حزب دمکرات کردستان ایران: با جمهوری اسلامی وارد جنگ مسلحانه شده‌ایم

حزب دمکرات کردستان ایران: با جمهوری اسلامی وارد جنگ مسلحانه شده‌ایم

  • 19 سپتامبر 2016 – 29 شهریور 1395

مصطفی هجری، دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران به بی‌بی‌سی گفت که پیشمرگه‌‌های حزب او در کردستان ایران با نیروهای دولتی وارد جنگ مسلحانه شده‌اند.

آقای هجری پیشتر اعلام کرده بود که حزب او «مرحله نوینی» از مبارزه را در کردستان آغاز کرده است.

او گفته بود که منظور از مرحله نوین مبارزه، حضور پیشمرگه‌‌های مسلح حزب در میان مردم کردستان است که هدف آن دادن آگاهیِ سیاسی و امید به مردم و تشویق آنها به مبارزه برای حقوق ملی خود است.

او حالا می‌گوید که اعضای حزب دموکرات کردستان ایران در یک جنگ مسلحانه با نیروهای دولتی درگیر شده‌اند.

نیروهای مسلح حزب دمکرات کردستان ایران و سایر حزب‌‌ها و سازمان‌‌های کردی سال‌‌ها برای به دست آوردن خودمختاری در امور فرهنگی و اجتماعی کرد‌ها درگیر مبارزه مسلحانه با نیروهای دولتی بودند. ولی از حدود بیست سال پیش بیشتر آنها که در کردستان عراق مستقرند، دست از مبارزه مسلحانه کشیده بودند.

مصطفی هجری ، دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران به برنامه «به عبارت دیگر» تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی گفته است که حزب او قصد آغاز دور جدید مبارزه مسلحانه در کردستان نداشته ولی چون نیروهای دولتی از رفت و آمد مسلحانه پیشمرگه‌‌‌هایش جلوگیری می‌کنند، درگیری نظامی به آنها تحمیل شده است.

بعضی از سازمان‌های سیاسی و شماری از فعالان مدنی در کردستان ایران از تاکتیک جدید این حزب انتقاد کرده‌اند و آن را بهانه‌ای برای امنیتی کردن بیشتر فضای سیاسی و اجتماعی کردستان و جلوگیری از هرنوع فعالیت مدنی می‌دانند.

مقامات نظامی و سیاسی ایران هم حزب دمکرات کردستان ایران را به دریافت کمک مالی از عربستان سعودی متهم می‌کنند و حضور نظامی پیشمرگه‌های این حزب را تحرکاتی خوانده‌اند که به نیابت از عربستان سعودی صورت می‌گیرد.

مصطفی هجری در این گفت و گو این اتهام‌ ها را رد می‌کند. او منکر نیست که حزب او در گذشته و حال از کشورهای خارجی تقاضای کمک کرده است، ولی می‌گوید که تا به حال پاسخ مثبتی به تقاضاهایش دادنه نشده است.

آقای هجری به پرسش‌های دیگری هم پاسخ می‌دهد از جمله مصاحبه اخیرش با روزنامه اسرائیلی جروزالم پست که در آن گفته بود همانطور که جمهوری اسلامی ایران به دشمنان اسرائیل مثل حماس و حزب الله کمک می‌کند، اسرائیل هم باید به سازمان‌های ایرانی مخالف جمهوری اسلامی کمک کند.

آقای هجری در برنامه «به عبارت دیگر» همچنین به صحبت‌های یکی از اعضای شناخته شده حزبش در جریان مراسم حج امسال در یکی از کانال‌های تلویزیونی وابسته به عربستان سعودی که جنجال آفرین شده بود واکنش نشان داده است.

برنامه به عبارت دیگر با مصطفی هجری روز سه شنبه ۳۰ شهریور در ساعت ۲ بعد از ظهر به وقت گرینویچ، ۱۸:۳۰ به وقت ایران از تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی پخش می‌شود.

Advertisements
Published in: on 31 مارس 2017 at 6:28 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟! محمد امینی

دوهفته پیش از فرارسیدن نوروز، خانم شیرین عبادی، در کنار و به همراه برخی از سرشناس ترین رهبران

گروه های قوم گرایی که بسیاری از ایشان، آشکارا از پروژه‌ی از هم گسستن ایران پشتیبانی می کنند، در نشستی در پارلمان سوئیس شرکت کردند. برخی از همراهان خانم حقوق دان برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل، کسانی بودند که بارها از یورش نظامی کشورهای دیگر به ایران جانب داری کرده و هم امروز نیز وامدار دستگاه های امنیتی کشورهایی مانند عربستان اند.
یکی از همراهان «حقوق بشری» خانم عبادی در پارلمان سوئیس، آقای مصطفی هجری، رهبر حزب دموکرات کردستان ایران بود. این همان حزبی است که سخنگو و جانشین دبیرکل آن، آقای حسن شرفی، در گرماگرم یورش نظامی ایالات متّحد آمریکا به عراق به بهانه‌ی ساختگی یافتن جنگ افزارهای کشتار جمعی، در گفت و گویی با نیوزمکس اعلام کرد که «چهارملیون کردهای ایران که مرز شمالی با عراق را در اختیار دارند، هرآینه ایالات متّحده گام هایی مهاجمانه تر در برابر ایران بردارد، از آمریکا پشیبانی خواهند کرد».
از آن هنگام تا به امروز، حزب دموکرات کردستان ایران و رهبر آن آقای هجری، همچنان از حمله‌ی نظامی برای براندازی جمهوری اسلامی پشتیبانی کرده و کردستان را سرزمینی در «اشغال» ایران بشمار می‌آوراند. آقای هجری در نامه‌ی تبریک به جرج بوش به بهانه‌ی آغاز دور دوم ریاست جمهوری او، خواهان دخالت نظامی درایران شد و سپس در گفتگو با «میدیا» در ۱۸ فوریه‌ی ۲۰۰٥، در توجیه و دفاع ازآن پیام چنین گفت:
«متأسفانه حکومت های دیکتاتوری، نسبت به جنبش مردمی قدرتمندتراند و برای تأسیس حکومت های مردم سالار ما احتیاج به نیرو داریم…. متأسفانه حکومت ها با قدرت تمامتر به سرکوب می پردازند و خواست های آزادی خواهانه مردم و حرکت های آنان را مدّت ها به تاخیر می اندازد. به همین جهت ما برای تاسیس حکومت های مردم سالار و دمکرات و دلخواه مردمی، احتیاج به پارامترهایی داریم که کمک کننده‌ی این جنبش باشد… من بسیار منطقی می دانم که مردم هر کدام از کشورهای منطقه که می خواهند از دیکتاتوری رهایی پیدا کنند، از نیروهای دمکرات و آزادی خواه خارجی برای تقویت جنبش آزادی خواهی در داخل کشور کمک بگیرند.»
حزب دموکرات کردستان ایران که خانم عبادی در کنار رهبر آن نشسته، در توافقنامه ای که چندسال پیش با حزب کومله‌ی کردستان امضاء کرد، سخن از «جنبش آزادیبخش ملّت کرد» به میان آورد که از نگاه بسیاری از کنشگران سیاسی از دیدگاه های گوناگون، پیمانی برای جداساختن کردستان از ایران بود.۱
دیگر همراهان خانم عبادی در این نشست، از نرمش و توانایی سیاسی آقای هجری برای پنهان ساختن دیدگاه های خود برخوردار نیستند. نمایندگان خود برگزیده‌ی «ملّت عرب ایران»، در تارنمای گروهی خود می‌نویسند که نود سال است ملیّت های غیرفارس به دست نمایندگان یک ملّت (فارس ها!) سرکوب شده اند. خانم عبادی حقوق دان باید پاسخ بدهند که آیا گرفتاری حقوق بشر و دموکراسی درایران در نود سال گذشته، سرکوب غیرفارس زبانان از سوی دولتی بوده که نماینده و نماد «ملّت ستمگر فارس» است؟!
از میان همراهان «حقوق بشری» خانم عبادی دراین نشست، یکی جلیل شرهانی، دبیر اول حزب تضامن دموکراتیک اهواز (عربستان) است و دیگری کریم بنی سعید عبدیان، از پایه گذاران، عضو ارشد و مشاور عالی آن حزب و مدیر اجرایی سازمان حقوق بشر اهواز.
واژه‌ی «عربستان» را هم من به نام این حزب نیافزوده ام. مراد رهبران این حزب از واژه‌ی اهواز یا احواز، همان استان خوزستان است که به داوری ایشان، نام درست آن از دیرباز «عربستان» بوده. در مرامنامه‌ی حزب تضامن الدیمقراطی الاهوازی که در کنگره‌ی بنیانگذاران آن در هژدهم و نوزدهم ژوئیه‌ی ۲۰۰۳ در لندن برگزارشد، از جمله چنین می خوانیم:
«خلق عرب أهواز (أحواز یا عربستان) در حال گذار از شرایط بسیار بغرنج وپیچیده ای است که ناشی از قید و بندهای ستم ملّی کم نظیری می‌باشد. این ستم از هنگامی آغاز شد که این خلق در سال ۱٩۲٥ دچار رنج بزرگ فروپاشی حاکمیّت عربی و تسلط حاکمیّت نژاد پرست مستبدی به رهبری رضا شاه شد… بدین سان امید و آرزوی مشروع خلق عرب جهت تعیین سرنوشت خود بر باد رفت، و مواجهه‌ی نابرابر و مبارزه‌ی جانکاه برای ادامه‌ی حیات بر او تحمیل شد.»
اشاره به این تاریخ از این رواست که در سال های ۱۳۰۳ و ۱۳۰۴ (۱٩۲٥ میلادی)، دولت مرکزی ایران، به فرمانروایی تبهکارانه‌ی شیخ خزعل بنی کعب که از دیدگاه این دسته، «نماینده‌ی» این امید و آرزوهای «خلق عرب» بود، پایان داد. به این دروغ تاریخی هم که گویا خوزستان شدن «عربستان» را رضاشاه ساخت و پرداخت، نمی پردازم. جای شکر است که نویسندگان حدودالعالم من المشرق الی المغرب، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، معجم البُلدان، تقویم البلدان و فارس نامه‌ی ابن بلخی و نیز سرایندگانی مانند فخرالدیّن اسعد گرکانی، نظامی گنجه ای، سعدی، عطّارنیشابوری، محتشم کاشانی و امیرخسر دهلوی و بسیاری دیگر که از خوزستان یاد کرده اند، در دوران رضاشاه و خزعل نمی زیستند تا از سوی این گروه متّهم شوند که با انگیزه‌ی «تسلط حاکمیت نژاد پرست فارس»، نام «عربستان» را به خوزستان دگرگون ساخته اند!۲
همراه دیگر خانم عبادی در این کارزار «حقوق بشری»، چهره‌ی آشنای سپهرقوم گرایی سیاسی، آقای کریم بنی سعید عبدیان بود. به گزارش تارنمای مرکز پژوهش های اهواز که از تارنماهای هوادار آقای عبدیان و حزب تضامن الدیمقراطی الاهوازی است، «هیئتی از عرب‌های اهوازی به ریاست دکتر کریم عبدیان بنی سعید در کنفرانس اپوزیسیون ایران که در روزهای ۸، ۹ و ۱۰ جولای [۲۰۱٦] تحت عنوان آیران آزاد به میزبانی شورای ملّی مقاومت ایران و سازمان موسس آن، یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران در فرانسه برگزار شد، شرکت کرد».۳
این تارنما، با شادمانی چنین گزارش می دهد:
«شاهزاده ترکی الفیصل، مدیر مرکز پژوهش‌های اسلامی ملک فیصل و رئیس سابق استخبارات سعودی و سفیر این کشور در بریتانیا وآمریکا، نیز با حضور در این کنفرانس و با اعلام حمایت از اپوزیسیون ایران، مشارکت عربی در کنفرانس را پررنگ‌تر کرد… شاهزاده الفیصل در سخنان خود به سرکوب مستمر رژیم ولایت فقیه علیه اقلیت‌های نژادی و دینی اشاره و تاکید کرد که جنبش‌های اعتراضی همه جای ایران، از تهران و اصفهان تا شهر عبادان در اقلیم اهواز را فرا گرفته است. الفیصل از جنبش مقاومت و خواست مردم ایران برای سرنگونی رژیم اعلام حمایت کرد.»۴
این «شاهزاده‌ی» هوادار حقوق بشر در ایران، سرپرست پیشین دستگاه امنیّتی کشوری است که در آن نشانی از وفاداری به حقوق بشر نمی توان یافت و کسی است که برپایه‌ی گزارش های سازمان های امنیتی و سنای ایالات متّحد آمریکا، یکی از پایه گزاران ساختاری است که بعدها به «القاعده» نام آور شد.۵ این «شاهزاده» اینک هوادار حقوق بشر درایران شده است! ناگفته پیدا است که آن حقوق بشری که این سران قوم گرا در سودای ساختن آن در ایران هستند، از جنس همان «حقوق بشر» و «دموکراسی» است که ترکی الفیصل و خاندان آل سعود، سال ها است در عربستان پاسدار و هوادارش بوده اند!
گمان نکنید که شرکت آقای عبدیان در کنفرانس «ایران آزاد» سازمان مجاهدین خلق، یک رویداد بی پیامد بوده باشد. آقای عبدیان، به عنوان «رئیس کمیته‌ی روابط خارجی کنگره‌ی ملیّت های فدرال»، که از دستپخت های حزب دموکرات کردستان ایران و یک دوجین گروه های قومی مدّعی نمایندگی «خلق های ستمدیده‌ی ایران» است، سازمان مجاهدین خلق را نماینده‌ی ملّت ساختگی فارس می داند و به گزارش حزب تضامن دموکراتیک اهواز در ۲۴ ژوئیه ۲۰۱٦، شرکت ایشان در این کنفرانس برای چنین هدفی بوده است.
خود آقای عبدیان در نوشتاری در سوم سپتامبر ۲۰۱٦، دیدگاه خودرا درباره‌ی سازمان مجاهدین آشکار کرده و می نویسد که پس از این که نمایندگان خودبرگزیده‌ی ملّت های ساختگی ستمدیده‌ی ایران «در هتلی در لندن کنگره‌ی ملیّت های ایران فدرال را بنا نهادند»، ایشان اینک به این داوری رسیده اند:
«موفقیت بزرگ مجاهدین در برقراری این اجلاس سه روزه با حضور ده ها هزار تن شرکت کنندگان از نقاط مختلف جهان و پشتیبانی لجستیکی و مالی و تشکیلاتی در پاریس و به قول یکی از رهبران شان، بدون جاری شدن خون از دماغ کسی، مجاهدین را در موقعیتی برای ایجاد رهبری تشکیلاتی اپوزیسیون فارس ایران مهیّا می کند، جنبش ملل تحت ستم که عمدتاً در کنگره‌ی ملیّت های ایران فدرال گردهم آمده اند و دارای یک رهبری و تشکیلاتی منسجم هستند، می تواند از طریق همیاری و همکاری تشکیلاتی، تشکیل و تکوین این جبهه‌ی وسیع معارض ایرانی را هموار سازد.»٦
شادباش برایشان که دریافته اند اینک خانم مریم رجوی، «رهبر ملّت فارس»، آماده‌ی همکاری با نمایندگان گروه های قومی برای «نجات» ایران اند. تنها گرفتاری، نبود یک نیروی نظامی برای این جنبش آزادی بخش است. چاره‌ی این کار را هم پیشتر آقای هجری برشمرده بودند:
«من بسیار منطقی می دانم که مردم هر کدام از کشورهای منطقه که می خواهند از دیکتاتوری رهایی پیدا کنند از نیروهای دمکرات و آزادی خواه خارجی (بخوانید دولت های دارای نیروی نظامی!) برای تقویّت جنبش آزادی خواهی در داخل کشور کمک بگیرند.»٧
بگذریم که آقای هجری در گفت و گو با اورشلیم پست در ماه اوت سال گذشته، اعلام کرده بود که پشتیبانی مالی و نظامی اسرائیل هم باید به این کارزار افزوده شود. این سخنان آقای هجری، سه هفته پس از کنفرانس سازمان مجاهدین و سخنرانی پشتیبانانه‌ی «شاهزاده» ترکی فیصل برای براندازی رژیم ولایت فقیه و بنای یک دولت حقوق بشری درایران است!
همراه دیگر خانم عبادی در این نشست، آقای ناصر بلیده‌ای، سخنگوی حزب مردم بلوچستان، است که من پیشتر درباره‌ی گروه ایشان نوشته‌ام. چند ماه پس از برگزاری نشست سازمان مجاهدین در پاریس و گفت و گوی آقای هجری با اورشلیم پست و نوشتار یادشده‌ی آقای عبدیان، این آقای بلیده‌ای، درِ هر گونه تردید را برچشم انداز سازماندهی تازه برای دخالت نظامی درایران با پشتیبانی ایالات متّحد آمریکا، عربستان و اسرائیل می بندد.
ناصر بلیده‌ای که فزون بر رهبری «حزب»، عنوان «رئیس سازمان ملّت ها و اقلیت های بدون نمایندگی» راهم یدک می کشد،۸ در گفت و گویی با صدای آمریکا در ۳۰ سپتامبر ۲۰۱٦، آشکارا اعلام کرد که گروهی که وی آن هارا نمایندگی می کند، با استقلال بلوچستان از ایران موافق است و می افزاید که با نیوکان های هوادار جداساختن بلوچستان از ایران، همراهی و همکاری دارد:
«در آمریکا در کلّ دیدگاه های متفاوتی درباره‌ی مسائل بلوچستان وجود دارد. تعدادی از استقلال بلوچستان حمایت می‌کنند چرا که دست یابی بلوچستان به استقلال را به نفع منافع اقتصادی و منافع ملّی آمریکا ارزیابی می‌کنند و البته تعداد این افراد چندان کم هم نیست. ما با بخش وسیعی از گروه های سیاسی در آمریکا ارتباط داریم. این گروه ها به ما در ایجاد راهکارهایی برای مسائل کلّی اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و مسأله‌ی حقوق ملیّت ها و مسآله‌ی حقوق اجتماعی جامعه، کمک می‌کنند. ما با این بخش دیالوگ هایی داریم و این دیالوگ ها بیشتر جنبه‌ی آگاهی بخشی دارد تا این که مردم آمریکا و تصمیم گیران آمریکا از وضعیت کلی مردم ایران و مردم بلوچستان از دید ما آگاه شوند.»٩
این ها، همراهان و همکاران خانم شیرین عبادی در نشست پارلمان سوئیس بودند. شوربختا که تنها دریافت کننده‌ی ایرانی جایزه‌ی صلح نوبل، اعتبار شیرینی شکر خود را با چنین بهای ارزانی در بازار سیاست به حراج گذارده است.
محمّد امینی
پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۶

۱- پس از انتشار آن توافقنامه، گروه گسترده ای از کنشگران سیاسی و اجتماعی در درون و بیرون از ایران، پیام این توافقنامه را محکوم کردند.
۲- در تارنمای این حزب در بخش فارسی، تاریخ اهواز خالی از هر یادداشتی است، اگرچه در بخش عربی این تارنما، تاریخی دروغین از چهارهزارسال پیش از میلاد درباره‌ی عربستان بودن خوزستان ردیف کرده اند و از جمله درباره‌ی مرگ برادر شیخ خزعل و آغاز رهبری او، با خامه ای ستایش گرانه می نویسند: «1897 م: اغتیال (= مرگ ناگهانی، ترور) الأمیر مزعل بن جابر الکعبی، واستلام شقیقه الأمیر خزعل الحکم فی عربستان، والذی تحالف مع بریطانیا حفاظا علی استقلال إماراته من الدولتین الإیرانیه والعثمانیه. وقد لعب دورا بارزا فی أحداث الربع الأول من القرن الماضی. قال عنه أمین الریحانی فی کتابه (ملوک العرب) : إنه أکبرهم سنا بعد الملک حسین (شریف مکه)، وأسبقهم إلی الشهره، وقرین أعظمهم إلی الکرم ». ناگفته پیدا است که در این تاریخ سازی، کمترین اشاره ای به ترور یا «اغتیال الأمیر مزعل بن جابر الکعبی» به دست برادرش «الأمیر خزعل الحکم فی عربستان» نمی شود زیرا این خزعل، از دیدگاه این رهبران، نماینده‌ی آرمان های «ملّت عربستان» است و نباید خدشه ای در اعتبار نام او پدیدآید! این نمایندگان بی دانش یکی از «ملّت های ستمدیده» در ایران، به این هم نمی پردازند که هرآینه، خوزستان از زمان آدم بنی بشر تا امروز، عربستان نام داشته، چرا واژه ی فارسی «ستان» در پسوند نام «عرب» در بیان هویّت این سرزمین به کار گرفته شده؟!
www.ahwazstudies.org
۴- همان
۵- درباره نقش استخبارات عربستان سعودی در پدیدآوردن القاعده جای گفت و گو نیست. برای آگاهی از جایگاه ترکی الفیصل در این راستا، از جمله بنگرید به نیویورک تایمز ۴ فوریه ۲۰۱٥.
iranglobal.info
٧- آقای هجری در گفت و گویی با بی بی سی در نوزدهم سپتامبر سال گذشته اعلام کرد که «با جمهوری اسلامی وارد جنگ مسلّحانه شده ایم». www.bbc.com
۸- یکی از ویژگی های بسیاری از گروه های مدّعی نمایندگی یکی از «ملیّت های ستمدیده»، بهره گیری آن ها از نام های دهان پرکنی مانند «ملّت ها و اقلیت های بدون نمایندگی»، «حزب اتّحاد بختیاری و لرستان»، »سازمان مردمی کرمانج» و چیزهایی از این دست است. بسیاری از این گروه ها، از شمار یک خانواده و دوستان پیرامون آن فزون تر نیست و گاه سه یا چهار گروه، همزمان مدّعی نمایندگی یکی از از این «ملّت» ها می شوند.
٩   تارنمای مرکز تحقیقات ایرانی خلیج عربی، در چهارم اکتبر سال گذشته، گفت و گوی آقای بلیده‌ای را با این سرنامه که «ما موافق جدایی بلوچستان هستیم» به چاپ رساند.

Published in: on 31 مارس 2017 at 6:16 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

آنچه می‌خواهید در مورد خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا بدانید

آنچه می‌خواهید در مورد خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا بدانید

  • 29 مارس 2017 – 09 فروردین 1396
پرچم اتحادیه اروپا و بیگ بن

بریتانیا برای خارج شدن از اتحادیه اروپا از چه مسیری خواهد گذشت؟ تکلیف قوانین اروپایی که در بریتانیا حاکم است چه می‌شود؟ مذاکره کنندگان اتحادیه اروپا و بریتانیا چه کسانی هستند؟


گاهشمار خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا

ژانویه ۲۰۱۳: دیوید کامرون، نخست وزیر وقت بریتانیا و رهبر وقت حزب محافظه کار، تحت فشار تعدادی از اعضای این حزب و در شرایطی که محبوبیت حزب استقلال بریتانیا رو به افزایش بود، گفت اگر این حزب در انتخابات سال ۲۰۱۵ پیروز شود، دولتی تشکیل خواهد داد که پیش از سال ۲۰۱۷ در مورد خروج از اتحادیه اروپا رفراندوم برگزار می کند.

فوریه ۲۰۱۶: دیوید کامرون که حزبش در انتخابات پیروز شده بود، نتیجه مذاکرات خود را با اتحادیه اروپا اعلام کرد و ۲۳ ژوئن ۲۰۱۶ را به عنوان تاریخ همه پرسی در مورد آن تعیین کرد.

۲۳ ژوئن ۲۰۱۶: همه پرسی برگزار شد. صبح روز بعد نتیجه همه را غافلگیر کرد: نزدیک ۵۲ درصد بریتانیایی ها به خروج از اتحادیه اروپا رأی دادند. ساعتی بعد از روشن شدن نتیجه آرا، دیوید کامرون اعلام کرد که از نخست وزیری بریتانیا کناره گیری خواهد کرد. اواسط ژوئیه ترزا می به عنوان رهبر جدید حزب انتخاب شد و کار خود را به عنوان نخست وزیر آغاز کرد.

۲۹ مارس ۲۰۱۷: بریتانیا بر اساس ماده ۵۰ پیمان لیسبون تصمیم خود به خروج از اتحادیه اروپا را رسما اعلام کرد.

۳۰ مارس ۲۰۱۷: لایحه لغو قانون عضویت بریتانیا در اتحادیه اروپا و قوانین ناشی از آن منتشر می شود.

۳۱ مارس ۲۰۱۷: دونالد توسک، رئیس شورای اروپا دستورالعمل مذاکرات را منتشر می کند.

۲۹ آوریل ۲۰۱۷: سران سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا در نشستی دستورالعمل مذاکرات را تعیین می کنند.

ماه مه ۲۰۱۷: لایحه لغو قانون عضویت بریتانیا در اتحادیه اروپا و قوانین ناشی از آن به پارلمان می رود.

اواخر مه/اوایل ژوئن ۲۰۱۷: مذاکرات رو در رو رسما آغاز می شود.

اواخر ۲۰۱۷: لایحه لغو قانون عضویت بریتانیا در اتحادیه اروپا و قوانین ناشی از آن در بخش های مختلف پارلمان بررسی می شود.

اواخر دسامبر ۲۰۱۷: میشل بارنیه، مذاکره کننده ارشد اتحادیه اروپا انتظار دارد که تا این تاریخ مذاکرات اولیه به نتیجه رسیده باشد.

اوایل سال ۲۰۱۸: قانون لغو عضویت بریتانیا در اتحادیه اروپا و قوانین ناشی از آن احتمالا به امضای ملکه می رسد.

بیشتر بخوانید:

اینفوگرافیک

اواسط ۲۰۱۸: پارلمان بریتانیا احتمالا باید قوانین بیشتری برای پر کردن جاهای خالی در قوانین تصویب کند.

۳۰ مارس ۲۰۱۸: میشل بارنیه، مذاکره کننده ارشد اتحادیه اروپا می خواهد تا این تاریخ شرایط خروج بریتانیا را نهایی کند.

اواخر ۲۰۱۸ – آوایل ۲۰۱۹: مجلس عوام و مجلس اعیان پارلمان بریتانیا به همراه پارلمان و شورای اروپا در مورد توافق بدست آمده میان دو طرف رأی گیری می کنند.

مارس ۲۰۱۹: مهلت دو ساله مذاکرات به پایان می رسد. چه مذاکرات به نتیجه برسد و چه نرسد، بریتانیا در این تاریخ از اتحادیه اروپا خارج می شود، مگر این که دو طرف در مورد تمدید مهلت توافق کرده باشند.

مذاکره کنندگان برگزیت
Published in: on 31 مارس 2017 at 6:10 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

گزارشگران: یک جلاد دیگر زندانیان سیاسی رونمایی شد

گزارشگران: یک جلاد دیگر زندانیان سیاسی رونمایی شد

انتشار تصاویر محمد مقیسه معروف به ناصریان بار دیگر آنچه در بیش ازسه دهه بر سر زندانیان سیاسی کشورمان رفت را بمیان کشید. پیش از این نیز تصویری از این موجود پلید منتشر شده بود اما تصاویرجدیدی که منتشر شده است گویای سیمای پر قساوتی است که از مرزهای ضد بشری نیز همانند جنایات دیگر رژیم حاکم عبور کرده است. وی در جریان قتل‌عام زندانیان_سیاسی یکی از فعالترین و اصلی‌ترین مسئولان کشتار زندانیان سیاسی در تابستان_1367 بود. خاطرات زندانیان سیاسی که دوران زندان خود را  در این دهه خونین تا کنون نوشته اند, اشارات پرشماری بر نقش جنایتکارانه او در زندانها و بویژه قتلعام سراسری زندانیان سیاسی در تابستان سال 67 داشته است. محمد مقیسه اما پس از این جنایت هولناک به انسان ستیزی خود خاتمه نبخشید و نام وی همواره تا کنون با اعدام و محکومیت های طویل المدت دگر اندیشان همراه بوده است. او در سال هزار و سیصد و شصت و هفت مدیر داخلی زندان گوهردشت شد و نقش فعالی را در کمیسون مرگ و کشتار زندانیان سیاسی داشت.ناصریان یکی از مهره های اصلی ارابه آدم کشی جمهوری اسلامی است که نزدیک به چهار دهه کشتار آزادیخواهان و برابری طلبان را در دستور کار خود قرار داده است.

 

Published in: on 31 مارس 2017 at 12:05 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

جماعتی «خرمردرند!»بنام اصلاح طلب!

Published in: on 31 مارس 2017 at 11:55 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

نیکی هیلی، نماینده ایالات متحده در سازمان ملل متحد، در نشستی در «شورای روابط خارجی»، در مورد لزوم تمرکز شورای امنیت سازمان ملل بر «حقوق بشر» سخن گفته است. او در این سخنرانی به اعتراضات پس از انتخابات ۸۸ در ایران نیز اشاره کرده و تاکید کرده آمریکا باید صدای کسانی مانند ندا آقاسلطان باشد.

سفیر آمریکا در سازمان ملل: باید صدای کسانی مانند ندا آقاسلطان باشیم‎‎

نیکی هیلی، نماینده ایالات متحده در سازمان ملل متحد، در نشستی در «شورای روابط خارجی»، در مورد لزوم تمرکز شورای امنیت سازمان ملل بر «حقوق بشر» سخن گفته است. او در این سخنرانی به اعتراضات پس از انتخابات ۸۸ در ایران نیز اشاره کرده و تاکید کرده آمریکا باید صدای کسانی مانند ندا آقاسلطان باشد.

به گزارش رادیو فردا، نیکی هیلی، نـهم فروردین ماه در جریان سخنرانی خود در شورای روابط خارجی آمریکا در نیویورک، از فعالیت‌ها و اقدامات پیش‌روی خود به عنوان نماینده ایالات متحده در سازمان ملل و نیز ریاست دوره‌ای شورای امنیت سخن گفته است.

خانم هیلی در بخشی از سخنرانی یک‌ساعته خود به لزوم اقدامات و فعالیت‌های خود در ارتباط با پیشبرد «ارزش‌های» مورد نظر آمریکا پرداخته‌است.

او به اعتراضات موسوم به «بهار عربی» و نیز اعتراضات مشهور به «جنبش سبز» در ایران اشاره کرده و به دو چهره شناخته‌شده این اعتراضات نیز اشاره کرده‌است؛ محمد بوعزیزی، معترضی که در تونس اقدام به خودسوزی کرد و ندا آقاسلطان، شهروندی که در جریان اعتراضات پس از انتخابات ۸۸ در تهران هدف گلوله قرار گرفت. خانم هیلی می‌گوید «مرگ ندا به انقلاب سبز قدرت بخشید، ولی بلندپایگان جامعه بین‌المللی اولویت‌های دیگری در مورد ایران داشتند… در نهایت مرگ ندا [آقاسلطان] و رویاهای مردم ایران نادیده گرفته شد و برآورده نشد».

خانم هیلی افزوده است «سازمان ملل، مانند هر نهاد دیگری، باید با این موج فزاینده نارضایتی هم‌صدا باشد. من به سازمان ملل آمده‌ام تا به مردم آمریکا نشان دهم سرمایه‌گذاری ما در این نهاد چه اهمیتی دارد. و وقتی من از ارزش‌ها سخن می‌گویم، منظورم در درجه اول بودجه نیست، منظورم این است که سازمان ملل به ابزاری مناسب برای تبلیغ ارزش‌های ما تبدیل شود».

به گفته نماینده ارشد آمریکا در سازمان ملل «ایالات متحده وجدان اخلاقی جهان» است: «اگر ما نتوانیم صدای کسانی مانند محمد [بوعزیزی] و ندا [آقاسلطان] باشیم، در آن‌صورت اصلا کاری نداریم که اینجا انجام بدهیم».

Published in: on 30 مارس 2017 at 9:16 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

دولت روحانی 111 هزار میلیارد تومان کالا از چین وارد کرده است +نمودار

روحانی

گمرک اعلام کرد:‌ دولت یازدهم تا پایان سال 1395 معادل 111 هزار میلیارد تومان انواع کالای چینی وارد کرده است.

 به گزارش مشرق، بر اساس آماری که گمرک روز چهارشنبه 9 فروردین‌ماه 1396 منتشر کرد، دولت حسن روحانی در سه سال و نیم عمر خود بالغ بر 40 میلیارد دلار جنس چینی معادل 111 هزار میلیارد تومان وارد کشور کرده است.
این در حالی است که دولت‌های نهم و دهم در طی 8 سال مجموعا 40 میلیارد دلار جنس چینی وارد کرده بود.
 


آمار گمرک که اتفاقا توسط دولت یازدهم منتشر شده، بیانگر آن است که در طول عمر دولت حسن روحانی تقریبا هر ماه نزدیک به یک میلیارد دلار جنس چینی وارد کشور شده است.
 
این در حالی است که در دولت نهم ماهانه 300 میلیون دلار و در دولت دهم ماهانه 550 میلیون دلار جنس چینی وارد کشور شده بود.
در مجموع هشت سال دولت‌های نهم و دهم، ماهانه 421 میلیون دلار جنس چینی وارد کشور شده بود که این رقم در دولت حسن روحانی با رشد 125 درصدی مواجه شده است، یعنی بیش از دو برابر شده است.

بر اساس آمار گمرک، در سال 1395 ایران از چین اجناسی به شرح زیر وارد کرده است:
قلوه  سنگ
سنگ پا
خاک  رس  نسوز
شن وماسه طبیعی
خوراک آماده ابزیان
سبوس، فضولات  و سایر آخال  گندم
تفاله  نشاسته سازی  و تفاله های  همانند
موم زنبور عسل
تخم  سبزیجات  برا ی  کشت
دانه  آفتابگردا ن
  بادام زمینی  
زنجبیل  
دارچین  
لوبیا چیتی
ذرت شیرین  
فیله منجمد  
ظروف چدنی  
خودرو سواری
کامیون
مدا دهای خودکار یا نوکی
مغزی مدا د سیاه یارنگی.
مدا دشمعی
مربا
ژله
مرکبات
حشره کش
ظرف آشپزخانه
قرقره
لباس
کیسه ادرار
نخ
لاستیک چرخ خودرو
دستکش
مداد پاک کن
کیف
لباس
و….

Published in: on 30 مارس 2017 at 8:52 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

برگزاری مراسم آخرین جمعه سال 1395 در خاوران، محمود خلیلی

برگزاری مراسم آخرین جمعه سال 1395 در خاوران، محمود خلیلی

خاوران، اسفند 1395

خاوران این گل زار خفته در شوره زار، خاوران این لاله زار نشسته بر کویر تفته ایران، خاوران این بغض فروخفته، این فریاد در گلو نشسته خنجری است که سینه جنایتکاران را می درد. و خاوران می گذرد در شب چون آیینه رود تا سیمای ستم گران را رسوا سازد. با این که کلیت نظام و مجیز گویان متوهم و غیر متوهم یکپارچه تلاش دارند گرد خاموشی و فراموشی را در دشت خاوران پراکنده سازند، ولی خاوران زنده است و پایدار،علیه بخشش و فراموشی. در آخرین جمعه سال 1395 خاوران این دشت عاشقان با حضور خانواده ها به استقبال بهار شتافت.ـ

خاوران، اسفند 1395

از ساعت 9 صبح که خانواده ها به سمت خاوران راهی شدند تلفن های موبایل از بازار گل ها به بعد دیگر آنتن نمی دهد. طبق روال همیشگی نیروهای ویژه سرکوب با لباس شخصی ها در منطقه حضور وسیعی دارند اما در خود گلزار خاوران نسبت به سنوات گذشته تعداد کمتری نیرو مستقر است ولی لباس شخصی ها در همه جا جولان می دهند. از همان ابتدا مانع ورود خانواده ها به خاوران می شوند و با خانواده هایی که گل به همراه داشتند به تندی برخورد می کردند اما به خاطر تعداد محدود نیروهای سرکوب توان کنترل تمامی مسیرها را ندارند. خانواده ها از طریق گورستان بهایی ها به سهولت وارد خاوران می شدند (البته به خاطر وجود درخت ها و درختچه ها برای افراد مسن مقداری دشواری ایجاد می شد) نیروهای سرکوب جهت بیرون راندن آنان تلاش خود را می کردند و گل هایی را که بر روی بوته ها گذاشته شده بود را برداشته و به کناری پرتاب می کردند. جالب ترین نکته بی تفاوتی سربازان وظیفه نسبت به اوامر لباس شخصی ها بود به طوری که بعضی از آن‌ها در حالی که دستان‌شان در جیب‌شان بود در حال قدم زدن بودند که باعث عصبانیت لباس شخصی ها می شد و آن‌ها (لباس شخصی ها) با داد و بیداد از سربازان می خواستند کاری انجام دهند. آن‌ها به شدت مراقب بودند که کسی عکس یا فیلم نگیرد.

خانواده هایی که ازگورستان بهایی ها خود رابه منتهی علیه اتصال این گورستان با گلزار خاوران رسانده بودند در زیر درخت های گورستان بهایی ها پارچه‌های سرخی را بر زمین پهن کرده با عکس عزیزان جانفشان‌شان و گل هایی را که به همراه داشتند و یا از بهایی‌ها (تعدادی از بهایی‌ها هم برای جمعه آخر سال در گورستان بهایی‌ها حاضربودند) قرض گرفته بودند در روی پارچه سرخ و عکس عزیزشان قرار می دادند و کسانی هم که گل نداشتند؛ شکلات بر روی پارچه ریخته بودند. این قسمت برای نیروهای سرکوب کمتر قابل کنترل بود، از این رو خانواده ها در این منطقه راحت تر می‌توانستند فیلم و عکس بگیرند.

کنترل مسیر برگشت نسبت به سال‌های قبل کمتر بود.

لازم به ذکر است که تعدادی از خانواده ها یک هفته زودتر (هفته قبل) به خاوران رفته بودند و با شن‌های رنگی و میوه درخت کاج و گل؛ گوری فرضی درست کرده بودند که عکس‌هایی از آن برای شما عزیزان منتشر می کنیم.

جمعه 27 اسفند 1395

خاوران، اسفند 1395

Published in: on 30 مارس 2017 at 8:04 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

Non à l’offensive interventionniste contre le Venezuela

Non à l’offensive interventionniste contre le Venezuela

 

Dans le cadre d’une nouvelle avancée brutale des Etats-Unis contre le Venezuela, Lilian Tintori, la femme de Leopoldo Lopez, l’opposant putschiste emprisonné lié depuis longtemps au renseignement états-unien, a fini par appeler à une intervention contre son pays en demandant au président Donald Trump « des actions, pas des mots » concernant le Venezuela.

Dans une manifestation à Washington, elle a affirmé que les Etats-Unis reconnaissaient que le Gouvernement vénézuélien était «délinquant et trafiquant de drogues. C’est important parce qu’aujourd’hui, les gens savent que c’est une dictature. »

Dans le cadre de l’interventionnisme constant des Etats-Unis envers le Venezuela, où ils financent, conseillent et dirigent un coup d’Etat permanent – qui a causé des dizaines de victimes et de graves dommages économiques et sociaux – la demande de Tintori doit être considérée comme un acte pur et simple de trahison de la patrie.

Que demande Tintori à la place des mots (et des actions illégales et d’ingérence, de la guerre économique et de l’activité de contre-révolution contre son pays) ? Ce qu’elle demande, c’est une intervention militaire des Etats-Unis, le vieux rêve de l’opposition vénézuélienne qui, malgré les millions de dollars qu’elle reçoit de Washington, n’a pas pu remplir la mission de renverser Maduro et de détruire la Révolution Bolivarienne…Que serait-il arrivé si Leopoldo López avait été états-unien et si un jour il était sorti dans la rue en dirigeant une mobilisation pour renverser Barack Obama ou Donald Trump?

« Nous ne partirons pas de la rue avant d’avoir chassé Maduro, » a dit Leopoldo López devant les caméras de télévision en février 2014, ce qui indiquait clairement qu’il ne parlait pas d’une marche pacifique. A partir de ce 12 février, la violence s’est emparée de la rue, des édifices publics et des universités ont été brûlées, des quartiers pris, il y a eu des morts suite à des tirs précis de francs-tireurs, de multiples attaques des « guarimbas » protégées par des maires de quartiers riches, encourageant des mobilisations violentes dans le pays. Les protestations ont fait 43 morts, plus de 1 000 personnes blessées ou arrêtées. Selon López, c’était une manifestation pacifique « dans le cadre de la Constitution. » Or, les morts et les nombreux dégâts économiques prouvent tout le contraire.

Maintenant, ce n’est pas une coïncidence si Tintori, qui parcourt le monde avec l’aide des « bonnes » fondations et des ONG des Etats-Unis, demande à Trump « des actions, pas des mots » après que le bureau de Contrôle des Actifs Etrangers qui dépend du Département du Trésor des Etats-Unis ait accusé le 13 février le vice-président vénézuélien Tareck El Aissami de trafic de drogues et de protection du trafic de drogues en le mentionnant comme complice et collaborateur de trafiquants et d’organisations qu’il s’est consacré à poursuivre et à expulser du Venezuela lorsqu’il était ministre de l’Intérieur du Gouvernement d’Hugo Chávez Frías , de 2008 à 2013.

Une accusation très grave mais fausse qui évoque aussi des liens qu’aurait El Aissami avec rien moins qu’un prétendu « cartel de la drogue » mexicain, le groupe Zeta (en réalité des paramilitaires) et le lient aussi à Daniel Barrera Barrera (alias “El Loco Barrera”), un chef colombien de la drogue et à d’autres individus de la même espèce.

Le groupe paramilitaire Zeta au Mexique a été précisément instruit par les Kaibiles1 guatémaltèques, les pires assassins du pays. Le général Otto Pérez Molina, élu président du Guatemala en 2012 qui a derrière lui une longue histoire de répression, a dit publiquement lors d’une interview par la journaliste mexicaine Carmen Aristegui, sur CNN, peu de temps avant d’assumer la présidence, que les Zeta étaient « des forces spéciales mexicaines » instruites par les Kaibiles en territoire guatémaltèque quand il était le chef militaire de ce groupe.

Les Kaibiles sont considérés comme des « forces d’élite » de l’armée guatémaltèque, et sont entraînées par les bérets verts des Etats-Unis. L’histoire de leurs crimes contre le peuple guatémaltèque est l’une des plus sinistres d’Amérique Latine.

Le Département du Trésor des Etats-Unis connaît très bien ces histoires et a mis en place une accusation montée avec de faux éléments qu’on peut assimiler à celle de l’accusation de l’Irak d’avoir des armes de destruction massive utilisée par le Gouvernement des Etats-Unis pour terroriser sa propre population. C’est sous ce prétexte notoirement faux qu’il a envahi, détruit et occupé ce pays depuis 2003, commettant un véritable génocide.

Conjointement à cette fausse accusation qui peut être démontée en quelques minutes mais qui est utilisée pour fournir des arguments à une éventuelle intervention militaire au Venezuela déjà planifiée depuis quelques temps par le Commando Sud, apparaît l’ineffable chaîne de télévision CNN, participante nécessaire à toute guerre psychologique avec le tir du premier missile qui est toujours médiatique.

Pour compléter le schéma d’attaque par des sources diverses, CNN présente un rapport intitulé « Des passeports dans l’ombre » pour accuser le Venezuela de conspirer et d’avoir des liens avec le « terrorisme international », l’argument parfait pour n’importe quelle sorte d’intervention des Etats-Unis et de leurs associés.

Maintenant, il en résulte que le Venezuela soutiendrait l’Etat Islamique (ISIS), dans un incroyable roman noir créé par les services de renseignement des Etats-Unis, de la Grande Bretagne et d’Israël, en recourant à de soi-disant témoins ou porte-paroles qualifiés « d’autorisés » dont l’un n’est rien de moins que Roger Noriega, l’ex ambassadeur des Etats-Unis à l’OEA et l’un des soutiens les plus actifs du coup d’Etat d’avril 2002 contre l’ex président Hugo Chávez Frías et la Révolution Bolivarienne.

Ce même Roger Noriega avertissait le 10 novembre 2011 que « l’équipe de médecins chargée du traitement du cancer d’Hugo Chávez ne pense pas qu’il puisse survivre plus de 6 mois, » une spéculation qu’il présente comme certaine et il propose, dans un article publié dans Inter American Security Watch, de se préparer à intervenir au Venezuela.

Noriega, ex sous-secrétaire d’Etat aux Affaires Occidentales et allié de la mafia terroriste cubano-américaine de Miami, tout comme les criminels Luis Posada Carriles et d’autres, est un conspirateur permanent contre les Gouvernements authentiquement populaires d’Amérique Latine. Il a rejoint l’actuel président Donald Trump soutenu par le sénateur cubano-américain de Floride, Marco Rubio, un autre éternel conspirateur contre Cuba, soutien des putschistes latino-américains et ami des mercenaires de l’ISIS avec qui il a fêté à Miami les crimes des invasions coloniales des derniers temps.

En 2003, Marco Rubio a soutenu Noriega quand celui-ci accusait déjà le défunt président Chávez – rien moins que dans le Washington Post – de diriger « un réseau de terreur » dans notre région.

Quand Nicolás Maduro était président du Venezuela par interim en 2013 et candidat du parti au pouvoir, il a dénoncé le fait que les ex ambassadeurs états-uniens Roger Noriega et Otto Reich, avec la « droite salvadorienne », étaient derrière une conspiration pour l’assassiner et saboter le réseau électrique du pays avant les élections du 14 avril de cette année-là, ce qui a été prouvé ainsi que d’autres tentatives de magnicide.

Dans son édition du dimanche 20 mars de cette année-là, le journal le plus influent de la capitale états-unienne a publié un article intitulé « Y a-t-il un réseau de terreur de Chávez aux portes des Etats-Unis ? » dans lequel l’ex fonctionnaire d’origine cubaine appelait le président Barack Obama à surveiller une prétendue conspiration entre le Venezuela et l’Iran. Il estimait qu’Obama devait « fixer son attention sur la région et à l’intérieur de son administration, sur le fait que l’Iran et le Venezuela conspiraient pour imprimer la marque du terrorisme de Téhéran dans l’Hémisphère Occidental. »

Ensuite, il publia de dures critiques concernant des réunions d’envoyés de Washington comme Thomas Shanon pour dialoguer avec le président Maduro et Diosdado Cabello, accusé aussi de trafic de drogues. La rage de Noriega fut illimitée quand l’Organisation pour l’Agriculture et l’Alimentation des Nations Unies (FAO) reconnut que le Gouvernement du Venezuela avait atteint l’objectif du millénaire de l’ONU de réduire de moitié la malnutrition et il lança cette accusation : « Il semble que cette organisation est aussi corrompue que le Conseil des Droits de l’Homme des Nations Unies qui sert de plateforme à ceux qui violent le plus ces droits dans le monde. » C’est ce qu’écrivait Roger Noriega.

Maintenant, il semble vouloir se transformer en conseiller « indispensable » de Trump en politique étrangère. Le 6 février dernier, il a commencé sa campagne de harcèlement contre le Gouvernement du Salvador. Ses accusations sont effrayantes. « Les politiques de persécution, la criminalité à l’intérieur du Gouvernement et l’attitude anti-Etats-Unis du président Salvador Sánchez Cerén ne peuvent ni ne doivent être soutenues par nos institutions ni par les impôts des Etats-uniens, » affirme Noriega dans “El Nuevo Herald” de Miami, lançant toutes sortes d’accusations contre ce Gouvernement qu’il accuse aussi à cause de son amitié pour le Venezuela.

Noriega et la véritable équipe terroriste de Washington sont aussi derrière le rapport transmis par CNN considérant le Venezuela comme complice de la vente de passeports à des personnes liées au terrorisme et au trafic de drogues. L’une des sources citées est Misael Lopez, un ex fonctionnaire de l’ambassade du Venezuela à Bagdad, qui, selon CNN, a été intégré dans le service vénézuélien à l’étranger en mai 2013 et a été conseiller à l’ambassade d’Irak jusqu’en septembre 2015.

Cette nouvelle accusation de toute évidence insoutenable mentionne Tareck El Aissami. La réaction vénézuélienne a été immédiate : la chancelière Delcy Rodríguez a accusé CNN, considérant que ce rapport est une typique « propagande de guerre » contre son pays qui tente de relier le Gouvernement à un supposé trafic de passeports au service du terrorisme international.

Cela se produit au moment où le Venezuela est menacé en permanence d’une guerre contre-révolutionnaire qui ne lui laisse aucun répit et va vers des actions de plus en plus violentes. Dans de telles conditions, aucun pays ne permettrait qu’un média qui est le porte-parole de ses attaquants lance une accusation appelant à la guerre et s’ajoute à toute une mobilisation mondiale contre lui. Ce qui se voit dans la forte intervention de la droite internationale dont la meilleure expression est le Gouvernement de droite d’Espagne et ses médias d’anti-communication de masse.

Le Venezuela a toutes les raisons de se défendre, de défendre son peuple, son territoire, c’est un droit de base. La Commission Nationale des Télécommunications (CONATEL) a fait savoir dans un communiqué qu’elle a décidé hier d’entamer une procédure administrative pour sanctionner l’acte de guerre de CNN en prenant les mesures préventives qui s’imposent.

« Une telle procédure répond au contenu que diffuse systématiquement et de façon répétée la chaîne d’information en question dans ses émissions quotidiennes, publiant des contenus qui constituent des agressions directes portant atteinte à la paix et à la stabilité démocratique du peuple vénézuélien » et provoquant un climat d’intolérance quand, sans argument probant, elle diffame et déforme la vérité, et, de ce fait, incite à des agressions extérieures contre la souveraineté du Venezuela.

Face à cette situation, les peuples d’Amérique Latine et le monde entier doivent empêcher tout mouvement qui représente une volonté d’aller plus loin dans la guerre contre-révolutionnaire qu’on nous livre. Ils doivent également rappeler que le président Trump a proposé des troupes états-uniennes au Gouvernement mexicain, bien que le Pentagone soit celui qui dirige la fausse guerre contre le trafic de drogues qui a fait des milliers de morts et de disparus en pays aztèque. Demander à Trump d’intervenir au Venezuela serait ouvrir la porte aux interventions directes en Amérique Latine des Etats-Unis qui n’arrivent pas à atteindre leur objectif de recoloniser et de contrôler toute la région. Il faut arrêter cette offensive si nous voulons survivre libres et enfin souverains dans le monde incertain dans lequel nous représentons encore un espoir pour notre région.

Note de la traductrice:

1Les Kaibiles sont une unité d’élite anti-insurrection des forces armées du Guatemala, spécialisées dans le combat dans la jungle. Créées en 1974-1975 par le régime militaire, elles ont atteint une notoriété mondiale de par leur rôle lors du conflit armé guatémaltèque, et en particulier l’implication de certains d’entre eux dans le massacre de Dos Erres de 1982. (https://fr.wikipedia.org/wiki/Kaibiles)
Traduction de l’espagnol par Françoise Lopez pour Bolivar Infos

– See more at: http://www.investigaction.net/non-a-loffensive-interventionniste-contre-le-venezuela/#sthash.htEEk8lb.dpuf

Published in: on 30 مارس 2017 at 4:47 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

ژنرال! تانک ات قوی ترین خودروست

ژنرال!
تانک ات قوی ترین خودروست
جنگل را فرو می ریزد،
و هزاران نفر را له و لورده می کند.
اما یک عیب دارد:
نیاز به یک راننده دارد.

ژنرال!
بمب افکن ات قوی است
از توفان سریع تر پرواز می کند،
و از یک فیل بیشتر بار می کشد.
اما یک عیب دارد:
نیاز به یک خلبان دارد.

ژنرال!
از انسان استفاده های زیادی می شود کرد.
او می تواند پرواز کند و می تواند بکُشد.
اما یک عیب هم دارد:
می تواند بیاندیشد!

«برتولت برشت»

Published in: on 30 مارس 2017 at 4:37 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه