‎روحانی و سپاه و جناح هار، و ناتوانی او در حل یک مساله ساده بی خرج ایرج شكری

 ‎روحانی و سپاه و جناح هار، و ناتوانی او در حل یک مساله ساده بی خرج 
ایرج شكری

سرانجام بعد از همه قیل و قالهای انتخاباتی، مراسم تنفیذ و تحلیف انجام شد و ریاست جمهوری بار دوم روحانی آغاز شد. روحانی در همین گام اولی که با انتخاب و معرفی وزیران  برداشت، با برگزیدن علیرضا آوایی ( یک جنایتکار از عوامل سرکوب و کشتار نیروهای سیاسی در دهه 60 و به ویژه کشتار سال 67) و عدم انتخاب وزیری از بین زنان، خوش باورانی را که روی بعضی از مواضع «تند»او در برابر جناح رقیب حساب باز کرده بودند، مواضعی که سراب  فاصله گرفتن و رویگردانی او از معیار و رفتار دهه های گذشته رژیم و نوعی شرمساری از ظلم ستم دوران گذشته را در برابرشان می گسترد، از عوالمشان بیرون آورد. آن مواضع تند به ویژه در سخنرانی در 16 اردیبهشت و چشمگیر تردر آن میان طعنه و کنایه او به رئیسی بود که گفت « یک بار دیگر مردم اعلام خواهند کرد آن‌هایی که در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد بودند را نمی‌خواهند». تمجید و تجلیلی که او در جلسه پایان کار دولت یازدهم از آخوند جنایتکار پورمحمدی که حضور در «هیات مرگ» و شرکت در کشتار زندانیان سیاسی درتابستان سال 67 را برای خود افتخار دانسته بود کرد، سندی خدشه ناپذیر بر دورویی و مردم فریبی این آخوند خمینی صفت است که طبعا هم از نظر آنانی که برای سد کردن راه رئیسی به او رای داده بودند وهم آنانی که دچار توّهم در مورد او شده بودند پنهان کردنی نیست. آن حرفهای انتخاباتی «چهچه بلبل» بود تا خرش از پل انتخابات بگذرد، و الا نه او نه خاتمی و نه دیگرانی از کارگزاران رده اول دوران حیات جنایتبار خمینی، نه انتقادی از آن جنایات خواهند کرد و نه پوزشی از مردم خواهند خواست، بلکه قاطع و محکم بر درستی و به حق بودن آنچه کرده اند وشده، تاکید خواهند کرد؛ چنان که کرده اند و دیده ایم و خاتمی هم از اسدالله لاجوردی وقتی به دیار عدم روانه شد، تجلیل کرد.

نشانه عقب نشینی روحانی در برابر جناح رقیب در واقع بعد از دیدار فرماندهان سپاه با او در اول تیر نمایان شد. این دیدار دوازده روز بعد از آن که محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه در جریان برگزیدن پاسدار کوثری به عنوان جانشین فرمانده سپاه محمد رسوالله تهران بزرگ، اعلام کرد که خامنه ای تا سه سال دیگر او را در فرماندهی سپاه ابقا کرده است انجام شد. طول مسئولیت جعفری به عنوان فرمانده کل سپاه امسال به ده سال رسید و خامنه ای بنا بر روش گذشته و حکمی که در انتصاب او برای ده سال به فرماندهی سپاه داده بود، باید کس دیگری را به جای او می گماشت. اما او جعفری را برای سه سال ابقا کرد. این تصمیم خامنه ای برخلاف ارزیابی عجیب تحلیلگر یکی از رادیوهای فارسی زبان که علت آن را نداشتن سطح لازم برای فرماندهی سپاه، در سایر فرماندهان رده بالای سپاه در حال حاظر دانست، با توجه به تنش موجود بین روحانی با سپاه و خامنه ای، با دو منظور از سوی خامنه ای صورت گرفته است. یکی این که با توجه به ضربه ای که با عملیات داعش در قلب «اُم القرای اسلام و پایتخت نظام» با حمله و کشتار در مجلس و نیز حمله به مقدس ترین سمبل و مظهر سیاسی – عقیدتی رژیم که مقبره خمینی بود، به اعتبار سپاه که مسئولیت حفاظت پایتخت و مقبره امامشان را داشت، خورده بود و در پی آن دو تن از فرماندهان مسئول کنار گذاشته شدند،  تغییر پاسدار جعفری حتی به روال سابق از سوی خامنه ای، باز هم می توانست جعفری را هم در سایه آن ضربه قرار بدهد. خامنه ای با ابقای جعفری خواست نشان بدهد که در شایستگی او تردیدی ندارد و جعفری مورد اعتماد کامل اوست. در بین همان پنج نفری که به دیدار خامنه ای رفته بودند، هم سلامی جانشین فرمانده کل سپاه و هم غیب پرور فرمانده بسیج و هم حاجی زاده فرمانده نیروی هوایی سپاه چیزی برای فرمانده سپاه شدن کم نداشتند. قاسم سلیمانی احتمالا تا زنده است جایش در فرماندهی سپاه قدس، با این همه تبلیغاتی که برای «چهره» سازی و «اسطوره» سازی از او کرده و می کنند به کسی داده نخواهد شد. کوثری اما به نظر می رسد که در سطحی نباشد که در پست فرماندهی سپاه قرار بگیرد. به غیر از آن پنج نفر هم کسان دیگری مثل غلامعلی رشید یا پاکپور  فرمانده نیروی زمینی سپاه که هرکدام یکی یا دوتا مدرک «کارشناسی ارشد» و یک «دکترا» هم زیر بغل خود دارند و «در دفاع مقدس» شرکت کرده و مسئولیتهای فرماندهی داشته اند و حتی نشان فتح گرفته اند، چیزی برای فرماندهی سپاه کم ندارند. هدف دیگر خامنه ای در ابقای جعفری در فرماندهی سپاه، به نظر نگارنده این بوده است که با توجه انتقاد شدید روحانی از قبضه اقتصاد توسط سپاه که از آن به عنوان «دولت با تفنگ» نام برد و نارضایی شدید فرماندهان سپاه به ویژه جعفری از آن – که هم در سخنرانی و هم در نوشته هایی که از بعضی اینان منتشر شد، نمایان بود-، این بود که او بعد از ماجرای اهانت بار نماز عید فطر و تمسخر روحانی  توسط آن نوحه خوان که حتما با اذن رهبر و هماهنگی «بیت رهبر» در روز عید فطر و پایان ماه «تزکیه نفس»  برای «گلاب زدن» به رئیس جمهور برگزیده شده در «انتخابات حماسه ای»، فرستاده شده بود، با این کار تودهنی دیگری  به روحانی بزند تا حواسش جمع باشد و پایش را بیشتر از گلیم اش دراز نکند و در مورد عملکرد سپاه زبان درازی نکند و از این ببعد هم کاملا در برابر سپاه انعطاف داشته باشد و سبب نارضایتی سپاه نشود.عکسهایی هم از حضور آن نوحه خوان در مراسم تنفیذ در اینترنت منتشر شد که این هم نشانه یی و سندی بود بر این که او از دست پروردگان بارگاه ولایت است و مورد عنایت بیت رهبری است که در مراسمی اجازه حضور یافته که به لحاظ تشریفاتی مراسم بسیار سطح بالایی در رژیم است که در مقر ّرهبری انجام می شود و طبعا هر کسی را به آن راهی نیست.  به هر حال بعد از دیدار فرماندهان سپاه با روحانی بود که خبر توافق سپاه و دولت در مورد قراردادها منتشر شد که بر اساس آن قرار شده سپاه در قرار دادهای کمتر از دویست میلیارد تومان ورود نکند. به موارد یادشده بیشتر خواهیم پرداخت.

 پیشروی سپاه در دست اندازی و مداخله در امور مختلف

اکنون به نظر می رسد که سپاه بیش از پیش می خواهد در همه امور به ویژه سیاست خارجی دخالت کند و این پهباد پرانی ها در خلیج فارس در نزدیک ناوهای آمریکایی و نزدیک شدن قایق های تندرو سپاه به ناوهای آمریکایی برای خبرساز شدن به خاطر آن هم، یکی از این تلاشهاست و اگر این نوع «عملیات ایذایی» نیروی دریایی سپاه سبب واکنشی بیش از شلیک هایی برای اخطار که تا کنون از سوی نیروی دریایی آمریکا شده بشود و مثلا یکی از قایقهای تندرو سپاه توسط نیروی دریایی آمریکا غرق و یکی دو نفر از نفرات سپاه کشته بشوند، این برای سپاه «نعمت» خواهد بود. توفانی بپا خواهد کرد صد بار بیشتر از آنچه که برای قربانی اخیر جاه طلبی های سپاه و خامنه ای در سوریه که توسط داعش سربریده شد، بپا کرد و دیگر در برابر شعارها و عربده های فرماندهان سپاه دولت باید صدایش را ببرد و جیک نزند. اگرچه این یک اصل روشن است که شروع جنگ کار دشواری نیست، اما خروج دلخواه از آن است که دشوار است؛ همچنان که برای امامشان که ناچار به نوشیدن زهر آتش بس شد آسان نبود اما اینها در هپروت خودشان سیر می کنند. در گیری اینان با آمریکا برخلاف تصورات و توّهمات بلاهت بار فرماندهان سپاه که انبار موشکی خود را تضمین کننده پیروزی در هر جنگی می دانند و رجزخوانی های بلاهت بار می کنند، برایشان پیروزی در بر نخواهد داشت و هزینه سنگینی مثل ادامه جنون آمیز و ابلهانه  جنگ بعد از آزادی خرمشهر، برای مردم و کشور ببار خواهد آور که مردم باید سالها عواقب آن را تحمل کنند، همچنان که مردم جنوب غرب کشور همچنان از عوارض و ویرانگری جنگ خمینی برای گسترش «ولایت» خودش به آن سوی مرزها که با حقه بازی اسم «دفاع مقدس« بر آن گذاشته اند، در رنج اند. آمریکا در آن سر دنیا قرار دارد ناوهای هواپیما برش و زیردریایی هایش می توانند در خلیج فارس و دریای عمان حضور داشته باشند. اینها در رجزخوانیهاشان تهدید می کنند که پایگاههای آمریکا و نیروهای آمریکا را هدف قرار خواهند داد، خُب فرض کنیم موشکهایی هم به عمان و امارات و عربستان سعودی و حتی اسرائیل شلیک بکنند، بعدش چه؟ با ضربه های متقابل به مراتب سنگین تر و گسترده تر از جبهه رو به رو و با انزوای جهانی چه خواهند کرد؟ از این گذشته جنگ اسلام با کفر و استکبار یا در واقع جنگ سپاه و خامنه ای در رویای گسترش دامنه اعمال قدرت و در هدف نهایی ایجاد اقماری از کشورهای اسلامی برای یک بلوک قدرت به مرکزیت رژیم ولایت فقیه، چنانکه پاسدار مشنگ «سرلشکر دکتر یحیی رحیم صفوی» تحقق آن را در 50 سال آینده امکانپذیر می داند و سایر فرماندهان سپاه مثل همین جعفری به مالیخولیا هایی از این نوع(تشکیل اُمت واحده و تسلط اسلام برجهان) http://www.farsnews.com/13951221000369

 دچارند ، چگونه می تواند با موشک زدن به اینجا و آنجا تحقق یابد و به پیروزی برسد؟

دعوت مهمانان هرچه بیشتر برای مراسم تحلیف توسط روحانی ، می تواند تلاش مذبوحانه یی برای ارائه چهره جهانی از خودش و بالا بردن وزن سیاسی اش در برابر رهبر و جناح رقیب بوده باشد والا چه خاصیتی برای آن می توان شمرد؟ ماجرای سرودست شکستن نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای «سلفی گرفتن» با آن «فتنه رومی»(امام جمعه قم خشمگین از آن ماجرا اخیرا موگرینی را «پیرزن عشوه گر» نامیده)، حاشیه یی بود در این مراسم که یک از مهماندارانش هم از آدمکشهای مکتبی رژیم، جعفری صحرارودی قاتل دکتر عبدالرحمن  قاسملو بود. مهمانداری این جنایتکار در مراسم تحلیف روحانی، البته نشانه اصالت و بی خدشه بودن نظام اسلامی در «مؤلفه هایش» بود، اگرچه بی آبرویی دیگری برای روحانی بود در نزد متوّهمان.

با اندکی توجه به اظهارات و واکنشهایی که از سوی فرماندهان سپاه و عناصر وصل به سپاه در مورد سخنرانی های انتخاباتی روحانی به عمل آمد، تهاجمی بودن موضع سپاه در برابر روحانی را که رئیس قوه اجرایی است بیشتر می توان دریافت؛ سخنان و موضعگیرهایی که معمول در تحلیلها از اوضاع سیاسی ایران، چندان به توجه نمی شود در حالی که قدرت اصلی در دست سپاه است که مستقل از دولت و متصل به رهبر و ولی امر مسلمین است. سخنان اخیر علی مطهری در مجلس در مخالفت با وزیر اطلاعات پیشنهادی(که همان وزیر دولت یازدهم است) به خاطر عدم توانایی او در تداخل کار ارگانهای دیگر در کار وزارت اطلاعات و  انتقاد از مداخله خلاف قانون اساسی سپاه در این زمینه و گسترش دامنه مداخله خود در امور دانشگاهها  و مطبوعات و خبرنگاران، دلیل روشن دیگری برخودسری و قلدرمنشی سپاه در برابر قوه اجرایی و حتی در برابر مجلس است. http://www.irinn.ir/fa/news/515189

زخم و خشم و بی اعتمادی و اتهام های سپاه به روحانی

قبلا اشاره شد که در طول تبلیغات انتخاباتی نیش و کنایه های تندی از سوی روحانی «اعتدال گرا» که حالا با اصولگرایان اختلافات زیاد پیدا کرده به جناح رقیب صورت زده شد که به شدت آنها را زخمی و عصابی کرد. مهمرترین این زخمها یکی در ۱۸ اردیبهشت در همدان بود که گفت «مردم ایران اعلام می‌کنند آنهایی که در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد بودند را قبول ندارند».سخنانی که رقیب اش رئیسی را هدف قرار داده بود. این سخنان که البته با دورویی و وقاحت زیادی بیان شد، بسیار دور از انتظار برای گردانندگان اصلی و «قدیمی» حاضر در صحنه رژیم بود، چرا که آنها همگی اعدام ها را در درجه اول اجرای احکام اسلام و بعد از آن مقابله با «ضد انقلاب و منافقین» می دانند، امری که خود روحانی هم طی سالیان دراز به آن ایمان داشته و در ضمن از «ثمرات» آن برخوردار شده و «حالش را برده» است. اگر او واقعا اعدام و بگیر و ببند 38 ساله را کاری ظالمانه می دانست، باید لااقل در طول 38 سال یک اعتراض و موضعگیری قاطع و بی پرده و به یاد ماندنی علیه آن می کرد که نکرده و اگر واقعا اعدام و زندان اجرا شده توسط امثال رئیسی را خلاف و ناروا می دانست نباید پور محمدی را به وزارت می نشاند که در «گروه مرگ» و کشتار زندانیان سیاسی در سال 67 بوده است و لااقل وقتی پور محمدی بعد از انتشار نوار سخنان آیت الله منتظری با «گروه  مرگ» در مورد اعدام زندانیان سیاسی، در واکنش به اخبار و بحثهای پیرامون آن، با «اجرای حکم خدا» دانستن آن، به صراحت گفت که به شرکتش در آن افتخار می کند، باید او را از کابینه کنار می گذاشت. اگرچه انتقاد این «حقوقدان» از آن عملکرد در سخنرانی انتخاباتی، جدی نبود و برای گذشتن «خرش» از «پل انتخابات» بود، با این حال «حق نشناسی» نسبت به نظام بود. او باید مثل «برادر عزیز» اش خاتمی که در پی کیفریافتن لاجوردی جلاد، از او تجلیل کرد، قدر شناسی از خادمان نظام اسلامی مثل رئیسی را فراموش نمی کرد. آن اظهارات روحانی خشم خامنه ای را هم برانگیخت و در سخنرانی در مراسم سالگرد مرگ خمینی یاد آور شد که «جای شهید و جلاد در دهه ۶۰ عوض نشود». روحانی اما در جلسه پایان کار دولت یازدهم، برای جبران آنچه در تبلیغات انتخاباتی گفته بود، از «خدمات» پورمحمدی در زمینه «حقوق شهروندی و حقوق بشر» تقدیر کرد اما با این کار ضربه سنگینی به خودش زد و «چوب دو سر طلا» شد و اینبار وقاحتش در نزد متوّهمان و کسانی که امید اندک تغییری در امور به او رای داده بودند، به نحو بسیار آزار دهنده یی نمایان شد. ادامه کار پور محمدی در دولت دوم روحانی با آن سابقه جنایتکارانه اش که بعد از انتشار نوار منتظری خیلی رسانه یی شده بود، و با آن اظهارات بیشرمانه یی که گفت به آن چه کرده افتخار می کند، برای روحانی در افکار عمومی انزاجار بیش از بیشی می توانست همراه بیاورد بدون این که حضور او نفعی داشته باشد، به خاطر همین کنار گذاشتن او را به صرفه تر از ادامه حضورش در دولت دید.

زخم سنگین دیگر در سخنانی بود که روحانی در اول تیر -روز ملی اصناف- در ضیافت افطار با «فعالان اقتصادی» برزبان راند و سپاه را زخمی کرد. او بدون ذکر نام ولی به طور کاملا آشکار و روشن حضور سپاه در عرصه اقتصاد را مورد حمله قرار داد. روحانی گفت:« : ابلاغ سیاست های اصل ۴۴ برای این بود که اقتصاد به مردم واگذار شود و دولت از اقتصاد دست بکشد، اما ما چه کار کردیم؟ بخشی از اقتصاد دست یک دولت بی تفنگ بود که آن را به یک دولت با تفنگ تحویل دادیم، این اقتصاد و خصوصی سازی نیست. از آن دولتی که تفنگ نداشت می ترسیدند چه برسد به اینکه اقتصاد را به دولتی دادیم که هم تفنگ دارد و هم رسانه را در اختیار دارد و همه چیزی دارد و کسی جرأت ندارد با آنها رقابت کند». این ا

Advertisements
منتشر شده on 27 اوت 2017 at 6:47 ب.ظ.  دیدگاه‌ها برای  ‎روحانی و سپاه و جناح هار، و ناتوانی او در حل یک مساله ساده بی خرج ایرج شكری بسته هستند  
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: