لی دوه جی 47 ساله، قبل از دوشیدن شیر شتر با سطلی در دست پشت آن ایستاده است. او چهار فرزند دارد و درآمد خانواده آنها از دامداری می‌باشد و در روستای فرق سرزندگی می‌کند.
  • باغدا گول قزل 50 ساله، کنار نوه‌های خود در حیاط خانه‌شان در روستای قازان قایا ایستاده است. او هفت دختر و یک پسر دارد و به همراه دو داماد خود و نوه‌هایش 18 نفره در اتاق کوچکی زندگی می‌کنند.
  • اوغول صفر قلماق 60 ساله مقابل خانه خود در روستای پست دره ایستاده است. شوهرش 10 سال پیش فوت کرده 9 فرزند دارد که هیچکدام به فکر و یاد او نیستند.
  • قاری خانم کیک 115 ساله، به سمت خانه خود در روستای گوک دره در حرکت است. او که مادر دو شهید است علارغم پیری شدید خود به کار کردن و باغداری علاقه بسیاری دارد. او حصیر، طناب پشمی و خرجین می‌بافد و از عدم رسیدگی و زندگی با درآمد کمش گلایه دارد.
  • اوغول خان فرهنگ 64 ساله به سوی خانه خود در روستای قاپان سفلی در حرکت است. او هفت فرزند دارد و چهار سال قبل شوهرش فوت کرده است. او از وضعیت بد معیشتی‌شان گلایه می‌کرد.
Advertisements
منتشر شده on 13 مه 2018 at 6:42 ق.ظ.  دیدگاه‌ها برای  بیکاری، فقر و محرومیت، مردم را با مشکلات و چالش‌های بسیاری روبه رو کرده است. جوانان در سنین پایین عاشق می‌شوند و بدلیل سهل و آسان بودن ازدواج و تنها با پرداخت ۸ تا ۱۰ میلیون تومان پول بعنوان مهریه و با وجود نداشتن شغل مناسب و درآمد کافی، بدون در نظر گرفتن مشکلاتی که در آینده پیش رو خواهند داشت، ازدواج کرده و بچه دار می‌شوند. بسیاری از مردان بدلیل بیکاری به اعتیاد روی آورده و خانه نشین می‌شوند و عده‌ای نیز خانواده‌های خود را ترک کرده و برای یافتن کار به تهران و شهرهای بزرگ مهاجرت می‌کنند. زندگی ای که با امیدهای فراوان و با آئین سنتی و زیبای عروسی ترکمنی آغاز شده بود، با گذشت زمان ناخواسته به طلاق ختم می‌شود. این در حالی ست که برخلاف گذشته آمار افراد تحت پوشش کمیته امداد به سن ۳۰ سال و حتی پائین تر از آن هم رسیده است.  درد و رنج این گروه از زنان به اندازه‌ای زیاد است که گویا سرنوشت آنها را با غم و اندوه نوشته‌اند. این درد از چهره رنج کشیده پر چین و چروکشان پیداست. گویا که طوفان پیری زودرس، عمر و زندگی‌شان را به باد فنا داده است. زنان و مادران مهربانی که تحمل ناملایمات زندگی قامتشان را خمیده کرده است اما همچون سروی استوار، تمام خانواده را در زیر سایه فداکاری و مهربانی خود یکجا جمع کرده‌اند و به امید فردایی بهتر در خانه‌های کاهگلی روستاهای این دیار زندگی می‌کنند. بسته هستند