سفر وزیرامور خارجه فرانسه به ایران، همراه نمایش فیلمی با عنوان «چندقطره خون»

 سفر وزیرامور خارجه فرانسه به ایران، همراه نمایش فیلمی با عنوان «چندقطره خون» 

Published in: on 31 ژوئیه 2015 at 5:50 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

TEHERAN

Published in: on 31 ژوئیه 2015 at 5:06 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

گزارش تکمیلی پیرامون تخریب نمازخانه اهل سنت در تهران

گزارش تکمیلی پیرامون تخریب نمازخانه اهل سنت در تهران

روز گذشته نمازخانه هم‌وطنان اهل سنت در منطقه پونک تهران توسط شهرداری تهران تخریب شد.

وبلاگ ناظران رادیو فرانسه – در اوج تحولات منطقه‌ای و نفوذ داعش به کشورهای همسایه ایران و فجایع بی‌شمار این گروه تروریستی، روز گذشته در کمال ناباوری و بی‌تدبیری، نمازخانه اهل سنت تهران در منطقه پونک هدف تخریب شهرداری تهران قرار گرفت.

1438335995288.jpg

در همین رابطه یکی از شهروندان به بخش ناظران رادیو فرانسه گفته است: سال‌ها است اهل سنت در تهران که شمار آن‌ها حدود یک میلیون نفر تخمین زده می‌شود خواستار ساخت یک مسجد در تهران هستند. این سال‌ها به دوران پیش از انقلاب سال ۵۷ برمی‌گردد. درخواستی که حتی شاه ایران نیز به آن پاسخ مثبت نداده بود. اهل سنت ساکن تهران نیز راه را در ایجاد چند «نمازخانه» در نقاط مختلف تهران دیده‌اند. اما هر از چند گاهی خبر از پلمپ این نمازخانه‌ها منتشر می‌شود. حالا اما کار از پلمپ نیز گذشته و شهرداری تهران روز سه‌شنبه گذشته اقدام به تخریب یکی از این نمازخانه‌ها که در منطقه پونک واقع شده بود، کرد. این نمازخانه نیز البته پیش از این پلمپ شده بود، اما پس از مدتی با پیگیری مولوی عبدالحمید و برخی چهره‌های دیگر اهل سنت، این پلمپ برداشته شده بود. در پی تخریب این نمازخانه، منزل مولوی عبیدالله موسی زاده امام جماعت این نمازخانه نیز مورد تفتیش قرار گرفت.

سعید یکی از چهره‌های برجسته جامعه اهل سنت در تهران است که ترجیح داده با اسم مستعار با رادیو فرانسه گفت‌گو کند. وی گفته است: معمولاً در تهران چند نمازخانه وجود دارد. قبلاً در سعادت‌آباد یک نمازخانه عمده بود که آن را پلمپ کردند و متولی آن نیز بازداشت شد. پس از آن، این نمازخانه در پونک راه‌اندازی شد. برای ماه‌ها نماز جمعه و نمازهای روزانه و … آن‌جا برگزار می‌شد. اما در هفته وحدت به آن‌جا حمله شد و پلمپ شد. نهایتاً پس از رفع پلمپ برگزاری نمازهای روزانه در آن‌جا هم‌چنان تحمل می‌شد تا این‌که روز سه‌شنبه گذشته به نمازخانه حمله کردند و تا ساعت ۶ بعد از ظهر آن را تخریب کردند. افرادی که مشغول تخریب نمازخانه بودند از اعضای شهرداری بودند اما مسلماً افراد دیگری پشت این تصمیم قرار دارند و این دست اقدامات را مدیریت می‌کنند.
تنها علتی که برای این رفتارها می‌توانم بیان کنم تنگ‌نظری و تبعیض قائل شدن است. آن‌ها ارزشی برای حقوق دیگران قائل نیستند. از دید من، قصد آن‌ها در این موقعیت این است که جامعه اهل سنت را وادار به واکنش تند و یا خشونت‌آمیز کنند تا آن‌ها نیز بتوانند اهل سنت را در مقابل سرکوب کنند. وگرنه فکر می‌کنم برای همه واضح باشد که یک میلیون جمعیت سنی مذهب ساکن تهران مانند همه شیعیان در تمام نقاط دنیا حق دارند مسجدی بر اساس موازین حقوق بشر، قانون اساسی و حقوق شهروندی ایران داشته باشند.
معضل نداشتن مسجد برای اهل سنت مسئله جدیدی نیست. ما پیش از انقلاب نیز این مشکل را داشتیم. پس از انقلاب آقای خمینی، زمینی را به اهل سنت دادند تا مسجد خود را بسازند، جایی که الآن مسجد بلال صداوسیما ساخته شده است. پولی جمع شد تا این مسجد ساخته شود اما هم آن پول را ضبط کردند و هم اجازه ساخت را ندادند و در همان‌جا مسجد بلال صداوسیما را بنا کردند.

این در حالی است که در کوچک‌ترین روستای سنی‌نشین ایران اگر ۲ نفر شیعه باشند، آن‌جا مسجد و حسینیه ساخته می‌شود. اما اهل سنت در هیچ شهر بزرگ ایران حق داشتن یک مسجد را ندارند. بعید هم می‌دانم که پیگیری‌های بلندپایه‌ترین شخصیت‌های اهل سنت مانند مولوی عبدالحمید نیز تأثیری داشته باشد. همه مقامات ایران در جریان این مسئله هستند اما من اراده‌ای در هیچ‌کدام آن‌ها نمی‌بینم که حقوق اهل سنت را مراعات کنند. در برخی محافل این مسئله مطرح می‌شود که برخی برای تحت فشار قرار دادن دولت آقای روحانی این کارها را می‌کنند. اما با شناختی که دارم، درباره حقوق اهل سنت، آقای روحانی و دولت ایشان با دیگرانی که دست به این اقدامات می‌زنند همدل هستند.

مولوی عبدالحمید، امام‌جمعه اهل سنت زاهدان و یکی از سرشناس‌ترین چهره‌های اهل سنت در ایران روز چهارشنبه در نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی و هم‌چنین حسن روحانی رییس‌جمهور ایران به تخریب نمازخانه پونک اعتراض کرده و خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای نوشت: «در شرایطی که افراط‌گرایی، تکفیر، تفرقه و خشونت در دنیا موج می‌زند و جهان اسلام نیازمند آرامش و سعه‌صدر است، برادران و خواهران اهل سنت چنین انتظاری نداشتند. این نوع برخوردها به دشمنان اسلام، عوامل خشونت‌طلب و افراط‌گرا فرصت می‌دهد تا به اختلافات دامن بزنند و مردم شریف و همیشه درصحنه اهل سنت را مأیوس کنند.»

مولوی عبدالحمید، در نامه خود به حسن روحانی نیز عنوان کرده است: «عدم تحمل یک نمازخانه معمولی و تخریب آن، در شهری که اجازهٔ ساخت مسجد به شهروندان اهل‌سنت داده نمی‌شود و مطالبهٔ سی‌وهفت سالهٔ آنها پس از پیروزی انقلاب اسلامی ناکام مانده است، تنها جریحه‌دار نمودن احساسات جامعه اهل سنت ایران نیست، بلکه احساسات مسلمانان جهان را نیز جریحه‌دار می‌نماید.»

مشخص نیست این دستور توسط کدام‌یک از مقامات کشور صادر شده، اما چیزی که واضح است، آن است که وقتی جاسوسان رژیم صهیونیستی تا عمق مراجع تصمیم‌گیری کشور نفوذ کرده و در تصمیم‌گیری‌های حساس کشور مسلط هستند، تخریب نمازخانه اهل سنت در تهران، دقیقا در راستای همان اهداف گروه‌های تکفیری در گسترش نبرد میان شیعیان و اهل سنت است؛ نکته‌ای که حتی ناآشناترین افراد به امور کشورداری و سیاست‌ورزی نیز به آن واقف هستند.

Published in: on 31 ژوئیه 2015 at 5:02 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

انتقاد مولوی عبدالحمید از تخریب نمازخانه اهل سنت در تهران

انتقاد مولوی عبدالحمید از تخریب نمازخانه اهل سنت در تهران

مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی، امام جمعه سنی‌های زاهدان، به تخریب نمازخانه سنی‌ها در پونک اعتراض کرده و گفته است اهل سنت باید در تهران مسجد داشته باشند.

مولوی عبدالحمید در نامه‌ای به آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر و حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، ضمن اعتراض به تخریب این نمازخانه نوشت: «عدم تحمل یک نمازخانه معمولی و تخریب آن، در شهری‌که اجازه ساخت مسجد به شهروندان اهل‌سنت داده نمی‌شود و مطالبه ۳۷ سال آنها پس از پیروزی انقلاب اسلامی ناکام مانده است، تنها جریحه‌‌دار نمودن احساسات جامعه اهل‌ سنت ایران نیست، بلکه احساسات مسلمانان جهان را نیز جریحه‌دار می‌نماید.»

او ضمنا هشدار داده است «در شرایطی که افراط‌ گرایی، تکفیر، تفرقه و خشونت در دنیا موج می‌زند و جهان اسلام نیازمند آرامش و سعه‌ صدر است، برادران و خواهران اهل‌ سنت چنین انتظاری نداشتند. این نوع برخوردها به دشمنان اسلام، عوامل خشونت‌ طلب و افراط‌ گرا فرصت می‌دهد تا به اختلافات دامن بزنند و مردم شریف و همیشه در صحنه اهل‌ سنت را مایوس کنند.»

سنی‌ها در تهران مسجد ندارند و نمازخانه پونک، که روز چهارشنبه ۷ مرداد تخریب شد، برای آنها مرکزیت دارد. این نمازخانه پیشتر پلمب و سپس فک پلمب شده بود. البته پس از فک پلمب، اجازه برگزاری نماز عید و نماز جمعه در آن داده نمی‌شد.

سایت سنی‌آنلاین نوشته است که این نمازخانه توسط «ده‌ها تن از نیروهای شهرداری» و با پشتیبانی نیروهای امنیتی تخریب شده است. بنا بر این گزارش موبایل امام این نمازخانه را هم ضبط کرده‌اند.

مولوی عبدالحمید در نماز جمعه امروز زاهدان گفت: «مسلمان از هر فرقه‌ و مذهبی باشد به مسجد نیاز دارد و این مکان‌ها در همه دنیا احترام خاص دارند.»

او گفت تهران مرکز ثقل کشور است و سنی‌ها در این شهر به فضایی برای عبادت نیاز دارند.

عبدالصمد ساداتی، امام جمعه سنی‌های سراوان و عبدالرحمن مطهری، مدیر حوزه علمیه احناف خواف هم به تخریب نمازخانه پونک اعتراض کرده‌اند.

Published in: on 31 ژوئیه 2015 at 4:49 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

حق الله – تخریب نماز خانه پونک / انجام اعمال اخروی با مقاصد دنیوی نوعی شرک است 29/07/2015

Published in: on 31 ژوئیه 2015 at 4:37 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

ویژه برنامه فریاد خاموش – تخریب نماز خانه پونک اهل سنت تهران –

Published in: on 31 ژوئیه 2015 at 4:35 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

Les Palestiniens dans la rue après la mort d’un bébé brûlé vif

En marge des funérailles du nourrisson, le Premier ministre palestinien Rami Hamdallah a exhorté «la communauté internationale à agir».
 Photo de Abdullah Elshamy.
Photo de Abdullah Elshamy.
Photo de Abdullah Elshamy.
Photo de Abdullah Elshamy.
Funérailles du petit Ali, brûlé vif par des colons israéliens...
Photo de Opération Boycott.
Photo de Opération Boycott.
Photo de Opération Boycott.
Photo du bébé  brûlé vivant par des terroristes juifs israéliens. Personnellement, je vois aucune différence entre Daech (ISIS) et ces terroristes israéliens.
Photo de Bilel Baazaoui.
1 bébé d’un an est brûlé vif en palestine par les colons sionistes donc brûler les enfants palestiniens vivant est devenu un rituel de colons juifs , où sont les droits de l’homme ??!!

Pourquoi nous étudions les droits de l’homme à l’école ?

 se lever de bon matin pour savoir qu’ils ont brulé un bébé de 18 mois vivant
 Brûlé vif, dans la matinée, par des colons israéliens…
Photo de Opération Boycott.
Photo de Opération Boycott.
Photo de Opération Boycott.
Photo de Opération Boycott.

 Les israéliens juifs l’ont brûlé vivant ..

Photo de Sywar Yzd.

Photo du bébé brûlé vivant ce matin par des terroristes juifs israéliens. Personnellement, je vois aucune différence entre Daech (ISIS) et ces terroristes israéliens.

Bilan: la mort du bébé en photo (un an et demi) et des brûlures de troisième degré pour ses parents et sa sœur (4 ans)

Photo de Bilel Baazaoui.
Photo de Chaouki Mohammed.
Ghassan Ahmed a partagé la publication de Palestine Social Global.

À l’instant ·
Photo de Palestine Social Global.
Palestine Social Global
They burned the baby, and burned what is left from humanity.

 They burned the baby, and burned what is left from humanity.
Photo de ‎شهاب‎.
Published in: on 31 ژوئیه 2015 at 4:30 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

: Âgé de 4 ans, le frère du bébé tué lors de l’attaque terroriste

: Âgé de 4 ans, le frère du bébé tué lors de l’attaque terroriste israélienne, est également en réanimation dans un état critique. S’il vous plait, priez pour lui et ses parents également ans un état critique 

 

Photo de H & O Production.

Published in: on 31 ژوئیه 2015 at 4:19 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

Brûlé vif par des colons israéliens… avec l’inscription «Revanche» !

Brûlé vif par des colons israéliens… avec l’inscription «Revanche» !

L’horreur n’a plus aucune limite !

Photo de Campagne pour la Reconnaissance de la Palestine.
Published in: on 31 ژوئیه 2015 at 4:17 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.

ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
ایرج شكری
بعد از چند سال گم و گور شدن، دوباره سروکله اش برای تبلیغ به نفع رژیم و حمایت از آن، پیدا شده، اینبار برای قهرمان «دیپلماسی» و «دیپلمات انقلابی» ساختن از خامنه ای، در سربزنگاهی که شخص خامنه ای با همه ادعاها و باید نباید ها و«خط قرمز» هایی که برای مساله اتمی تعیین می کرد، در گل مانده است و اوضاع رژیم به شدت آشفته است. بدنه رژیم، بیشتر از خفت و حقارتی که با پذیرفتن محدویت ها بر سر برنامه اتمی که خواتس آمریکا و اروپا بود، نصیبشان شده، حرف می زنند تا نقش نجات بخش و تعیین کننده «مقام معظم رهبری» در سازش ناپدیری و ایستادگی در برابر «مستکبرین». در «بالا» اما، بگو-مگو لحن تندتری دارد.

لاریجانی رئیس مجلس شکوه و ناله کرده است که:« گفته‌اند سگ آقای احمدی نژاد و مشایی شرف دارد به اینها، آیا این جور صحبت درست است؛ حداقل من » اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله» که گفته بودم لذا چطور ممکن است سگ یک نفر بر یک مسلمانی شرف داشته باشد، این روش اظهارنظر و گفتار درست نیست آنچه که واقعا مصلحت مجلس و باعث شرف مجلس ‌شود مطرح می‌کنم و از آن حمایت می‌کنم ». لاریجانی را متهم می کنند که مانع انتقاد از عملکرد دولت می شود. جواد کریمی قدوسی عضو کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی رژیم در گفتگویی با یک سایت مجلی به اسم «صبح توس »به کنایه گفته است که «ما شش گل خوردیم» و موارد آن را شمرده است و یاد آور شده که« بنده ۱۷ مورد عبور از خطوط قرمز را با مستندات از روی متن توافق‌نامه برای آقای عراقچی خوانده‌ام. این ۱۷ مورد که می‌توانست منافع ملی ما را تضمین کند در این توافق از آن‌ها عبور شده است». روحانی در یک جلسه هیات دولت گفته بود که ما دو گل خوردیم و سه گل زدیم. باز هم با اشاره به همین حرف روحانی و با یاد آوری این که با 3 گل زده به حریف و 2 گل خورده از طرف مقابل یک بازی را نمی شود برد – برد اعلام کرد، کسانی از باندهای رقیبت نیش و کنایه هایی به روحانی زده اند. از جمله کامران دانشجو یاد آور شده که این بازی فوتبال نیست و بیشتر به کُشتی شبیه است و ضمن انتقاد از عملکرد تیم روحانی در مساله توافق با 1+5 و گفته است مواظب باشند که «ضربه فنی» نشوند و دیگرانی نیز مسائلی ناشی از باخت و وادادن تیم روحانی در برابر فشار آمریکا بیان کرده اند.  

 آن عامل «اندیشمند» و «تحلیلگر» در خدمت ولایت فقیه، هر وقت چیزی نوشته، درخدمت حفظ اساس نظام ولایت فقیه بوده و به توجیه خط و عمل دستگاه ولایت فقیه پرداخته و تلاش کرده آنچه را که در حول محور ولی فقیه می چرخد را درست و کارآمد و به حق و اوضاع را مطلوب جلوه دهد. در مواقع انتخاباتی با هدف جلب تشویق به شرکت در انتخابات مطلب می نوشت. همچنان که چند سال پیش(آبان  90 – اکتبر 2011) در مطلبی با عنوان « تمجید از نیروی قدس سپاه تحریف حقیقت و خدمت به رژیم»*نوشتم، در نوشته های این شخص (تهمورث کیانی) -که معتقدم نقشی به مراتب مهم تر از تریتا پارسی را برای خدمت به رژیم به عهده دارد-، هرگز خط و کلامی در محکوم کردن یا حتی انتقاد و تقبیح این همه بیداد وستم رژیم دیده نمی شود و هرچه نوشته به طور روشن و آشکار در توجیه خط و سیاستهای رژیم، مخصوصا در زمینه هایی که به سیاست خارجی و افکار عمومی بین المللی مربوط می شده، بوده است. او این بار با مطلبی تحت عنوان « دیپلمات، انقلابی یا انقلابی دیپلمات – نگاهی به شطرنج اتمی آیت الله خامنه ای»، تلاش کرده که تسلیم رژیم در برابر خواستهای اساسی 1+5 در محدویت ها و بازرسی ها را که تیم روحانی به اختصار آن را«برجام»(مخفف برنامه جامع مشترک) می نامد، دستارود بزرگی برای رژیم نشان بدهد که گویی «کارستانی» بوده است که «آیت الله خامنه ای» که هم «دیپلمات انقلابی» و هم «انقلابی دیپلمات» است، با تاکتیک های هوشمندانه خود برپا کرده و امکانپذیر ساخته است. در حالی که می بینیم و می دانیم که در عمل همچنان که همه شاهد بوده وهستند، این دستاورد، سر و صدا و اشک و آه همه ولاتیمداران دو آتشه از جمله حسین شریعتمداری را- از همان ساعتی که روحانی آن را به عنوان دستاورد بزرگ و بی نظیری «در تاریخ روابط بین المللی» برای رژیم و با هدایت و «قبول مسئولیت سنگین» و نظارت «مقام معظم رهبری»، برای خودش و تیم مذاکره کننده، جلوه داد-، درآورد. شریتمداری یاد آور شد که اظهارات روحانی با مفاد برنامه مذکور مغایر و حتی متناقض است. موارد متعدی از انتقاد و اظهار نظر از سوی «نیروهای ارزشی» و «ولایتمدار» در سایتهای رژیم درج و منتشر شد که روی دروغگویی ها و تحریف هایی که وزارت خارجه رژیم از «برجام» کرده و به رسانه ها و افکار عمومی ارائه کرده بود، انگشت گذاشته شده است. همینطور روی دروغگویی صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی در مورد توافق محرمانه یی که با آژانس بین المللی انرژی اتمی برای بازرسی از تاسیسات نظامی پارچین کرده است.

تحلیل گر در خدمت ولایت فقیه که گویا در سیاتل امریکا تشریف دارند، برای این حضور رسانه ای اش را(که به خاطر دست رو شده اش، حتما بی فایده برای خدمت به رژیم و زیانبار برای خودش می دانسته کنار گذاشته بود)- دوباره ضروری دیده از سربگیرد که ولی فقیه نه تا خرخره بلکه تا بالای دماغش در لجن فرور رفته است و به خاطر عدم واکنش در برابر «شکسته شدن خط قرمزها» به شدت در نزد ولایتمداران و «نیروهای ارزشی» بی اعتبار شده است. روحانی در کرمانشاه با پر رویی و وقاحت گفت آتش بس را(در جنگ ایران و عراق) با عزّت پذیرفیتم، او با این ادعا تلاش کرد تا خفت ناشی از تسلیم شدن به «شرط و شروط» آمریکا را ماستمالی کند. اما بسیجیان و حزب اللهی های دانشگاهی و «اهل رسانه» رژیم، به خوبی می دانند که روحانی دروغ می گوید و هنوز هم بحث این که «چه کسی جام زهر را به دست امام داد» بحث پایان یافته ای نیست و پذیرفتن آتش بس از روی ناچاری بود. اما مهم تر از آن این نکته است که همان مریدان خمینی و حزب اللهی ها – چه آنها که نوجوانان و جوان و  شرکت کننده در جنگ بوده اند و حالا 27 سال بعد از جنگ بالای چهل و بالای پنجاه سال، سن دارند-، و چه آنان که در زمان جنگ و پایان جنگ، یا متولد نشده بودند یا کودک خردسالی بوده اند و الان بیست – سی ساله های حزب اللهی و بسیجی هستند و دائما عشق به خمینی و ستایش از ایثارگران و… به آنان تزریق شده ومی شود، این را خوب می توانند تشیخص بدهند که خمینی اگر جام زهر آتش بس را پذیرفت و نوشید، تلاش نکرد به آنها دروغ بگوید و سر آنها را شیره بمالد و مدعی نشد که این بزرگترین دستاورد در «تاریخ روابط بین المللی» برای یک کشور است که او توانسته برای جمهوری اسلامی به دست بیاورد، بلکه در پیام مربوط به پذیرفتن آتش بس تصریح کرد که این کار را برای مصلحت کرده است و مرگ و شهادت برایش گواراتر از پذیرش قطعنامه بود. خمینی بدون تلاش برای شیره مالیدن به سر بسیجیان برای فتح الفتوح جلوه دادن آتش بس(کاری که روحانی و باند همراش در مورد پذیرفتن برنامه جامع مشترک که مدیریت و هدایت اصلی تنظیم و تعیین ضوابط آن با آمریکا بوده است، می کنند و خامنه ای هم سکوت رضامندانه پیش گرفته است)، به صراحت از بیچارگی و ناچار بودنش در پذیرفتن آن سخن گفت. خمینی در آن پیام گفت:«با توجه به نظر تمامی كارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای كشور، كه من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع كنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم و خدا می داند كه اگر نبود انگیزه ای كه همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود.

اما چاره چیست كه همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم و مسلم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود». خمینی نگفت که با پذیرش آتش بس به هدفش رسیده است و«سه گل» به حریف زده و دو گل خورده است، خمینی تصریح کرد که :« شما می دانید كه من با شما پیمان بسته بودم كه تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم، اما تصمیم امروز فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم گذشتم و اگر آبرویی داشته ام با خدا معامله كرده‌ام». در ضمن این راهم باید در نظر داشت که خمینی با پذیرفتن آتش بس، جلوی شکستها و سرشکستگی های بیشتر و به کشتن و به اسرات دادن نیروهای بیشتری از «سپاه اسلام» را گرفت، اما با این «برنامه عمل مشترک» با «مستکبرین»، تازه تسلیم و عقب نشینی در برابر غرب به ویژه «شیطان بزرگ» آغاز شده است و کنترل ها آنگونه که آمریکائی ها خواسته اند طولانی مدت و در مورد غنی سازی همیشگی خواهد بود.این وضعیت و سرنوشت آن چیزی است که به دروغ و به زور تبلیغات می گفتند «غرور ملی» ماست. این تسلیم رژیم، و کوتاه آمدن رژیم در برابر عبور آمریکا از «خط قرمزها»، البته به نفع مردم است و می تواند به «هیاهوی بسیار برای هیچ» که رژیم سر این مساله برپا کرده بود پایان دهد. هیاهوی پوچی که فقط برای گردانندگان جنایتکار رژیم و پاسداران متکبّر و نادانش، یک هویت کاذب «قدر قدرتی» می آفرید و اما مردم به خاطر آن فشارها و محرومیت های بسیار را متحمل شدند.  بگذریم، موضوع این نوشته پیدا شدن دوباره سرو کله یک عنصر در خدمت ولایت فقیه در یکی از سایت هایی است که ظاهر در صف اپوزیسیون چپگرای رژیم قرار دارد. او مطلبی با عنوان « دیپلمات انقلابی یا انقلابی دیپلمات…» با تحلیلی مثل تحلیل های واقعیت گریزانه مسعود رجوی که ( که چون واقعیت گریزانه بوده هیچوقت درست از کار در نیامده)، با اشاره به اظهارات بعضی مخالفان توافق با رژیم در آمریکا، و تحریف حقایق و نتیجه گرفتن از آن به سود خامنه ای، به تجلیل از نقش خامنه ای و دانش و مهارت او در دیپلماسی و «انقلابی» بودن او پرداخت است و نتیجه مذاکراه را دست یافتن رژیم به اهدافش در برابر آمریکا آمریکا دانسته و در پایان مطلب نتیجه یی گرفته که فقط یک مرید و شیفته خامنه ای، یک سرباز گمنام امام زمان -محو شده در نقش و توانایی«پیامبر گونه» مقام ولایت،«حضرت آقا»- می تواند چنان جملاتی ستایش انگیز را که بیشتر حال و هوایی از عشق عرفانی یک مرید به مراد را منعکس می کند و نه نظر یک تحلیل گر سیاسی را، سر هم کند. او نوشته است:«آیت الله خامنه ای راست می گفت که او انقلابی است نه دیپلمات، او بیشتر به رهبران انقلابی دوران جنگ سرد شبیه است تا دیپلمات های مرسوم. فرآیند مذاکرات اتمی و دستآوردهای آن برای ایران،اما،نشان داد که او ترکیب تازه ای از دیپلماسی و انقلابی گری ساخته است که دست کم در این مورد موفق از کار درآمده و حاصل آن به سود ایران بوده است. این واقعیتی است که نادیده گرفتن آن میتواند موجب محاسبات سیاسی اشتباه درباره ایران گردد». با این عشق و ارادت به مقام ولایت حتما می داند که می داند در سطحی نیست که به محاسن مبارک «حضرت آقا» یا به صورت «نورانی» ایشان، از دور بوسه ای بزند، اما بوسه ای به محل عمل جرّاحی شان زده است.

سوال اینجاست که واقعا تحلیلی هایی اینچنینی از افردای آنچنانی، چه جایی می تواند در سایتی داشته باشد که گویا متعلق به اپوزیسیون چپگرای رژیم است که عَلَم «تحلیل علمی» را هم به دوش می کشد؟  این که یکی علنا خدمت به نظام ارتجاعی و جنایتکار و ضد ایرانی ولایت فقیه را برگزیده باشد، مساله ای است که به هرحال جلوی چشم همه هست و می دانیم که سعید امامی ها و حسین شریعتمداری ها و وحوش درنده بسیاری در خدمت این نظام هستند، اما این که کسانی و گروهی که ظاهرا در صف اپوزیسیون رژیم هستند، اما با فرومایگان در خدمت رژیم «لاس» می زنند و بده بستان دارند این ناگوار است و در عمل دواطلبانه گند و کثافت به سر و روی خود مالیدن است، مثل نامه نوشتن فرخ نگهدار به خامنه ای. نباید به این مسائل بی توّجه بود. باید هشیار بود و عمّال رژیم و سعید امامی های در پوشش مدرس و استاد یار دانشگاه در آمریکا (چه دانشگاههای مهملی در آمریکا پیدا شده) را سرجایی که هستند نشاند و به آنها فهماند که نمی توانند هوّیت کثیف خود را پنهان کنند. اگر فکر می کنند که می توانند با قلم زدن در سایتهایی که به اسم اپوزیسیون معرفی شده اند( اما می خواهند یک «سمساری» با هر نوع جنس از جمله بسیار مستمعمل و دست چندم و مبل و صندلی هایی با لکه های بزرگ از جای نشتن ها در آن است، داشته باشند)-، روی داوری و ارزیابی اوپوزیسیون آزادیخواه و ترقیخواه و مردم دوست نسبت به رژیم و عملکردش جنایتکارانه و خائنانه اش، تاثیر بگذارند و آنها را به رژیم«وصل» کنند، سخت در اشتباه اند. بهتر است گورشان را گم کنند و بروند «مطالب وزین» خود را در سایتهای ولایتمدار درج کنند و در کنار آنها باشند. به ویژه اکنون که چراغ ولایت فقیه، به «پت پت» افتاده و هردم ممکن است از بی نفت و روغنی خاموش شود، اینان ممکن است روغنی برای فتیله چراغ ولایت فقیه باشند و بتوانند در روحیه سرخوردگان از ولایت فقیه و کم کردن ترس و وحشت آنان از فردای سیاه و تاریکی که در انتظار رژیم و در انتظار آنان است، تاثیر بگذارند.

منابع:

لینک مقاله مورد بحث:

دیپلمات،انقلابی، یا انقلابی دیپلمات؟
نگاهی به شطرنج اتمی آیت الله خامنه ای!

*لینک مطلب چند سال پیش من با عنوان «تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم». این مطلب در پژواک ایران هم درج شده است.

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2011/10/normal-0-21-false-false-false-fr-x- none_23.html

جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴ – ۳۱ ژوئیه ۲۰۱۵

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2015/07/blog-post_30.html

Published in: on 31 ژوئیه 2015 at 3:49 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه