توافق های پنهانی امریکا و آیت الله خمینی برای انتقال قدرت با مدیریت نهضت آزادی
ویرایش دوم*
به گیتی که کشتست فرزند را
دلیر و جوان و خردمند را
یکی داستان است پر آبِ چشم
دلِ نازک از رستم آید به خشم **
حلبی آباد تهران1357-A.Abbas MagnumPhotos
٣. عدول خمینی از توافق ها- مقابله ی کنترل شده ی امریکا و متحدانش
سیر حوادث، شرکت گسترده ی مردم، پتانسیل عظیم انقلاب و قدرت نیروهای انقلابی آنچنان بود که خمینی درعمل یا نمی توانست یا نخواست به بخش مهمی از توافق های انجام شده با امریکا و غرب به موقع عمل کند؛ مصداق های نقض توافق ها و تفاهم های انجام شده توسط خمینی، برخلاف انتظار امریکا و مقامات نظامی-امنیتی شاه، این موارد را شامل می شد:
• اخراج ده ها هزار مستشار امریکایی و بستن پایگاه های جاسوسی رصد و شنود در مرزهای اتحاد شوروی؛[29]
• خروج از پیمان های نظامی منطقه ای مرتبط با ناتو (سنتو) و پیوستن به سازمان کشورهای غیرمتعهد؛
• اعدام های انقلابی و تعقیب مقامات رژیم سلطنتی و سران ارتش شاهنشاهی (از جمله طرف های مذاکراه با اعضای شورای انقلاب[30])؛
• صدور انقلاب به کشورهای اسلامی وابسته به امریکا و همچنین آموزش نظامی نیروهای اسلامی مخالف در این کشورها با ایجاد «واحد نهضت های رهاییبخش»، «مرکز نهضت جهانی اسلام» و «واحد نهضت های آزادیبخش» سپاه پاسداران؛
• ملی کردن برخی صنایع، همه ی بانک ها و تجارت خارجی (البته اینها همه بعد ازجنگ به نفع مقامات و موسسات اقتصادی و مذهبی تحت کنترل ولایت فقیه «اختصاصی» یا «خصولتی» شدند)؛
• مصادره ی اموال شاه، درباریان، سرمایه داران و مالکان بزرگ و شرکت های غربی (البته بعد ازجنگ به نفع مقامات و موسسات اقتصادی و مذهبی تحت کنترل ولایت فقیه «اختصاصی» یا «خصولتی» شدند)؛
• اشغال سفارت امریکا و به گروگان گرفتن همه ی کارمندان آن و انتشار اسناد محرمانه و فوق سری کشف شده (البته اسناد مربوط به روحانیون منتشر نشد)؛
• به تعویق انداختن سرکوب و غیرقانونی کردن حزب توده ایران تا سال ۶١ و ۶٢[31] و سازمان های فداییان اکثریت.
• تصویب قوانین متعددی در جهت حمایت از بخش عمومی و تعاونی اقتصاد، کارگران، دهقانان، زحمتکشان و حقوق ملیت ها (که همگی آن ها با گردش به راست بعدی لغو یا به ضد خود بدل شدند یا عملا اجرا نشدند)؛
• عدم توافق با دولت موقت (به مثابه برآمد طبیعی توافق های انجام شده و همچنین دربرگیرنده ی رابطین، مشاورین و معتمدین مورد قبول امریکا در مقامات کلیدی). نتیجه، استعفای دولتی بود که به توافق های پنهانی انجام شده در پاریس و تهران عمیقن معتقد و متعهد بود؛ به حفظ ساختارهای نظام سلطنتی و اجرای قوانین آن نظام معتقد بود؛ و ضمنن به شدت از انقلاب و کمونیست ها واهمه داشت. برخی اعضای دولت موقت از مهم ترین، مطمئن ترین و دیرینه ترین منابع و رابط های سازمان سیا، سفارت امریکا و ماموران مشهوری چون «ریچارد کاتم»[32] و دیگران بودند. وجود آن ها در دولت و شورای انقلاب اطمینان خاطری بود برای امریکا و متحدینش در حفظ ساختارهای اساسی رژیم سلطنتی و پایگاه های جاسوسی آن ها در منطقه.
Bazargan-Yazdi-Khomeini
این سرپیچی های خمینی و پیروانش موجب شد که امریکا و غرب با همدستی طیفِ سلطنت طلبان، پس از سقوط دولت موقت و فروریختن امیدهای شان، همه ی امکانات یا «گزینه های دیگر روی میز»[33] را برای کنترل اوضاع به کارگیرند. آن ها با استفاده از نفوذ گسترده و دیرینه ای که در کشور داشتند[34] از جمله این اقدامات را در سال های ۵۸ تا ۶٧ انجام دادند:
• نفوذ ساواکی ها (شش هزار کارمند رسمی و حدود صدهزار خبرچین و منبع[35]) در ساختار های حکومت جدید بخصوص سازمان های نظامی-امنیتی. ساواکی ها هیچگاه رسما افشا نشدند. به جز فراری ها، بخش مهمی، بخصوص اداره های کل دوم و هشتم آن، توسط دولت موقت و دولت های بعدی رسما به کار گرفته شدند.[36] بسیاری در حکومت جدید با انواع پوشش ها ناپدید شدند. بالاترین مقام به کارگرفته شده در نظام جدید ارتشبد حسین فردوست بود.
• انزوا، حذف و ترورهای حساب شده ی عناصر نامطلوب و اطرافیان رادیکال تر خمینی (معروف ترین، محبوب ترین و دمکرات ترین آن ها آیت الله طالقانی بود[37] که روابط خوبی هم با سایر نیروهای انقلابی داشت)؛
• ایجاد تشنجات ملی-قومی و جنگ های داخلی (در ترکمن صحرا، کردستان، بلوچستان، آذربایجان و خوزستان)؛
• تشدید درگیری ها و اختلافات بین نیروهای انقلابی و همچنین بین آن ها و حکومت؛
• تجاوز عراق و تداوم جنگ با کمک های اطلاعاتی و نظامی به هردو طرف جنگ از جمله از سوی اسرائیل و امریکا؛ شرکت مستقیم در جنگ برعلیه ایران قبل از برقراری صلح.[38]
• ارسال اطلاعات به حکومت در مورد نیروهای انقلابی و دگراندیش به منظور تحریک برای سرکوب و کشتار آن ها؛[39]
• تدارک کودتاهای متعدد با کمک نظامیان طرفدار سلطنت (کودتای نوژه، کودتای قطب زاده و شرکا) و حمله های نظامی مستقیم (عملیات نجات گروگان ها همراه با کودتا)؛[40]
• تحمیل بازار سیاه و اقتصاد دوگانه با اجرای انواع تحریم های حساب شده برای فاسد کردن مقامات و بلعیدن منابع کشور با نرخ های چندین برابر قیمت های معمول در معاملات پنهانی کالا و اسلحه همراه با انواع رانت خواری؛
• گسترش نفوذ و افزایش تعداد پایگاه های نظامی در منطقه ی خاورمیانه به بهانه ی خطر ایران با توسل به انواع تندروی های حکومت اسلامی بخصوص در سیاست خارجی.[41]

IRAN. Tehran. January 1979. Portrait of nationalist leader Dr Mohammad MOSSADEGH hovers above a crowd at the opening of Tehran University.

IRAN. Tehran. January 1979. Portrait of nationalist leader Dr Mohammad MOSSADEGH hovers above a crowd at the opening of Tehran University.