عفو بین‌الملل: دست‌کم ۱۰۶ نفر دراعتراض‌ها کشته شده‌اندرسانه‌های حکومتی در داخل ایران از آرام شدن اوضاع پس از اوج اعتراضات به افزایش قیمت بنزین در روزهای جمعه تا یکشنبه می‌‌گویند. اینترنت اما همچنان قطع است و گرفتن اخبار دست اول از داخل ایران بسیار دشوار با چندین نفر در داخل ایران و ساکن شهرهای تهران، شیراز و اصفهان گفت‌وگو کرده و اطلاعاتی را درباره وضعیت کلی شهرها از آنان به دست آورده است.

Iran Proteste nach Benzinpreiserhöhung (picture-alliance/abaca/SalamPix)

آخرین رویدادهای سه‌شنبه؛ اعتراض‌ها در ایران 2 ساعت پیش

عفو بین‌الملل: دست‌کم ۱۰۶ نفر دراعتراض‌ها کشته شده‌اند

اظهارات شاهدان عینی در پنجمین روز اعتراضات: فضای امنیتی در تهران، ناآرامی در شهرهای دیگر

اینترنت همچنان در ایران قطع است. تماس با داخل کشور تنها از طریق تلفن مستقیم امکان دارد.

Iran Proteste nach Benzinpreiserhöhung (picture-alliance/abaca/SalamPix)

رسانه‌های حکومتی در داخل ایران از آرام شدن اوضاع پس از اوج اعتراضات به افزایش قیمت بنزین در روزهای جمعه تا یکشنبه می‌‌گویند. اینترنت اما همچنان قطع است و گرفتن اخبار دست اول از داخل ایران بسیار دشوار.

 با چندین نفر در داخل ایران و ساکن شهرهای تهران، شیراز و اصفهان گفت‌وگو کرده و اطلاعاتی را درباره وضعیت کلی شهرها از آنان به دست آورده است.

از تهران به ما گفته شد که اینترنت به طور کامل قطع است

Published in: on 19 نوامبر 2019 at 6:45 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

روزنامه آمریکایی نیویورک تایمزو همچنین سایت تحقیقاتی آنلاین اینترسپت از بررسی حدود ۷۰۰ صفحه گزارش خبر داده‌اند که اکثر آنها در سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ توسط وزارت اطلاعات ایران نوشته شده است. این اطلاعات توسط یک منبع ناشناس برای سایت «اینترسپت» فرستاده شده است. این منبع ناشناس که حاضر به دیدار با خبرنگاران نشده، گفته که قصدش از فرستادن این مدارک «افشای کاری است که ایران در عراق انجام می‌دهد.» براساس گزارش نیویورک تایمز»این اطلاعات بی‌سابقه با فاش کردن تاثیر گسترده تهران در عراق، جزیئاتی را نشان می‌دهد که براساس آنها می‌توان سالها کار دقیق جاسوس‌های ایران در عراق برای نفوذ در انتخاب رهبران این کشور، پرداخت پول به نمایندگان عراقی (برای به‌دست آوردن اطلاعات از فعالیت‌های آمریکا) و همچنین نفوذ به همه جنبه‌های زندگی سیاسی، اقتصادی و مذهبی در عراق را مشاهده کرد.» نیویورک تایمز می‌گوید که این مدارک همچنین «تصویری با جزئیات «از روشی نشان می‌دهد که تهران برای «دخالت تهاجمی» در مسائل عراق برگزیده است.

افشای صدها صفحه از مدارک وزارت اطلاعات ایران مبنی بر نفوذ گسترده این کشور در عراق

نشریه نیویورک تایمز روز یکشنبه ۱۷ نوامبر/ ۲۶ آبان  با انتشار گزارشی از دست‌یافتن به صدها صفحه مدرک مربوط به سرویس‌های اطلاعاتی ایران خبر داد که فاش‌کننده تاثیر و نفوذ گسترده جمهوری اسلامی در عراق پس از خروج نیروهای آمریکایی از این کشور در سال ۲۰۱۱ است.

روزنامه آمریکایی نیویورک تایمزو همچنین سایت تحقیقاتی آنلاین اینترسپت از بررسی حدود ۷۰۰ صفحه گزارش خبر داده‌اند که اکثر آنها در سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ توسط وزارت اطلاعات ایران نوشته شده است. این اطلاعات توسط یک منبع ناشناس برای سایت «اینترسپت» فرستاده شده است.

این منبع ناشناس که حاضر به دیدار با خبرنگاران نشده، گفته که قصدش از فرستادن این مدارک «افشای کاری است که ایران در عراق انجام می‌دهد.»

براساس گزارش نیویورک تایمز»این اطلاعات بی‌سابقه با فاش کردن تاثیر گسترده تهران در عراق، جزیئاتی را نشان می‌دهد که براساس آنها می‌توان سالها کار دقیق جاسوس‌های ایران در عراق برای نفوذ در انتخاب رهبران این کشور، پرداخت پول به نمایندگان عراقی (برای به‌دست آوردن اطلاعات از فعالیت‌های آمریکا) و همچنین نفوذ به همه جنبه‌های زندگی سیاسی، اقتصادی و مذهبی در عراق را مشاهده کرد.»

نیویورک تایمز می‌گوید که این مدارک همچنین «تصویری با جزئیات «از روشی نشان می‌دهد که تهران برای «دخالت تهاجمی» در مسائل عراق برگزیده است.

این مدارک همچنین نشاندهنده «نقش منحصر به فرد قاسم سلیمانی» به عنوان فرمانده سپاه قدس، شاخه برون مرزی سپاه پاسداران در عراق است.

براساس این مدارک، این مقامات ایرانی به طور منظم به ویژه در این اواخر به عراق سفر می‌کنند. این سفرها و حضور مقامات سپاه در عراق در حالی است که از ابتدای اکتبر گذشته که اعتراضات در این کشور آغاز شده، معترضان بر لزوم خروج ایران از عراق تاکید کرده‌اند و از سوی دیگر این اعتراضات که بعد از سقوط صدام حسین بی‌سابقه است، به کشته‌شدن بسیاری از معترضان انجامیده است.

همچنین در این مدارک بر برگزاری جلسات در بغداد و نیز در شهر نجف، در جنوب پایتخت اشاره شده که به منظور متقاعد کردن احزاب مختلف عراقی برای حمایت از «عادل عبدل المهدی» نخست وزیر این کشور بوده است.

در یکی از این مدارک هم بر «روبط ویژه» عادل عبدالمهدی با تهران در سال ۲۰۱۴  و در زمانی اشاره شده که وی وزیر نفت عراق بوده است.

دفتر نخست وزیری عراق درباره این موضوع به خبرگزاری فرانسه گفته که در حال حاضر «هیچ توضیحی» برای مدارک فاش شده ندارد.

همچنین براساس آنچه نیویورک تایمز و اینترسپت فاش کرده‌اند «حیدر عبادی» و «ابراهیم جعفری» نخست وزیران پیشین عراق و نیز » سلیم الجبوری» رئیس پیشین پارلمان این کشور نیز ارتباطاتی با سرویس‌های اطلاعاتی ایران داشته‌اند.

براساس گزارش نیویورک تایمز، تهران توانسته بعد از خروج نیروهای آمریکایی از عراق در سال ۲۰۱۱  ، نفوذ بیشتری در سرویس‌های این کشور پیدا کند و این امر باعث به کارگیری برخی نیروهای اطلاعاتی عراق شده که برای سرویس جاسوسی آمریکا «سیا» کار می‌کردند.

این نیروهای اطلاعاتی عراق با چرخش به سوی ایران، در ازای دریافت پول، اطلاعاتی درباره عملیات سیا در عراق را در اختیار جمهوری اسلامی گذاشته‌اند.

 

Published in: on 19 نوامبر 2019 at 6:42 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

بهروز بنیادی عضو «فراکسیون امید» مجلس شورای اسلامی.خبرگزاری «خانۀ ملت» بهروز بنیادی نمایندۀ مجلس شورای اسلامی ایران در گفتگو با ایلنا، خبرگزاری کار ایران، با اشاره به اعتراض های جاری اجتماعی به افزایش بهای بنزین در كشور گفته است كه سران قوا و كل حاكمیت در تصمیم گیری های خود دچار سردرگمی هستند و حقیقت را نیز در مورد تصمیم های خود به مردم نمی گویند.  عضو فراكسیون «امید» مجلس شورای اسلامی گفته است كه عدم صراحت و شفافیت در تصمیم گیری ها از دلایل مهم اعتراض های جاری است كه به گفته او كل حكمرانان را زیر سئوال برده اند. بهروز بنیادی اعتراضات جاری را واكنش قابل فهم به «عدم صداقت حكمرانان نظام اسلامی» خوانده و افزوده است كه مقامات به مردم حقیقت را نمی گویند زیرا بر اساس محاسبات یارانه هر یك از شصت میلیون ایرانی نیازمند از محل افزایش بهای بنزین باید بین ١٠٠ تا ١٥٠ هزار تومان باشد نه ٥٠ هزار تومان و دولت كه مدعی است ریالی از این پول صرف امور دیگر نخواهد شد باید بگوید با دو سوم این پول پس از پرداخت یارانه ها چه می خواهد بكند.

mediaبهروز بنیادی عضو «فراکسیون امید» مجلس شورای اسلامی.خبرگزاری «خانۀ ملت»

بهروز بنیادی نمایندۀ مجلس شورای اسلامی ایران در گفتگو با ایلنا، خبرگزاری کار ایران، با اشاره به اعتراض های جاری اجتماعی به افزایش بهای بنزین در كشور گفته است كه سران قوا و كل حاكمیت در تصمیم گیری های خود دچار سردرگمی هستند و حقیقت را نیز در مورد تصمیم های خود به مردم نمی گویند. 

عضو فراكسیون «امید» مجلس شورای اسلامی گفته است كه عدم صراحت و شفافیت در تصمیم گیری ها از دلایل مهم اعتراض های جاری است كه به گفته او كل حكمرانان را زیر سئوال برده اند.

بهروز بنیادی اعتراضات جاری را واكنش قابل فهم به «عدم صداقت حكمرانان نظام اسلامی» خوانده و افزوده است كه مقامات به مردم حقیقت را نمی گویند زیرا بر اساس محاسبات یارانه هر یك از شصت میلیون ایرانی نیازمند از محل افزایش بهای بنزین باید بین ١٠٠ تا ١٥٠ هزار تومان باشد نه ٥٠ هزار تومان و دولت كه مدعی است ریالی از این پول صرف امور دیگر نخواهد شد باید بگوید با دو سوم این پول پس از پرداخت یارانه ها چه می خواهد بكند.

بهروزی بنیادی گفته است :»این نشان می‌دهد که مجموعه حکمرانی دچار سردرگمی است و یک تحلیل درست از شرایط [کشور] ندارد و برنامه‌ریزی دقیقی را انجام نمی‌دهد و مکرراً با تصمیماتی منجر به نارضایتی و افزایش فشار به مردم می‌شود و این یک واقعیت است».

نمایندۀ مجلس شورای اسلامی سپس افزوده است كه سران نظام در تصمیم گیری های خود نه شفافیت را رعایت می كنند و نه حتا حاضرند مسئولیت تصمیم های خود و پی آمدهای آنها را به عهده بگیرند.

بهروز بنیادی تصریح نموده كه در موضوع افزایش بهای بنزین كه با تائید رهبر جمهوری اسلامی صورت پذیرفته یكی از سران قوا گفته است كه با این تصمیم موافق نبوده و سخنگوی مجلس نیز افزوده است كه در این تصمیم گیری نقشی نداشته است. مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز كوچكترین نقش خود را در گرفتن این تصمیم تكذیب كرده و مهمتر از همه خود رهبر حكومت اسلامی ایران، علی خامنه ای، گفته است كه از افزایش بهای بنزین از آن رو حمایت كرده که تصمیم سران سه قوه بوده است والا خود او شناخت كارشناسانه ای از موضوع ندارد، هر چند هیچ كدام از تصمیم های سران سه قوه بدون تائید رهبر جمهوری اسلامی دارای اعتبار نیست.

بهروز بنیادی در جای دیگری از سخنانش افزوده است كه رویدادهای جاری كشور نشان می دهند كه تحریم ها كاغذ پاره نیستند و مجلس نیز جایگاه و مقامی در تصمیم گیری های نظام ندارد.

Published in: on 19 نوامبر 2019 at 6:37 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

Noura Erakat: U.S. Recognition of Israeli Settlements Is “Entrenchment of an Apartheid Regime”

Published in: on 19 نوامبر 2019 at 5:01 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

مادام حاجی عباس گل‌ساز برای مهدعلیا از نقش زنان فرنگ در سیاست حرف‌ها می‌زد و او را به دخالت در کارها تشویق می‌کرد. زنان دیگر، شاید به پیروی از مهدعلیا که چهره‌ای مؤثر بود، راه به شفاعت‌های سیاسی و دخالت‌های زیرمیزی یافته بودند. هرچه زنان در دربار فتحعلی شاه به شعر و شاعری و خط خوش گرایش داشتند، در دربار ناصرالدین شاهی علاقه‌ها به سیاست معطوف بود. درست است که زندگی زنان حرمسرا همچنان به ازدیاد نسل شاهی و چشم و هم چشمی‌های مربوط به لباس و مهمانی و چای و قلیان می‌گذشت، اما اتفاق مهمی بود که زنان بر اثر تساهل بیشتر ناصرالدین شاه در مقایسه با شاهان سابق، آزادی‌های بیشتر یافته بودند و درست در همین فضای دربار بود که زنی چون عزت ملک خانم امکان یافت نامش را به عنوان نخستین عکاس و روزنامه‌نگار زن ایرانی در تاریخ ایران ثبت کند. عزت ملک خانم زاده‌ی ۱۲۸۸ هجری قمری در کرمانشاه بود. در آن دوره، پدرش امام قلی میرزا عمادالدوله‌ی دولتشاهی در آن دیار حکمرانی داشت. عزت ملک خانم پس از ازدواج با اعتمادالسلطنه به تهران آمد و مقیم دربار شد. اعتمادالسلطنه از نخستین فارغ‌التحصیلان مدرسه‌ی دارالفنون در رشته‌ی پیاده نظام بود. از همراهان همیشگی ناصرالدین شاه و مورد اطمینان او بود، تا بدانجا که ظهرها هنگام ناهار برای شاه روزنامه‌های فرانسوی می‌خواند. مدتی در سفارت ایران در پاریس خدمت کرده بود و دانش‌آموخته‌ی لوی گراند پاریس بود و زبان فرانسه را به خوبی می‌دانست. عزت ملک خانم از او بود که زبان فرانسه را آموخت. از آنجا که اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات بود، عزت ملک خانم در انتشار نشریات و همراهی با همسرش بسیار کوشا بود و نقشی انکارناشدنی در انتشار جراید داشت.

حرم‌سرای ناصرالدین شاه، آخرین حرم‌سرای رسمی و بزرگ پادشاهی ایران بود. فضای تقابل کهنه و نو، سنت و تجدد. سفرهای شاه به فرنگ و آشنایی‌اش با آزادی‌های عمومی بیرون از ایران، برگ‌های بیشتری برای بازی در عرصه‌های سیاسی به دست زنان حرم‌سرا و دربار داده بود و در رأس همه، مهد علیا مادر شاه، که در هم‌نشینی با مشاور و ندیمه‌اش، مادام حاجی عباس گل‌ساز که زنی فرانسوی بود، در سیاست دربار نقشی عمده یافته بود.

مادام حاجی عباس گل‌ساز برای مهدعلیا از نقش زنان فرنگ در سیاست حرف‌ها می‌زد و او را به دخالت در کارها تشویق می‌کرد. زنان دیگر، شاید به پیروی از مهدعلیا که چهره‌ای مؤثر بود، راه به شفاعت‌های سیاسی و دخالت‌های زیرمیزی یافته بودند. هرچه زنان در دربار فتحعلی شاه به شعر و شاعری و خط خوش گرایش داشتند، در دربار ناصرالدین شاهی علاقه‌ها به سیاست معطوف بود. درست است که زندگی زنان حرمسرا همچنان به ازدیاد نسل شاهی و چشم و هم چشمی‌های مربوط به لباس و مهمانی و چای و قلیان می‌گذشت، اما اتفاق مهمی بود که زنان بر اثر تساهل بیشتر ناصرالدین شاه در مقایسه با شاهان سابق، آزادی‌های بیشتر یافته بودند و درست در همین فضای دربار بود که زنی چون عزت ملک خانم امکان یافت نامش را به عنوان نخستین عکاس و روزنامه‌نگار زن ایرانی در تاریخ ایران ثبت کند.

عزت ملک خانم زاده‌ی ۱۲۸۸ هجری قمری در کرمانشاه بود. در آن دوره، پدرش امام قلی میرزا عمادالدوله‌ی دولتشاهی در آن دیار حکمرانی داشت. عزت ملک خانم پس از ازدواج با اعتمادالسلطنه به تهران آمد و مقیم دربار شد. اعتمادالسلطنه از نخستین فارغ‌التحصیلان مدرسه‌ی دارالفنون در رشته‌ی پیاده نظام بود. از همراهان همیشگی ناصرالدین شاه و مورد اطمینان او بود، تا بدانجا که ظهرها هنگام ناهار برای شاه روزنامه‌های فرانسوی می‌خواند. مدتی در سفارت ایران در پاریس خدمت کرده بود و دانش‌آموخته‌ی لوی گراند پاریس بود و زبان فرانسه را به خوبی می‌دانست. عزت ملک خانم از او بود که زبان فرانسه را آموخت. از آنجا که اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات بود، عزت ملک خانم در انتشار نشریات و همراهی با همسرش بسیار کوشا بود و نقشی انکارناشدنی در انتشار جراید داشت.

امروز حدود ۱۸۰ سال از ورود عکاسی به ایران می‌گذرد. اولین بار یک دیپلمات روسیه‌ی تزاری بود که در سال ۱۲۲۱ شمسی، عکسی به سبک داگرئوتیپ از محمد شاه و خاندان سلطنت و جمعی از درباریان گرفت. آن زمان فقط سه سال از اعلام رسمی ابداع عکاسی در فرانسه گذشته بود. اما ناصرالدین شاه که شیفته‌ی این فن جدید و خود از حامیان ساعی گسترش‌اش در ایران بود، عکاسی را از فرانسیس کارلهیان فرانسوی آموخت و دستور داد فضایی در کاخ گلستان تدارک ببینند برای فعالیت جدی و مستمر آقا رضا عکاس‌باشی که دانش‌آموخته‌ی عکاسی بود. ناصرالدین شاه آموزش عکاسی را در مدرسه‌ی دارالفنون راه انداخت و مسیو کارلهیان را گمارد تا به علاقه‌مندان عکاسی بیاموزد.

در فضایی که عکاسی کاری مردانه تلقی می‌شد، چند زن در دربار بودند که به عکاسی علاقه نشان دادند و یکی از نام‌آورترین‌هایشان عزت ملک خانم بود که به نوشته‌ی همسرش اعتمادالسلطنه در روزنامه‌ی خاطرات، « عکس‌های قشنگ» می‌گرفت.

بی‌پروایی در رفتار عزت ملک خانم مشهود بود و او این اعتماد به نفس را از مطالعه‌ی بسیار به دست آورده بود. از آن‌جا که فرزندی نداشت، عمده‌ی زمان زندگی‌اش را صرف مطالعه می‌کرد و کتاب بسیار خوانده بود. زنی بود در تمام جوانب رشد کرده و بالغ. در هنرهای رایج زمان چون طباخی و خیاطی سرآمد بود و به تاریخ و طب علاقه داشت. به دلیل زندگی مشترک با اعتمادالسلطنه در جریان سیاست‌های دربار و اتفاقات روز بود و همین آگاهی موجب می‌شد در انتشار روزنامه‌ها مؤثر باشد. عکاسی را از یکی از بستگانش یادگرفت و آن‌قدر پیشرفت کرد که یکی از مشهورترین عکس‌هایی که از ناصرالدین شاه گرفته شده، منسوب به اوست. در این عکس، شاه بر صندلی تکیه زده و گوشه‌ی پایین سمت راست را می‌نگرد. شاه با گل و بوته تزیین شده و دست‌هایش را بر زانوانش گذاشته. در میان عکس‌هایی که از شاه گرفته شده عکس بدیع کم‌نظیری است. انگار که عکاس بر خلاف عکاسان دیگر، مرعوب جلال و جبروت شاه نیست و او را سوژه‌ی تماشا و ثبت کرده، همچون باقی سوژه‌ها.

حیات روزمره برای عزت ملک خانم چندان رضایت‌بخش نبود. او بارها سفر کرد. شرح سفرش به عتبات عالیات که جمع زیادی را با خود همراه برد و قریب به دو هزار تومان خرج کرد، نقل معروفی‌ست. زمانی که بسیاری زنان دربار و اعیان و اشراف، به گواهی سفرنامه‌های فراوانی که از آن زمان به جا مانده، روزهای خود را صرف پیروی از مد لباس می‌کردند و یا در اندرونی و بیرونی به مهمانی گرفتن می‌پرداختند، عزت ملک خانم زندگی دیگری برای خود برگزیده بود. سفر می‌کرد و کتاب می‌خواند و عکاسی می‌کرد. یک بار حتی از راه استامبول به مکه رفت.

همسر او، اعتمادالسلطنه وقایع سیاسی و اتفاقات دربار را در پانزده سال آخر عمرش روزانه می‌نوشت. متن کامل خاطرات او را ایرج افشار در سال ۱۳۴۵ بر اساس نسخه‌ی آستان قدس رضوی منتشر کرد. کتاب زبانی جذاب و پرکشش دارد و حاوی اتفاقات بین سال‌های ۱۲۹۸ تا ۱۳۱۳ است، یعنی آخرین سال حیات اعتمادالسلطنه. قسمت اعظم این کتاب مهم را اما نه شخص اعتمادالسلطنه که همسرش عزت ملک خانم نوشت. هیچ بعید نیست در آینده کشف شود که عزت ملک خانم در نوشتن سایر کتاب‌هایی که از اعتمادالسلطنه برجای مانده هم نقش پررنگ داشته است. در همین کتاب بارها و بارها از دوران عکاسی عزت ملک خانم نوشته شده است. از «عکس‌های قشنگی» که می‌گرفت.

پس از مرگ اعتمادالسلطنه، در سال ۱۳۱۳، عزت ملک خانم از تهران رفت. اعتمادالسلطنه در وصیتی تمام دارایی‌هایش را به ناصرالدین شاه بخشیده بود. در تاریخ آمده که ناصرالدین شاه بخشی از دارایی‌های او را طبق وصیت برداشت و باقی را به عزت ملک خانم داد. عزت ملک خانم راهی مشهد شد. ارث همسرش را که کتاب‌های خطی بود به کتاب‌خانه‌ی آستان قدس رضوی اهدا کرد. به عقد حاج سید حسین، نایب‌التولیه‌ی آستان قدس درآمد و پس از مدتی زندگی با او در سن ۵۳ سالگی از دنیا رفت. او را در دارالسیاده دفن کردند. از او چند عکس باقی ماند و بخش عظیمی از کتاب خاطرات اعتمادالسلطنه و شهرتی که در بازی نَرد و شطرنج داشت و نامش به عنوان اولین عکاس و روزنامه‌نگار زن ایرانی.  

Published in: on 19 نوامبر 2019 at 4:06 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

عکس‌ها و بریده‌فیلم‌های مستند، منظره‌ی باورنکردنیِ سرازیرشدنِ نیم میلیون نفر به شهرهای مرزیِ پوجسِردا در اسپانیا و پِرَتس-دو-مولو و پِرتوس در فرانسه را نشان می‌دهند ــ زنان و کودکان، مبارزان مسلح جمهوری‌خواه، و اعضای «بریگاد بین‌المللی». لَندِپاندان (L’Indépendant) ، روزنامه‌ی فرانسوی‌زبان محلی، از منظره‌ی «فراموش‌نشدنیِ گروهی از غیرنظامیان، سربازان مسلح، خودروها و حیوانات» سخن گفت. مورنا، که در دهکده‌ی وینچا، واقع در دامنه‌ی پیرنه، زندگی می‌کند، می‌گوید: «وقتی بارسلون سقوط کرد شش ساله بودم. پدر و عمویم دوشادوش جمهوری‌خواهان می‌جنگیدند. بنابراین مجبور شدیم که از روستایمان در نزدیکیِ مرز فرانسه فرار کنیم. مادر، برادر، عمه، مادربزرگ و پدربزرگم هم با ما بودند. پدربزرگم عصبانی بود و می‌گفت: «چرا باید این‌جا را ترک کنیم؟ من هیچ کار بدی نکرده‌ام.» همه وحشت‌زده بودند و من خیلی ترسیده بودم. می‌دانستیم که در خطریم. جز چند دست لباس و کمی خرت و پرت چیزی برنداشتیم. من عروسکم را با خود بردم.» «جاده نزدیک فرانسه تمام شد. بنابراین مجبور شدیم که از گردنه‌ی «کول دار» عبور کنیم. هوا خیلی سرد بود و برف می‌بارید. باید اموالمان را رها می‌کردیم، نمی‌توانستیم آنها را با خود ببریم. کلبه‌ای برای خوابیدن پیدا کردیم. بعد از مدتی صاحبش آمد. معلوم شد که از خویشاوندان دورمان است. صبح مرا روی دوشش گذاشت و آن قدر رفتیم تا وارد فرانسه شدیم.»

 

۸۰ سال از وخیم‌ترین ــ و ناشناخته‌ترین ــ بحران پناهندگیِ اروپا می‌گذرد اما خاطره‌ی «عقب‌نشینی» هنوز در ذهن مادلِن مورِنا زنده است. خانواده‌ی او در میان ۵۰۰ هزار اسپانیایی‌ای بودند که پس از سقوط بارسلون به دست نیروهای فرانکو در اواخر جنگ داخلیِ اسپانیا در ۲۶ ژانویه‌ی ۱۹۳۹ از طریق رشته‌کوه‌های پیرِنه‌ی شرقی به فرانسه گریختند، رویدادی که به یکی از بزرگ‌ترین مهاجرت‌های جمعیِ دوران معاصر تبدیل شد.

عکس‌ها و بریده‌فیلم‌های مستند، منظره‌ی باورنکردنیِ سرازیرشدنِ نیم میلیون نفر به شهرهای مرزیِ پوجسِردا در اسپانیا و پِرَتس-دو-مولو و پِرتوس در فرانسه را نشان می‌دهند ــ زنان و کودکان، مبارزان مسلح جمهوری‌خواه، و اعضای «بریگاد بین‌المللی». لَندِپاندان (L’Indépendant) ، روزنامه‌ی فرانسوی‌زبان محلی، از منظره‌ی «فراموش‌نشدنیِ گروهی از غیرنظامیان، سربازان مسلح، خودروها و حیوانات» سخن گفت.

مورنا، که در دهکده‌ی وینچا، واقع در دامنه‌ی پیرنه، زندگی می‌کند، می‌گوید: «وقتی بارسلون سقوط کرد شش ساله بودم. پدر و عمویم دوشادوش جمهوری‌خواهان می‌جنگیدند. بنابراین مجبور شدیم که از روستایمان در نزدیکیِ مرز فرانسه فرار کنیم. مادر، برادر، عمه، مادربزرگ و پدربزرگم هم با ما بودند. پدربزرگم عصبانی بود و می‌گفت: «چرا باید این‌جا را ترک کنیم؟ من هیچ کار بدی نکرده‌ام.» همه وحشت‌زده بودند و من خیلی ترسیده بودم. می‌دانستیم که در خطریم. جز چند دست لباس و کمی خرت و پرت چیزی برنداشتیم. من عروسکم را با خود بردم.»

«جاده نزدیک فرانسه تمام شد. بنابراین مجبور شدیم که از گردنه‌ی «کول دار» عبور کنیم. هوا خیلی سرد بود و برف می‌بارید. باید اموالمان را رها می‌کردیم، نمی‌توانستیم آنها را با خود ببریم. کلبه‌ای برای خوابیدن پیدا کردیم. بعد از مدتی صاحبش آمد. معلوم شد که از خویشاوندان دورمان است. صبح مرا روی دوشش گذاشت و آن قدر رفتیم تا وارد فرانسه شدیم.»


در 13 فوریه‌ی 1939 نیروهای فرانکو به مرز فرانسه رسیدند و «عقب‌نشینی» پایان یافت. امسال به منظور گرامی‌داشت هشتادمین سالگرد این رویداد، مراسم گوناگونی برگزار خواهد شد. در ساحل آرژله نمایشگاه عکاسی برگزار خواهد شد، در همه‌ی روستاهای نزدیک به اردوگاه‌های قدیمی نمایشگاه‌ها و سخنرانی‌هایی برگزار و نمایش‌هایی اجرا خواهد شد و وب‌سایت جدیدی آغاز به کار خواهد کرد. اما سکوت و انکار سال‌ها ادامه داشته است. آنیِس ساجالولی، مدیر موزه‌ی یادبودی در ریوسالت (Rivesaltes)، نزدیک پِرپینیان، می‌گوید: «ثبت تاریخ عقب‌نشینی هنوز ادامه دارد.» ریوسالت محل برپاییِ یکی از اردوگاه‌هایی بود که هزاران تن از زندانیانش در کام مرگ فرو رفتند. ساجالولی می‌افزاید: «هنوز جزئیات را نمی‌دانیم. هر کسی سرگذشت متفاوتی داشت.»

رفتار فرانسوی‌ها با پناهندگان خصمانه بود. مسئولان کشور مرزها را به روی آنها گشودند و وقتی نیروهای فرانکو، که جمهوری‌خواهان را تعقیب می‌کردند، به پرتوس (Le Perthus) رسیدند، فرانسوی‌ها مرزها را بستند. اما آنها برای میزبانی از این تعداد پناهنده به هیچ وجه آمادگی نداشتند: نه غذایی وجود داشت، نه امکانات بهداشتی و نه سرپناهی برای در امان ماندن از آب‌وهوای طاقت‌فرسای کوهستان. هر روز ساعت 3 بعدازظهر یک تکه نان را بین پنج پناهنده‌ی خسته و مأیوس تقسیم می‌کردند و به هر یک از آنها یک فنجان کوچک آب می‌دادند. همین و بس.

در پرتس-دو-مولو، محل اسکان خانواده‌ی مورنا، بسیاری از کودکان بر اثر سرماخوردگی جان باختند. جمهوری‌خواهان مبارز را خلع سلاح کردند، و پناهندگان را ابتدا محصور کردند و سپس به اردوگاه‌های گوناگون فرستادند. فرانسوی‌ها این کار را به سربازان سنگالی واگذار کردند. خانواده‌ی مورنا را به اردوگاهی در همان نزدیکی بردند اما مبارزان و پسرهای بزرگ‌تر از 14 سال را به اردوگاه‌های تازه‌تأسیسی در اطراف پرپینیان منتقل کردند که آب‌وهوای نامساعدی داشت. دیوید وینگیت پایک، مورخ جنگ داخلی اسپانیا، می‌گوید: «با آنها بدتر از اسرای جنگی رفتار کردند. با آنها مثل جنایتکاران برخورد کردند.» بدترین اردوگاه‌ها در سواحل آرژله، سَن-سیپریان و لو بارکاره بود ــ در این اردوگاه‌ها بادهای تندی می‌وزید، توفان شن به راه می‌افتاد، و آب‌وهوا طاقت‌فرسا بود. هلن گراهام، استاد تاریخ اسپانیا در رویال هالووِی در دانشگاه لندن، می‌گوید: «فقط ماسه بود و سیم خاردار. تنها سرپناهشان چادر بود. نه به آب تازه دسترسی داشتند و نه خبری از حمام و توالت بود ــ تمام این نیازها را با آب دریا برطرف می‌کردند. پناهندگانی که به این اردوگاه‌ها وارد می‌شدند بیمار بودند. بنابراین، مشکل حاد عبارت بود از اسهال و حصبه. بسیاری از آنها مُردند.»

تا وقتی که یک فرد معتبر «حمایت مالی» از پناهندگان را بر عهده نمی‌گرفت، هیچ یک از آنها را آزاد نمی‌کردند. مطبوعات دست‌راستی به خصومت مردم محل دامن می‌زدند و ادعا می‌کردند که اکثر پناهندگان زندانی، تبهکار یا کمونیست‌ فتنه‌گرند، و شکایت آنها از آب‌وغذای جیره‌بندی‌شده را مسخره می‌کردند.

وقتی جنگ جهانی دوم در پائیز 1939 شروع شد اردوگاه‌ها هنوز پابرجا بود. پس از سقوط فرانسه در سال 1940 این اردوگاه‌ها به دست حکومت خائن ویشی افتاد که همدست نازی‌ها بود. آنها 50 هزار زندانی دیگر را هم در این اردوگاه‌ها جای دادند. زندانیان تازه‌وارد را عمدتاً یهودیان و دیگر «عناصر نامطلوب» (کولی‌ها، همجنس‌گرایان و کمونیست‌ها) تشکیل می‌دادند. زندانیان اسپانیایی را به بیگاری واداشتند تا 600 جریب از پادگان‌ ریوسالت را به اردوگاهی برای زندانیان تازه‌وارد تبدیل کنند. ساجالولی می‌گوید: «ریوسالت به اردوگاهی برای نگهداری گروه‌های مختلفی از آدم‌های مطرود در شرایط طاقت‌فرسا تبدیل شد. بیش از 2000 یهودی را از ریوسالت به کام مرگ فرستادند.»


آنتونیو دو لا فوئِنته ای فِراز 89 سال دارد و خاطرات آن دوران هنوز در ذهنش زنده است. پدرش مبارزی جمهوری‌خواه بود. در فوریه‌ی 1939 وقتی خانواده‌اش از پوجسردا به فرانسه گریختند ۹ سال بیشتر نداشت. چهار سال بعدی را در هفت اردوگاه مختلف گذراند. او می‌گوید: «ریوسالت از همه بدتر بود. نزدیک به دو سال را آن‌جا در شرایط بدی سپری کردیم. مادربزرگم همان‌جا مرد. از همه بدتر این بود که نمی‌دانستیم پدر و عمویم کجا هستند. سردمان بود و گرسنه، و از همه بدتر، وحشت‌زده بودیم. می‌دیدیم که یهودیان را به آلمان می‌فرستند اما نمی‌دانستیم چه بر سرشان می‌آید.»

موزه‌ی یادبود اردوگاه ریوسالت در سال 2015 گشایش یافت. ساجالولی می‌گوید: «20 سال برای ایجاد این موزه جنگیدیم. شهردار می‌خواست این پادگان را با خاک یکسان کند.» اما فشار مورخان و انجمن «پسران و دختران جمهوری‌خواهان اسپانیایی و فرزندان مهاجران اسپانیایی» از تخریب این پادگان متروکه جلوگیری کرد. اکنون این پادگان به موزه‌ای برای زنده نگه‌ داشتن خاطره‌ای دردناک تبدیل شده است.

حدود 200 هزار پناهنده به اسپانیا بازگشتند ــ البته پس از این که فرانسه آنها را به این کار تشویق کرد و فرانکو بی‌شرمانه به دروغ گفت که با آغوش باز از آنها استقبال خواهند کرد. آنهایی که در فرانسه باقی ماندند، درد و رنج شدیدی را متحمل شدند، از یک اردوگاه به اردوگاه دیگری فرستاده و به بیگاری کشیده شدند. مبارزان جمهوری‌خواهی که از اردوگاه‌ها گریختند به نهضت مقاومت پیوستند. بقیه، از جمله خانواده‌ی مورنا، با فقر و انواع محرومیت‌ها دست و پنجه نرم کردند اما سرانجام در جامعه‌ی محلی جذب شدند و به تاریخ و هویتش شکل دادند. بااین‌همه، تا وقتی فرانکو زنده بود، نتوانستند به اسپانیا برگردند. به یاد آوردن این واقعیت حتی 80 سال بعد هم مورنا را به گریه می‌اندازد: «پدر و مادرم دیگر هیچ‌وقت اسپانیا را ندیدند.»

گاه‌شمار عقب‌نشینی

26 ژانویه‌ی 1939

بارسلون، آخرین سنگر جمهوری‌خواهان اسپانیایی در کاتالونیا، به دست نیروهای فاشیست فرانکو می‌افتد و مبارزان جمهوری‌خواه و خانواده‌هایشان از شهر می‌گریزند.

27-8 ژانویه

فرانسه مرزهایش را به روی پناهندگان ــ زنان، کودکان و مجروحان ــ می‌گشاید.

30 ژانویه

فرانسه پناهندگان را در اردوگاهی در ساحل آرژله حبس می‌کند.

5-9 فوریه

فرانسه جمهوری‌خواهان مسلحی را که عقب‌نشینی کرده‌اند، به کشور راه می‌دهد و تسلیحات و خودروهای آنان را مصادره می‌کند.

9 فوریه

نیروهای فرانکو، که پناهندگان را تعقیب می‌کردند، به مرز می‌رسند.

11 فوریه به بعد

اردوگاه‌هایی در سراسر پیرنه‌ی شرقی و نواحی اطراف برپا می‌شود. تا اواسط مارس 250 هزار پناهنده در آنها حبس می‌شوند.

13 فوریه

آخرین پناهندگان از مرز عبور می‌کنند. مرز کاملاً بسته می‌شود و «عقب‌نشینی» پایان می‌یابد.

Published in: on 19 نوامبر 2019 at 3:55 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

منابع متعدد در مریوان هویت چهار نفر از کشته شدگان را «عثمان نادری»، «شاهو ولیدی»، «مهران تاک» و «بهروز ملکی» اعلام کرده‌اند. بر اساس اطلاع شبکه حقوق بشر کردستان بازار شهرهای مریوان و جوانرود طی دیروز و امروز تعطیل شده است و کلیه خیابان‌های اصلی این شهرها در کنترل نیروهای یگان ویژه و لباس شخصی بوده است. دولت نیز مدارس را در این شهرها مانند بسیاری دیگر از شهرهای ایران تعطیل کرده است.

 حداقل ۳۰ تن کشته و بیش از ۲۰۰ زخمی: آخرین وضعیت اعتراضامردمی در شهرهای کردستان

شبکه حقوق بشر کردستان، از روز شنبه همزمان با آغاز موج اعتراضات مردمی در شهرهای مختلف ایران نسبت به افزایش قیمت بنزین از سوی دولت، در شهرهای ایلام، دهلران، اسلام آباد غرب، سرپل ذهاب، کرمانشاه، جوانرود، کامیاران، سنندج، مریوان، سقز و بوکان نیز تجمعاتی اعتراضی شکل گرفت که همچنان ادامه دارد.

این اعتراضات که به صورت مسالمت آمیز آغاز شد با سرکوب شدید نیروهای یگان ویژه و لباس شخصی همراه بود و از عصر روز شنبه تاکنون نیروهای نظامی و امنیتی در شهرهای کرمانشاه، سنندج، مریوان، جوانرود و بوکان معترضین را هدف شلیک مستقیم گلوله قرار داده که در نتیجه آن حداقل ۳۰ شهروند معترض کشته و بیش از ۱۵۰ نفر زخمی شده‌اند.

عدنان حسن‌پور، روزنامه‌نگار ساکن شهر مریوان روز گذشته به شبکه حقوق بشر کردستان گفت که اعتراض مدنی شهروندان مریوانی با سرکوب خشن نیروهای امنیتی مواجه شد و طی روزهای شنبه و یکشنبه حداقل ۷ معترض کشته و بیش از ۵۰ نفر هم زخمی شده‌اند. وی همچنین اعلام کرد که در شهر سنندج نیز یک معترض با تیراندازی نیروهای امنیتی کشته شده است.

Kurdistan Human Rights Network@KurdistanHRN

شبکه حقوق بشر کردستان روز گذشته با انتشار گزارشی از شلیک مستقیم نیروهای امنیتی به سوی شهروندان معترض در در بالای ساختمان دادگستری خبر داده بود.
تیراندازی مستقیم این نیروهای در این ویدیو به روشنی دیده می‌شود.

70 people are talking about this

منابع متعدد در مریوان هویت چهار نفر از کشته شدگان را «عثمان نادری»، «شاهو ولیدی»، «مهران تاک» و «بهروز ملکی» اعلام کرده‌اند.

بر اساس اطلاع شبکه حقوق بشر کردستان بازار شهرهای مریوان و جوانرود طی دیروز و امروز تعطیل شده است و کلیه خیابان‌های اصلی این شهرها در کنترل نیروهای یگان ویژه و لباس شخصی بوده است. دولت نیز مدارس را در این شهرها مانند بسیاری دیگر از شهرهای ایران تعطیل کرده است.

Kurdistan-4.jpg

به گفته یک منبع مطلع در شهر جوانرود طی دو روز گذشته حداقل ۸ شهروند معترض جوانرودی کشته شده‌اند و بیش از ۲۵ نفر هم زخمی شده‌اند. هویت چهار تن از کشته شدگان «مبین عبدالهی»، «کاوه محمدی»، «ابراهیم مرادی»، «حمزه نقدی» و «جبار تجاره» اعلام شده است. خانواده کاوه محمدی و جبار تجاره روز دوشنبه توانستند پیکر این افراد را تحویل بگیرند و در قبرستان این شهر دفن کنند.
منابع متعدد در شهر کرمانشاه و سنندج نیز از تعطیلی بخش‌های گسترده از این شهرها به خصوصدر خیابان‌های مرکزی و اصلی شهر خبر می‌دهند. نیروهای یگان ویژه در اطراف میدان آزادی این دو شهر مستقر شده و از روز گذشته اعتراضات به محلات حاشیه شهر منتقل شده است. در کرمانشاه محلات جعفرآباد، دولت‌آباد و الهیه و در سنندج محلات نزدیک به ترمینال، عباس آباد و شریف آباد و… صحنه اعتراضات مردمی و درگیری نیروهای نظامی با معترضان بوده است.

یک شاهد عینی در بیمارستان امام رضای شهر کرمانشاه روز دوشنبه به شبکه حقوق بشر کردستان گفت تعداد کشته‌های تظاهرات‌های اخیر تنها در این بیمارستان به ۱۶ نفر می‌رسد. تعدادی از این افراد با شلیک مستقیم گلوله به سر کشته شده‌اند. تقریبا ۱۰۰ زخمی هم به این بیمارستان انتقال یافته‌اند.

همچنین روز گذشته در چندین خیابان اصلی شهر بوکان نیز شهروندان اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند که با دخالت و سرکوب نیروهای امنیتی مواجه شد. گزارش‌های دریافتی از تیراندازی مستقیم نیروهای امنیتی به سوی معترضین خبر می‌دهند اما تاکنون اطلاعی دقیقی از این شهر به دست نیامده است.

یک منبع مطلع در مریوان نیز از حضور پرشمار ماموران امنیتی و انتظامی در خیابان‌های مرکزی شهر خبر داد و اعلام کرد امروز در بخش‌های دیگر این شهرستان همچون کانی دینار و قلاجه صحنه اعتراضات پراکنده مردمی بوده است.

به دلیل قطع خطوط اینترنت و جو امنیتی حاکم در این شهرها آمار دقیقی از تعداد کشته و زخمی‌ها به دست نیامده است اما با پیگیرهای شبکه حقوق بشر کردستان مشخص شده است که حداقل ۳۰ شهروند معترض در شهرهای مریوان، سنندج، کرمانشاه و جوانرود توسط نیروهای امنیتی کشته و بیش از ۲۰۰ نفر هم زخمی شده‌اند. تعدادی از این افراد جهت مداوا به بیمارستان‌های این شهرها منتقل شده‌اند اما از آخرین وضعیت این افراد اطلاعی در دست نیست. در مریوان گفته می‌شود تعدادی از زخمی‌ها از ترس بازداشت در منازل خصوصی مورد درمان قرار گرفته‌اند

Published in: on 18 نوامبر 2019 at 11:33 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

اگرچه این نهاد خبری می‌گوید ارائه‌دهندگان این اسناد محرمانه هیچگاه هویت خود را فاش نکردند. «اینترسپت» می‌نویسد که این اسناد از فارسی به انگلیسی ترجمه شده و برای تهیه یکی از گزارش‌ها درباره دامنه نفوذ ایران در عراق، با همکاری مشترک با روزنامه نیویورک‌تایمز کار بر روی راستی‌آزمایی اسناد را آغاز کرده و دو نهاد خبری به صورت مشترک گزارشی را همزمان در این زمینه منتشر کرده‌اند. اگر چه «اینترسپت» یادآوری کرده که با توجه به جزئیات حساسی که در این اسناد آمده، خبرنگاران تنها به بررسی و انتشار بخش‌های محدودی از صدها صفحه اسناد وزارت اطلاعات اکتفا کرده‌اند و در نظر دارند که به مرور گزارش‌های بیشتری درباره محتوای این اسناد منتشر کنند. در کنار گزارش مفصل در زمینه نفوذ جمهوری اسلامی در عراق، اسناد وزارت اطلاعات همچنین به موضوعی چون پیشینه نبرد با گروه موسوم به حکومت اسلامی و منافع مشترک ایران و آمریکا در آن می‌پردازد. نویسندگان اینترسپت می‌نویسند این اسناد نشان می‌دهد «چگونه حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی فرصتی طلایی برای ایران ایجاد کرد تا نظمی سیاسی و اجتماعی در عراق ایجاد کند که در راستای منافع تهران باشد».

نشریه اینترنتی اینترسپت و روزنامه نیویورک تایمز با انتشار گزارشی مشترک، از دستیابی به حدود ۷۰۰ صفحه اسناد و مکاتبات محرمانه وزارت اطلاعات ایران درباره اقدامات و نفوذ ایران در عراق خبر داده‌اند.

این اسناد بازه زمانی بین سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ را پوشش می‌دهد و در آن به مسائل مختلفی چون عملکرد نیروی قدس سپاه پاسداران در عراق، جنگ با گروه حکومت اسلامی و مقابله با آمریکا پرداخته شده است.

نشریه اینترنتی «اینترسپت» در یک مطلب جداگانه توضیح مختصری درباره محتوای گزارش‌های اختصاصی خود داده و آورده که منبع حدود ۷۰۰ صفحه گزارش‌های محرمانه وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی شخصی است که با ارائه این اسناد گفته «می‌خواهد دنیا بداند که ایران در کشورش عراق چه می‌کند».

اگرچه این نهاد خبری می‌گوید ارائه‌دهندگان این اسناد محرمانه هیچگاه هویت خود را فاش نکردند.

«اینترسپت» می‌نویسد که این اسناد از فارسی به انگلیسی ترجمه شده و برای تهیه یکی از گزارش‌ها درباره دامنه نفوذ ایران در عراق، با همکاری مشترک با روزنامه نیویورک‌تایمز کار بر روی راستی‌آزمایی اسناد را آغاز کرده و دو نهاد خبری به صورت مشترک گزارشی را همزمان در این زمینه منتشر کرده‌اند.

اگر چه «اینترسپت» یادآوری کرده که با توجه به جزئیات حساسی که در این اسناد آمده، خبرنگاران تنها به بررسی و انتشار بخش‌های محدودی از صدها صفحه اسناد وزارت اطلاعات اکتفا کرده‌اند و در نظر دارند که به مرور گزارش‌های بیشتری درباره محتوای این اسناد منتشر کنند.

در کنار گزارش مفصل در زمینه نفوذ جمهوری اسلامی در عراق، اسناد وزارت اطلاعات همچنین به موضوعی چون پیشینه نبرد با گروه موسوم به حکومت اسلامی و منافع مشترک ایران و آمریکا در آن می‌پردازد.

نویسندگان اینترسپت می‌نویسند این اسناد نشان می‌دهد «چگونه حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی فرصتی طلایی برای ایران ایجاد کرد تا نظمی سیاسی و اجتماعی در عراق ایجاد کند که در راستای منافع تهران باشد».

این خبرنگاران همچنین نتیجه گرفته‌اند که اسناد نشان می‌دهد ایران «با چالش‌های مشابه ایالات متحده برای در کنترل داشتن عراق روبه‌رو بوده است». چالشی که تهران بنا بر این اسناد با استفاده از شبکه گسترده‌ای از مأموران و جاسوسان و با تأثیرگذاری بر رهبران سیاسی عراق با آن روبه‌رو شده است.

این اسناد در زمانی منتشر می‌شود که هفته‌هاست تظاهراتی گسترده در عراق در جریان است و در کنار اعتراض به فساد اقتصادی مقام‌های عراقی و وضعیت معشیتی، به نقش ایران در عراق نیز معترض هستند.

قاسم سلیمانی (چپ) در کنار حسن پُلارَک، از مدیران مورد اعتمادش در عراق و ابومهدی مهندس، از فرماندهان شبه‌نظامیان عراقی مورد حمایت ایران
قاسم سلیمانی (چپ) در کنار حسن پُلارَک، از مدیران مورد اعتمادش در عراق و ابومهدی مهندس، از فرماندهان شبه‌نظامیان عراقی مورد حمایت ایران

شبکه نفوذ جمهوری اسلامی در عراق

نویسندگان دو نهاد خبری، «اینترسپت» و «نیویورک تایمز» در گزارشی با بررسی اسناد به نقش ایران در عراق پرداخته‌اند. نویسندگان این مقاله در سطور ابتدایی گزارش خود می‌نویسند که بسیاری از اسناد فاش شده گویی صفحاتی از یک رمان جاسوسی جذاب هستند؛ «دیدارهایی در پس‌کوچه‌ها و مراکز خرید، یا تحت پوشش سفری برای شکار یا یک جشن تولد».

نویسندگان گزارش می‌گویند گرچه آنچه در این اسناد از نفوذ تهران در بغداد نشان می‌دهد آنچنان موضوع جدیدی نیست، اما از «ابعاد تازه‌ای از استفاده ایران و ایالات متحده از عراق برای جاسوس‌بازی خود» پرده برمی‌دارد و در عین حال این اسناد «نشانه‌ای از پیچیدگی‌های سیاست داخلی در ایران» و رقابت میان طیف‌ها و گروه‌های مختلف است.

در این اسناد همچنین از جمله به «رابطه خاص» عادل عبدالمهدی نخست‌وزیر عراق به جمهوری اسلامی ایران اشاره شده که این روزها معترضان خشمگین در خیابان‌های بغداد خواستار برکناری او هستند. عادل عبدالمهدی گرچه ابتدا گفته شد که از سمت خود کناره‌گیری خواهد کرد، اما سپس گزارش‌هایی منتشر شد که نشان می‌داد در پی سفر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه به عراق، آقای عبدالمهدی همچنان در سمت خود باقی مانده است.

گزارش مشترک اینترسپت و نیویورک‌تایمز در توصیف اسناد آورده که تأیید صحت و سقم برخی از آنها دشوار است، اما برخی گزارش‌های معمول یک مأمور اطلاعاتی‌است. برخی از گزارش‌ها حتی جنبه طنزآمیز دارد و از آن جمله به ورود مخفیانه جاسوسان ایرانی به یک مرکز فرهنگی آلمان در عراق اشاره شده که پس از ورود، مأموران فهمیده‌اند کدهایشان برای بازکردن گاوصندوق‌ها اشتباه بوده و عملیات ناموفق به پایان رسیده است.

یکی از نکاتی که نویسندگان گزارش بر مبنای اسناد وزارت اطلاعات بر آن تمرکز کرده‌اند استفاده ایران از افرادیست که پیشتر در استخدام سی‌آی‌ای بوده و در حدود سال ۲۰۱۴ میلادی، تصمیم به همکاری با ایران گرفته‌اند.

یکی از این مأموران که آمریکایی‌ها او را با نام «دانی براسکو» می‌شناختند در اسناد وزارت اطلاعات با عنوان «منبع ۱۳۴۹۹۲» شناسایی شده که در نوامبر سال ۲۰۱۴ از بیم جانش به دلیل همکاری با آمریکا، تصمیم به تغییر خط گرفته و با نیروهای امنیتی ایران همکاری می‌کند؛ همکاری‌ای که بنا بر این گزارش شامل افشای اطلاعات طرف آمریکایی از جمله «مکان خانه‌های امن، نام هتل‌هایی که مأموران سی‌آی‌ای با مأموران امنیتی دیدار می‌کردند، عراقی‌هایی که برای آمریکا جاسوسی می‌کردند و جزئیات سلاح‌ها و آموزش‌های رصد شده است».

در یکی از اسنادی که تاریخ آن مشخص نشده آمده که ایران اقدام به استخدام جاسوس در وزارت خارجه آمریکا کرده است که مشخص نیست این تلاش به کجا منتهی شده اما دیدارهایی با این شخص انجام شده بوده و پیشنهاد «حقوق، مزایا و سکه طلا» به او داده شده بوده است.

اگرچه نام کارمند وزارت خارجه آمریکا در این اسناد ذکر نشده اما او به عنوان کسی که «می‌تواند درباره طرح‌های دولت آمریکا در عراق -چه مذاکره با داعش و یا عملیات پنهان- اطلاعات داشته باشد» معرفی شده و انگیزه او برای همکاری «اقتصادی» توصیف شده است.

یکی از مواردی که «اینترسپت» و «نیویورک‌تایمز» از میان اسناد وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به دست آورده‌اند تأثیر پیشروی داعش در عراق و منافع مشترک آمریکا و ایران در مبارزه با این گروه است اگر چه بنا بر این گزارش یک مأمور وزارت اطلاعات ایران درباره حضور نظامی نیروهای ائتلاف در مبارزه با داعش ابراز نگرانی کرده و نوشته است «حضور سنگین نیروهای ائتلاف بر فراز آسمان عراق، تهدیدی برای منافع جمهوری اسلامی است و این فعالیت باید جدی گرفته شود».

این موضوع همزمان است با جایگزینی نوری المالکی که به حکومت تهران نزدیک بود و جایگزین او حیدر العبادی این شبهه را ایجاد کرد که شاید نخست‌وزیر جدید به غرب نزدیک باشد اما در جلسه امنیتی، حسن دانایی‌فر سفیر وقت ایران در بغداد با برشمردن افراد متعددی در کابینه تازه دولت عراق، از نزدیکی (کامل یا نسبی) دستکم هشت وزیر به جمهوری اسلامی سخن گفته است.

تصویری دیگری از حضور قاسم سلیمانی در جریان بازسازی یکی از مکان‌های مذهبی عراق
تصویری دیگری از حضور قاسم سلیمانی در جریان بازسازی یکی از مکان‌های مذهبی عراق

یکی از اسنادی که مأموری از وزارت اطلاعات درباره بیان جبر وزیر حمل‌ونقل وقت در عراق نوشته، درباره درخواست قاسم سلیمانی برای صدور مجوز عبور هواپیماهای ایرانی به سمت سوریه با استفاده از حریم هوایی عراق است. آقای جبر در این دیدار با مأمور اطلاعاتی ایران، توضیح داده که چگونه درخواست آقای سلیمانی را پذیرفته و «دستش را روی چشم‌هایش گذاشته و گفته چشم». در سند فاش شده به نقل از وزیر حمل و نقل عراق آمده که «ایشان (قاسم سلیمانی) بلند شد و آمد پیشانی مرا بوسید».

گزارش این دو نشریه آمریکایی همچنین آورده که اگرچه مقام‌های آمریکایی به طور دائم با طرف‌های عراقی دیدار می‌کردند، اسناد وزارت اطلاعات نشان می‌دهد که آنها مرتب درباره این دیدارها به طرف ایرانی گزارش می‌داده‌اند. یکی از افرادی که در این زمینه به دستگاه اطلاعاتی ایران گزارش می‌داده،‌ یکی از مشاوران سیاسی ارشد رئیس وقت مجلس عراق بوده، اگر چه سلیم الجبوری، در مصاحبه‌ای در این زمینه گفته او معتقد است هیچکدام از همکارانش مأمور ایران نبوده است.

تکذیب مشابهی از سوی نچیروان بارزانی، نخست‌وزیر وقت کردستان عراق، مطرح شده چرا که بنا بر یکی از اسناد او پس از دیدار با مقام‌های ارشد آمریکا و بریتانیا، بلافاصله با مقام‌های ایرانی دیدار کرده است.

اسناد فاش شده همچنین به تلاش حیدر العبادی برای نزدیک شدن به ایران حکایت دارد. بنا بر این اسناد چند ماه پست از احراز پست نخست‌وزیری، آقای العبادی با یک مأمور اطلاعاتی ایران به نام بروجردی دیداری محرمانه داشته که در آن هیچ شخص دیگری حاضر نبوده است. دیداری که بنا بر جزئیات گزارش محرمانه وزارت اطلاعات، آقای «بروجردی» برای سنجیدن رویکرد العبادی، بر مسئله اختلاف شیعه سنی تمرکز کرده و آقای العبادی نیز با همه گفته‌های موافق بوده است.

در این اسناد همچنین از جمله به «رابطه خاص» عادل عبدالمهدی نخست‌وزیر عراق به جمهوری اسلامی ایران اشاره شده که این روزها معترضان خشمگین در خیابان‌های بغداد خواستار برکناری او هستند.
 
در بخشی دیگر، اینترسپت و نیویورک‌تایمز به تأثیر نفوذ ایران در اختلاف میان سنی‌ها و شیعیان می‌پردازند و از جمله با اشاره به عملیات شبه‌نظامیان شیعه در جرف الصخر (که امروز با نام جرف النصر شناخته می‌شود) اشاره می‌کنند که در سال ۲۰۱۴ برای مبارزه با داعش در آن منطقه، آن شهر را تبدیل به «شهر ارواح» کردند و ده‌ها هزار نفر از سنی‌های این منطقه آواره شدند.

نویسنده گزارش محرمانه وزارت اطلاعات در سندی در این‌باره نوشته است که شیرینیِ پیروزی بر داعش، با تخریب روستاها و غارت اموال سنی‌ها» به «تلخی» بدل شده است. در یک گزارش کارشناس وزارت اطلاعات که بالای آن نوشته شده که این گزارش توسط سپاه قدس رویت نشود، با انتقاد از شخص قاسم سلیمانی در بخشی آورده : «این سیاست ایران در عراق باعث شده است که بار دیگر آمریکایی‌ها با مشروعیت بیشتر به عراق بازگردند و افراد و گروه‌هایی که از میان جامعه اهل سنت علیه آمریکا می‌جنگیدند الان می‌کنند که نه آمریکا و حتی اسرائیل وارد عراق شود و عراق را از دست ایران نجات دهد» و افزوده که «ضرورت دارد که حد و حدودی برای جلوگیری از خشونت علیه افراد بی‌گناه اهل سنت در عراق و اقدامات آقای سلیمانی اندیشیده شود و اگرنه خشونت و درگیری میان شیعه و سنی همچنان ادامه پیدا می‌کند».

نفوذ ایران در عراق ؛ «نگاه اینترسپت»

یکی از مقالات اینترسپت گزارشی تحلیلی درباره نفوذ ایران در عراق است. در این مقاله آمده که اسناد اطلاعاتی فاش شده نشان می‌دهد که اختلافات خونبار میان اقوام و میان شیعیان و سنی‌ها که با حمله آمریکا آغاز شد، پایان نیافته است. اسناد وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی تا پایان سال ۲۰۱۴ میلادی نشان می‌دهد که این خشونت‌ها همچنان ادامه داشته مأموران امنیتی ایران همچنین درباره پاکسازی مناطقی در اطراف بغداد از سنی‌ها که توسط شبه نظامیان نزدیک به سپاه انجام می‌شده، گزارش محرمانه می‌نوشتند.

جرمی سکیهیل و مرتضی حسین در این گزارش همچنین می‌نویسد که رویکرد خشن ایران در قبال عراق باید با در نظر گرفتن تاریخ بررسی شود. چرا که به گفته آن‌ها «هر دولت-ملت عقل‌گرایی چنین مسیری را با توجه به تحولات پی می‌گرفت».

تحلیل این دو نویسنده این است که حمله ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳، بیم و نگرانی تهران از اینکه مقصد بعدی سربازان آمریکایی باشد، رد «معامله بزرگ» از سوی واشینگتن، همگی عواملی هستند که ایران را بر آن داشت از از فرصت نفوذ در عراق استفاده کند و این اقدام تهران نباید شوک‌آور باشد.

این مقاله اینترسپت از نقش ایالات متحده در خاورمیانه در شش دهه اخیر به شدت انتقاد می‌کند و می‌گوید هر انتقادی از نقش ایران در عراق، این پیشینه «زشت» آمریکا را پاک نمی‌کند.

عملیات مخفی علیه داعش

نشریه «اینترسپت» در گزارشی جداگانه همچنین به نحوه عملکرد ایران در نبرد با داعش بر مبنای اسناد فاش شده وزارت اطلاعات می پردازد. از جمله نکات تازه درباره این اقدامات ایران بخش مخفیانه این عملیات است که به گفته نویسنده اینترسپت در آن وزارت اطلاعات نقش «پلیس خوب» را در مقابل سپاه قدس که با رویکردی خشن «پلیس بد» بوده، ایفا کرده است.

از جمله مسائلی که این اسناد بر ملا کرده، نفوذ اطلاعاتی ایران در میان نیروهای گروه موسوم به حکومت اسلامی است. بنا بر این اسناد رخنه کردن وزارت اطلاعات به داعش، از یک سو با استفاده از مأموران مرتبط با وزارت اطلاعات از جمله در اقلیم کردستان عراق مهیا شده و از سوی دیگر این نهاد امنیتی موفق به نفوذ اطلاعاتی در میانه رده‌های رهبری داعش شده بود.

یکی از ترفندهایی که وزارت اطلاعات از آن در این راستا بهره برده، نزدیکی به افراد و گرو‌ه‌های مثلاً بعثی توصیف شده که در مقاطعی به رویکردهای داعش نزدیک شده بودند و تهران در صدد جذب آنها با وعده نزدیک کردن آن‌ها به حکومت در بغداد برآمد. اگرچه در همین اسناد فاش شده آمده که کارشناسان وزارت اطلاعات به این افراد اطمینان نداشتند و همواره بیم آن داشتند که آن‌ها با طرف مقابل همکاری کنند.

نگرانی دیگری که در اسناد وزارت اطلاعات مورد توجه نویسنده «اینترسپت» قرار گرفته، موضوع احتمال خودمختاری مناطق سنی‌نشین بوده که از جمله در سال ۲۰۱۴ یک جاسوس وزارت اطلاعات در نشستی در این زمینه در اربیل شرکت کرده است. در این نشست که اعضای سابق حزب بعث ( که در آن زمان ساکن آمریکا بودند) نیز شرکت کردند و بنا به سند به دست آمده «این نگرانی تقویت شده بود که آمریکا از این خودمختاری حمایت ‌کند».

سال ۲۰۱۴؛ دیدار محرمانه سپاه قدس و اخوان المسلمین در ترکیه

در مقاله‌ دیگری که «اینترسپت» در روز ۲۷ آبان منتشر کرده، جیمز رایزن روزنامه‌نگار سرشناس آمریکایی، با بررسی بخشی از اسناد وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، پرده از یک دیدار برداشته که به گفته نویسنده در وضعیت ژئوپلیتیک خاورمیانه، نادر بوده است؛ نشستی در سال ۲۰۱۴ در هتلی در ترکیه، با حضور نمایندگان سپاه قدس و اخوان المسلمین. دو گروه قدرتمند، یکی نماینده پیشبرد تفکر شیعی در خاورمیانه و دیگری حزبی سیاسی با نفوذی گسترده در میان سنی‌های منطقه

در اسناد افشا شده آمده است که برای شرکت نشست رایزنی نیروی قدس سپاه و اخوان‌المسلمین، ترکیه به دلیل نگرانی‌ها، اجازه ورود قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس را نداده است.

در دوران کوتاه ریاست جمهوری محمد‌ مرسی در مصر، ارتباطاتی میان مصر و ایران برقرار شد اما نشستی که حال در اسناد وزارت اطلاعات از آن پرده برداشته شده، یک سال پس از برکناری محمدمرسی و روی کار آمدن عبدالفتاح السیسی انجام شده است؛ نشستی که «اینترسپت» می‌نویسد تلاشی بوده تا نیروی قدس سپاه و اخوان المسلمین درباره نحوه ادامه همکاری رایزنی کنند.

جیمز رایزن می‌نویسد فاش شدن وجود چنین ارتباطی حاکی از پیچیدگی روابط در خاورمیانه است چرا که در ظاهر سپاه قدس و اخوان‌المسلمین باید دشمن یکدیگر باشند. اما زمان برگزاری نشست دوجانبه نیز مورد نظر نویسنده قرار گرفته است چرا که همزمان با این نشست، گروه موسوم به حکومت اسلامی (داعش) در حال پیشروی گسترده در شمال عراق بوده است. همچنین در همین سال‌هاست که خیزش‌های جهان عرب، از جمله در سوریه تبدیل به جنگی تمام عیار شده و خود اخوان المسلمین هم قدرت را در مصر از دست داده و بار دیگر غیرقانونی شده است، از همین رو هم شاید این گروه، همکاری با سپاه قدس را یک فرصت قلمداد کرده است.

اما نکته‌ مورد توجه در این گزارش بخشی‌ است که نشان می‌دهد یک «جاسوس» در میان شرکت‌کنندگان این نشست حضور داشته، شخصی از وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی که به نوعی رقیب سپاه پاسداران محسوب می‌شود. بنا به سند فاش شده نماینده وزارت اطلاعات نه تنها در این نشست حضور داشته بلکه هماهنگ‌کننده آن بوده است. در این سند همچنین آمده است که ترکیه به دلیل نگرانی‌ها، اجازه ورود قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس را نداده است.

بنا بر این سند شخصی با نام ابوحسین، از معاونان قاسم سلیمانی در این نشست شرکت کرده و از سوی اخوان المسلمین هم سه تن از رهبران شناخته شده آنها در تبعید در این نشست شرکت کرده‌اند. اگرچه یکی از شرکت‌کنندگان مصری که در سند وزارت اطلاعات به نامش اشاره شده، حضور در چنین نشستی را تکذیب کرده است.

کارشناس وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در توضیح نشست با اشاره به جزئیات مطرح شده از سوی دو طرف، آورده که نمایندگان اخوان‌المسلمین در کنار اشاره به اختلاف نظر‌ها به موضوع دشمن مشترک یا همان عربستان سعودی اشاره کرده‌ و یکی از مکان‌های مناسب برای این مبارزه را یمن ارزیابی کرده‌اند.

آنها همچنین ضمن تأکید بر اهمیت همکاری در زمینه کاهش اختلاف شیعیان و سنی‌ها در عراق، اذعان کرده‌اند که دو طرف فعلاً کار خاصی در سوریه نمی‌توانند بکنند، و در نهایت اینکه اخوان المسلمین، خواستار ورود ایران برای کمک به آنها در مصر نیست.

مقاله «اینترسپت» همچنین یادآوری می‌کند که سند فاش شده وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که نشست در ترکیه، میان سپاه قدس و اخوان المسلمین، خیلی زود نشان داد که طرفین نقطه مشترکی برای آغاز یک اتحاد پیدا نمی‌کنند. طرف ایرانی حتی بر نبود اختلاف میان شیعیان و سنی‌ها تأکید می‌کند و طرف مقابل از «صبور بودن» خود در مقایسه با طرف ایرانی سخن گفته است.

Published in: on 18 نوامبر 2019 at 11:21 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

نیویورک تایمز می‌نویسد: «بازدیدکننده (ناظر) آمده بود تا نظم را بازگرداند، اما حضور او بر نارضایتی معترضان افزود: او قاسم سلیمانی بود، فرمانده نیروهای قدس.» این روزنامه می‌گوید، اسناد و مدارکی از ایران به بیرون درز کرده است که تصویری دقیق از نقش تهران در مداخله مقامات این کشور در امور عراق می‌دهد و نقش ویژه قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس در تصمیماتی که در بغداد گرفته می‌شود را نمایان می‌کند. این اسناد بخشی از آرشیو اطلاعات سری ایران است که «اینترسپت» به دست آورده و در اختیار نیویورک تایمز هم قرار گرفته و به طور همزمان از سوی دو رسانه، منتشر شده است. نقش قاسم س

نیویورک تایمز: افشای اسناد محرمانه از نقش ایران در عراق

نیویورک تایمز می‌گوید از طریق «اینترسپت» به اسناد محرمانه‌ای دست پیدا کرده که از برنامه‌های ایران در عراق و تلاش برای حفظ موقعیت در این کشور حکایت دارند. نیویورک تایمز از نفوذ ایران در عراق و نقش قاسم سلیمانی می‌نویسد.

    
default

«در اواسط ماه اکتبر، با شروع ناآرامی‌ها در بغداد، یک ناظر آشنا، بی‌سروصدا در بغداد در رفت وآمد بود. بغداد هفته‌ها در محاصره بود و خیابان‌ها صحنه اعتراض مردم که خواستار پایان دادن به فساد و برکناری نخست وزیر این کشور بودند. معترضان به ویژه نفوذ شدید ایران در سیاست عراق را محکوم می‌کردند و پرچم‌های ایران را می‌سوزاندند و به کنسولگری ایران هم حمله می‌بردند.»

نیویورک تایمز می‌نویسد: «بازدیدکننده (ناظر) آمده بود تا نظم را بازگرداند، اما حضور او بر نارضایتی معترضان افزود: او قاسم سلیمانی بود، فرمانده نیروهای قدس.»

این روزنامه می‌گوید، اسناد و مدارکی از ایران به بیرون درز کرده است که تصویری دقیق از نقش تهران در مداخله مقامات این کشور در امور عراق می‌دهد و نقش ویژه قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس در تصمیماتی که در بغداد گرفته می‌شود را نمایان می‌کند.

این اسناد بخشی از آرشیو اطلاعات سری ایران است که «اینترسپت» به دست آورده و در اختیار نیویورک تایمز هم قرار گرفته و به طور همزمان از سوی دو رسانه، منتشر شده است.

نقش قاسم سلیمانی در عراق

نیویورک تایمز با اشاره به ناآرامی‌های اخیر عراق و حضور قاسم سلیمانی در این کشور، هدف او را تثبیت دولت عادل عبدالمهدی و ترسیم برنامه‌هایی برای مقابله با قیام مردمی می‌داند که تهدیدی برای نفوذ تهران در عراق به شمار می‌رود.

بنا بر اطلاعاتی که از این اسناد به دست آمده، سلیمانی با متحدی در پارلمان عراق ملاقات کرده تا او را به پشتیبانی از ابقای المهدی در سمت خود، تشویق کند.

وبسایت عربی‌زبان «الحره» نیز بخش‌هایی از مقاله نیویورک تایمز را برجسته کرده است.

«الحره» می‌نویسد، این اسناد نشان می‌دهند که نقش سلیمانی در عراق از اتحاد میان نیروهای سیاسی در عراق بیشتر است و تهران توانسته شبکه‌ای از جاسوسان و مأموران گمارده شده در موسسات مهم سیاسی، اقتصادی و حتی مذهبی در عراق را به وجود بیاورد.

به نوشته نیویورک تایمز این اسناد فاش می‌کنند كه قاسم سلیمانی در تقویت نفوذ تهران در عراق نقش مؤثر دارد.

نیویورک می‌نویسد، وزارت اطلاعات ایران می‌ترسید از اینکه دستاوردهای ایران در عراق به دلیل دست ردی که عراقی‌ها به سینه شبه‌نظامیان شیعی و سپاه قدس می‌زدند، از بین برود. در این گزارش به نقش قاسم سلیمانی در این ارتباط اشاره می‌شود و از سلیمانی انتقاد شده که چرا او، نقش خود را در رهبری نیروهای قدس در عراق با انتشار عکس‌هایی در شبکه‌های اجتماعی، برجسته و آشکار کرده است.

۷۰۰ صفحه سند از منبعی ناشناس

نیویورک تایمز می‌نویسد که  تقریبا ۷۰۰ صفحه اسناد محرمانه را که به طور ناشناس به اینترسپت ارسال شده، از فارسی به انگلیسی ترجمه شده‌اند. در این ارتباط به پیام فردی ناشناس اشاره شده که هدفش از ارسال این اسناد را این گونه بیان کرده است: «بگذارید جهان بداند، ایران با کشورم عراق چه می‌کند.»

این اسناد شامل صدها گزارش و مکاتبه‌هایی است که طی سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵ توسط مأموران وزارت اطلاعات ایران که در عراق مأموریت داشته‌اند، نوشته شده است.

«الحره» می‌نویسد، این اسناد تصویری نشان می‌دهند از این که عراق چگونه پس از ۲۰۰۳ گام به گام زیر نفوذ ایران غلتیده است و همچنین نشان می‌دهند که چگونه ایران از آمریکا پیشی گرفته و برای گسترش نفوذ خود در عراق و غلبه بر چالش‌های جدید تلاش می‌کند.

خبرچنینی برای ایران در ازای پاداش

این اسناد نشان می‌دهند که ملاقات‌ طرف‌های ایرانی با مأموران‌شان در عراق در چه مکان‌هایی رخ می‌دهند؛ در کوچه‌های تاریک، مراکز خرید یا در پوشش سفرهای شکاری و حتی در مهمانی‌ها.

طبق این اسناد، خبرچین‌ها پیوسته سربازان آمریکایی را رصد می‌کرده‌اند. آنها در فرودگاه بغداد در کمین بودند و از سربازان آمریکایی عکس می‌گرفتند و پروازهای ائتلاف را زیر نظر داشتند. این اسناد نشان می‌دهد كه چگونه مأمورانی که به ایران خبر می‌رساندند، دستمزد دریافت می‌کردند، خواه با هدیه پسته، عطر و زعفران یا رشوه به مقامات عراقی و حتی تقبل هزینه‌های مأمورین اطلاعاتی عراق. در یکی از این اسناد از ۸۷ یورو سخن به میان است که به یک فرمانده کرد هدیه داده شده است.

المهدی و رابطه با ایران

یکی از این اسناد نشان می دهد که عادل عبدالمهدی، فردی که در دوران تبعید خود در زمان صدام حسین با ایران همکاری نزدیکی داشت، رابطه خاصی با تهران دارد. در این سند به این رابطه ویژه در سال ۲۰۱۴، زمانی که المهدی وزیر نفت عراق بود هم اشاره شده ولی جزییاتی از ماهیت این رابطه شرح داده نشده است.

نیویورک تایمز می‌نویسد، یک مقام ارشد پیشین آمریکایی هشدار داده بود که «رابطه ویژه با ایران معانی بسیاری می‌تواند داشته باشد، این به این معنا نیست که او مأموردولت ایران است». نیویورک تایمز در ادامه می‌نویسد، در عین حال هیچ سیاستمداری در عراق نمی‌تواند بدون پشتیبانی ایران نخست‌وزیر شود و آقای المهدی که در سال ۲۰۱۸ نامزد شد، کاندیدایی قلمداد می‌شد که ایران و ایالات متحده بر سر آن توافق داشتند.

در این گزارش نام چندین مقام بلندپایه عراقی دیگر نیز به چشم می‌خورد. برای نمونه به المالکی اشاره شده که در دهه ۸۰ میلادی در ایران در تبعید به سر می‌برد و یکی از گزینه‌های تهران بود. او برای تهران نسبت به رقیبش، حیدر العبادی که دانش‌آموخته بریتانیا بود و نزدیک به غرب، مطلوب‌تر بود.

در این گزارش به ملاقاتی ترتیب داده شده از سوی سفارت ایران اشاره شده است که در آن از آقای العبادی به عنوان «یک انگلیسی» و نامزد «آمریکا» یاد شده و ایران معتقد بوده، به اندازه کافی وزیر [وفادار به ایران] ذخیره دارد. در این ارتباط به نام حسن دانایی‌فر، سفیر پیشین ایران در عراق هم اشاره شده است که در این نشست نام اعضای کابینه را تک به تک می‌خواند و رابطه آنها را با ایران شرح می‌دهد. ابراهیم الجعفری، یکی دیگر از سیاستمدارانی است که در این گزارش به نام او به عنوان کسی که رابطه ویژه‌ای با ایران دارد اشاره شده است.

پرورش مقامات عراقی وفادار به ایران

این اسناد نشان می‌دهند که سپاه پاسداران به ویژه نیروهای قدس به رهبری قاسم سلیمانی، سیاست ایران در عراق، لبنان و سوریه را که حساس‌ترین کشورها برای تهران هستند، زیر نظر دارند. نیویورک تایمز می‌نویسد، انتصاب سفرای جدید برای این کشورها در حالت عادی نه در دست وزارت امورخارجه  که در دست بالاترین مقامات سپاه پاسداران است.

این روزنامه می‌نویسد، به گفته منابع، مأمورین وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران در عراق به موازات یکدیگر فعالیت می‌کنند و یافته‌های خود را به ستاد مربوطه در تهران گزارش می‌دهند که آن هم به نوبه خود، گزارش آنها را به شورای عالی امنیت ملی ایران منتقل می‌کند.

این اسناد نشان می‌دهند که پرورش مقامات عراقی وفادار به ایران بخش مهمی از فعالیت‌های آنها بوده است که اتحاد ایران با بسیاری از رهبران عراقی متعلق به گروه‌های اپوزیسیون در جنگ با صدام حسین، آن را آسان‌تر کرده است.

قیس قریشی، تحلیلگر سیاسی مسائل عراق و مشاور دولت ایران در عراق تأکید می‌کند که ایران روی پرورش مقامات بلندپایه در عراق متمرکز شده است. او می‌افزاید: «شمار زیادی متحد در میان مقامات عراقی داریم که چشم بسته می‌توانیم به آنها اعتماد کنیم.»

دویچه وله را در تلگرام دنبال کنید

ایران جای خالی آمریکا را پر می‌کند

طبق اطلاعات درز پیدا کرده، ایران پس از عقب‌نشینی سربازان آمریکایی از عراق در سال ۲۰۱۱ به سرعت فعال شد تا کسانی را که با سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا «سیا» همکاری می‌کردند، به خود جذب کند.

بر پایه یکی از این اسناد ، نیروهای اطلاعاتی ایران روند جذب جاسوس در وزارت امور خارجه آمریكا را آغاز كرده‌اند. این سند نشان نمی‌دهد كه آیا ایران در آن زمان در تلاش‌های خود موفق بوده است یا خیر. این اسناد اما نشان می‌دهند که ایران ملاقات با منبع را آغاز کرده بوده و از مشوق‌های مالی، پاداش طلا و دیگر هدایا سخن به میان است.

از اسناد به دست آمده این‌گونه برمی‌آید که فرد مورد نظر از وزارت امور خارجه آمریکا که نامی از او برده نمی‌شود، از برنامه‌های دولت آمریکا در عراق مطلع بوده و می‌توانسته این اطلاعات را در اختیار ایران قرار دهد، خواه در زمینه برخورد با داعش و خواه در مورد عملیات‌های مخفی.

«ما شیعه هستیم و یک دشمن مشترک داریم»

در این اسناد ، در نوامبر ۲۰۱۴، آمده است كه مأموری عراقی كه پیش‌تر برای «سیا» كار می‌كرد و نام مستعار «دانی براسكو» را داشت، بعد به عضویت سرویس اطلاعاتی ایران درآمده و با نام  «منبع  ۱۳۴۹۹۲» شناخته می‌شود.

«منبع  ۱۳۴۹۹۲» ماموران ایران را در جریان تمام اطلاعاتی كه از فعالیت‌های مخفی آمریکا در عراق دارد، قرار می‌دهد و می‌گوید این اطلاعات را برای فروش دارد: اماكن امن، نام هتل‌هایی که ملاقات‌ آمریکایی‌ها با جاسوسان‌شان در آنجا صورت می‌گیرد، جزییاتی در مورد سلاح‌ها و آموزش‌ها و اسامی سایر عراقی‌هایی كه برای آمریکایی‌ها جاسوسی می‌کنند. این جاسوس می‌گوید، در حالی که حقوقش به ۳۰۰۰ دلار افزایش یافته بود، ۱۸ ماهی با سیا کار کرد ، به علاوه یک  پرداخت دو هزار دلاری مضاعف و یک خودرو.

در تلگرامی دیگر، یک افسر اطلاعاتی عراقی به همتای ایرانی خود می‌گوید که حاضر است به ویژه با توجه به فعالیت‌های ایالات متحده در این کشور، برای ایران جاسوسی کند و به آنها اطمینان می‌دهد، «ایران دومین کشور من است». نیویورک تایمز از قول این افسر عراقی می‌نویسد: «به آنها بگویید که ما در خدمت شما هستیم. ما شیعه هستیم و یک دشمن مشترک داریم.»

برنامه‌های اصلی ایران در عراق 

نیویورک تایمز می‌نویسد، برخی از اطلاعات گیج‌کننده و مضحک‌اند، اینکه برای مثال جاسوسان ایرانی به یک مؤسسه فرهنگی آلمانی در عراق وارد می‌شوند اما پی می‌برند، رمز اشتباه دارند و نمی‌توانند گاوصندوق را باز کنند. با این حال این روزنامه به اطلاعات ارزشمندی که این اسناد فاش می‌کنند هم اشاره می‌کند و مأمورانی که در این اسناد به تصویر کشیده شده‌اند را حرفه‌ای می‌نامد.

وظیفه اصلی آنها، به نوشته نیویورک تایمز بر پایه اسناد افشاشده، جلوگیری از تجزیه عراق، دور نگه داشتن شبه‌نظامیان سنی از مرزهای ایران، جلوگیری از جنگ فرقه‌ای که ممکن است جامعه شیعه را هدف خشونت 

Published in: on 18 نوامبر 2019 at 8:43 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

Javad Zarif and Iranian regime’s web of influence in the U.S.

Sep 3rd, 2019

Hassan Dai, September 2019

Javad Zarif and Sadegh Kharrazi, architects of Iranian regime’s lobby in the US

Javad Zarif and his colleagues at Iranian mission in New York, played a key role in establishing and expanding Tehran’s web of influence in the U.S. The Implementation of sanctions on Zarif will restrict the regime’s ability to coordinate the activities of this network that exploits political divisions in the U.S, deceives public opinion and influences U.S. policies toward Iran.

—————————————-

 

Introduction

On July 31st, the U.S. Treasury Department placed Zarif on its sanctions list. Zarif has been one of the Iranian regime’s most important foreign policy elements during the past three decades. He represented the Islamic Republic in the United Nations in New York from 2002 to 2007. He was also very key in secret talks between the U.S. and the Iranian regime prior to the attack and occupation of Iraq in 2003, and was alongside now Iranian President Hassan Rouhani during nuclear 2003-05 negotiations with the International Atomic Energy Agency (IAEA) and three European countries.

Zarif has special relations with pro-appeasement circles in the U.S. If the sanctions on Zarif are implemented correctly and to the full extent, the regime’s ability to take advantage of political divides in the U.S., misleading public opinion and influencing U.S. policies on Iran will decrease significantly.

For a better understanding of this subject, it is necessary to review how the Iranian regime’s influence network was established in the U.S., and the role and importance of Zarif in this regard.

 

Creation of pro-Iran lobby in the U.S.

In 1989, Ali Akbar Hashemi Rafsanjani became president of Iran and he nominated Kamal Kharrazi as the Islamic republic’s representative to the United Nations in New York. Kamal Kharrazi took his nephew, Sadegh Kharrazi, as his main assistant. Zarif and Majid Takht Ravanchi (Iran’s current representative in the UN) were among Kharrazi’s colleagues in New York.

From right: Kamal Kharrazi Iranian Ambassador to the UN, His deputies Sadegh Kharrazi and Javad Zarif. New York, 1990

Kamal Kharrazi, Zarif and Takht Ravanchi had finished their college studies in the U.S. and were quite familiar with the U.S. political system. These individuals and their colleagues in the UN representative went on to become famous in what became known as the “New York circle” in the Iranian Foreign Ministry.

Sadegh Kharrazi and his colleagues at the Iranian mission in New York

In the early 1990s, the New York circle led by Kamal Kharrazi established the first Iranian regime lobby in the U.S. and began their cooperation with pro-appeasement entities. Sadegh Kharrazi (Kamal’s nephew) can be described as one of the main officials of this initiative. Sadegh, using two New York lawyers and with a multi-million-dollar annual budget, established connections and collaboration with various U.S. media outlets and Iran experts and, was able to hire a number of them.

Sadegh also began efforts to gain influence among Iranian-Americans, reaching no tangible results. He launched the “Aftab” TV station that was forced to close down due to its very low number of viewers.

The regime’s main ally in the U.S. were oil companies who opposedU.S. sanctions against Iran. (See the report: “The trade lobby and US policy with Iran)

In early 1990s the Iranian government signed a pre-agreement with US oil company Conoco for a project in Iran. The US oil giants considered it as a positive signal and started a campaign to soften the public opinion about the Iranian regime and allow the US administration to green light business with Iran.

This campaign was also supported by the Iranian regime and its so-called New York Circle. As a result, Hooshang Amirahmadi, a University of Rutgers professor who had previously worked with Iranian government, launched a series of “Iran-US conferences” to promote friendship between the two countries. (See pictures here and here) Amirahmadi told an Iranian newspaper that he coordinated this initiative with the Iranian ambassador to the UN and his ne[hew Sadegh Kharrazi.

Amir Ahmadi and Gary Sick’s conferences in 1993

Amirahmadi’s main partner in this campaign was Gary Sick, a former White House staffer who launched his “Gulf 2000” project in 1993 to improve US-Iran relations. Sick’s project was also funded by US oil corporations. Amirahmadi reported in his CV that he received $350.000 between 1993 to 1996 from Oil companies to organize these conferences.

Sadegh Kharrazi’s connections with the U.S. media and think tank, along with Amir Ahmadi’s conferences, can be described as the beginning of the regime’s lobby campaign in the U.S.

—————

This pro-Iran and anti-sanction campaign took on a new dimension in 1997 when the so-called reformist Mohammad Khatami became the regime’s president and he appointed Kamal Khkarrazi as his foreign minister. His nephew Sadegh Kharrazi was also appointed as the Foreign Minister’s Deputy for Education and Research. Zarif was the Deputy for International Affairs.

From right: Foreign Minister Kamal Kharrazi, President Mohammad Khatami and deputy FM Sadegh Kharazzi, 1998 Tehran

Sadegh and Zarif used the Foreign Ministry’s resources to strengthen the pro-Tehran lobby in the US. They launched a new organization in the Foreign Ministry for this very purpose that was fully supported by the government and coordinated its activities with the regime’s UN representative office in New York,  establishing contacts with the U.S. media and reporters, identifying and reaching out to friendly reporters, contacting think tanks and establishing connections with their members, training Iranian experts and reporters, dispatching them to the U.S. for work in various American media outlets and institutions, establishing contact with pro-appeasement politicians in the U.S.

President Khatami’s charm offensive to soften Western attitudes toward Iran created a favorable environment for pro-Tehran lobby in the U.S. The American business interests grasped this golden opportunity and the National Foreign Trade Council (NFTC), representing large US corporations, launched its lobbying arm called USA*Engage and begun a large scale lobbying campaign to change US policy with Iran and remove sanctions.

Subsequently, Amir Ahmadi, with support from Iran’s regime and pro-appeasement circles in the U.S., especially large American oil companies, launched the American Iranian Council.

Secretary of States Madeleine Albright with AIC President Amirahamadi, her speech at AIC, March 2000, New York

Hadi Nezhad Hosseinian, a member of the New York circle and the regime’s new representative in the UN, was cooperating with this new body. AIC’s president Amirahmadi received political and financial support from Tehran and publicly called AIC a lobby organization on behalf of Iran. (Amirahmadi’s interviews with government controlled newspaper in Iran here and here) This council gathered American politicians, experts and reporters who supported friendlier policy with Iran, and as a result became a pivotal organization promoting appeasement with the Iranian regime.

Hadi Nejad Hosseinian, Iran’s ambassador to the UN at AIC Conference, December 2001, New York

In 2002, Javad Zarif was appointed as the regime’s representative in the UN. In that same year, a new pro-regime lobby organization, the National Iranian American Council (NIAC), was launched by Trita Parsi. NIAC began its collaboration with Zarif from the early days. NIAC replaced Amir Ahmadi’s AIC as the regime’s most important lobby arm in the US. (See NIAC Fact Book)

During his tenure in the UN, Zarif expanded the regime’s web of influence in the U.S. and played a key role in several important projects on behalf of the regime. In 2005, after Mahmoud Ahmadinejad became president and in early 2006, Iran resumed its nuclear activities and the hostilities between Iran and the West increased. As a result, the US anti-war movement feared a new war in the region and voiced its concern and criticized US animosity toward Iran. The Iranian regime launched an ambitious plan to connect with American anti-war groups, recruit amongst them and use their social network in a grassroots lobby to influence public opinion and prevent tougher policies against Iran. Zarif and his successor at the Iranian mission Mohamad Khazaee worked closely with NIAC to carry out this campaign. (See report: “Relation and cooperation between Iranian regime and American anti-war groups”)

President Mahmoud Ahmadinejad and Iranian Ambassador to the UN, Mohammad Khazaee’s meeting with the leader of US anti-war groups, New York, September 2008

Esfandiar Rahim Mashaei, vice president during Mahmoud Ahmadinejad’s tenure, was the man in charge of this initiative. Under this framework, hundreds of officials linked to U.S. anti-war groups were provided free travel for Tehran to garner their support and, upon their return to the U.S., lobby in favor of the Iranian regime alongside NIAC.

As the Iranian ambassador to the UN between 2002 and 2007 Zarif was able to establish close relations with Congress members, political figures and think tanks that opposed George Bush’s policy toward Iran.  These relations accompanied by a large-scale lobby campaign weakened the White House pressure against Iran.

Javad Zarif with Senator Chuck Hagel and AIC President H. Amirahmadi, New York, March 2007

Years later in 2013 when Zarif was appointed as Foreign Minister, he made a speech to the Iranian parliament bragged about these contacts and his successful campaign to exploit U.S. political divisions on behalf of Iranian regime: “I had the approval of the regime’s highest authorities and established contacts with anti-Bush politicians within the U.S. to attempt to cause a division amongst the decision makers and neutralize the White House’s bellicose policy toward Iran.” Zarif’s main partner in this campaign was NIAC and its President Trita Parsi. (See report: Trita Parsi and NIAC’s relation with Iranian ambassador Zarif

 

Iranian regime’s Foreign Minister

In 2010, after the nuclear negotiations between iran and the P5+1 countries failed, the U.S. and Europe imposed a series of crippling sanctions targeting Tehran. In 2012, with Khamenei’s approval and in search for an exit from the crisis, the Iranian regime began secret talks with the U.S. in Oman.

One year later Hassan Rouhani became president and he appointed Zarif as his Foreign Minister. One of the regime’s main objectives in selecting Rouhani and Zarif was to present a softer image of the regime and maximize the use of their lobby/influence network in the U.S. for the sake of gaining the utmost concessions in the nuclear negotiations.

Obama was very fond of engaging the Iranian regime. As a result, the second term of Obama’s presidency could be considered the golden era for the regime’s lobby in the U.S. In this period, NIAC, led by Parsi, became a White House partner. The official White House website shows that from 2013 to 2015, Parsi had visited the White House 33 times for discussions and negotiations. (See Video Documentary: Iran lobby under Obama, from pressure group to White House partner”)

In fact, the Iranian regime, with support from its lobby in the U.S., was able to influence U.S. policy not only to reach some of its objectives in the nuclear negotiations, Tehran was also able to prevent Washington from confronting its regional policies. As a result, the mullahs easily expanded their military influence and presence across the Middle East in unprecedented fashion.

In 2018, under a decision by U.S. President Donald Trump, Washington pulled out of the JCPOA and imposed strong economic sanctions against the regime. Currently, the mullahs’ regime is facing incurable economic bankruptcy and growing dissent. The popular movement is threatening the entire mullahs’ regime as a fire simmering under the ashes.

In these circumstances, Tehran is using all its assets to overcome this crisis, including Zarif’s connections with pro-appeasement circles in the U.S. and pro-Tehran lobby network. They aim to confront the U.S.’ maximum pressure policy and once again gain some concessions by the US in possible future negotiations with a new U.S. president or even the Trump administration.

Zarif’s repetitive visits to the U.S. and his open collaboration with the pro-appeasement circles to counter Trump’s policies have convinced the U.S. administration that through sanctions they will be able to limit Zarif’s maneuverability and freedom of action in the U.S.

The annual UN General Assembly in September in New York, and a possible visit by Rouhani and Zarif, will make it clear if the U.S. government is serious about sanctioning Zarif and limiting the Iranian regime’s Foreign Ministry connections with the U.S.-based pro-appeasement lobby.

 

Published in: on 18 نوامبر 2019 at 7:39 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه