جمعیت اجاره‌نشین‌ها در ایران حدود ۳۷ درصد بیشتر شده است. معاون وزیر راه و شهرسازی می‌گوید نرخ اجاره‌بها امسال هم افزایش خواهد یافت.

جمعیت اجاره‌نشین‌ها در ایران حدود ۳۷ درصد بیشتر شده است. معاون وزیر راه و شهرسازی می‌گوید نرخ اجاره‌بها امسال هم افزایش خواهد یافت.

 هفت میلیون خانوار در ایران اجاره‌نشین هستند.

 

نرخ اجاره بها امسال ۱۰ تا ۱۲ درصد افزایش یابد.

بانک مرکزی ایران هم پیشتر اعلام کرده بود نرخ اجاره بها در تهران خرداد امسال به نسبت یک‌ سال قبل ۱۱ درصد گران‌تر شده است.

بر اساس اظهارات مقام‌های دولتی دو میلیون و ۶۰۰ هزار خانه خالی در ایران وجود دارد.

 

Advertisements
Published in: on 29 ژوئن 2017 at 8:05 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

با تایید حکم دادگاه اموال بنیاد علوی در آمریکا مصادره می‌شود

  • 18 آوریل 2014 – 29 فروردین 1393
عکس از وبسایت رسمی ساختمان شماره ۶۵۰ خیابان پنجم نیویورک

پرت بهارارو، دادستان آمریکایی اعلام کرده با تایید یک قاضی فدرال اموال بنیاد علوی و شرکت آسا در آمریکا مصادره می‌شود و از محل فروش آنها به قربانیان «وقایع تروریستی» که آمریکا دولت ایران را در آنها دخیل می‌داند، خسارت پرداخت می‌شود.

ارزش این اموال اعلام نشده است اما تنها یک برج ۳۶ طبقه متعلق به بنیاد علوی و شرکت آسا که در یکی از گران‌قیمت‌ترین محله‌های شهر نیویورک (منهتن) واقع شده است، دهها میلیون‌ دلار بها دارد. در این حکم همچنین اموال مربوط به بنیاد علوی و شرکت آسا در ایالت‌های کالیفرنیا، مریلند، تگزاس و ویرجینیا هم به همراه تمامی حساب‌های بانکی مرتبط با آنها مصادره خواهد شد و از محل فروش آنها به شاکیان ۱۹ پرونده مرتبط با دولت ایران غرامت پرداخت می‌شود.

در سه دهه گذشته، پرونده‌های متعددی در دادگاه‌های آمریکا و بعضا کانادا علیه دولت ایران طرح شده است؛ از جمله پرونده مربوط به قربانیان گروگان‌گیری‌های لبنان و بمبگذاری‌ پایگاه نیروی دریایی آمریکا در بیروت که هر دو اوایل دهه ۸۰ میلادی روی دادند؛ قربانیان انفجار برج‌های خُبر در عربستان سعودی در سال ۱۹۹۳ و انفجارهای دیگری در اسرائیل و چند نقطه دیگر جهان.

وکلای بازماندگان این وقایع دولت ایران را «حامی یا مشارکت‌کننده» در انجام آنها می‌دانند و خواستار دریافت غرامت از محل مصادره اموال دولت ایران هستند.

دولت ایالات متحده این پرونده را شش سال پیش در سال ۲۰۰۸ میلادی به دادگاه برد و از آن‌ زمان دادستان‌های فدرال در پی مصادره اموال بنیاد علوی و شرکت آسا بوده اند. اموالی که علاوه بر برج منهتن، شامل چهار مسجد و سایر املاک و دارایی‌های متعلق به بنیاد و شرکت آسا در ایالت‌های مختلف آمریکا می‌شود.

طبق دادخواستی که دولت آمریکا تسلیم دادگاه کرده بود، ۶۰ درصد از این برج در مالکیت بنیاد علوی است و ۴۰ درصد دیگر هم به شرکت آسا تعلق دارد.

این برج ۳۶ طبقه را در زمان حکومت سلطنتی ایران، بنیاد پهلوی، که یک نهاد غیر انتفاعی ایرانی بود، خریداری کرد. پس از انقلاب اسلامی در ایران، بنیاد پهلوی به بنیاد علوی تغییر نام یافت و تحت نظر رهبر وقت جمهوری اسلامی قرار گرفت.

بخش عمده‌ای از اموال بنیاد علوی بعدا به بنیاد مستضعفان انتقال یافت اما بنیاد علوی سپس به عنوان یک نهاد مستقل غیرانتفاعی و خیریه ثبت شد.

این بنیاد در حال حاضر به اتهام نقض تحریم‌های ایران و همکاری مالی با تهران، مجرم شناخته شده است.

دولت آمریکا می‌گوید مالک دیگر این برج، شرکت آسا، یک شرکت صوری متعلق به بانک ملی ایران بوده است.

حق نشر عکسAP
Image captionدادستانی نیویورک می‌گوید پول حاصل از فروش این ساختمان را به شاکیان خصوصی می‌دهد که از دولت ایران در ارتباط با تروریسم شکایت دارند

به گفته قاضی دادگاه، این برج در سال ۱۹۸۹ میلادی، ۲۴ سال پیش، ۸۳ میلیون دلار ارزش داشته است.

طیق دادخواست دولت آمریکا در این پرونده، این برج در فاصله سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۷ میلادی، از محل دریافت اجاره نزدیک به ۴۰ میلیون دلار درآمد داشته است.

طبق این ادعانامه، سود حاصل از اجاره دفاتر متعدد داخل این ساختمان بر خلاف قوانین تحریم جمهوری اسلامی، به تهران منتقل می‌شده است.

قاضی دادگاه ادعای دولت آمریکا را در این باره تایید کرده است که پول‌های منتقل‌شده توسط شرکت صوری آسا به بانک ملی ایران، قوانین مبارزه با پول‌شویی را نقض کرده‌ است.

دادستانی نیویورک، سپتامبر سال گذشته و هنگام صدور حکم اولیه در این باره اعلام کرده بود این حکم بزرگ‌ترین مصادره اموال بر اساس قوانین ضد تروریسم آمریکا است.

براساس احکام دادگاه‌های آمریکایی رسیدگی کننده به این پرونده‌ها، ایران باید به خاطر «حمایت از تروریسم» میلیون‌ها دلار خسارت به بازماندگان و قربانیان این وقایع بپردازد.

ایران بارها به رای‌های صادر شده در این باره اعتراض کرده و ضمن تکذیب داشتن هرگونه نقشی در وقایع مورد اشاره در احکام دادگاه، روند رسیدگی و صدور حکم دادگاه‌های آمریکایی و کانادایی را مورد انتقاد قرار داده و «فاقد وجاهت قانونی» خوانده است.

Published in: on 29 ژوئن 2017 at 7:58 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

رای هیات منصفه دادگاهی در نیویورک علیه بنیاد علوی

رای هیات منصفه دادگاهی در نیویورک علیه بنیاد علوی

برج اداری ۳۶ طبقه در نیویورک متعلق به بنیاد علوی

هیات منصفه دادگاهی در نیویورک علیه بنیاد علوی رای داده و به این ترتیب راه را برای مصادره اموال آن هموار کرده است.

در دادگاه نیویورک هیات منصفه گفته است که دولت آمریکا ثابت کرده برج متعلق به بنیاد علوی با عملیات پول‌شویی ارتباط داشته است.

بنیاد علوی مالک اصلی برج اداری ۳۶ طبقه‌ای در نیویورک است و شرکت آسا نیز در آن سهم داشته است. بنیاد علوی متهم بود که می‌دانست شرکت آسا شرکتی صوری است اما این مساله را پنهان می‌کرد.

دولت آمریکا در صدد است از محل فروش برج بنیاد علوی در نیویورک، بخشی از غرامت خانواده قربانیان بمبگذاری‌هایی را بپردازد که شاکیان ادعا می کنند با حمایت ایران صورت گرفته است.

دیوان عالی آمریکا سال گذشته تایید کرده بود که دادگاه‌های آمریکا می‌توانند در رسیدگی به دادخواهی قربانیان «جرایم تروریستی»، از دارایی‌‌های بلوکه‌شده ایران برای پرداخت غرامت استفاده کنند.

دولت ایالات متحده این پرونده را در سال ۲۰۰۸ میلادی به دادگاه برد و از آن‌ زمان دادستان‌های فدرال در پی مصادره اموال بنیاد علوی و شرکت آسا بوده‌اند. اموالی که علاوه بر برج منهتن، شامل چهار مسجد و سایر املاک و دارایی‌های متعلق به بنیاد و شرکت آسا در ایالت‌های مختلف آمریکا می‌شود.

طبق دادخواستی که دولت آمریکا تسلیم دادگاه کرده بود، ۶۰ درصد از این برج در مالکیت بنیاد علوی است و ۴۰ درصد دیگر هم به شرکت آسا تعلق دارد.

این برج ۳۶ طبقه را در زمان حکومت سلطنتی ایران، بنیاد پهلوی، که یک نهاد غیرانتفاعی ایرانی بود، خریداری کرد.

پس از انقلاب اسلامی در ایران، بنیاد پهلوی به بنیاد علوی تغییر نام یافت و تحت نظر رهبر وقت جمهوری اسلامی قرار گرفت.

بخش عمده‌ای از اموال بنیاد علوی بعدا به بنیاد مستضعفان ایران انتقال یافت اما بنیاد علوی مدتی بعد به عنوان یک موسسه مستقل غیرانتفاعی و خیریه ثبت شد.

دولت آمریکا می‌گوید مالک دیگر این برج، شرکت آسا، یک شرکت صوری متعلق به بانک ملی ایران بوده است.

در سه دهه گذشته، پرونده‌های متعددی در دادگاه‌های آمریکا و چند دادگاه کانادا علیه دولت ایران طرح شده است. پرونده مربوط به قربانیان گروگان‌گیری‌های لبنان و بمب‌گذاری‌ پایگاه نیروی دریایی آمریکا در بیروت که هر دو اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی روی دادند و همچنین پرونده قربانیان انفجار برج‌های خُبر در عربستان سعودی در سال ۱۹۹۳ و انفجارهای دیگری در اسرائیل و چند نقطه دیگر جهان از آن جمله اند.

وکلای بازماندگان این وقایع دولت ایران را «حامی یا مشارکت‌کننده» در انجام آنها می‌دانند و خواستار دریافت غرامت از محل مصادره اموال دولت ایران هستند.

ایران بارها به رای‌های صادر شده در این باره اعتراض کرده و ضمن تکذیب داشتن هرگونه نقشی در وقایع مورد اشاره در احکام دادگاه، روند رسیدگی و صدور حکم دادگاه‌های آمریکایی و کانادایی را «فاقد وجاهت قانونی» خوانده است.

Published in: on 29 ژوئن 2017 at 7:56 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

جاهلیسم اسلامی، جاهل‌ها و لات‌های متدین 


جاهلیسم اسلامی، جاهل‌ها و لات‌های متدین
اغلب جاهل‌ها و لات‌ها مذهبی بوده‌اند و با مراکز دینی و روحانیون پیوندی عمیق داشته‌اند. در رابطه با مذهب، آخوندها و روحانیون دو نوع و دو گونه جاهل و لات شکل گرفته اند. این انواع و گونه‌ ها با تلاطم و دگرگونی درون گروهی نیز مواجه شده اند.(1)
1- جاهل‌ها و لات‌های مذهبی: دسته‌ای از جاهل‌ها و لات‌ها بوده‌اند که کارهای ممنوعه‌ی مذهبی و خلاف شرع انجام ‌می‌دادند اما برخی فرائض و مناسک مذهبی را هم فراموش نمی‌کردند. کافه ‌می‌رفتند و مشروبات الکلی ‌می‌خوردند اما بعداز عرقخوری دهان دهان خود را ‌می‌شستند، وضو ‌می‌گرفتند و به نماز ‌می‌ایستادند. مذهبی بودن اینان به ویژه در ماه‌های محرم و صفر عود ‌می‌کرد. اینان با آخوندها و روحانیون رابطه داشتند اما تعصب مذهبی و دینی، و قشری گری دراینان ضعیف بود. طیب حاج رضائی این گونه بود. طیب گفته است: » عزاداری من فقط ده روز اول محرم بود و سایــر ایام سال بیشتر وقت خود را در میخانه‌‌ها ‌می‌گذراندم»
2-جاهل‌ها و لات‌های متدین: این دسته سخت متعصب و به ظاهر کارهای خلاف شرع انجام نمی‌دادند و به آخوندها و روحانیون نزدیک‌تر بوده‌اند. این طیف از جاهل‌ها ولات‌ها از پایه‌‌گذاران حکومت اسلامی شده‌اند.
از دسته نخست ‌می‌توان شعبان جعفری و طیب حاج رضائی، و از دسته دوم حاج مهدی عراقی و محسن رفیقدوست را مثال زد.
حمیدرضا جلائی پور، جامعه شناس در تحلیلی بر اوضاع پس از انتخابات سال 1388 ‌می‌نویسد:
«…لات- مذهبی‌ها افرادی هستند که غیراز مشروب‌خوری و کارهای جنسی نامشروع معمولا اغلب ویژگی‌های عمومی لات‌ها را دارند، اما به لحاظ عاطفی و مراسمی خود را به شدت مذهبی می‌دانند و به آن تظاهر می‌کنند. از این رو ویژگی‌های اختصاصی لات- مذهبی‌ها بدین ترتیب است. الف: اینها طرفدار روحانیان عالِم (یعنی روحانیانی که مفسر قرآن، یا حدیث و منابع اخلاقی هستند) نیستند، عمدتاً طرفدار مداحان بی‌سواد، بی‌پروا و جَوساز هستند. حتی لات- مذهبی‌ها طرفدار مداحان با تقوایِ اهل بیت و سنتی مثل مرحوم کوثری (مداح مراسم عزاداری بیت امام خمینی) نیستند. آن‌ها حتی در متن هیئت‌های مذهبی و جلسات عزاداری قرار ندارند. بخاطر این که شما اگر در متن هیئت‌های مذهبی قرار داشته باشید، باید به طور مرتب به سخنرانی روحانی هیئت گوش دهید و این حوصله می‌خواهد، باید مرتب در دعاهای ندبه، کمیل، توسل شرکت کنید و این‌‌ها حوصله می‌خواهد. لات- مذهبی‌ها بیشتر در حواشی هیئت‌ها و در مواقع شور عزاداری‌ها حضور خود را به نمایش می‌گذارند. معمولاً کسانی که خداترسی ندارند و بی‌تقوا هستند، (مثل همین لات‌ها) نمی‌توانند در متن و هسته‍ی اداره کنندگان هیئت‌های مذهبی قرار گیرند. به همین دلیل هیچ کدام از هیئتی‌های با تقوا راضی نمی‌شوند فرزندان آن‌ها با لات- مذهبی‌ها ازدواج کنند و معمولاً از شر آن‌ها به خدا پناه می‌برند…لات- مذهبی‌گری معمولاً در میان جوانان بیشتر شیوع پیدا می‌کند و لذا تعداد زیادی از لات- مذهبی‌ها با گذر زمان مخصوصاً وقتی به موقعیت اقتصادی یا سیاسی دست پیدا می‌کنند، لباس عوض می‌کنند و خود را از لات- مذهبی‌ها بری می‌دانند و بیشتر حامل ادبیات و فرهنگ سیاسی این خرده فرهنگ می‌شوند…»
«… لات مذهبی‌ها زیاد به دنبال حقیقت امور دینی نیستند و بیشتر شاخک‌هایشان به سمت مراکز قدرت حساس است و البته در مراکز قدرت در نمایش دینی هویت خود به شدت حرفه‌ای هستند و دل عده‌ای از مقامات را می‌برند… مراکز مهم دینی و سیاسی تأثیرگذار به گرایش لات- مذهبی‌ها آلوده نشده‌اند. با این که دربِ بیت امام خمینی(ره)،‌‌آیت‌الله خوانساری،‌‌ آیت‌الله مرعشی،‌‌ آیت‌الله گلپایگانی، ‌‌آیت‌الله منتظری،‌‌ آیت‌الله صافی، ‌‌آیت‌الله صانعی،‌‌ آیت‌الله اردبیلی، ‌‌آیت‌الله جوادی آملی،‌‌ آیت‌الله امینی، ‌‌آیت‌الله شبیری و ‌‌آیت‌الله وحید خراسانی به روی همه‍ی مردم باز بوده و هست، اما یکی از ویژگی‌های برجسته‍ی این بیوت این بوده است که لات- مذهبی‌ها در این بیوت نفوذ و آدم نداشته‌اند. دفاتر شخصیت‌هایی چون هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، مهندس موسوی، کروبی محل پاتق و جولان لات- مذهبی‌ها نبوده است. ویژگی اخیر یا بری بودن روحانیان بلند مرتبه و شخصیت‌های سیاسی نامبرده از آلودگی به سوء استفاده از لات- مذهبی‌ها یک خصیصه‍ی مهم مدنی و اخلاقی است که معمولاً سکولار‌هایِ بنیادگرا در تحلیل اوضاع ایران از آن غافل‌اند و آن‌ها عادت دارند نیروهای مذهبی را در یک «چارچوب تحلیلی واحد و منفی» ارزیابی کنند. ..لات- مذهبی‌ پدیده‌‌ای نیست که اخیراً بوجود آمده باشد، آثار این جریان را پاره‌ای از محققان حتی در جریان کودتای سال ۳۲ نشان داده‌اند.(2)
نظر این جامعه شناس مسلمان در باره لات مذهبی‌‌ها نادقیق و غیرواقعی ست به ویژه این ادعا که «مراکز مهم دینی و سیاسی تأثیرگذار به گرایش لات- مذهبی‌ها آلوده نشده‌اند». حاج مهدی عراقی از سردستگان جاهل‌ها و لات‌های متدین نه فقط نقش مهمی در بسیج جاهل‌ها و لات‌ها ایفا کرد، خود از جاهل‌ها و لات‌های فدائیان اسلامی وبیت ‌‌آیت‌الله خمینی بود، خمینی نیز نظر لطفی ویژه به جاهل‌ها و لات‌‌هائی مثل طیب حاج رضائی داشت و آنان را «عاشقان امام حسین» ‌می‌دانست، و این تازه جدا از آیات عظامی ست که محافطان جاهل و لات، چماقدار و چوب کش در بیت خود داشته‌اند.
حاج مهدی عراقی در رابطه با غائله 15 خرداد سال 1342 ‌می‌گوید: «…روز عاشورا از آن محلی که ما ‌می‌خواهیم راه بیفتیم دو دسته معروف هم از آن محله راه ‌می‌افتد: یکی دسته‌ای که مربوط به مرحوم طیب بود، یکی هم دسته‌ای که مربوط به حسین رمضان یخی بود. حساب ‌می‌کردیم دولت یک وقت ممکن است از وجود این‌‌ها استفاده بکند. نقشه کشیدیم کلا بیائیم برویم هم طیب را ببینیم و هم حسین رمضان یخی را. برای دیدن مرحوم طیب، برادری دارد که با خود ما همکار است، به حساب او هم کوره پزه به اسم مسیح خان. مسیح‌خان را دیدیم با او صحبت کردیم و گفتیم که ما منزل آقا بودیم. آنجا به مناسبتی صحبت شد و اسم داداش آمد وسط…. بچه‌‌ها گفتند که این دسته‌ای که روز عاشورا ما ‌می‌خواهیم راه بیندازیم ممکن است طیب‌خان این‌‌ها بیایند و نگذارند و به هم بزنند. آقا درآمد گفتش نه، اینها علاقه‌مند به اسلام هستند و این‌‌ها هم اگر یک روزی یک کارهایی کرده‌اند، آن عِرق دینی‌اش بوده، روی حساب توده‌ای‌‌ها و کمونیست‌‌ها و این‌‌ها آمده‌اند یک کارهایی کرده‌اند .اینها کسانی هستند که نوکر امام حسین هستند، درعرض سال همه فکرشان این است که محر‌می‌بشود، عاشورایی بشود به عشق امام حسین سینه بزنند، خرج بکنند، چه بکنند و از این حرف‌ها، خاطر جمع باشید… حالا در ضمن خواستیم که هم این حرف آقا را برویم به طیب بگوئیم و هم این که به او توجه بدهیم… رفتیم و جریان را عین همین برایش گفتیم. گفتم که آره این شکلی است. گفتش که این‌‌ها عیدهم از ما ‌می‌خواستند استفاده بکنند (همان جریان مدرسه فیضیه بود) …آمدند به سراغ ما و ما به آنها جواب ندادیم. شما خاطر جمع باشید که این‌‌ها تا حالا چندین بار سراغ ما آمده‌اند و ما جواب رد به آن‌ها داده‌ایم، حالا هم همینجوره. همان جا دست کرد یک صد تومانی داد به اصغر ـ پسرش ـ گفت ‌می‌روی عکس حاج آقا را ‌می‌خری ‌می‌بری تو تکیه به علامت‌‌ها میزنی… خوب، ازاین خیالات مان یک مقدار راحت شد… حسین رمضان یخی هم یک برادر زنی داشت، حاج حسین، توی کار بلور و این چیزها ست. رفتیم سراغ حاج حسین، گفتیم ما ‌می‌خواهیم حسین آقا را ببینیم، رفت با او صحبت کرد و قرار گذاشت. خلاصه ما هم آمدیم یک نوار حاج آقا را برداشتیم با ضبط صوت رفتیم با ده پانزده تا از بروبچه‌‌ها خانه‌ی حسین رمضون یخی. نوار را گذاشتیم، همان نوار شاه دوستی یعنی غارتگری و چپاولگری و…. نوار که تمام شد گفتیم یک همچین جریانی هست، حاج اقا اینجوری گفتند. گفتش اصل مطلب را ایشان بیان کردند. آخر مار خودش چیه که توله ش باشد، خود رضا‌خان چی بوده که پسرش باشه. من را سه دفعه تا به حال کلانتری خواسته بوده برای خاطر همین عکس‌‌هائی که تو تکیه زده‌ام و این چیزها. گفتم من نمی‌توانم نزنم، اگر من نزنم شب توی حانه‌ام نمی‌توانم بروم، زنم توی خانه راهم نمی‌دهد، این یک مساله خدائیه، دینی است… این کار را اصلا دخالت نکنید واز ما چیزی نخواهید. اگر تو اجازه بدهی ما خودمان هم ‌می‌آئیم آنجا روز عاشورا… خلاصه‌اش با سلام و صلوات از خانه‌ی حسین آقا آمدیم بیرون، خیالاتمان از این دو جهت راحت شد…»(3)

جمعیت فدائیان اسلام و جاهلیسم
جاهل‌ها و لات‌های متدین یا جاهلیسم اسلامی یکی از دستاوردهای فکر و رفتار رهبران جمعیت فدائیان اسلام هستند. فدائیان اسلام جمعیتی تروریستی ست که در شکل گیری دسته‌‌‌ی جاهل‌ها و لات‌های متدین یا «تربیت فرد مسلمان جدید» با‌اندیشگی و رفتاری ارتجاعی تر، نقش پُراهمیتی ایفا کرد. جمعیت فدائیان اسلام اوایل اسفند ماه سال 1324 با انتشار اعلامیه «دین و انتقام» اعلام موجودیت کرد. اعلامیه دین و انتقام توسط رهبر این جریان، سید مجتبی میرلوحی معروف به نواب صفوی تهیه و انتشار یافت. نواب صفوی، رهبر این جریان اسلام‌ گرای شیعه، مبارزه با بی دینی را از طریق قلم و زبان کافی نمی‌دانست و مشی مسلحانه را در راه برقراری حکومت اسلامی لازم و جایز اعلام کرد. فدائیان اسلام نخستین برنامه مدون خود را بصورت قانون اساسی و بر پایه مبانی اسلامی در قالب کتابی با نام «رهنمای حقایق یا نماینده حقایق نورانی این جهان بزرگ» به قلم نواب صفوی ارائه دادند که مانیفست فدائیان اسلام و مبنای‌اندیشه‌های آنان در رابطه با حکومت اسلامی بود. کتاب «برنامه انقلابی فدائیان اسلام» را مبنای برنامه‌های حکومت اسلامی ‌‌آیت‌الله خمینی نیز دانسته‌اند.(4)
جمعیت فدائیان اسلام فعالیت خود را با ترور و قتل دگراندیشان و روشنفکران شروع کرد. افراد این جمعیت سال ۱۳۲۴ احمد کسروی، ‌اندیشمند و تاریخ نگار، و منشی‌اش محمد تقی حدادپور را با ضربات متعدد چاقو به قتل رساندند.
حسین اکبری مّداح، معروف به آهن کوب، حلبی ساز پیشین و از یاران نواب صفوی و از مّداخان سرشناس در حکومت اسلامی نقل کرده است: «آقای نواب گفت ما که دستمان به کسروی نمی‌رسد، بهتر است حالا که از دادگستری بیرون ‌می‌آید قالش را بکَنیم… برادران امامی از جلو و بقیه ازپشت سر وارد دادگستری شدند… خدا رحمت کند آقا جواد مظفری را، زیر صندلی ‌می‌رود و با اسلحه سرد قال قضیه را ‌می‌کَنند… از دادگستری که بیرون ‌می‌آمدند، همه الله اکبر ‌می‌گفتند.»
بین سال ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲ دو نخست ‌وزیر، عبدالحسین هژیر و حاجی‌علی رزم‌آرا را به قتل رساندند. (قتل عبدالحمید زنگنه وزیر آموزش را هم برخی از محافل مذهبی به فدائیان اسلام نسبت داده‌اند). ترور نافرجام محمدرضا پهلوی، حسین فاطمی و حسین علاء را نیز برنامه‌ریزی و عمل کردند. فدائیان اسلام درهمین سال کتاب «راهنمای حقایق» را منتشر ‌می‌کنند که آن را «اولین طرح و اساسنامه حکومت اسلامی» خوانده‌اند.(5)
نواب صفوی- سیّد مجتبی میرلوحی- رهبر این جمعیت، از اهالی خانی آباد تهران، درمدرسه صنعتی آلمانی‌ها در ایران درس خواند. وی در سال ۱۳۲۲ به استخدام شرکت نفت درآمد و پس از مدت کوتاهی به آبادان منتقل شد. «نواب صفوی کارگران شرکت نفت را به خاطر برخورد یکی از کارکنان انگلیسی این شرکت با یکی از کارگران، به اعتراض و اجرای قصاص دعوت کرد. با دخالت پلیس و نیروهای نظامی، اعتراضات سرکوب شد. نواب فرار کرد، و به بصره و سپس نجف رفت. وی برای امرار معاش به ساخت و فروش عطر روی آورد.»
نواب صفوی و پیروان او بعد از ترور نخست و نافرجام احمد کسروی، در دادگاه نظامی تبرئه شدند، به این دلیل که هم رهبران مذهبی از آن‌ها پشتیبانی ‌کردند و هم مقامات حکومتی امیدوار بودند تا از این جریان در برابر حزب توده بهره‌ برداری کنند. در فضای سیاسی و اجتماعی شهریور ۱۳۲۰ تا کودتای ۲۸ مرداد 1332 رژیم و روحانیون که ‌‌آیت‌الله کاشانی و عناصری مانند نواب صفوی دست بالا را در میان آن‌ها داشتند، قادر به رقابت با نیروهای سیاسی حاضر در صحنه، مثل جبهه ملی و حزب توده ایران نبودند و به همین خاطر ترور را جایگزین مبارزه سیاسی کردند. نواب صفوی پس از آزادی از زندان که حدود 2 ماه بیشتر طول نکشید، در راستای اتخاذ چنین روشی، که با مرام و منش وی خوانائی داشت به این فکر افتاد که: » … یک جمعیتی را برای مبارزه به وجود آورد. این فکر به نظرش ‌می‌آید که از وجود افرادی استفاده بکند که تا الان مخل آسایش محلات بوده‌اند. مثل اوباش،گردن کلفت ها،لات ها،آن‌ها که عربده کش‌های محلات بوده‌اند…».
نواب صفوی روحیه پرخاشگرانه، ماجراجویانه و تروریستی‌اش را در درک از مناظره با کسروی نشان داده بود: یا تسلیم شدن کسروی به نظرات وی یا ترور شدن». وی در کلام و رفتار به وضوح این ویژگی را به نمایش ‌می‌گذاشت. برخورد توهین آمیز او به محمد مصدق در مرداد ۱۳۳۰ خورشیدی، و نیز نسبت به ‌‌آیت‌الله بروجردی که خطاب به وی گفت: «ای بشر بی‌وفا، به خدا، سگ باوفا، از تو بی‌وفا شریف‌تر است» نمونه‌هائی از برخوردهای زبانی و شفاهی نواب صفوی هستند. نواب صفوی در بهمن ۱۳۳۱ برای مقابله با مخالفان خود، زیر نظر عبدالحسین واحدی کمیته مجازات نیز تشکیل داد.
نواب صفوی علیرغم تندخوئی‌های خود علاقمندان بسیاری در میان نام دارانِ مذهبی داشت. مهدی بازرگان و عزت الله سحابی مخفیانه به ملاقات نواب صفوی و خلیل طهماسبی ‌می‌رفتند. و…..» (6)
«…یادمه یه روز یه وعظ درست کردن تو مسجد شاه که اعلیحضرت می‌خواست بره مسجد شاه. همون روز ‌‌آیت‌الله کاشانی هم میره مسجد شاه. بازاریا و جمعیت زیادی جمع شدن اونجا و بعد همونجا کاشانی یه نامه‌ای داد به اعلیحضرت، نگو آزادی خلیل طهماسبی رو میخواست که مردم یه دفعه صلوات فرستادن. من اونوقت دنبال کاشانی بودم. مردم یهو پشت سرهم دوسه تا صلوات فرستادن و شاه که نامه رو دید دستور داد بالاخره خلیل رو آزاد کردن. (کاشانی برای آزادی خلیل طهماسبی یک ماده واحده هم به مجلس برد: «چون جنایت حاج علی رزم آرا و حمایت او از اجانب بر ملت ایران ثابت است بر فرض آنکه قاتل او استاد خلیل طهماسبی باشد، از نظر ملت بی گناه و تبرئه شناخته می‌شود». طهماسبی در 24 آبانماه 1331 آزاد شد و بعد به دیدار کاشانی و مصدق رفت»(7) خلیل طهماسبی نجار بود، اما او را استاد ‌می‌خواندند. وی بعد از ترور ناموفق حسین علاء در 27 دی ماه 1334 به همراه نواب صفوی، مظفر ذوالقدر و محمد واحدی اعدام شد.
بعد از اعدام نواب صفوی اعضای فدائیان اسلام با برگزاری جلسات عمومی اما به شکل کلاس‌های قرآن و مراسم عزاداری در مسجدهایی همچون مسجد مهدیه در خیابان رزم آرا و مسجدی در خیابان بوذرجمهری توسط آقایان بهاری، رفیعی و صراف‌زاده به عنوان انجمن دانش و آموزش جوانان فعالیت شان را ادامه دادند. پس از چندی هیئت‌های موتلفه اسلامی ادامه دهنده‌ی راه جمعیت فدائیان اسلام شدند. هیئت دروازه‌ای‌‌ها یا گروه مسجد امین الدوله (مهدی عراقی و حبیب‌الله عسکر اولادی)، هیئت اصفهانی‌ها (اسدالله بادامچیان و روح الله خمینی) و گروه مسجد شیخ علی (صاق امانی و محمد صادق اسلامی) ستون‌های اصلیِ این تشکل شدند، که «اصناف بازار خرج شان را ‌می‌دادند». سه روحانی درراس این هیئت قرارگرفتند: مرتضی مطهری، سیّد محمد بهشتی و محی الدین انواری، و بازوی نظامی و ترور این هیئت نیز حاج امانی، بخارائی، هرندی، نیک نژاد و مهدی عراقی بودند. این هیئت بعد از فروردین 1342 کارش را شروع کرد: «…در تهران و شهرستآن‌ها 500 جلسه داشتیم که سیصد و خرده‌ای از آن در تهران بود.»
یکی ازنقاط اتکای این گروه دسته بندی‌های جاهلی و لاتی در هیئت هاو تکیه‌‌ها و دسته‌های عزاداری و سینه زنی بود.
پیش از انقلاب بهمن 1357 اکثر جاهل‌ها و لات‌های متدین گردانندکان هیئت‌های مختلف عزاداری و راه‌اندازان دسته‌های سینه زنی و تکایا بودند، هیئت ابوالفضلی‌های باغ فردوس و هیئت بنی فاطمه و هیئت‌های اطراف بازار و محله‌های پاچنار، مولوی و میدان خراسان را جاهل‌ها و لات‌های محله اداره ‌می‌کردند. این هیئت‌‌ها شاخه‌‌ها و شاخک‌های جمعیت فدائیان اسلام و هیئت‌های موتلفه شدند و زیر پوشش عزاداری فعالیت‌های سیاسی- مذهبی انجام ‌می‌دادند. جاهل‌ها و لات‌های فدائیان اسلامی یا متدین و گروه ترور فدائیان اسلام وهیئت‌های موتلفه، در زمره قسی‌القلب‌ترین جاهل‌ها و لات‌ها بودند. در کنار قتل‌‌هائی که نواب صفوی و دیگر اعضای این جمعیت مرتکب شدند، قتلی که محسن رفیق دوست در زمان رژیم پهلوی مرتکب شد، و یا جنایت‌های گروه قنات در جهرم که علی محمد بشارتی از سازمان دهندگان آن بود، یا جنایت‌های حاج داود رحمانی در زندان نسبت به زندانیان سیاسی، در تداوم فکر و رفتاری بود که فدائیان اسلام پایه گذارش بودند. از بازماندگان گروه ترور، حاج مهدی عراقی چهره شاخص جاهل‌ها و لات‌های متدین است. وی با شرح ماجرای حمله به روزنامه‌ای که کاریکاتور نواب صفوی را چاپ کرده بود، شخصیت و رفتار لاتی خود و دارو دسته‌اش را نشان ‌می‌دهد:»… رفیقمان گفت برویم سر پاچنار من یک مشت از این لات و لوت‌‌ها را جمع ‌می‌کنم… رفتیم زورخانه و دیدیم یک مشت جاهل‌ها‌‌‌ی کوتاه و بلند، خلاصه یا علی یا علی دارند ورزش ‌می‌کنند. گفت بیائید برویم، راه افتادند آمدند اول خیابان فردوسی… گفتیم حمله به چاپخانه… همه چاپخانه را این بچه‌‌ها پذیرایی کردند. جعبه هایی که تویش حروف بود از طبقه دوم همه‌اش ‌می‌آمد تو حیاط. دو سه تا از این بچه‌‌ها با چوب افتادند به جان ماشین ‌می‌خواستند با چوب، ماشین را بشکنند، گفتم بابا این که با این شکسته نمی‌شود، یک دست زدیم خلاصه‌اش این دیس از زیر ماشین آمد بیرون و حروف‌‌ها ریخت زمین… رفتیم تو قسمت حروف چینی، دیدیم کلیشه‌‌ها آن وسط است چاقو را بچه‌‌ها در آوردند، کلیشه‌‌ها را تکه تکه کردند و حروف را هم، همه را به هم زدند.»(8)
» …در جلسات اعضای فدائیان اسلام محمد اردهالی هم گاهی در همان درگاهی ‌می‌ایستاد و صحبت ‌می‌کرد. یک بار در بین سخنانش گفت هرکس با این سّید جلیل القدر (آقای کاشانی) مخالف باشد حلال زاده نیست و باید برود از مادرش بپرسد… شیخ مهدی شریعتمدار هم بود. محاسنی داشت و پالتوی بلندی ‌می‌پوشید و وکیل دادگستری بود. یک شب ماه رمضان گفت، وقتی به کسی اعتراض کردم که چرا در ملا عام روزه ‌می‌خوری، گفت: کاری که از خدا پنهان نیست چرا باید از بنده خدا پنهان باشد، و من در جواب گفتم که رختخواب خود و همسرت را وسط چهارراه پهن کن زیرا آن کار هم از خدا پنهان نیست- البته ایشان کلمات دیگری به کار ‌می‌برد که برای رعایت عفت قلم از ذکر آن کلمات معذورم.»(9)
بعدازانقلاب هیئت‌های موتلفه با نام جمعیت موتلفه اسلا‌می‌فعالیت خود را سروسامان داد و وارد شورای مرکزی حزب جمهوری اسلا‌می‌شد. محسن رفیق دوست، اسدالله بادامچیان، مصطفی میرسلیم، علینقی خاموشی زواره‌ای و غفوری فرد برخی از اعضای رهبری و مسولان این جمع شدند. ترور مهدی عراقی و حسن آیت و بسیاری دیگر از رهبران و مسولان این حزب که اعضای هیئت – یا جمعیت موتلفه بودند‌‌‌، و سرانجام انحلال حزب جمهوری اسلامی به سال 1366، افراد این گروه را بر آن داشت که برای ادامه‌‌‌ی حضور در ساختار سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی به فکر راه و چاره باشند. اتاق بازرگانی، کمیته امداد، بنیاد مستضعفان و جانبازان، دانشگاه آزاد، شبکه‌های تجارت، بازار و امر توزیع بیش از پیش هدف های این جمع قرار گرفتند. این جمع که ارگانی به نام «شما» نیز منتشر کرده است، در شکل دهی و کنترل گروه‌های فشار و کشتار، انصار حزب‌الله و نشریاتی مثل شلمچه و لثاراث الحسین شرکت فعال داشته است. اداره زندان‌ها، شکنجه و کشتار در زندان‌ها و بیرون از زندان‌ها نیز بخشی از فعالیت این مجموعه بوده‌اند. اسداللّه لاجوردی، حسینعلی نیری، علی رازینی و محمد علی امانی نام‌ها‌‌‌ی مطرح حوزه زندان و قضا بوده‌اند. محمد علی امانی ریاست زندان اوین، معاون سیاسی اسدالله لاجوردی، و دبیر هیات اجرایی موتلفه اسلامی گفته است: «زندان و شکنجه از همان آغاز از طرف موتلفه سازماندهی و اعمال ‌می‌شد.» این حضور نه فقط درحوزه‌‌‌ی اقتصاد که درهمه‌ی نهادها و ارگان‌های حکومتی چشمگیر بوده است. عبد خدائی عامل ترور دکتر فاطمی چند دوره نماینده مجلس شورای اسلامی و بعد سفیر ایران در واتیکان شد.
ازمجموعه‍ی جمعیت یا هیئت‌های موتلفه اسلامی به عنوان حزب موتلفه اسلامی نیز نام می‌برند که با «مرام اسلام گرائی – اصولگرائی» فعالیت ‌می‌کنند.»
ادامه دارد
****

منابع و توضیح ها:
*مصاحبه خزعلی با «دُر تی وی»/ برگرفته از گویا نیوز
news.gooya.com
1- جاهل و لات غیرمسلمان و غیر مذهبی، ارمنی، آسوری و زرتشتی و چپ گرا نیز داشته ایم، » … در چهارراه مخبرالدوله مصطفی کلیائی (مصطفی زاغی)، از بزن بهادرهای چهارراه سید علی با جمعی از اوباش ارامنه به دسته‌های قبلی پیوستند. اینان در مسیر خود دفاتر روزنامه‌ها و احزاب و جریان‌ها و افراد مخالف دربار را تخریب می کردند و یا به آتش می کشیدند.» (ر.ک به لومپن‌ها درسیاست عصر پهلوی، مجتبی زاده محمدی ص 140 و ص 162/ و نیز محمود تربتی سنجابی، کتاب کودتا سازان، موسسه فرهنگ کاوش، سال 1376
2- تحلیل حمید رضاجلایی پور: اقتدارگرایی اخیر و چهار پیامد سیاه آن در ایران، شنبه 9 مرداد 1389- ادوار نیوز  advar-news.biz
3- ناگفته‌ها، خاطرات حاج مهدی عراقی، پاریس، پائیز (1978) 1357، به کوشش: محمود مقدسی و..، موسسه خدمات فرهنگی 4- رسا، تهران، چاپ نخست 1370، ص 176-175
5- نواب صفوی و فدائیان اسلام ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی
ر.ک به تارنمای جمعیت فدائیان اسلام
6- حمید شوکت، پرواز در ظلمت / به نقل از حسین شاه حسینی
7- محمد علی سفری، کاپیتولاسیون- قلم و سیاست، از استعفای رضا شاه تا سقوط مصدق/ و برگرفته از خاطرات شعبان جعفری ص 115
8- ناگفته‌ها، خاطرات مهدی عراقی ص 45
9- علی ارشادی فر، برگ‌هایی از دفتر خاطرات، در محضر آیت‌الله کاشانی، شهروند- تگزاس، شماره 777، بیست و ششم خرداد 1385، ص 

Published in: on 29 ژوئن 2017 at 8:35 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

ژنرال اچ. آر. مک‌مستر، مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ، ایران را متهم کرده‌است که «به چرخه‌ای از نبردهای فرقه‌ای، به این منظور که جهان عرب را همیشه ضعیف نگه دارد، دامن می‌زند».

مشاور امنیت ملی ترامپ: ۸۰ درصد نیروهای موثر حامی اسد از طرف ایران هستند


Thu 29 06 2017 



مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهوری آمریکا، روز هفتم تیرماه با متهم کردن ایران به «ایجاد چرخه‌ای از نبردهای فرقه‌ای»، می‌گوید اکثریت چشم‌گیری از نیروهای حامی بشار اسد در سوریه، شبه‌نظامیان سازمان‌دهی‌شده از طرف تهران هستند. مک‌مستر در عین حال تاکید کرده دلیل اصلی حضور آمریکا در سوریه «نابودی داعش» است.

ژنرال اچ. آر. مک‌مستر، مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ، ایران را متهم کرده‌است که «به چرخه‌ای از نبردهای فرقه‌ای، به این منظور که جهان عرب را همیشه ضعیف نگه دارد، دامن می‌زند».

مک‌مستر در جریان کنفرانسی در «مرکز امنیت نوین آمریکا» گفته، تهران مسئول بخش عمده مشکلات در سوریه است و افزوده است که ۸۰ درصد نیروهای موثر حامی بشار اسد در جنگ داخلی آن کشور، از طرف ایران سازمان‌دهی می‌شوند.

ایران نقش خود و نیروهای سازمان‌دهی‌شده از دیگر کشورها که از شیعیان تشکیل شده‌اند را انکار نمی‌کند. تهران می‌گوید این نیروها به درخواست دولت بشار اسد که همچنان دولت شناخته‌شده از سوی سازمان ملل متحد است، به سوریه فرستاده می‌شوند.

ایالات متحده، که خواستار کناره‌گیری اسد از قدرت است، بارها ایران را متهم به دخالت در اوضاع داخلی و تشدید جنگ سوریه کرده‌است.

مشاور امنیت ملی ترامپ در سخنان روز چهارشنبه خود گفته است «ما باید اقدامات به‌مراتب بهتری برای جلوگیری از اقدامات ایران انجام دهیم».

مک‌مستر در عین حال تاکید کرده «دلیل مشخص» حضور ایالات متحده در سوریه «نابود کردن داعش» است. او می‌گوید آمریکا نباید اجازه دهد که این گروه حیطه امنی برای خود در عراق یا سوریه ایجاد کند، باید جلوی ارسال منابع مالی به آن‌ها را بگیرد و «ایدئولوژی» آن‌ها را از درجه اعتبار ساقط کند.

در کنار سخنان مشاور امنیت ملی ترامپ، یک مقام ارشد ارتش آمریکا روز جمعه گذشته، تلویحا از حضور نیروهای بشار اسد در نبردها علیه گروه موسوم به حکومت اسلامی در شرق سوریه، «استقبال» کرده بود.

سرهنگ رایان دیلن، سخنگوی ائتلاف به رهبری آمریکا، در جمع خبرنگاران سخنانی مشابه اظهاراتِ روز چهارشنبه مک‌مستر در مورد نابودی داعش به‌عنوان یک هدف اصلی، مطرح کرد. او همچنین گفته بود اگر دیگران، از جمله نیروهای دولتی سوریه، یا متحدان آن، خواستار نبرد با افراطیون هستند «ما قطعا مشکلی با این موضوع نداریم».

این گفته‌ها در رسانه‌های ایالات متحده نیز بازتاب پیدا کرده و روزنامه واشینگتن‌پست آن را «نشانه روشنی» از عدم تمایل ارتش آمریکا برای رویارویی نظامی با نیروهای اسد یا حامیان آن توصیف کرده‌است.

سرهنگ دیلن در بخشی از سخنان خود در جمع خبرنگاران گفته بود «کار ما کشتن داعشی‌ها است. این چیزی‌ست که ما مایل به انجام آن هستیم. و اگر حکومت سوریه می‌خواهد چنین کاری انجام دهد و مایل است در همین راستا، بر بوکمال یا دیرالزور یا هرجای دیگری متمرکز شود، به این معنی‌ست که ما دیگر لازم نیست این کار را (کشتن نفرات داعش را) در این مناطق انجام دهیم».

از سوی دیگر اما، طی هفته‌های گذشته گزارش‌های مختلفی منتشر شده که حاکی از عدم تمایل واشینگتن به گشایش مسیر ارتباطی میان عراق و سوریه، و دسترسی ایران به آب‌های دریای مدیترانه از طریق نیروها و چهره‌های مورد حمایت این کشور حکایت دارند.

ائتلاف به رهبری آمریکا در هفته‌های اخیر، در مواردی، مستقیما با نیروهای اسد و حامیان آن درگیر شده، که از جمله آن‌ها سرنگونی یک جنگنده ارتش سوریه در اطراف رقه بوده‌است. آمریکا می‌گوید تمامی این درگیری‌ها در پی هشدارها، پس از حملات یا نگرانی از آسیب رسیدن به ائتلاف و شبه‌نظامیان مورد حمایت آن، انجام شده‌است.

Published in: on 29 ژوئن 2017 at 8:26 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

براساس گزارش‌ها، در افغانستان برخی از فرماندهان پیشین، جنگ‌سالاران و عده‌ای از سیاست‌مداران و افراد ثروتمند بچه‌بازی را نماد داشتن شأن و قدرت می‌پندارند.‏

چرا «بچه‌بازی» در افغانستان همچنان رایج و رواست؟

چرا «بچه‌بازی» در افغانستان همچنان رایج و رواست؟

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین گزارش خود در مورد خشونت‌های جنسی در مناطق جنگی از دولت افغانستان خواسته است که بچه‌بازی را جرم اعلام کند.‏

براساس گزارش‌ها، در افغانستان برخی از فرماندهان پیشین، جنگ‌سالاران و عده‌ای از سیاست‌مداران و افراد ثروتمند بچه‌بازی را نماد داشتن شأن و قدرت می‌پندارند.‏

بر اساس قانون کیفری افغانستان، تنها زنا و لواط جرم است و در مورد بچه‌بازی به‌صراحت چیزی گفته نشده است.‏

در این باره در چشم‌انداز بامدادی پنج‌شنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ (۲۹ ژوئن ۲۰۱۷) گزارشی از حسیب عمار پخش شد.

Published in: on 29 ژوئن 2017 at 8:10 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

وقتی هفته پیش کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح ایران، خبر از کشف اجساد «۱۷۵ غواص شهید» عملیات کربلای ۴ در پی «عملیات اخیر» این کمیته داد، احتمالا کمتر کسی شدت و نوع واکنش افکار عمومی به این خبر را پیش بینی می کرد.

رمزگشایی از ‹ناگفته های› کربلای ۴

مهمترین معمای عملیات کربلای ۴، اصرار فرماندهی ارشد سپاه بر اجرای آن، با وجود شواهد فراوان لو رفتن عملیات بود

وقتی هفته پیش کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح ایران، خبر از کشف اجساد «۱۷۵ غواص شهید» عملیات کربلای ۴ در پی «عملیات اخیر» این کمیته داد، احتمالا کمتر کسی شدت و نوع واکنش افکار عمومی به این خبر را پیش بینی می کرد.

این خبر در شرایطی منتشر می شد که در بهمن ماه ۱۳۸۸، خبرگزاری فارس به نقل از «منابع محلی عراقی» نوشته بود «احتمالاً بیش از ۱۷۰ پیکر شهدای ایرانی» عملیات کربلای ۴ هنوز در داخل خاک آن کشور هستند.

شباهت تخمین ۱۷۰ نفری اعلام شده در خبر ۶ سال پیش فارس و خبر ۱۷۵ نفری جدید، قابل توجه به نظر می‌رسید. ولی هر چه بود، انتشار خبر جدید با توجه گسترده رسانه ها و شبکه های اجتماعی مواجه شد. در عین حال، این خبر نتیجه غیرمنتظره ای نیز داشت و آن، جلب توجه کم سابقه مخاطبان به دلایل شکست عملیات کربلای ۴ در سال ۱۳۶۵ بود.

شدت این واکنش ها به حدی بود که در ابتدای هفته جاری، کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح با انتشار بیانیه‌ای، بدون توضیح بیشتر از کسانی «به دنبال کودتا و بر اندازی» بوده اند انتقاد کرد که خبر کشف اجساد غواصان را «حربه ای قرار داده اند تا پنجه ای بر پیکر نظام بکشند».

این کمیته از سوی دیگر، همچنین بدون توضیح بیشتر، به عده ای که در مورد «این فاجعه دچار تردید شده اند» وعده داد که «در زمان مناسب، سیم ها و طناب ها و دیگر ابزاری که این جنایت با آنها صورت پذیرفته را به نمایش خواهد گذاشت». واکنشی که ظاهرا، حکایت از وجود کسانی داشت که در مورد اطلاع رسانی‌های کمیته جستجوی مفقودین «دچار تردید» هستند.

شکست کربلای ۴

عملیات کربلای ۴، سوم دی ماه ۱۳۶۵ آغاز شد و هدف اصلی آن، تصرف شهر بصره بود. اما در عمل، این عملیات به بزرگترین شکست – و البته نه پرتلفات ترین عملیات – ایران در طول جنگ هشت ساله با عراق انجامید و تنها یک روز بعد متوقف شد.

در همین مدت کوتاه، تعداد زیادی از نیروهای ایرانی کشته، زخمی یا مفقودالاثر شدند. اکبر هاشمی رفسنجانی در بخشی از خاطرات سال ۱۳۶۵ خود، تلفات این عملیات را به نقل از علی شمخانی فرمانده وقت نیروی زمین سپاه چنین گزارش می کند: «نزدیک ۱۰۰۰ شهید و ۳۹۰۰ مفقودالاثر داشتیم که اکثر آنها را باید شهید حساب کرد و حدود ۱۱ هزار مجروح .» روایت عراقی ها از تلفات ایران، البته بسیار بیشتر از اینهاست.

نکته قابل تامل در مورد آمار تلفات ایران در این عملیات، نسبت نامتعارف تعداد کشته ها به ناپدیدشدگان، مطابق روایت فوق است: مشخصا اینکه به ازای هر ۱ کشته، تقریبا ۴ نفر ناپدید شده اند.

برای درک بهتر معنای این نسبت، کافی است اشاره شود که به گفته یحیی رحیم صفوی مسئول وقت عملیات سپاه، در عملیات بعدی ایران یعنی کربلای ۵، حدود ۷۶۰۰ نیروی ایرانی کشته و حدود ۳۵۰۰ نفر مفقودالاثر شدند که تقریبا به معنی نسبت «۱ به نیم» بود. این در حالی است که نسبت ناپدیدشدگان ایران در کربلای ۵، به عنوان پرتلفات ترین عملیات ایران در طول جنگ، بیش از حد متعارف بود.

تعداد زیاد مفقودالاثرهای ایران در عملیات کربلای ۴، که ناشی از عواملی همچون از هم پاشیدن سریع عملیات، عقب نشینی های سریع و رها شدن اجساد بسیاری از کشته شدگان در دست نیروهای عراقی بود، باعث شده تا از آن زمان تاکنون، موضوع «اجساد شهدای کربلای ۴» به یکی از دغدغه های آشنای مرتبط با دوران جنگ تبدیل شود. دغدغه ای که به طور اجتناب ناپذیر، حساسیت شدید افکار عمومی را نسبت به اخبار مرتبط با کشف بقایای کشته شدگان و دلایل شکست این عملیات به دنبال داشته است.

در دی ماه ۱۳۹۲ محمداسماعیل کوثری از فرماندهان سپاه پاسداران در زمان جنگ گفت که بعد از کربلای ۴، اکبر هاشمی رفسنجانی در جلسه فرماندهان سپاه گفته نمی داند در خطبه های نمازجمعه تهران باید چگونه سرنوشت عملیات را به مردم توضیح بدهد و گلایه کرده است که در همان جلسه، ۲۵ نفر از فرماندهان سپاه صحبت کرده اند و حتی «حرف ۲ نفرشان هم یک جور نبوده است».

در خاطرات سال ۱۳۶۵ آقای رفسنجانی، اشاره ای دیگر به ناهماهنگی های پیش از عملیات وجود دارد که از «غافلگیر» شدن خود وی از خبر شروع عملیات خبر می دهد. وی در سوم دی ماه ۱۳۶۵ نوشته است: «معلوم نبود که امشب حمله آغاز می‌شود یا خیر؟ آقای سنجقی را به منطقه فرستادیم. نزدیک ساعت ده خبر دادند که عملیات با نام کربلای چهار آغاز شده‌است؛ غافلگیر شدیم.»

نکته عجیب در مورد «غافلگیری» اکبر هاشمی رفسنجانی از شروع عملیات کربلای ۴ این است که ظاهرا شروع این عملیات، به هیچ وجه برای عراقی ها غافلگیر کننده نبود. به عبارت دیگر، عملیات کربلای ۴ قبل از انجام، «لو رفته بود».

لو رفتن عملیات

در خاطرات منتشر شده در ایران راجع به عملیات کربلای ۴، اشاره های متعددی راجع به قرائن لو رفتن عملیات قبل از شروع آن وجود دارد. جدیدترین اثری که در این مورد منتشر شده، خاطرات میرزا محمد سلگی از فرماندهان سپاه در زمان جنگ تحت عنوان «آب هرگز نمی‌میرد» است که اخیرا -سوم خرداد- رونمایی شده است.

این کتاب تصریح دارد که در آستانه کربلای ۴ «یک اشکال اساسی ما را تهدید می‌کرد و آن عدم رعایت اصول امنیتی و اطلاع دشمن از حضور قریب یکصد هزار نیروی ایرانی در عقبه این منطقه بود.» به نوشته آقای سلگی، وجود شواهد اطلاع احتمالی عراقی ها از عملیات، «موجی از نگرانی» را در سپاه ایجاد کرده بود. اقدام عراق به بمباران اردوگاه غواصانی که قرار بود عملیات را شروع کنند، یا استقرار «سنگرهای متعدد تیربار و حتی پدافند ضدهوایی» در حاشیه اروند رود که قرار بود محل شروع عملیات ایران باشد، از جمله این شواهد بودند.

در دی ماه ۱۳۹۳، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ مطلبی تفصیلی را در همین زمینه منتشر کرد که بعدها، عینا در تعدادی از سایت های مربوط به تاریخ جنگ نیز منتشر شد و شرح کاملی را از شواهد افزایش آمادگی عراق در آستانه عملیات ارائه می داد. شواهدی که از شدت گرفتن بمباران و آتش توپخانه عراق پیش از کربلای ۴ گرفته، تا شلیک مکرر منور بر روی اروند رود، آن هم درست در آستانه شروع عملیات را شامل می شد.

بنابر گزارش مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، با وجود تمام این شواهد و «با آنکه اوضاع نگران کننده به نظر مى رسید، اما تحلیل کلى فرماندهى آن بود که شرایط عادى است». بنا بر همین گزارش، به محض ورود غواصان ایرانی به اروند، نیروهای عراقی که با استفاده از منور سطح آب را کاملا روشن کرده بودند، با تیربارهای سنگین و حتی ضدهوایی دست به کشتار نیروهای ایران زدند. با وجود این، همچنان نظر فرماندهی قرارگاه عمل کننده این بود که «شرایط حاد نیست».

محسن رضایی، در فصل ششم کتاب «جنگ به روایت فرمانده»، در مورد میزان «غافلگیری» عراق قبل از عملیات کربلای ۴ نوشته است: «تا یک هفته قبل از عملیات بر اساس ارزیابی فرماندهان، غافلگیری در حدود ۸۰ درصد بود، اما از یک هفته به عملیات هر چه به شب عملیات نزدیک می‌شدیم، این رقم کاهش می‌یافت تا حدی که شب عملیات به حدود ۵۰ درصد رسیده بود.» نوشته ای که در آن، توضیح بیشتری راجع به نحوه محاسبه چنین درصدهایی ارائه نشده است.

فرمانده سپاه در زمان جنگ، می افزاید که در شب عملیات «تصمیم گرفتیم طوری عمل کنیم که اگر تا قبل از روشن شدن هوا متوجه لو رفتن عملیات شدیم، عملیات را متوقف کنیم.» وی در عین حال تاکید می کند که فرماندهان لشکرهای عمل کننده را از این تصمیم آگاه نکرده «چرا که باید با قاطعیت می‌جنگیدند و نباید تزلزلی در آن‌ها به وجود می‌آمد».

اظهارات آقای رضایی به معنی آن است که فرماندهی تصمیم گرفته بوده که با وجود ریسک «۵۰ درصدی» لو رفتن عملیات، آن را در شب سوم دی شروع و درصورت موفقیت آمیز نبودن، قبل از صبح متوقف کند.

با وجود این، بنا بر گزارش مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، حتی روز بعد نیز «در پى اظهار خوش بینى چند تن از فرماندهان» عملیات ادامه پیدا کرده، اما از حدود ساعت ۱۱ صبح عراق علیه مواضع رزمندگان ایرانی دست به پاتک زده و سرانجام، یک ربع قبل از نیمه شب چهارم دی، توقف عملیات اعلام شده است.

این گزارش، البته اندکی با روایت محسن رضایی تفاوت دارد که در کتاب «جنگ به روایت فرمانده» می نویسد: «هنگامی که عملیات شروع شد، بعد از گذشت چند ساعت یقین پیدا کردیم که عملیات لو رفته است. و با این شرایط دیگر غافلگیری معنا نداشت. بنابراین از نزدیکی‌های صبح [چهارم دی] به نیروها دستور داده شد که برای برگشت خودشان را آماده سازند و نیروها تقریباً تا قبل از ظهر به عقب برگشتند.»

تناقض در مورد عامل لورفتن عملیات

در پی واکنش های خبر کشف بقایای ۱۷۵ غواص کشته شده در عملیات کربلای ۴، خبرگزاری فارس در روز دوم خرداد گزارشی را منتشر کرد که مقصر لو رفتن عملیات را سازمان مجاهدین خلق، جبهه ملی و نهضت آزادی می دانست و با وجود همه اینها می افزود: «بنا بر اظهارات فرماندهی کل سپاه، لو رفتن عملیات از رده‌های بالای سیاسی کشور صورت گرفته است.»

گزارش فارس، در اثبات اتهامی که متوجه نهضت آزادی دانسته بود، به مصاحبه ای از محمد اسماعیل کوثری از فرماندهان سابق سپاه و نماینده فعلی مجلس اشاره می کرد که مدعی «نقش نهضت آزادی در جمع‌آوری اطلاعات مربوط به عملیات کربلای ۴ و انتقال این اطلاعات به سرویس‌های جاسوسی غربی (آمریکا) و در نهایت دستگاه امنیتی عراق» شده بود.

نهضت آزادی ایران، که بعد از بازپس گیری خرمشهر در سال ۱۳۶۱ طرفدار خاتمه جنگ با عراق بود، از آن زمان به بعد به کرات توسط برخی از مدافعان شیوه مدیریت جنگ متهم به همکاری با عراق شده و در مقابل، به دفعات متهم کنندگان را دعوت به محاکمه قضایی متهمان به این همکاری کرده است.

در اظهارنظر دیگر راجع به فاش شدن اطلاعات کربلای ۴، یحیی رحیم صفوی در دی ماه ۱۳۹۳ گفته است که عملیات «به دلیل لو رفتن توسط فرد خبیثی که بعدها پناهنده شد» شکست خورد. وی نیز توضیح بیشتری راجع به این فرد و دلیل عدم افشای نام وی نداده است.

حتی در مهرماه ۱۳۸۵، احمد سوداگر رئیس سابق پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس و از بنیانگذاران اطلاعات عملیات سپاه، در مصاحبه با سایت بازتاب نزدیک به محسن رضایی، بهرام افضلی فرمانده نیروی دریایی ایران در ابتدای جنگ ایران و عراق را عامل لو دادن عملیات کربلای ۴ دانسته است.

سرتیپ سوداگر گفته: «در عملیات کربلای چهار، فردی از قرارگاه به بالا اطلاعات را برده و به عراق داده است… بعدها هم که مشخص شد احتمالا افضلی، فرمانده نیروی دریایی که بعدا اعدام شد، جاسوس سیا بوده و اطلاعات را انتقال داده است.»

این ادعا، در شرایطی مطرح شده که دریادار افضلی، به اتهام توطئه علیه امنیت ملی و جاسوسی برای کا گ ب، در اسفند ۱۳۶۲ یعنی حدود سه سال قبل از عملیات کربلای ۴ اعدام شده بود.

بیان ادعاهایی در این سطح در مورد عاملان لو رفتن عملیات کربلای ۴، احتمالا کمک زیادی به جلب اعتماد افکار عمومی در مورد روایت های برخی مسئولان نظامی سابق و فعلی راجع به این عملیات نکرده است.

اما گذشته از چنین ادعاهایی، تعدادی از مسئولان ایرانی از نقش داشتن ماهواره های جاسوسی ایالات متحده در لو رفتن عملیات کربلای ۴ نیز سخن گفته اند که به نظر می رسد این ادعا، از سوی برخی از منابع آمریکایی نیز تایید شده است.

در یکی از جدیدترین اظهارنظرهای آمریکایی ها در این زمینه، دیوید کریست «مورخ ارشد» و مشاور سابق وزارت دفاع ایالات متحده، در مرداد ۱۳۹۲ در مصاحبه ای با بی بی سی فارسی تایید کرد که ایالات متحده با ارائه اطلاعات عملیات کربلای ۴ به عراقی ها، باعث شکست این عملیات شده است.

به طور کلی آمریکا، حداقل از حدود دو سال قبل از عملیات کربلای ۴ تصمیم به حمایت اطلاعاتی از حکومت عراق گرفته بود. مطابق یک سند از طبقه بندی خارج شده، در سال ۱۹۸۴ رونالد ریگان در دستوری دولت آمریکا را موظف به جلوگیری از سقوط صدام در مقابله با جمهوری اسلامی ایران کرده بود. دستوری که در سال های بعد، به کمک های اطلاعاتی موثر واشنگتن به بغداد انجامید.

در عین حال، به نظر می رسد که پیش از عملیات کربلای ۴، آمریکایی ها به دلایلی ویژه تصمیم به اتخاذ موضعی تهاجمی تر در مقابل ایران گرفته بودند: این عملیات، حدود هفت ماه بعد از سفر محرمانه رابرت مک فارلین مشاور اسبق امنیت ملی آایالات متحده به ایران برای زمینه سازی بهبود روابط صورت گرفت که به گونه ای جنجالی ناکام ماند و به تشدید کم سابقه دشمنی واشنگتن و تهران انجامید.

این در حالی بود که پیش از ماجرای مک فارلین، بهبودی موقتی در روابط ایران و ایالات متحده ایجاد شده بود که به گفته آمریکایی ها، کمک اطلاعاتی و تسلیحاتی محدود این کشور به جمهوری اسلامی در جریان عملیات فتح فاو (عملیات والفجر ۸ در بهمن ۱۳۶۴) را به دنبال داشت.

جان رزمندگان ایران چقدر اهمیت داشت؟

یکی از بزرگترین ابهامات مربوط به عملیات کربلای ۴ آن است که چرا با توجه به شواهد لو رفتن این عملیات، تصمیم به توقف آن گرفته نشد؟

واقعیت آن است شاید هنوز هم نتوان به این سوال پاسخی قطعی داد.

با وجود این، مجموعه روایت های موجود از مسئولان سیاسی و نظامی جنگ حکایت از آن دارند که هم افرادی چون فرماندهان ارشد سپاه که مصر به ادامه جنگ تا «سرنگونی» حکومت صدام حسین بودند و هم کسانی چون اکبر هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی که به دنبال «یک پیروزی» برای خاتمه جنگ از موضع بالا بودند، فتح بصره را ضروری می دانستند.

نیاز به تامین همین هدف بود که نهایتا، به جمع بندی نظام در مورد حرکت قطعی برای فتح بصره و متعاقبا، طراحی عملیات کربلای ۴ در سپاه پاسداران منجر شد. فرماندهی ارشد سپاه، ظاهرا تا حدی مصمم به اجرای این عملیات «سرنوشت ساز» بود که به راحتی زیر بار نمی رفت به خاطر احتمال لو رفتن عملیات و افزایش تلفات، همه چیز را متوقف کند.

طبق خاطرات سال ۱۳۶۳ اکبر هاشمی رفسنجانی، محسن رضایی فرمانده سپاه از مرداد ماه همان سال – یعنی حدود دو سال پیش از کربلای ۴ – در نامه ای به آیت الله خمینی نوشته بود که «اگر مهلت بدهید، دو ساله جنگ را با پیروزی تمام می کنیم.»

جلال الدین طاهری‌ اصفهانی‌، امام جمعه متوفی اصفهان، روایت عجیبی از حضور خود در منطقه در شب عملیات و گفتگویش با حسین خرازی از فرماندهان اصلی جنگ را دارد که تنها دو ماه بعد و در جریان عملیات کربلای ۵ کشته شد.

اظهارات آقای طاهری، که در خرداد ۱۳۸۵ در روزنامه اعتماد ملی منتشر شده، حکایت دارد: «دیدم‌ که‌ عراقی‌ها از منورهایی‌ استفاده‌ می‌کنند که‌ شب‌ را مانند روز روشن‌ می‌کند. به‌ خرازی‌ گفتم‌ خودت‌ را به‌ آقای‌هاشمی‌ برسان‌ و بگو که‌ عملیات‌ لو رفته‌ است‌. خرازی‌ رفت‌ و برگشت‌ و گفت‌ که‌ آقای‌هاشمی‌ گفته‌ که‌ من‌ مقلد امام‌ هستم‌ و باید عملیات‌ انجام‌ شود. من‌ پاسخ‌ دادم‌ که‌ امام‌ هم‌ اگر شرایط‌ را ببینند، اجازه‌ عملیات‌ نخواهند داد. اما به‌ هر حال‌ عملیات‌ انجام‌ شد.»

اگر اکبر هاشمی رفسنجانی در آن زمان واقعا چنین برداشتی داشته، به این معنی است که مدافعان انجام عملیات کربلای ۴، تصمیم خود را به تصویب رهبری جمهوری اسلامی ایران رسانده و چنین تصمیمی، با وجود شواهد ناشی از پرتلفات بودن عملیات، برگشت ناپذیر تلقی می شده است.

به گفته احمد غلامپور از فرماندهان عملیات کربلای ۵، بعد از عملیات کربلای ۴ اکبر هاشمی رفسنجانی، در غیاب فرماندهان ارتش، جلسه ای را با فرماندهان سپاه برگزار کرده و در آن خواسته است اعلام کنند که چه برنامه ای برای ادامه جنگ دارند.

سرتیپ غلامپور می گوید که آقای رفسنجانی به فرماندهان گفته است: «شمایی که اگر کسی حرف آتش بس بزند زمین را به آسمان وصل می‌کنید، اگر شما بگویید جنگ، امام هم می‌گوید ادامه بدهید، اگر شما بگویید نه، امام هم می‌گوید نه، چون نگاه امام به شما است، اگر می‌خواهید بجنگید، معطل نکنید مملکت و کشور و اینها را. اگر هم نمی‌خواهید بجنگید خودتان بروید به امام بگویید ما نمی‌توانیم بجنگیم، من هم نمی‌روم چون اگر من بروم امام فکر می‌کند من از خودم گفتم.»

روایت این جلسه، نشان می دهد که تصمیمات آیت الله خمینی در مورد جنگ و عملیات نظامی، تا چه حد تحت تاثیر ارزیابی های فرماندهان ارشد سپاه بوده است.

البته، همه اینها به معنی موافقت همه فرماندهان سپاه با شیوه اداره جنگ نبوده است. در تمام طول جنگ، نشانه هایی متعدد از مخالفت جدی گروهی از فرماندهان با نحوه اداره جنگ وجود داشته که بسیاری از آنها در جریان نبرد جان خود را از دست داده اند. هرچند گروه دیگری از آنان نیز زنده هستند.

محور بخش مهمی از این مخالفت ها، نوع نگاه برخی تصمیم گیران جنگ به موضوع تلفات انسانی بوده است. نگاهی که گویی بر مبنای آن، ملاحظه سرنوشت نیروهای رزمنده ایرانی، در حدی تعیین کننده نبوده که مبنای تصمیم گیری راجع به انجام شدن یا نشدن یک عملیات – فارغ از آنکه لو رفته باشد یا نه – قرار بگیرد.

سپاهیان معترض

آیت‌الله منتظری، قائم مقام رهبری در زمان جنگ، در کتاب خاطرات خود، با اشاره به برخی از این مخالفت ها نوشته است: «گاهی بعضی از فرماندهان در کارشان شبهه می‎کردند و می‎گفتند ما داریم زمینه کشته شدن بعضی از این جوان ها را فراهم می‎کنیم، امکانات به ما نمی‌دهند، به جای امکانات ما از نیروهای مخلص استفاده می‎کنیم، فرماندهی قوی نیست، برنامه‌ریزی‌ها قوی نیست، برنامه‌هایمان لو می‎رود،خیلی از برنامه‌هایی که تنظیم شده بود لو رفت و بچه‌های مردم شهید شدند.»

آقای منتظری در مهر ماه ۱۳۶۴، درست یک سال قبل از عملیات کربلای ۴، در نامه ای از آیت الله خمینی پرسیده است: «وقتی بعضی از افراد سابقه دار و متعهد از مسئولین سپاه می آیند و می گویند به داد سپاه برسید که سپاه در حال احتضار است، جواب آنان چیست؟» وی افزوده است: «اگر مرجعی قاطع برای بررسی خطاها و ضعف ها و تقصیرات منجر به شکست های پی در پی در دو سال اخیر در جبهه ها وجود داشت و برای جان هزاران جوان که مفت و در اثر بی احتیاطی ها از دست می روند ارزش قائل بودیم اوضاع جنگ و جبهه ها بهتر از حال بود.»

محسن رضایی در اسفند ۱۳۸۹، در اشاره ای جداگانه به مخالفان فرماندهی ارشد سپاه می گوید: «چون عملیات‌های بعد از فتح خرمشهر مثل رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر۱ و خیبر به نتایج مطلوبی نرسیده بود، لذا بین برخی از فرماندهان همچون شهید رستگار و شهید بهمنی [دو تن از فرماندهان معترض سپاه که در عملیات بدر کشته شدند] ابهاماتی به‏وجود آمده بود که باید به همین سبک به جنگ ادامه دهیم یا سبک دیگری را انتخاب کنیم. بنابراین اعتراضاتی در سپاه تهران شکل گرفت که این اعتراضات عمدتا درباره نحوه ادامه عملیات‌ها بود.»

کتاب خاطرات سال ۱۳۶۳ اکبر هاشمی رفسنجانی، روایت های جزئی تری را از شدت مخالفت های داخلی با فرماندهی سپاه ارائه می کند. این کتاب، به عنوان نمونه در ۲۷ آبان ماه از گزارش فضل الله محلاتی نماینده آیت الله خمینی در سپاه در مورد «موج مخالفت با فرماندهی سپاه» حکایت دارد، و در ۱ آذر از درخواست محسن رضایی برای «برخورد خشن تر و تنبیه مخالفان» فرماندهی خبر می دهد.

در سالگرد شروع جنگ ایران و عراق، شبکه یک تلویزیون ایران برای اولین بار سخنرانی غلامحسین افشردی، معروف به حسن باقری، از فرماندهان معروف جنگ را پخش کرد که در جمع تعدادی از همسنگران خود، از نحوه مدیریت جنگ انتقاد می کرد. وی، که در بهمن ۱۳۶۱ در فکه کشته شد و آن قدر زنده نماند تا شاهد روزهای بدتر دو سال پایانی جنگ باشد، ظاهرا سخنرانی خود را پس از عملیات رمضان بیان کرده بود که نخستین عملیات ناکام ایران به سمت بصره محسوب می شد.

حسن باقری در جریان این سخنرانی می گوید: «خیلی برای ما راحت شده که ۳۰۰ تا جنازه رو توی عملیات بذاریم وسط معرکه بیاییم عقب. کار کردن [برنامه ریزی] قبل از عملیات خیلی سخت شده، ولی تلفات دادن در داخل عملیات خیلی ساده شده. هیچ به روی خودمون هم نمیاریم.»

او به تلخی گلایه می کند: «اول جنگ بچه های تبریز تو دهلاویه ۷۰ تا شهید دادن، خدا شاهده همه تنشون می لرزید. حالا، هزار تا، دو هزار تا، سه هزار تا، اصلا انگار نه انگار. اگر فردا هم بهمون بگن صد هزار تا، مثل اینکه عددها دیگه، یک با هزار دیگه فرقی نداره.»

این فرمانده لشکر، در ادامه خاطره ای عجیب را نقل می کند که حکایت دارد: «تخریبچی [پاکسازی کننده میدان مین] اومده می گه آقا، یه گردانی رو معبر کنار دستش [رو] باز کردیم. به فرمانده گردان می گیم آقا، معبر [پاکسازی شده از مین] ۳۰۰ متر دست چپه، بیار نیروهات رو از دست چپ، از تو معبر میدان مین ببر. اومده به بچه ها می گه کی داوطلبه بره رو میدان مین؟»

حسن باقری هشدار می دهد: «من خودم جوابی ندارم برای این [روش] روز قیامت بدم. اگه برادرا جواب دارن، خوش به حالشون.»

Published in: on 29 ژوئن 2017 at 7:47 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

ایران و افغانستان را منتشر کرد. از سال ٢٠٠٠ میلادی و زمان تصویب قانون «حمایت از قربانیان قاچاق انسان

گزارش

چند روز پیش، بخش نظارت بر پدیده قاچاق انسان در وزارت خارجه آمریکا گزارش سالانه خود در مورد رواج این پدیده در کشورهای مختلف جهان، از جمله ایران و افغانستان را منتشر کرد. از سال ٢٠٠٠ میلادی و زمان تصویب قانون «حمایت از قربانیان قاچاق انسان

چند روز پیش، بخش نظارت بر پدیده قاچاق انسان در وزارت خارجه آمریکا گزارش سالانه خود در مورد رواج این پدیده در کشورهای مختلف جهان، از جمله ایران و افغانستان را منتشر کرد. از سال ٢٠٠٠ میلادی و زمان تصویب قانون «حمایت از قربانیان قاچاق انسان» در آمریکا، این گزارش هرساله منتشر شده و در آن، دولت‌های مختلف با توجه به میزان تلاش برای تدوین و اجرای حداقل ضوابط مقابله با پدیده قاچاق انسان در سه رده یک تا سه طبقه‌بندی می‌شوند. رده اول شامل دولت‌هایی است که در این زمینه به خوبی عمل می‌کنند هر چند تهیه‌کنندگان گزارش تاکید دارند که این به معنی محو کامل قاچاق انسان در این کشورها نیست بلکه به اقدامات و تمهیدات قانونی لازم برای مبارزه با قاچاق انسان و تلاش برای اجرای موثر این قوانین ارتباط دارد.

بخش‌های مختلف این گزارش به سوء استفاده جنسی، سوء استفاده جنسی از کودکان، اجبار به کار به خصوص در مورد کودکان، شرایط سخت و اجباری کار خانگی، بیگاری به خاطر بدهکاری و استخدام و به کارگیری کودکان در جنگ ارتباط دارد. این گزارش تاکید دارد که پدیده قاچاق انسان یا برده‌داری نوین لزوما به معنی نقل و انتقال افراد بین کشورها و مناطق مختلف نیست بلکه اصطلاحی است که برای سوء استفاده از انسان‌ها یا «برده‌داری نوین» به کار می‌رود.

مهاجران خارجی
شرایط مهاجران خارجی به خصوص کار اجباری، سوء استفاده از کودکان و اعزام به جنگ در خارج از جمله عوامل زمینه ساز قاچاق انسان در ایران عنوان شده است

در گزارش سال ٢٠١٧، ایران از کشورهایی است در رده سوم قرار گرفته‌اند.

در مورد ایران، آمده است که قوانین موجود اگرچه به این موضوع پرداخته اما در موارد متعدد، شامل حداقل ضوابط لازم برای مقابله موثر با قاچاق انسان نیست. اما مهمتر از آن، جنبه اجرایی این قوانین است که به خاطر برخی ضوابط ناظر بر روند رسیدگی قضایی، سیاست‌های حکومت و فساد گسترده در رده‌های مختلف جمهوری اسلامی به شکل مناسب اجرا نمی‌شود.

احتمال متهم شدن قربانیان سوء استفاده جنسی به زنا یا تن فروشی و فحشا در محاکم که می‌تواند حتی مجازات اعدام را برایشان در پی داشته باشد، کم ارزش بودن شهادت زنان در محاکم قضایی، پیگرد قربانیان سوء استفاده از نیروی کار مهاجران به اتهام ورود غیرقانونی، اجبار مهاجران به خصوص مهاجران افغان به پیوستن به نیروهای نظامی اعزامی به سوریه و کمک مالی به گروه‌های مسلح در عراق از جمله مواردی است که علیه ایران مطرح شده است. این گروه‌ها به استفاده از جوانان در عملیات نظامی متهم هستند.

همچنین این گزارش از قاچاق پسران و دختران در ایران برای قاچاق جنسی خبر می‌دهد. مشکلات اقتصادی و پدیده‌هایی مانند نیاز به تامین معاش خانواده در شرایط کمبود امکانات شغلی، امید به شرایط بهتر اجتماعی و اقتصادی از طریق مهاجرت به خارج، وجود کودکان خیابانی و فقدان حمایت قانونی لازم از مهاجران خارجی از عواملی است که زمینه قاچاق گسترده انسان در داخل و خارج از مرزهای ایران را فراهم کرده است.

این گزارش از برخی اقدامات از جمله ایجاد مراکزی برای حمایت از قربانیان قاچاق انسان خبر داده اما گفته است که این اقدامات در مقایسه با دامنه مشکل کاملا ناکافی است.

در گزارش وزارت خارجه آمریکا برای سال ٢٠١٧، افغانستان از رتبه سوم به رتبه دوم ارتقاء یافته که دلیل آن اقدامات دولت در زمینه‌های قانونی و اجرایی برای مبارزه با قاچاق انسان عنوان شده است. کشور امارات متحده عربی، که براساس محتوای این گزارش یکی از مقصدهای عمده قاچاق انسان چه برای بهره‌برداری جنسی و چه کار سخت خانگی است، به خاطر تلاش و تعهد دولت به مقابله با این پدیده در رده دوم قرار گرفته در حالیکه عربستان سعودی، به دلیل کمبودهای قانونی و محدودیت حقوق زنان و مهاجران، در کنار ایران در رده سوم جای دارد.

Published in: on 29 ژوئن 2017 at 7:34 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

به گفته مقام های واتیکان، آزار جنسی کودکان جنایت اخلاقی است واتیکان مقابله با کشیشانی که کودک آزاری کرده اند را شدیدتر کرده است.

واتیکان مقررات جدیدی را برای مقابله با کودک آزاری وضع کرد

به گفته مقام های واتیکان، آزار جنسی کودکان جنایت اخلاقی است

واتیکان مقابله با کشیشانی که کودک آزاری کرده اند را شدیدتر کرده است.

رویه جدید در پی انتشار تازه ترین بازنگری مقررات داخلی واتیکان و سند بحران کودک آزاری در کلیسای کاتولیک اتخاذ شده است.

در گامی جدید برای پایان دادن به رسوایی جنسی که در ماه های اخیر دامن گیر کلیساهای کاتولیک جهان شده است، به مقام های واتیکان دستور داده شده با سرعت بیشتری به پرونده های فوری رسیدگی کنند.

در همین حال به کسانی که ادعا کرده اند قربانی کودک آزاری بوده اند، فرصت بیشتری داده شده تا شکایت خود را ارائه کنند. اکنون آنها پس از رسیدن به سن هجده سالگی تا 20 سال فرصت دارند که پا پیش گذاشته و اعلام کنند مورد سوءاستفاده جنسی بوده اند.

بنا به مقررات جدید داشتن یا توزیع مطالب یا تصاویر پورنو از کودکان توسط کشیشان هم از منظر قوانین کلیسا و هم قوانین مدنی جرم محسوب می شود.

همچنین برای اولین بار آزار جنسی افراد معلول وارد حیطه قانونی شده است که تا کنون در مورد کودک آزاری مطرح بوده است.

هر چند مقررات جدید به طور ویژه از اسقف ها نخواسته موارد سوءاستفاده جنسی از کودکان را به پلیس و واتیکان گزارش کنند، سخنگوی واتیکان گفت این موضوع قبلا در دستور العمل کلیساها منظور شده است.

بازنگری جدید، که در 9 سال اخیر بی سابقه بوده است، همچنین شامل قسمتی می شود که می گوید منصوب کردن زنان به سمت کشیشی جنایتی بزرگ است.

پاپ تصمیم گرفته است گروه های کوچکی از زنان کاتولیک را که تلاش دارند در کشورهای مختلف از حق خود برای کشیش شدن دفاع کنند، سرکوب کند.

کلیسای کاتولیک استدلال کرده است که از آن جایی که حضرت مسیح مردان را به عنوان حواریون خود انتخاب کرده است، زنان قانونا نمی توانند کشیش شوند.

این در حالی است که کلیسای انجیلی و بسیاری از کلیسای های اصلاح طلب، زنان را به مقام کشیشی و حتی اسقفی منصوب می کنند.

اما مقام های واتیکان تاکید داشته اند که وارد کردن این موضوع در بازنگری مقررات به این معنی نیست که واتیکان تجاوزر جنسی کودکان را با کشیش شدن زنان به یک اندازه امری خطا می داند.

به گفته مقام های واتیکان، آزار جنسی کودکان جنایت اخلاقی است.

Published in: on 29 ژوئن 2017 at 7:17 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

رسوایی جنسی کلیسا: پاپ بندیکت ۴۰۰ کشیش را خلع لباس کرده بود

رسوایی جنسی کلیسا: پاپ بندیکت ۴۰۰ کشیش را خلع لباس کرده بود

رسوایی جنسی کلیسا 
مدارکی که به تازگی از واتیکان بیرون آمده نشان می‌دهد پاپ بندیکت شانزدهم، پیش از آنکه سال گذشته از مقام خود کناره‌گیری کند ۴۰۰ کشیش را در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ در ارتباط با پرونده رسوایی جنسی پدران روحانی، خلع لباس کرده بود.
این آمار از میان مدارکی که روز پنجشنبه (شانزدهم ژانویه) از سوی واتیکان به سازمان ملل متحد ارایه شد، استخراج شده است.
این نخستین بار است که واتیکان به طور علنی بابت شکایت‌های متعدد سوء رفتار جنسی کشیشان با کودکان مورد مواخذه قرار می‌گیرد.
نمایندگان این اصلی‌ترین نهاد مذهبی مسیحیان، روز پنجشنبه در برابر کمیته ای از سازمان ملل متحد در ژنو حاضر شدند و درباره علت مخفی نگهداشتن این مدارک و این که واتیکان برای پیشگیری از تکرار چنین وقایعی چه کرده، به سوالات پاسخ دادند.
با وجود این، مدافعان حقوق کودکان قربانی می‌گویند کلیسا هنوز به اندازه کافی در این باره «شفاف سازی» نکرده است.

‹ننگ کلیسا›

فدریکو لمباردی، سخنگوی واتیکان، پس از انتشار این آمار توسط خبرگزاری آسوشیتد پرس، ابتدا آن را سوء برداشت از آمار و اسناد تفسیر کرد اما ساعاتی بعد در گفتگو با بی‌بی‌سی، اظهارات خود را اصلاح کرد و گفت که این آمار صحت دارد.
این آمار جدید نشان می‌دهد تعداد کشیشان خلع لباس شده در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ عملا بیش از دو برابر تعداد آنها در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ بوده است. در آن سالها واتیکان برای نخستین بار آمار کشیشان اخراجی را منتشر کرد و تعداد آنها را ۱۷۱ نفر برشمرد اما آمار جدید رقمی حدود ۴۰۰ کشیش را نشان می‌دهد که از تمامی القاب و امتیازات مذهبی خود خلع ید شده اند.
خبرگزاری آسوشیتد پرس همچنین گزارش کرده کلیسا پرونده ۴۰۰ کشیش دیگر را هم برای محاکمه در دادگاه واتیکان یا رسیدگی و برخورد اداری ارجاع کرده است.
پاپ بندیکت شانزدهم، در سال ۲۰۰۵ و هنگامی که اخبار تعدی جنسی گسترده کشیشان به کودکان برای نخستین بار علنی شده بود به عنوان پاپ ۲۶۵ ام سوگند یاد کرد.
با این حال، اوج اخبار مربوط به این رسوایی ها در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ بود که اکنون آمار مربوط به خلع لباس‌ها هم موید آن است.
واتیکان در سال ۱۹۹۰ به معاهده حقوق کودک در سازمان ملل متحد پیوست اما از سال ۱۹۹۴ تا ۲۰۱۲ هیچ گزارشی از اقدامات این نهاد عالی مذهبی در ارتباط با حقوق کودکان به سازمان ملل متحد ارایه نشده بود.
ماه گذشته هم واتیکان از ارایه این اسناد به کمیته صیانت از حقوق کودکان سازمان ملل متحد سر باز زد و گفت این اسناد را تنها در صورتی که یک کشور مستقل آنها را برای رسیدگی قضایی به پرونده ای درخواست کند، تحویل خواهد داد.
پاپ فرانسیس که سال گذشته جانشین پاپ بندیکت شانزدهم شد، روز پنجشنبه (شانزدهم ژانویه) در مراسم موعظه ای، رسوایی جنسی پدران روحانی را «لکه ننگی بر دامن کلیسا» خواند.
او ماه گذشته اعلام کرد که واتیکان کمیته ویژه ای برای مبارزه با کودک آزاری در کلیسا تعیین کرده است.
Published in: on 29 ژوئن 2017 at 7:06 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه