کودتا و «جاهل‌ها و لات‌ها» (بخش دوم و بخش پایانی)، مسعود نقره‌کار

کودتا و «جاهل‌ها و لات‌ها» (بخش دوم و بخش پایانی)، مسعود نقره‌کار
این داوری که بخش بزرگی از گروه اجتماعی جاهل‌ها و لات‌ها فقط به خاطرِ پول پشتیبان محمدرضا شاه و دربار بودند، سنجیده و همه‌جانبه نیست. کیش شخصیت، تحریک احساسات وطن‌پرستانه، سوء استفاده از اعتقادات دینی و تحریک احساسات مذهبی، از انگیزه‌های جذب جاهل‌ها و لات‌ها و تبدیل آنان به نیروئی مهم در استبداد سلطنتی بوده‌اند

نقش جاهل ها و لات ها در روز ۲۸ مرداد
طرح سرنگونی دولت مصدق، نقشه مند و باتوجه به اولویت ها و در مراحل مختلف صورت گرفت ، که ازتبلیغ و تحریک علیه مصدق تا جلب همکاری شاه و نزدیکان وی، ونیز تطمیع و تحبیب نمایندگان مجلس را در برمی گرفت، مرحله ای نیز به برپائی تظاهرات عمومی با پشتیبانی بخش هائی از ارتش و نیروهای حکومتی و » بسيج اوباش به سردسته گي چاقوكشان براي انجام تظاهرات خياباني، حمله به ادارات دولتي، تخريب روزنامه هاي ملي و حزب توده و نيز ايجاد ترس و وحشت بين ساكنان تهران » در نظر گرفته شده بود، مرحله ای که » فاز»ِ بهره گیری از»جاهل ها و لات ها» بود. دراین مرحله جاهل ها و لات های متدین(فدائیان اسلامی) که می توانستند» لات و لوت های بلند و کوتاه زورخونه ای و هیئتی رو با یه اشاره جمع کنن» تماشاگری پیشه کردند، و صحنه، صحنه ی حضور جاهل ها و لات های درباری و احزاب و سازمان های سیاسی شد.(۱)
درباره کمیت( تعداد) و نقش وکیفیت کار»جاهل ها و لات ها » در روز ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ گزارش ها و اطلاعات متعدد و گاه متناقض وجود دارد.
آمار دقیقی دررابطه با تعداد این افراد در دست نیست، برخی رقم ۲۵۰۰ نفر را درست می دانند و با نسبت دادن «فواحش و زنان بدکاره» به زنان این مجموعه، ادعا کرده اند آنان » با دریافت ۵۰ تومان راضی به همکاری شدند»، اما برخی دیگر تعداد این افراد را، زن و مرد، حدود ۲۰۰۰ نفر تخمین زده اند.» (۲)
در باره ی نقش و میزان تاثیرگذاریِ جاهل ها و لات ها در روز ۲۸ مرداد و پیروزی کودتا، دیدگاه ها و نظرات متعدد و مختلف مطرح شده است، که به طرح برخی از آنها قناعت می کنم :
» …صبح روز ۲۸ مرداد کودتا با تظاهرات بی اهمیت اوباشان حرفه ای، میدانی ها، و دیگر اقشار لمپنی شروع شد…» سرتیپ دفتری» نیروهای پلیس را ظاهرا» برای سرکوب کردن تظاهرات می فرستاد. ولی طبق برنامه قبلی ماموران به اوباش می پیوستند. کامیون های پلیس و بارکش مملو از اوباش و میدانی ها و پلیس از جنوب شهر حرکت می کرد و شعار» زنده باد شاه» و » شاه – شاه- شاه» را می دادند.(۳)
» مشتی اراذل و اوباش چگونه می توانستند یک دولت ملی را سرنگون سازند…واقعیت این است که شعبان جعفری تا شامگاه ۲۸ مرداد در زندان بود و در واقع پس از سقوط مصدق از زندان آزاد گردید» (۴)
» …به دلیل یکه تازی شعبان جعفری در بعد از ظهرآن روز و در روزهای دیگر بوده است که امر را بر نویسندگان جریان های ۲۸ مرداد مشتبه کرده و چون لقب بی مخ هم داشته، ترجیح داده اند او را قهرمان همه ی حوادث آن روز معرفی کنند..» (۵)
» …غلامحسین مصدق فرزند محمد مصدق که خود شاهد » رجاله بازی» ها بود، می گوید» باور کردنی نبودکه دویست سیصد نفر رجاله شهر را قبضه کنند و هیچکس در برابر آنها ظاهر نشود…»(۶)
» جایگاه نمادین شعبان جعفری و دیگر لات و لوت های تهران…در این است که آن ها نیرویی بودند در پیشاپیش آن دسته از مردمی که در بامداد ۲۸ مرداد، به نام شاه دوستی به خیابان ها ریختند. آن ها سیمای آن » مردم» گمنام بودند. راستی این است که خود، همان مردم بودند. هم از این رو است که نه فلان بازاری گمنام و ماست فروش نا شناخته و بّزاز ناصر خسرو، که ده ها تن از این نام داران چاقوکشی که هر یک پرونده هایی به کلفتی چند بند انگشت در شهربانی داشتند و نماد پلیدی و بزه کاری خیابان های تهران بودند، از دربار و ستاد ارتش نشان گرفتند و به آلاف و اُلوفی هم رسیدند…..»(۷)
» …شعبان جعفری( شعبون بی مخ) به طرفداری از شاه در آشوب های مختلف شرکت داشت. امیر زرین کیا معروف به امیر موبور به هواداری از دکتر مظفر بقایی مشغول بود. منصور افشار، دانشجوی دانشکده حقوق، داود درگاهی ، حبیب بشیری معروف به » حبیب سیاه» و مهدی بیرجندی که بعد ازسقوط شاه به هامبورگ رفت و در آنجا به علت ارتکاب جرم و جنایت زندانی شد، ازجمله کسانی بودند که در این میدان مانور می دادند. این قبیل افراد، طرفدار شاه و ضد مصدق بودند که گاهگاهی با کراوات و لباس تمیز، به اتفاق سایر اوباشان، در کاخ شاهپور علیرضا، جمع گشته، تا فرامین دربار را دریافت و به اجرا در آورند….پس از استقرار کودتاچیان، عده ای به خاطر خیانتی که به مردم و ایران کرده بودند به نان و نوائی رسیدند. به طور مثال خبری پخش شد که » ملکه ی مادر( مادرشاه) با شمس قنات آبادی معروف به » شمس خالدار» ازدواج کرده است. او یکی از آخوندهای فرصت طلب بود که با آیت الله کاشانی و زاهدی علیه مصدق توطئه می کردند…» (۸)
.»… مقارن ساعت ده صبح، دارودسته ی ديگری از چاقوكشان كه تعداد آنها حدود چهار صد تن بود به سركردگی طيب حاج رضايی، و حسين رمضون يخي، سبزه ميدان و ميدان ارك را اشغال كردند. اين عده كه به چوب و چماق و چاقو و طپانچه مسلح بودند، ضمن سر دادن شعار زنده باد شاه به گروههای سی چهل نفري تقسيم شدند و هر گروه به يكي از وزارتخانه ها، بانك ها و ادارات دولتي حول و حوش بازار و ميدان ارك هجوم بردند.»….لاو خبرنگار نيويورك تايمز ميگويد كه جورج كارون مردی با ۹۰ كيلوگرم وزن و ۹۰/۱ قد كه تازه از كره به تهران آمده بود، خود را مبتكر و سازندهي اين تاكتيك كه توسط گروه هاي خياباني اجرا مي شد، ميدانست. لاو اضافه ميكند: ريچارد كاتم به من گفت كه گروه هاي خياباني با كمك يك شخص متنفذ كه دوست ماست سازمان داده شد…»
«…..تصور این که رهبری به محبوبیت مصدق در ۳۰ تیر، به کمک چندتا خانم مثل خانم غفاری برمی‌افتد یا به کمک چند خانم و چند الواط و اشرار و آقای کرملیت روزولت برمی‌افتد، به نظر من، حرف قابل قبولی نیست. سئوال اصلی این است که در قیاس با ۳۰ تیر، یک سال و نیم، دو سال بعد از ۳۰ تیر که هزاران هزار نفر به نفع دکتر مصدق به خیابان‌ها آمدند، ما شاهد چنین حرکتی در ۲۸ مرداد نیستیم. گیرم همه‌ی این‌ها را مستقیم با پول آقای کرملیت روزولت به خیابان‌ها آورده‌‌اند (که حتماً بعضی‌های‌شان با پول آقای کرملیت روزولت به خیابان‌ها آمده‌اند)، ولی چطور شد که طرفداران دکتر مصدق به خیابان‌ها نیامدند؟ چطور شد در آن روز خود دکتر مصدق نرفت در رادیو اعلام بکند که چنین حرکتی علیه من در جریان است…؟»(۹)
«…. من می‌خواهم سئوال کنم از این‌هایی که به ۲۵ و به ۲۸ مرداد حمله می‌کنند. در روز ۲۸ مرداد این ملت کجا بود؟ آخر اگر دولتی با یک مشت چاقو‌کش و اوباش، زن‌های بدکاره سقوط می‌کند، ارحج است؟ این را که نمی‌شود گفت. جای ملت در آن روز در خیابان‌های ایران خالی بود. هر کسی هم بگوید نه، یا سوءنیت دارد یا می‌خواهد منکر حقایق شود. واقعیت قضایا این است که در آن روز ملت ایران دیگر جانش به لب‌اش رسیده بود. دیگر از آن نابسامانی‌ها و شلوغی‌ها و زدوخوردهایی که مرتب پیش می آمد و به‌خصوص از آن بحران مالی که پیدا شده بود، واقعاً زجر می‌کشید و دیگر نمی‌خواست ادامه دهد.» (۱۰)
در کنار داوری ها فوق، فرایند و میزان نقش آفريني سياسي افراد ودسته هاتی از گروه اجتماعی جاهل ها و لات ها، و یا حامیان این افراد و دسته ها را در گزارش هائی از حرکات و فعالیت های این مجموعه می توان دید. برخی ازشواهد و اسناد گواه اند که نقش طیب حاج رضائی و برادرش طاهر در بسیج جاهل ها و لات ها و اطرافیان اش بیش از نقش شعبان جعفری و یا دیگر جاهل ها و لات های مطرح و معروف بود. » تخریب وغارت و به آتش کشیدن خانه مصدق نیز ظاهرا به فرمان طیب حاج رضائی عملی شد و به حساب وی گذاشته شده است.»، » خانه آزاده ای را» ،که صدیقی گفته است » اوباش به آتش کشیدند»، طیب و دارو دسته اش آتش زدند. (۱۱و۱۲)
شعبان جعفری، مطرح ترین نام در میان جاهل ها و لات های آن دوره، نقل کرده است که وی روز ۲۸ مرداد تا حدود ساعت ۲و۳ بعد از ظهر در زندان قصر بود، اما از درون زندان با جاهل ها و لات هائی که قصد حمایت از کودتا را داشتند، رابطه داشت: «… اومدن به من گفتن: یه خانومی اومده تورو میخواد…دیدم پروین آژدان قزیه…گفت بروبچه ها دارن شروع میکنن، یه پیغوم میغومی برای برو بچه ها بده تا من برم باهاشون صحبت كنم و اينا»، گفتيم :والا ميخواي بري برو، بچه ها خودشون ميدونن چيكار كنن. خلاصه يه چيزي جور كرديم و گفتيم بره، رفت و مام رفتیم تو نشستیم و گفتیم بچه ها مثل این که شهر داره شلوغ میشه «.
هماسرشار به عنوان مصاحبه کننده از شعبان جعفری می پرسد: یعنی شما توی زندان بودید که بروبچه های شما از جنوب شهر راه افتادند آمدند توی خیابان های شمال شهر؟
و جعفری پاسخ می دهد: خُب بله، دارو دسته ها راه افتاده بودن.
سرشار: دارو دسته ها به دستور شما راه افتاده بودند؟ یعنی آن نامه یا پیغامی که به خانم پروین آژدان قزی دادید، اثرکرد؟
جعفری: نامه نه، پیغوم دادم.
سرشار: پیغام دادید گفتید بچه ها بیایند بیرون؟درست؟
جعفری : بله …همين موقع يادمه ديدم تيمسار خلعتبري معاون شهرباني بود اونموقع، تيمسار خلعتبري و بيوك صابر و يه افسري اسمش يادم رفته خدايا؟ خلاصه اين سه چارتا يهو اومدن در زندان و گفتن زاهدي، جعفري رو ميخواد. منو ورداشتن بردن بالاي شهرباني … مام رفتيم اونجا تا رسيديم زاهدي بغل واكرد، مام رفتيم بغل تيمسار و .. گفتم: » قربان رفقام زندان هستن»…. رئيس زندان را صدا كرد و گفت «اينا رو بده دست اين برن» گفت :» قربان اينا چند تا شون جرم شون سياسي نيست. اينا چاقو كشي كردن»… خلاصه رفتم سراغ حسين رمضون يخي و احمد عشقي و حاجي محرر و امير موبور و اونايي كه بهشون قول داده بودم … حسين رمضون يخي همون كسيه كه طيب رو با چاقو زده بود و هيجده ماه زندون براش بريده بودند.».»آخه باور كن خانوم، اونموقع من هر كاري ميخواستم تو تهران ميتونستم بكنم. ميتونستم ده ميليارد ببرم. ولي به جون شما به مولا علي، اگر شما فكر كنين يه قرون دنبال اين حرفا بودم …. هيچي خلاصه راه افتاديم و چون مملكت هنوز آروم نشده بود، اومديم رفتيم يه خرده اينور و اونور و مردمو ساكت كرديم، ولي اونروز كس زيادي كشته نشد …»(۱۳)
درکنارطیب حاج رضائی و شعبان جعفری نام های دیگری از جاهل ها و لات ها و دیگرانی که در این کودتا نقش آفرینی کردند، ثبت است :حسین و تقی اسمعیلی پور( رمضون یخی) ، حسین خداداد، باقر فروتن ( باقر کچل)، برادران حاج عباسی( هفت کچلون)، ناصر حسن خانی( ناصر جیگرکی)، حسن سعله ای، محمود مسگر، قاسم سرپلی، خلیل ترکه ، اسمال شله، محمد دخو، علی بلنده، سکینه قاسمی ( پری بلنده)، رقیه آزادپور(پروین آژدان قزی)، ملکه اعتضادی(۱۴) ، و نام نا آشنایانی همچون علی شش انگشت ،عشقی چاقوئی، کبرا گُنده، صغرا غوله و ده ها جاهل و لاتِ مرد و زن بودند که به حمایت از رژیم شاه و کودتا برخاستند. نقش دربار، سازمان های امریکائی و انگلیسی و افرادشان (به ویژه نرن Nerren و سیلی (Silley (۱۵)، و در کنار جاهل ها و لات های سرشناس، نام هائی مثل رشیدیان ( برادران بوسکو- اسدالله، سیف الله و قدرت الله)، سیّد مهدی میراشرافی، مسعودی (محمد علی)، علی جلالی، فرخ کیوانی، بیوک صابر، شمس قنات آبادی، فصل الله زاهدی، عبدالحسین حجازی، سروان غفاری، سرلشکر ارفع، و… دیده می شوند: «…. دسته ها عموما» از افسران بازنشسته، نوچه های طیب و شعبان، پلیس های مخفی شهربانی…بودند که مرکز ارتباط آنها نیز کانون افسران بازنشسته تحت رهبری زاهدی و همچنین ستاد مخصوص شاهپور علیرضا بود» (۱۵). برخی از شیخ ها وروحانیون نیزدر بسیج جاهل ها و لات ها نقش داشتند، که آیت الله کاشانی، آیت الله محمد بهبهانی، بهاء الدین نوری و… نمونه اند.
اسدالله خدایکی (اسدالله کچل- صاحب کافه پارس) که عصر روز ۲۷ مرداد با تعدادی از جاهل ها و لات ها با » سروان غفاری افسر پلیس راه آهن دیداری داشتند و از وی پول دریافت کردند» ، نقل کرده است: «صبح روز ۲۸ مرداد سوار ماشین شن کش شده به طرف خیابان امیریه حرکت کردیم، نزدیک چهارراه گمرک عکس های شاه را که داخل گونی گذاشته بودند، بیرون آورده و به دست گرفتیم و شروع به دادن شعارهائی به نفع شاه و علیه مصدق کردیم. سپس با دسته ای که از میدان مولوی به سرکردگی طاهر و طیب دو برادر میدان دار راه افتاده بود به هم پیوسته و به طرف خیابان های کاخ ، نادری، شاه آباد، اسلامبول و مجلس حرکت کردیم…..»
میرزا عبدالله جندقی( میرزای شهریاری)، از میدانداران نقل کرده است که صبح روز ۲۸ مرداد ۴ دسته از جنوب شهر به طرف شمال شهر راه افتادند
دسته اول: به سرکردگی طیب و طاهر حاج رضائی ازمیدان امین السلطان و سرِ قبرآقا، همراهان عبارت بودند: علی رضائی ( قدم)، ناصرحسن خانی (ناصر جیگرکی)، اصغراستادعلی نقی(اصفر سکسی)، اصغر بنائی( اصغر شاطر)، رضا( صاحب قهوه خانه و قمارخانه و نانوائی درشهرنو)، حاج علی نوری (مرد آهنین)، حبیب مختارمنش، احمد زوقی، حاجی مظلوم نهاوندی(حاجی سردار) و حدود سیصد نفر سیاهی لشکر از خرده پاها و عمله ها
دسته دوم: به سرکردگی حسین اسماعیل پور( حسین رمضون یخی) از باغ فردوس، همراهان: تقی رمضون یخی، برادران طاهری( ماشاء الله، هوشنگ، اکبر و امیر ابرام خان) و چند صد نفر بیکارو اوباش مجهز به چوب دستی های یک متری.
دسته سوم: به سرکردگی محمود مسگر( باجناق حسین رمضون یخی)از محله شهرنو، با همراهی روسپیان و خانم رئیس ها.
دسته چهارم: به سرکردگی صابر از جوادیه
علاوه با این چهار دسته، دسته ای نیز از رباط کریم به این مجموعه پیوست . از حاجی خداداد، اکبر جاسپ، حسین سلماسی، حاج عبدالحسین هم نام برده شده است.
این دسته ها ضمن پیوستن به هم در مسیر خود جاهل ها و لات های بیشتری را به جمع خود افزودند. » درسرچشمه و میدان بارفروشان سرچشمه، عباس و اکبر لاله، میرزا علی شفیعی و اکبر زاغی، در چهارراه مخبرالدوله مصطفی کلیائی( مصطفی زاغی) از بزن بهادرهای چهارراه سید علی با جمعی از اوباش ارامنه به دسته های قبلی پیوستند. اینان در مسیر خود دفاتر روزنامه ها و احزاب و جریان ها و افراد مخالف دربار را تخریب می کردند و یا به آتش می کشیدند. «نیرو های انتظامی نیز فقط تماشاچی بودند» – در خیابان استانبول ، حسین رمضون یخی به قهوه خانه پاساژ یول پی، متعلق به مصطفی پایان، حمله کرد و با تیراندازی به طرف عکس دیواری، صاحب کافه را وادارکردتاعکس را پائین بکشد…»(۱۶)
گزارش های دیگری نیز پیرامون رخداد های روز ۲۸ مرداد وجود دارد: » از صبح روز ۲۶ مرداد، برادران رشيديان با همكاري «نرن و سيلي»از عوامل سازمان سيا، دسته جات متعددي را اجير كردند و باسر دادن شعارهاي حزب توده و حمل پلاكاردهايي كه در آنها شاه تقبيح و سرزنش شده بود، به راهپيمايي پرداختند . اين جمعيت توده اي «قلابي » …ماموريت داشتند با ايجاد بيم و هراس از خطر به قدرت رسيدن حزب توده، موضع سرلشگر زاهدي را تقويت كنند…. پيش از ساعت ۸ صبح ۲۸ مرداد ، دسته هاي كوچكي از جوانان و نوجوانان به راهنمايي و در پناه اوباشان مزدور و سازمان يافته، رانندگاني را كه از شميران عازم تهران بودند، متوقف مي كردند و از آنها مي خواستند كه چراغ هاي اتومبيل خود را روشن كنند و عكس محمد رضا شاه را كه از پيش چاپ و آماده شده بود روي جلوي شيشه بچسبانند … آنان به رانندگان توصيه ميكردند كه بگويند «زنده باد شاه» هرگاه راننده اي از سر دادن شعارخودداري مي كرد، او را مضروب مي كردند به بدنه اتومبيل اش با چوب ضربه مي زدند ويا شيشه اش را مي شكستند.» ..» اين تاكتيك جالب و حساب شده موجب شد كه ستون طولاني اتومبيل سواري با چراغ هاي روشن و تصاوير الصاقي شاه در خيابان هاي پهلوي و جاده قديم شميران حركت كنند و موجبات حيرت و نگراني مردمي را كه ناظر آن صحنه باور نكردني بودند، فراهم سازند…»
در این میانه جاهل ها و لات های فدائیان اسلامی با ضرباتی که خورده بودند، و نیزاختلاف های درونی شان، حضور خیابانی نداشتند، اما هر آنجا که بودند سیاستی که عبدخدائی اعلام کرده است، پیش می بردند. حاج مهدی عراقی در خاطرات اش به خبرهائی که حضور فدائیان اسلام را به » جریان اسید پاشی به صورت خانم های بی حجاب » ارتباط می داد، می گوید » دروغ است و همچنین چیزی وجود نداشته ، شایعه می کردند…مثل همین ۱۵ خرداد سال ۴۲ بود که می گفتند می خواهند به دخترهای گوجه فرنگی بزنند، چادر سرشان کنند. البته یک گروهی بود به نام گروه شیعیان که مال آن خمسی بود، آنها یک همچنین فکری کرده بودند، آن هم نه اسید، گوجه فرنگی و این چیزها مثلا بزنند تو سر زنان بی حجاب. خمسی یک آدمی است که جزو اخباریون هم هست…»(۱۷)
وی در باره عدم حضور فدائیان اسلام و جاهل ها و لات های شان در ۲۸ مرداد می گوید: » ….بعد ازبیرون آمدن نواب، یک اختلافی در داخل خود فدائیان اسلام که سر منشاش هم مرحوم واحدی بود به وجود آمد و عده ای از برادران استعفا دادند. بعد مسئله ۲۸ مرداد پیش می آید که در آن موقع نواب رفته بودند مؤتمر اسلامی …، یعنی در موقع کودتا نواب در ایران نبود، بعداز مؤتمر اسلامی می رود قاهره و یک مدتی آنجا بوده در حدود یک هفته، ملاقات با نجیب داشته، با ناصر داشته ، در اخوان المسلمین سخنرانی می کند، در دانشگاه الازهر هم سخنرانی می کند، روی شانه یاسرعرفات سخنرانی کرده….گفتیم چرا نماندید آقا آنجا؟ گفتش خیلی محترمانه ما را بیرون کردند. دیدند که دو تا سخنرانی از این ور، دو تا سخنرانی از ان ور، موج جمعیت و تظاهرات و این چیزها دارد راه می افتد، خلاصه عذرما را خواستند و گفتند بفرمائید…نواب البته عربیش بد نبود، می توانست یک چیزهائی را گِلِ هم بکند….» (۱۸)
اسنادی ارائه شده اند که نشان می دهند نواب صفوی ضمن پشتیبانی از سقوط دولت مصدق به فضل الله زاهدی هشدارداده است در راه اسلام گام بردارد و آموزش های اسلامی اجرا کند. دررابطه با نقش نواب در روز ۲۸ مرداد حاج مهدی عراقی، مدعی ست نواب در ۲۸ مرداد در ایران نبوده است، در حالیکه برخی اسناد خلافِ گفته ی وی را نشان می دهند. (.۱۹)
در روز ۲۸ مرداد نوعی دیگر از»جاهل ها و لات ها» نیز فعال بودند: «…هنگامی گه هوا تاریک شده بود، اوباش با فریادهای شادی، مرگ مصدق را اعلام می داشتند. عده دیگری نیز ازغارت خانه او باز گشتند و هر یک چیزهایی را که به یغما برده بودند حمل می کردند. در میان این اشیاء همه چیز دیده می شد: میز، صندلی، پرده، اشیاء زینتی، دستشویی و لوازم حمام، پاره های قالی و غیره. بعدها فهمیدیم دو نفر از اعضای جمعیت ما که اتفاقا خیلی انقلابی و پرولتربودند نیز در این غارت دخیل بودند. وقتی پرسیدم چرا این کار را کردید؟ گفتند: برای اینکه مصدق بورژوا بود…»(۲۰).

بخش پایانی مقاله در زیر آماده است.

منابع و توضیح ها
۱- پیرامون چگونگی رابطه ی فدائیان اسلام با محمد مصدق وکودتای ۲۸ مرداد دیدگاه های متفاوتی مطرح شده است. بنگرید به » سوداگری با تاریخ » از محمد امینی ، صص ۱۵۳- ۱۳۳ / و آسیب شناسی یک شکست، از علی میرفطروس
۲- محمود ستایش، دکتر محمد مصدق به مناسبت پنجاهمین سالگرد زمامداری اش. نشر البرز، سال ۱۳۸۰ / و لومپن ها در سیاست عصر پهلوی ، ص ۱۷۶ / و به نقل از ریچارد کاتم و آنتونی آیدن:
» ریچارد کاتم (Richard COTTAM) » از ماموران سیا در ایران در نیمه نخست دهه ۱۹۵۰، و گرداننده تیم عملیات پنهانی سیا در ایران بود. وی را از مسؤلان جنگ روانی و جعل مدارک سیاسی در دوران جنبش ملی شدن صنعت نفت معرفی کرده اند». ریچارد کاتم مقالاتی درتخریب شخصیت حسین فاطمی وزیر امور خارجه دولت مصدق نوشت که به زبان فارسی در نشریات صبا و جوشن منتشرمی شد. ریچارد کاتم نویسنده کتاب ناسیونالیسم در ایران است.»
«رابرت آنتونی ایدن (Robert Anthony Eden)‏ سیاستمدار محافظه کار بریتانیایی و نخست وزیر در زمان ملی شدن صنعت نفت ایران در زمان نخست وزیری دکتر محمد مصدق وزیر خارجه بریتانیا در کابینه وینستون چرچیل بود.»
۳- بیژن جزنی، تاریخ سی ساله سیاسی، بخش اول ، انتشارات مازیار، ص ۴۳
۴- علی میرفطروس، آسیب شناسی یک شکست، چاپ دوم، صص ۲۶۲-۲۶۳
۵- مقدمه خسرو معتضد بر چاپ شعبان جعفری، هما سرشار، نشر البرز، تهران ۱۳۸۱ ص ۵۴
۶- انورخامه ای، از انشعاب تا کودتا، جلد سوم، چاپ اول، بی جا،انتشارات هفته، ۱۳۶۳، ص ۴۳۷/ لومپن ها در سیاست عصر پهلوی
۷– محمد امینی، سوداگری با تاریخ، شرکت کتاب( لُس آنجلس)، تابستان ۲۰۱۲/ ۱۳۹۱
۸- حسن ماسالی نگرشی به گذشته و آینده- پنجاه سال مبارزه در راه آزادی، خاطرات حسن ماسالی،جلد اول، تابستان ۱۳۹۲،
صص ۹۷-۹۶
۹- عباس میلانی:
http://www.dw.com/fa-ir/قیام-الواط-و-اشرار-یا-رستاخیز-مردمی/a-17024435
۱۰- منوچهر رزم آرا، وزیر دولت شاپور بختیار، منبع شماره ۱۱:
۱۱- جعفر مهدی نیا، قتل های سیاسی و تاریخی سی قرن ایران ، جلد دوم صص ۵۲۲-۵۲۱،
۱۲- نصرالله شیفته، زندگی نامه و مبارزات سیاسی دکتر محمد مصدق، چاپ اول، تهران، نشرکومش، سال ۱۳۷۰
۱۳- شعبان جعفری، هما سرشار، نشر ناب، ص ۱۶۱-۱۶۰
۱۴- جاهل ها و لات های برخی از جریان های سیاسی نیز دردرگیری های روز ۲۸ مرداد فعالانه از افراد ومواضع مورد قبول خود دفاع می کردند. ملکه اعتضادی یکی از فعالان حزب ذوالفقار بود، حزبی که «عده ای از کسبه و طوافان میدان بارفروشان و حدود خیابان مولوی، طرفداران شعبان جعفری و طیب حاج رضائی حزب ذوالفقاررا درمیدان شاه تاسیس کردند.»
۱۵- مارک .ج . گازیوروسکی ، کودتای ۲۸ مرداد، ترجمه غلامرضا نجاتی، ۱۳۶۸
۱۵ و ۱۶ – لومپن ها درسیاست عصر پهلوی، مجتبی زاده محمدی ….ص ۱۴۰ و ص ۱۶۲/ و نیز بنگرید به محمود تربتی سنجابی، کتاب کودتا سازان، مؤسسه فرهنگ کاوش، سال ۱۳۷۶
۱۷ و ۱۸- ناگفته ها، خاطرات حاج مهدی عراقی
۱۹- سوداگری با تاریخ، محمد امینی، ص ۱۴۸ و صص ۱۵۱-۱۵۰
۲۰- انور خامه ای، از انشعاب تا کودتا، جلد سوم، ص ۴۴۱
*- برخی از شهرهای بزرگ نیز درروز ۲۸ مرداد شاهد درگیری هائی شبیه آنچه در تهران رخ داد، بودند.» ناصر نجمی که آن زمان رئیس رادیو تبریز بود، در خاطراتش می گوید: «…پس از هجوم اوباش به این مرکز، فرار کردم. در حین عبور از خیابان های شهر کامیون های نظامی وغیر نظامی مملو از اوباش را می دیدم که از کنار من با سرعت رد شده و عربده می کشیدند. علاوه بر این درسطح شهر نیز اوباش پراکنده بودند و شعارهای جاوید شاه سر می دادند» ( بنگرید به ناصر نجمی، با مصدق و دکتر فاطمی، ص ۱۲۴، و خوادث تاریخی ایران ف صص ۳۲۵-۳۲۷ / و لومپن ها در سیاست عصر پهلوی ، ص ۱۹۰)

منابع دیگر
۱-«دسته هائی که روزچهارشنبه درتظاهرات شرکت داشتند»، روزنامه کیهان، ش ۳۰۷۰، سال دوازدهم، ۳۱ مرداد۱۳۳۲، ص۳
۲-آنتونی ایدن،خاطرات، ترجمه کاوه دهگان، تهران، شرکت سهامی نشر اندیشه، سال۱۳۴۳
۳-لئونارد ماسلی، نفت، سیاست و کودتا در خاورمیانه، ترجمه محمد رفیعی مهر آبادی ، تهران، سال ۱۳۶۶

***

کودتا و»جاهل ها و لات ها»
بخش پایانی

جاهل ها ولات ها در روزهای بعد از کودتا
بعد از پیروزی کودتا جاهل ها و لات های طرفدار شاه ضمن دریافت » پاداش» هائی(۱) به اشکال مختلف به خدمت و خوش خدمتی، وتسویه حساب های شخصی با دولتمردانِ دولت مصدق و طرفداران وی ادامه دادند.
ضرب و شتم دکتر حسین فاطمی ( ۶ اسفند ۱۳۳۲) توسط شعبان جعفری نمونه ای از اینگونه رفتارها بود. شعبان جعفری که کریمپور شیرازی سردبیر هفته نامه شورش را نیزکتک زده بود و » حسابی حسابشو رسیده بود»(۲)، گفته است چون فاطمی «با او بد شده بود » وهمه ی مخالفت ها با شاه را زیر سر فاطمی می دیده» دکترفاطمی را » کتک زده اما ازچاقو استفاده نکرده است». «… خبردستگیری فاطمی را دستگاه به من نداد. هیچوقت آنها به من نگفتن که برو کسی را بزن یا برو شلوغ کن، من خودم می رفتم… چاقو نزدم، من هيچوقت چاقو نزدم. بيخود ميگن چاقو زده …ولي زدمش. ميگم خواهرشو نزدم … نه ده تا مامور دورش بودن خانوم…. همونا كه گرفتنش زده بودنش حالا منم دم شهرباني بودم دو تام من زدم … اونوقت که عبد خدايی جزو فدائيان اسلام بود، منم جزو فدائيان اسلام بودم ، عبد خدايی فاطمی رو با تير زد ولی نمرد. اون عبد خدائی که الان وکيل مجلس ايناست….. «(۳)
در روایت های دیگرگفته شده است: » خواهر دکتر فاطمی با ضربات چاقو مصدوم شد، و دکتر فاطمی نیز حمله با چاقو را تائید کرد.»،» همان ابتدای دستگیری تصمیم گرفته می‌شود در حین دادرسی توسط یک حرکت به ظاهر خودجوش مردمی به دست شعبان جعفری و مریدانش به قتل برسد که وی و خواهرش مجروح می‌شوند…» ، «.. شعبان بی مخ و یارانش با چاقوبه دکتر فاطمی حمله‌ور شده و ضرباتی چند وارد کردند….سلطنت فاطمی خواهر دکتر فاطمی حود را به محل دفتر فرمانداری نظامی تهران که آن موقع در داخل کاخ شهربانی (ساختمان ۷ فعلی وزارت‌خارجه) بود رسانده که مصادف با حمله چاقوکشان به دکتر فاطمی شده و خود را سپر بلا کرده‌بود. حمله کنندگان شش ضربه به دکتر فاطمی و ۱۰ یا ۱۱ ضربه به خانم سلطنت فاطمی وارد کردند…رئیس کل شهربانی سپهبد مهدی‌قلی علوی مقدم، فرماندار نظامی تهران سرتیپ تیمور بختیار و فرمانده گارد شاهنشاهی سرتیپ نعمت‌الله نصیری بودند.»(۴)
بعد از ۲۸ مرداد حرکت ها اعتراضی در رابطه با کودتا و پیامد های اش ادامه یافتند اما سرکوب شدند، ودراین سرکوب ها » جاهل ها و لات ها»ی حامی دربارنقش داشتند. حمله به راهپیمائی دانشجویان در ۱۶ و ۲۱مهرماه ۱۳۳۲، ضرب و شتم اعتراض کنندگان به سخنان » واعظ درباری» در مسجد شاه، که علیه مصدق سخن می گفت، نمونه هائی از تداوم فعالیت جاهل ها و لات ها بود.(۵)
درانتخابات دوره هجدهم مجلس شورای ملی ( اسفند ماه سال ۱۳۳۲) «جاهل ها و لات ها»ی طرفدار رژیم به عنوان ابزار دست حکومت، فعالانه حضور داشتند. شعبان جعفری با انتشار اعلامیه های مختلف با عنوان » جمعیت جوانمردان جانباز»، تبلیغ می کرد. در اعلامیه شماره ۴ این جمعیت كه که امضای شعبان جعفری برپای خود دارد، آمده بود :
«.. بكوشید تا خون هایی كه در رستاخیز ۲۸ مرداد ریخته شده به هدر نرود. مجلس جای كسی است كه در مرحله اول به زهد و دیانت معروف و وارد به سیاست و در شاه دوستی، میهن پرستی ، شهامت، رشادت و اخلاق امتحانات لازم را در طول عمر داده و هرگز برای او انحرافی رخ نداده باشد و تنها به خاطر خدمت شاه و میهن پا به مجلس گذاشته و از جاه و مقام دوری جوید …..»(۶) در جریان انتخابات ، شعبان جعفری وافراد این گروه تلاش کردند: » عده ای را هم با تهدید و تطمیع مجبور به دادن رای به لیست زاهدی کنند». (۷)
کنت لاو ، حبرنگار نیویورک تایمز در تهران در گزارشی در ۲۰ اسفند سال ۱۳۳۲ در باره انتخابات نوشت: «…از روز سه شنبه تا امروز صبح کشتی گیر ریش سیاه سابق ( شعبان جعفری) رهبری گروهی اوباش مسلح به چاقو و زنجیررا به عهده داشت …او ادعا می کند که فقط به رای دهندگان کمونیست حمله کرده، ولی همه می دانند که عبدالله کرمی نوری قصاب به عنوان یک کشتی گیر ضد کمونیست معروف است که با چاقو و زنجیر مضروب شد….»
«….در جريان انتخابات دوره هجدهم تهران آقاي شـعبان جـعفري (تـحت حـمايت سپهبد زاهدي) به محله دروازه شميران تهران مي آيد تا در امر انتخابات دخالت بکند….٬ پاتوقدارمحله عبداله کُرمي است٬ راه را بر شعبان مي بندد و با توپ و تشر به او مي گويد که: » آقا٬ درمحل من و اين کارها»؟، در اينجا عبدالله کُرمي درحـقيقت از نـظر آيت الله حـاج سيد رضا زنجاني تبعيت مـي کند، اوبـه عـبداله کُرُمي گـفته مـانع دخـالت خرابکاري ِ شعبان جعفري در انتخابات بشود وگرنه خود ً عبدالله شخصا ِ به صـرافت چنين کاري٬ که براي او خالي از مخاطره هم نبود٬ نمي افتاد. عبداله کرمي جلوی شعبان جعفري را با تمام قدرتش مي گيرد و به او حمله مي کند … خود شعبان با اشاره به دعوايش با عبداله کرمي مي گويد: » من با اين عبدالله کرمي مبارزه مي کردم، چون اوطرفدار مصدق و جبهه ملي بود و من طرفدار شاه بودم… دم مسجد فخرالدوله ايشونو زديم زخميش کرديم٬ نميگيم نزديم. سر همينم با من کينه داشت که اومد باشگاه منو گـرفت ديگـه… اول انقلاب اين ميره باشگاه رو مي گيره. همون موقع بازرگان و سنجابي و فروهر ميرن افتتاحش مي کنن به نام باشگاه ملي…»(۸)
در این دوره از انتخابات جاهل ها و لات ها در حوزه های انتخاباتی حضوری آشکار و فعال داشتند:
۱ – حوزه مسجد شیخ هادی: دراین حوزه پنج نفر كه در جیب های آنها لیست نهضت مقاومت ملی پیدا شده بود ، توسط پاسبان ها بازداشت شدند . تا ساعت ده بیش از ۴۰ نفر رای نداده بودند ، ولی شماره تعرفه به ۲۰۰۰ رسیده بود. یعنی در هردقیقه ۴۳ رای . در این هنگام دستجات اوباش در اتوبوس های ۷۴ ( خط ۵ ) و ۶۶ (خط ۱۷ ) و ماشین شخصی شماره ۶۹۰۴ ، برای ارعاب مردم به رهبری حسن عرب ، به این حوزه آمدند و پس از آن اتومبیل شخصی ای نیز عده ای دهقان را از خارج شهر به این حوزه آورد . به علاوه رای عده ای از بیكاران گرمخانه شماره ۵ را از قرار هر رای ۲۰ ریال خریداری كرده بودند .
۲ – حوزه دروازه قزوین : در این حوزه نیز رای دهندگان نهضتی را شناسایی و توقیف می كردند . گفتنی است كه تا ظهر ، بیش از ۲۵ رای به صندوق های این حوزه ریخته نشد، ولی انجمن ۱۰۲ تعرفه باطل كرده بود . رئیس این حوزه محمود مسگر ، از اراذل معروف بود، كه همراه رضا توپچی و پسر خود محمود مسگر، آرا را قبل از ریختن به صندوق باز كرده و پس از خواندن ، آرا مخالف را پاره كرده و صاحبان آنها را به دست پلیس می سپردند .
۳ – حوزه مسجد سجاد: در این حوزه عده ای از اراذل سومكا ، با حمایت پلیس ، مزاحم رای دهندگان شده و ساعت ۱۱ یكی از رای دهندگان را تعقیب و توقیف كردند .
۴ – حوزه نظام آباد (صفا ): این حوزه تحت نظر چاقو كشان بیوك صابر قرار داشت .
به هرحال در این انتخابات كه در اواخر اسفند ۱۳۳۲ در تهران ، انجام گرفت ، شعبان با انتشار اعلامیه های مختلف با عنوان » جمعیت جوانمردان جانباز» نسبت به چگونگی برگزاری انتخابات اعلام نظر می كرد
۵ – حوزه كارخانه گودرن : این حوزه تحت نظر اوباش » فدائیان شاه – میهن » و عده زیادی نظامی قرار داشت به دستور سرهنگ شاهرخ و سرهنگ بهار مست و زرباف رئیس انجمن كه از چاقو كشان دسته بیوك صابر بود، چند نفر را مضروب و تو قیف كردند .
۶ – حوزه صندوق جابری : در این حوزه بیش از بیست نفر از چاقو كشان به سركردگی علی یخی ، ایلخانی و عربشاه آبادی آراء را كنترل می كردند . علاوه بر این دستجات مسلح اوباش ، جلو چشم مردم و پلیس كاردهای خود را تیز می كردند .
۷ – حوزه مدرسه صدر : از ساعت ۵/۱۰ عده ای اوباش به سركردگی حسین قصاب ، جهانگیر چاقو كش و حسن كلانتر به محوطه اخذ رای وارد شده و عربده گویان یك نفر را كه مشغول نوشتن رای به نفع نهضتی ها بود ، مضروب كرده و سرش را تراشیدند . ساعت یازده و ربع ، شعبان هم به سیل اوباش اضافه شد و ، رای مردم را به زور می گرفت و آنها را از آنجا بیرون می كرد .
۸ – حوزه پارك شهر : در این حوزه شعبان با عده ای اوباش از قبیل حسین سیاه و عباس كاوسی ، جیب رای دهندگان را علناً بازرسی می كردند . بعضی را مضروب كرده و چند نفر را هم با خود بردند .
۹ – حوزه مسجد فخریه : این حوزه زیر نظر مجیدی ، چاقو كش معروف ۲۸ مرداد ، اداره می شد ، چند بار هم شعبان به آنجا سرزد . در نزدیكی های ظهر عده ای رای فروش ، با كامیون های دولتی به شماره ۱۶۵۱ و ۱۶۵۲ به این حوزه آمدند . ابتدا ناظرین ، مانع رای دادن آنها شدند ، ولی جعفر بهبهانی با ماشین سر رسید و بدون توجه به سجل احوال آنها برایشان اجازه دادن رای گرفت . این عده توسط بیژن كه با جیپ دولتی شماره ۱۵۹۳، در رفت و آمد بود خریداری شده بودند .
۱۰ – حوزه مسجد سلسبیل ، مسجد ابوالفتح ، مسجد كاظمیه ، كه پیوسته شعبان و نوچه هایش به آنجاها رفت و آمد داشتند و افرادی را نیز برای رای دادن با اتوبوس می آوردند .
۱۱ – حوزه كافه شهرداری : مقارن ساعت ۹ عده ای با اتوبوس های شماره ۱و۲و۲۴ ، همراه اتومبیل شماره ۹۰۴۰ ….» (۹)
شعبان جعفری دررابطه با این انتخابات می گوید:
« من برای آن انتخابات خیلی زحمت كشیدم . هنگام سركشی به حوزه ها با یك پرچم سبز رنگی كه روی آن نوشته شده بود » نصر من الله و فتح قریب» می رفتم . دراین حوزه ها، خیلی زد و خورد می كردیم ، چرا كه هر كس می خواست وكیل خودش را انتخاب كند. مثلاً هنگامی كه ما به مسجد فخرالدوله رفته بودیم تا به نفع حسین مكی رای بدهیم . با عبدالله كرمی قصاب كه حامی مصدق وجبهه ملی بود، درگیرشده و حسابی كتك كاری كردیم ، به طوری كه او شدیداً زخمی شد»(۱۰)
در تظاهرات ۲۱ آبان ماه ۱۳۳۲ که پس از شروع محاکمه مصدق آغاز شد: » دستگاه علاوه از نیروهای مسلح از اوباشان و میدانی ها برای سرکوب تظاهرات استفاده کرد. طیب حاج رضائی هفت تیر به دست، و شعبان جعفری سوار برجیپ همرا با چاقو کشان به تظاهر کنندگان حمله می کردند.(۱۱) بعد از تبعید محمد مصدق به احمد آباد، شعبان جعفری با جمعی از جاهل ها و لات ها به تبعیدگاه مصدق حمله کردند و دست به تخریب و تهدید و توهین می زدند.»…دو سه روز از ورود پدرم به احمد آباد نگذشته بود که یک کامیون پراز چاقوکش، تحت رهبری شعبان به آنجا آمده و با سر دادن شعارهای طرفداری از شاه و اهانت به پدرو آزار و اذیت مردم ، آرامش ده را مختل کردند …» (۱۲)
فدائیان اسلام نیز در باره فعالیت های خود روایت دیگری دارند. » …. بعد از ۲۸ مرداد، همین طور که اکثر سازمانها و گروه ها، دیگر بروذ و طهوری به طور کلی نداشتند، فدائیان اسلام هم تقریبا» به همین صورت بود. کاری که می خواست یک کار سرو صدا داری باشد، نداشتند، تا مسئله » سنتو» می اید، به حساب پیمان بعداد، سال ۳۴»، » به علت شرایط خفقان و این چیزها بوده. البته یکی دودفعه با مهندس بازرگان اینها ملاقات می کنند…ولی مهندس کشش آن را نداشته در آن موقع بتواند بکشد و به قول بعصی ها بیاید جلو » …» سال ۳۳ سه تا پیشنهاد توسط امام جمعهبه ایشان(نواب)می دهند از طرف شاه…۱۰۰ هزار تومان می گذارد جلو بعد می گوید شاه سلام رساند و سه تا پیشنهاد داده…اول اینکه دریکی از کشورهای اسلامی هر کدام شما مایل باشید به عنوان سفیرآن کشور می فرستیم. دومش یک منزلی برای شما بگیریم…و ماهی ۱۰ هزار تومان هم حق سفره مرتب به شما بدهند. اگر دو پیشنهاد دا بپذیرید یک حزب بزرگ اسلامی در اینجا بوجود بیاوریم و خرج حزب هر چی بشود ما می دهیم…سیّد یک خرده نگاش کردو گفت خدا را به حق جّدم قسم میدهم که زبانت ای ناصح از پس گردنت در بیاید، خجالت نمی کشی من را به درگاه معاویه دعوت می کنی ….»(۱۳)، «…داستان پیمان بغداد که پیش آمد مرحوم واحدی به اتفاق اسدالله خطیبی حرکت می کنند بروند بغداد که همان جا علاء را بزنند… اسدالله خطیبی، سبزی فروشی داشت توی خیابان خراسان…» (۱۴).
محمد مصدق و اطرافیان اش فقط مورد خشم وخشونت جاهل ها و لات های درباری و متدین نبودند.
«….دکتر عبدالله بهزادی شاعر، سیاستمدار، پزشک و وکیل مجلس شورای ملی، بعد از ۲۸ مرداد در شعر» مدارا باخصم» مصدق را به خاطر کوتاهی در مبارز با دربار نکوهش می کند.» اومانند همه مبارزان آنروزگار، از دکتر مصدق انتطار داشت تا کودتاچیانی را که در شب ۲۵ مرداد دستگیر کرد محاکمه و اعدام کند، و چنانچه این حرکت صورت می گرفت تاریخ ایران چهره دیگری داشت….
ای شیرنرفتاده در بند
با حیله و مکرروبهی چند
ای پند گرفته از حوادث
لطفی کن و باز بشنو این پند
باخصم نموده ای مدارا
هم خصم از این رویه خرسند
کجدارو مریز کارکردن
کاریست بعقل ناخوشایند
مراد، نتیجه ای غمین داد
زاغماض که کرده ای در اسفند.* «(۱۵)

انگیزه ی شرکت جاهل ها و لات ها در کودتا
پول و امکانات مالی و مِلکی، انگیزه ی اصلیِ گرایش جاهل ها و لات ها به قدرت های سیاسی و دینی، و تبدیل کردن آنان به ابزار اِعمال سیاست ها و خواست ها ی قدرت ها، وانمود شده است اما چنین تحلیل و ارزیابی ای دقیق و همه جانبه نیست. علاوه بر پول و امکانات مالی عوامل دیگری نیز در جذب جاهل ها و لات ها به قدرت ها سهم و نقش داشته اند و زمینه را برای همکاری و حمایت آنان از قدرت های سیاسی و مذهبی، و یا جریان های سیاسی فراهم کرده اند.
شعبان جعفری به گفته خودش گهگاه پول و امکانات غیر پولی از طرف ارگان ها و ماموران دولتی دریافت می کرد. وی در رابطه با پولی که به خاطر ایجاد» درگیری تماشاخونه ی فردوسی» دریافت کرد، گفته است : «…از طرف آگاهی یه سرگردی در زد اومد پیش ما و …خلاصه پونصد تومن به ما دادن – اونوقتا پونصد تومن خیلی پول بود، ما گفتیم : برادر پونصد تومن خرج چارروز کله پاچه مام نمیشه…خلاصه کردنش دو هزار تومن …»(۱۶). اسناد و نقل قول هائی نیز موجود است که » شعبان جعفری به عنوان عامل استخدام شده در شهربانی به کار گرفته شد و روز ۲۳ تیر۱۳۳۰ » به میدان آورده شد» …»جمال امامی ادعا کرد که » شعبان جعفری روی لیست حقوق شهربانی است و ماهی سیصد تومان از شهربانی حقوق می گیرد» . شعبان جعفری این ادعا را نادرست خواند. » اینکه بعضی ها می گویند برای اینکارها به من پول دادندو حتی با روزولت ملاقات داشته ام همه اش چرند است» ..» …میگن پولی رد و بدل شده فکر می کنم رشیدیان اینا گرفتن….روزولت با اونا می رفت….». (۱۷)
» شب هنگام منزل شعبون خان در سنگلج شلوغ بود، پای منقل محمد علی خان شلوغ تر و درهر دو جا دلارهای خرج نشده شوارتسکف پنهان» (۱۸)
» سیا یک میلیون دلار پول ایرانی را که روزولت در گاو صندوق بزرگی نگاهداشته بود، فراهم آورده بود- بزرگترین اسکناس های موجود در آن زمان اسکناس های ۵۰۰ ریالی بود که تنها ۵/۷ دلار ارزش داشت-،(۱۹) ۱۰۰ هزار دلار از آن به دو مامور ایرانی داده شد تا در میان ورزشکاران و افراد تنگدست محله های جنوب تهران توزیع کنند. قرار شد شاه به شهر دور افتاده ای در ساحل دریای خزر برود و دو فرمان از خود به جای بگذارد ….» بعد از کودتا روزنامه لوموند مشخصات چکی را منتشر کرد که پول پرداختی به » ۵۰۰ تن از ولگردان زاغه های جنوب شهر بود که برای آشوب و غارت استخدام شده بودند..» .روزنامه ابزرواتورنیزهمین خبر را تکرار کرد. «( ۲۰)
کمک های مالی و ملکی ِ اداره املاک پهلوی، زمین دادن به طیب و رمضون یخی و شعبان جعفری ، ساختن زورخانه شعبان جعفری در ۱۷ آبان ماه ۱۳۳۶ در شمال پارک شهر و افتتاح آن به دست شاه و….نمونه هائی از دیگر از کمک های حکومتی به جاهل ها و لات ها بودند. » باشگاه رو شاه به من هدیه نداد. به بانک ساختمانی دستور داد یه قطعه زمین از زمینای شهرداری رو به من بدن. باشگاه رَم مردم پولشو دادن. سازمان برنامه هم برای ساختنش کمک کرد…» . (۲۱)
اما در کنار پول و امکانات مالی انگیزه های دیگری نیز جاهل ها و لات ها را به سوی همکاری با قدرت های سیاسی و دینی کشانده است، ودر تبدیل آن ها به نیروی مهمی در نظام های سلطنتی و نظام استباد نقش داشته اند:
ساختار متمرکز و خودکامه حکومت ها با پادشاهانی که ظل الله و قبله عالم وخدایگان و مرشد اکمل و شاه شاهان و فره ایزدی و آریامهر و قلدر و زورگو و ستمگرو شبان و…..لقب گرفته اند، برای شخصیت ِ جاهل و لات جاذبه ها داشته اند.
کیش شخصیت، تحریک احساسات وطن پرستانه، بهره برداری از اعتقادات و تحریک احساسات مذهبی، ازعوامل جذب جاهل ها و لات ها و تبدیل آنان به نیروئی مهمی در استبداد سلطنتی بوده اند. حرفِ آخررا زدن یا فصل الخطاب بودن، قدرت طلبی با هدف تحمیل نظر و عملِ خود، قهرمان و ضد قهرمان پروری، عشق به قهرمان مظلوم، نماد و سمبل سازی، تمایل به اعمال انواع خشونت، امکان جلوه فروشی ها وخودنمائی از عوامل تمایل و گرایش اینان به پادشاهان و رژیم ها ی شان بوده اند.از سوی دیگر انطباق، اینهمانی و همپوشانی ویژگی های شخصیتی جاهل ها و لات ها با حکومت سلطنتی نیز جذب اینان به چنین رژیمی را تسهیل کرده است. رگه های فرهنگ جاهل مسلکی، لات منشی و قلدری در گفتار ورفتار پادشاهان قلدرصفوی، نادر شاه ، پادشاهان قاجار و رضا شاه نمونه ای ازاین همپوشانی ها بوده است. البته تضادهائی نیز به لحاظ فرهنگی و رفتاری عمل می کرد که سبب می شدند در نظام سلطنتی پست و مقام به جاهل هاو لات های شناخته شده داده نشود. ضمن اینکه ناخوانائی هائی فهم مسائل اقصادی و سیاسی، و وجهه جهانی ژریم نیز مطرح بود، رژیم هائی که خود را مدرن و امروزی نشان می دادند.
یکی دیگرازعوامل جذب جاهل ها و لات ها به قدرت سیاسی ، که در رخدادهای سال های ۲۹ تا ۳۴ مؤثر افتاد ترساندن جاهل ها و لات ها از بیکانگان و دگراندیشان سیاسی و عقیدتی بود. بهائی ستیزی وکمونیست ستیزی جاهل ها و لات ها بر بسترچنین تبلیغ هائی شکل می گرفت.
«…بعد توده ایا یواش یواش رِی کردن، هی زیاد شدن، اونوقت استالینم زنده بود. اینا همه داد می زدن : زنده باد استالین، مرگ برمصدق»، فحش میدادن. اینه که گاهی ما با جیپ میزدیم تو اینا.بالاخره با اینا دعوا میکردیم دیگه. کارمون این بود که با اینا مبارزه کنیم….چون اینا ایرانو دوست نداشتن، طرفدار روسا بودن… منتهاش ما دیگه فحش نمی دادیم، میزدیم توشون.» (۲۲) «…اصلن من مرام و اینا نمیدونستم چی هست، بعد فهمیدم، وقتی دیدم اینا دارن به شاه فخش میدن، » زنده باد استالین» میکنن متوجه شدم. خب من دیدم استالین مال یه مملکت اجنبیه، اینه که ناراحت می شدم…خب ضد خدا و مذهب که بودن ولی من با اونا مبارزه سیاسی میکردم، واسه خاطر مملکتم…» (۲۳)

***

منابع
۱- سوداگری با تاریخ، محمد امینی، صص ۳۵۰-۳۴۳
۲- شعبان جعفری، هما سرشار، نشرناب، صص ۱۳۷-۱۳۵
۳- منبع شماره ۲
۴- پرویز داورپناه، یادی از حسین فاطمی، نقل از فریدون مظاهر تهرانی، شاهد ماجرا، روزنامه شرق
۵- غلامرضا نجاتی، تاریخ سیاسی ۲۵ ساله ایران از کودتا تا انقلاب، ج. اول، صص۱۱۳-۱۱۲/ لومپن ها در سیاست عصر پهلوی، صص۱۹۹-۱۹۸
۶- شعبان جعفری در آینه اسناد، عباس فاطمی، تهران، انتشارات جهان کتاب ، ۱۳۸۰ ، ص ۹۱ / همان ، ص ۹۲ – اطلاعیه» جمعیت جوانمردان جانباز» برای تشویق در انتخابات از طرف شعبان جعفری
۷و۸- خاطرات شعبان جعفري٬ همان٬ صص ١٨٦ـ١٨٧ و نيز ر.ک: تصاوير صـفحات ٢٠٠ـ٢٠٣همان کتاب و همچنين پشت جلد کتاب که روشن تر بوده و از مجله لایف گرفته است/ و مصاحبه با حسین شاه حسینی، » از عیاری تا لمپنیسم» ، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران، شماره ۲۶، تابستان ۱۳۸۳
۹- منبع شماره ۶ ، صص ۹۸ – ۹۵
۱۱- هما سرشار، شعبان جعفری ، ۱۳۸۱ ، ص ۱۸۸
۱۰- بیژن جزنی، تاریخ سی ساله. ص ۶۹
۱۲- غلامرضا نجاتی، در کنار پدرم مصدق، خاطرات دکتر غلامحسین مصدق. ص۱۴۵
۱۳- ناگفته ها، خاطرات مهدی عراقی،» ص۱۲۹-۱۲۸.
۱۴- ناگفته ها، خاطرات مهدی عراقی،» ص ۱۳۱
۱۵- یاد مانده ها، نصرت الله نوح، جلد دوم، ص ۲۰ ( اشاره به واقعه نهم اسفند ۱۳۳۱ است).
۱۶- شعبان جعفری، هما سرشار – ص ۶۱
۱۷- شعبان جعفری، هما سرشار – نشر ثالث
۱۸- مسعود بهنود، از سیّد صیاء تا بختیار، ص ۳۸۸
۱۹-
Barry Rubin, Paved wih Good Intentions, The American Experience and Iran, oxford univ, march 1980
بری روبین کارشناس سیاست خارجی امریکا و سیاست های خاورمیانه، و از اعضای مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی دانشگاه جورج تاون – کتاب » راهی که با نیت خوب هموار شد» – ترجمه سرویس خارجی ایران تایمز- واشنگتن دی.سی
» برای نوشتن این کتاب با بیش از۱۰۰ نفر از مقام های امریکائی، ایرانی – دوره شاه و حکومت اسلامی- مصاحبه شده است»
ایران تایمز- واشنگتن دی.سی ، شماره ۷۰۰، جمعه سی ام فروردین ۱۳۶۴، ص۸
۲۰- لوموند، شماره ۱۷، سپتامبر ۱۹۵۳
۲۱- شعبان جعفری، هما سرشار، ص ۲۰۸
۲۲- شعبان جعفری، هما سرشار ، ص ۱۱۲
۲۳- شعبان جعفری، هما سرشار– ص۲۴۷-۲۴۶

منابع دیگر
۱-علی جان مرادی جو، بخش تاریخ ایران و جهان ، در باره انتخابات دوره هفدهم و هجدهم
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=195696
۲- مجله تهران مصور، در شماره ۲ خود نیز عکس شعبان جعفری را، به هنگام بازگشت شاه و استقبال از شاه روی جلد زده بود و مطلبی در باره » شعبان تاج بخش» نوشته بود. – محمد علی سفری، قلم و سیاست، جلد دوم، ص ۹۲/ ، ۱۳۷۹ ، ص ۱۳۱ .
۳- تربتي سنجابی، محمود؛ قربانيان باور و احزاب سياسي در ايران، تهران، انتشارات آسيا، ۱۳۷۵
۴- نجاتي، غلامرضا؛ تاريخ سياسي بيست و پنج ساله ايران از كودتا ۲۸ مرداد تا انقلاب تهران، موسسه خدمات فرهنگي رسا، ۱۳۷۳
۵- مسعود انصاری، احمد علي، من و خاندان پهلوی، تهران، نشر فاخته، ۱۳۷۱
۶- مهربان، رسول؛ بررسي مختصر احزاب بورژوازی
۷ – خسرو معتضد، شادکامان کاخ مرمر
۸- – ناصر نجمی، با مصدق و دکتر فاطمی

Published in: on 27 اوت 2015 at 12:47 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

جاهلیسم اسلامی، جاهل‌ها و لات‌های متدین 


جاهلیسم اسلامی، جاهل‌ها و لات‌های متدین
اغلب جاهل‌ها و لات‌ها مذهبی بوده‌اند و با مراکز دینی و روحانیون پیوندی عمیق داشته‌اند. در رابطه با مذهب، آخوندها و روحانیون دو نوع و دو گونه جاهل و لات شکل گرفته اند. این انواع و گونه‌ ها با تلاطم و دگرگونی درون گروهی نیز مواجه شده اند.(1)
1- جاهل‌ها و لات‌های مذهبی: دسته‌ای از جاهل‌ها و لات‌ها بوده‌اند که کارهای ممنوعه‌ی مذهبی و خلاف شرع انجام ‌می‌دادند اما برخی فرائض و مناسک مذهبی را هم فراموش نمی‌کردند. کافه ‌می‌رفتند و مشروبات الکلی ‌می‌خوردند اما بعداز عرقخوری دهان دهان خود را ‌می‌شستند، وضو ‌می‌گرفتند و به نماز ‌می‌ایستادند. مذهبی بودن اینان به ویژه در ماه‌های محرم و صفر عود ‌می‌کرد. اینان با آخوندها و روحانیون رابطه داشتند اما تعصب مذهبی و دینی، و قشری گری دراینان ضعیف بود. طیب حاج رضائی این گونه بود. طیب گفته است: » عزاداری من فقط ده روز اول محرم بود و سایــر ایام سال بیشتر وقت خود را در میخانه‌‌ها ‌می‌گذراندم»
2-جاهل‌ها و لات‌های متدین: این دسته سخت متعصب و به ظاهر کارهای خلاف شرع انجام نمی‌دادند و به آخوندها و روحانیون نزدیک‌تر بوده‌اند. این طیف از جاهل‌ها ولات‌ها از پایه‌‌گذاران حکومت اسلامی شده‌اند.
از دسته نخست ‌می‌توان شعبان جعفری و طیب حاج رضائی، و از دسته دوم حاج مهدی عراقی و محسن رفیقدوست را مثال زد.
حمیدرضا جلائی پور، جامعه شناس در تحلیلی بر اوضاع پس از انتخابات سال 1388 ‌می‌نویسد:
«…لات- مذهبی‌ها افرادی هستند که غیراز مشروب‌خوری و کارهای جنسی نامشروع معمولا اغلب ویژگی‌های عمومی لات‌ها را دارند، اما به لحاظ عاطفی و مراسمی خود را به شدت مذهبی می‌دانند و به آن تظاهر می‌کنند. از این رو ویژگی‌های اختصاصی لات- مذهبی‌ها بدین ترتیب است. الف: اینها طرفدار روحانیان عالِم (یعنی روحانیانی که مفسر قرآن، یا حدیث و منابع اخلاقی هستند) نیستند، عمدتاً طرفدار مداحان بی‌سواد، بی‌پروا و جَوساز هستند. حتی لات- مذهبی‌ها طرفدار مداحان با تقوایِ اهل بیت و سنتی مثل مرحوم کوثری (مداح مراسم عزاداری بیت امام خمینی) نیستند. آن‌ها حتی در متن هیئت‌های مذهبی و جلسات عزاداری قرار ندارند. بخاطر این که شما اگر در متن هیئت‌های مذهبی قرار داشته باشید، باید به طور مرتب به سخنرانی روحانی هیئت گوش دهید و این حوصله می‌خواهد، باید مرتب در دعاهای ندبه، کمیل، توسل شرکت کنید و این‌‌ها حوصله می‌خواهد. لات- مذهبی‌ها بیشتر در حواشی هیئت‌ها و در مواقع شور عزاداری‌ها حضور خود را به نمایش می‌گذارند. معمولاً کسانی که خداترسی ندارند و بی‌تقوا هستند، (مثل همین لات‌ها) نمی‌توانند در متن و هسته‍ی اداره کنندگان هیئت‌های مذهبی قرار گیرند. به همین دلیل هیچ کدام از هیئتی‌های با تقوا راضی نمی‌شوند فرزندان آن‌ها با لات- مذهبی‌ها ازدواج کنند و معمولاً از شر آن‌ها به خدا پناه می‌برند…لات- مذهبی‌گری معمولاً در میان جوانان بیشتر شیوع پیدا می‌کند و لذا تعداد زیادی از لات- مذهبی‌ها با گذر زمان مخصوصاً وقتی به موقعیت اقتصادی یا سیاسی دست پیدا می‌کنند، لباس عوض می‌کنند و خود را از لات- مذهبی‌ها بری می‌دانند و بیشتر حامل ادبیات و فرهنگ سیاسی این خرده فرهنگ می‌شوند…»
«… لات مذهبی‌ها زیاد به دنبال حقیقت امور دینی نیستند و بیشتر شاخک‌هایشان به سمت مراکز قدرت حساس است و البته در مراکز قدرت در نمایش دینی هویت خود به شدت حرفه‌ای هستند و دل عده‌ای از مقامات را می‌برند… مراکز مهم دینی و سیاسی تأثیرگذار به گرایش لات- مذهبی‌ها آلوده نشده‌اند. با این که دربِ بیت امام خمینی(ره)،‌‌آیت‌الله خوانساری،‌‌ آیت‌الله مرعشی،‌‌ آیت‌الله گلپایگانی، ‌‌آیت‌الله منتظری،‌‌ آیت‌الله صافی، ‌‌آیت‌الله صانعی،‌‌ آیت‌الله اردبیلی، ‌‌آیت‌الله جوادی آملی،‌‌ آیت‌الله امینی، ‌‌آیت‌الله شبیری و ‌‌آیت‌الله وحید خراسانی به روی همه‍ی مردم باز بوده و هست، اما یکی از ویژگی‌های برجسته‍ی این بیوت این بوده است که لات- مذهبی‌ها در این بیوت نفوذ و آدم نداشته‌اند. دفاتر شخصیت‌هایی چون هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، مهندس موسوی، کروبی محل پاتق و جولان لات- مذهبی‌ها نبوده است. ویژگی اخیر یا بری بودن روحانیان بلند مرتبه و شخصیت‌های سیاسی نامبرده از آلودگی به سوء استفاده از لات- مذهبی‌ها یک خصیصه‍ی مهم مدنی و اخلاقی است که معمولاً سکولار‌هایِ بنیادگرا در تحلیل اوضاع ایران از آن غافل‌اند و آن‌ها عادت دارند نیروهای مذهبی را در یک «چارچوب تحلیلی واحد و منفی» ارزیابی کنند. ..لات- مذهبی‌ پدیده‌‌ای نیست که اخیراً بوجود آمده باشد، آثار این جریان را پاره‌ای از محققان حتی در جریان کودتای سال ۳۲ نشان داده‌اند.(2)
نظر این جامعه شناس مسلمان در باره لات مذهبی‌‌ها نادقیق و غیرواقعی ست به ویژه این ادعا که «مراکز مهم دینی و سیاسی تأثیرگذار به گرایش لات- مذهبی‌ها آلوده نشده‌اند». حاج مهدی عراقی از سردستگان جاهل‌ها و لات‌های متدین نه فقط نقش مهمی در بسیج جاهل‌ها و لات‌ها ایفا کرد، خود از جاهل‌ها و لات‌های فدائیان اسلامی وبیت ‌‌آیت‌الله خمینی بود، خمینی نیز نظر لطفی ویژه به جاهل‌ها و لات‌‌هائی مثل طیب حاج رضائی داشت و آنان را «عاشقان امام حسین» ‌می‌دانست، و این تازه جدا از آیات عظامی ست که محافطان جاهل و لات، چماقدار و چوب کش در بیت خود داشته‌اند.
حاج مهدی عراقی در رابطه با غائله 15 خرداد سال 1342 ‌می‌گوید: «…روز عاشورا از آن محلی که ما ‌می‌خواهیم راه بیفتیم دو دسته معروف هم از آن محله راه ‌می‌افتد: یکی دسته‌ای که مربوط به مرحوم طیب بود، یکی هم دسته‌ای که مربوط به حسین رمضان یخی بود. حساب ‌می‌کردیم دولت یک وقت ممکن است از وجود این‌‌ها استفاده بکند. نقشه کشیدیم کلا بیائیم برویم هم طیب را ببینیم و هم حسین رمضان یخی را. برای دیدن مرحوم طیب، برادری دارد که با خود ما همکار است، به حساب او هم کوره پزه به اسم مسیح خان. مسیح‌خان را دیدیم با او صحبت کردیم و گفتیم که ما منزل آقا بودیم. آنجا به مناسبتی صحبت شد و اسم داداش آمد وسط…. بچه‌‌ها گفتند که این دسته‌ای که روز عاشورا ما ‌می‌خواهیم راه بیندازیم ممکن است طیب‌خان این‌‌ها بیایند و نگذارند و به هم بزنند. آقا درآمد گفتش نه، اینها علاقه‌مند به اسلام هستند و این‌‌ها هم اگر یک روزی یک کارهایی کرده‌اند، آن عِرق دینی‌اش بوده، روی حساب توده‌ای‌‌ها و کمونیست‌‌ها و این‌‌ها آمده‌اند یک کارهایی کرده‌اند .اینها کسانی هستند که نوکر امام حسین هستند، درعرض سال همه فکرشان این است که محر‌می‌بشود، عاشورایی بشود به عشق امام حسین سینه بزنند، خرج بکنند، چه بکنند و از این حرف‌ها، خاطر جمع باشید… حالا در ضمن خواستیم که هم این حرف آقا را برویم به طیب بگوئیم و هم این که به او توجه بدهیم… رفتیم و جریان را عین همین برایش گفتیم. گفتم که آره این شکلی است. گفتش که این‌‌ها عیدهم از ما ‌می‌خواستند استفاده بکنند (همان جریان مدرسه فیضیه بود) …آمدند به سراغ ما و ما به آنها جواب ندادیم. شما خاطر جمع باشید که این‌‌ها تا حالا چندین بار سراغ ما آمده‌اند و ما جواب رد به آن‌ها داده‌ایم، حالا هم همینجوره. همان جا دست کرد یک صد تومانی داد به اصغر ـ پسرش ـ گفت ‌می‌روی عکس حاج آقا را ‌می‌خری ‌می‌بری تو تکیه به علامت‌‌ها میزنی… خوب، ازاین خیالات مان یک مقدار راحت شد… حسین رمضان یخی هم یک برادر زنی داشت، حاج حسین، توی کار بلور و این چیزها ست. رفتیم سراغ حاج حسین، گفتیم ما ‌می‌خواهیم حسین آقا را ببینیم، رفت با او صحبت کرد و قرار گذاشت. خلاصه ما هم آمدیم یک نوار حاج آقا را برداشتیم با ضبط صوت رفتیم با ده پانزده تا از بروبچه‌‌ها خانه‌ی حسین رمضون یخی. نوار را گذاشتیم، همان نوار شاه دوستی یعنی غارتگری و چپاولگری و…. نوار که تمام شد گفتیم یک همچین جریانی هست، حاج اقا اینجوری گفتند. گفتش اصل مطلب را ایشان بیان کردند. آخر مار خودش چیه که توله ش باشد، خود رضا‌خان چی بوده که پسرش باشه. من را سه دفعه تا به حال کلانتری خواسته بوده برای خاطر همین عکس‌‌هائی که تو تکیه زده‌ام و این چیزها. گفتم من نمی‌توانم نزنم، اگر من نزنم شب توی حانه‌ام نمی‌توانم بروم، زنم توی خانه راهم نمی‌دهد، این یک مساله خدائیه، دینی است… این کار را اصلا دخالت نکنید واز ما چیزی نخواهید. اگر تو اجازه بدهی ما خودمان هم ‌می‌آئیم آنجا روز عاشورا… خلاصه‌اش با سلام و صلوات از خانه‌ی حسین آقا آمدیم بیرون، خیالاتمان از این دو جهت راحت شد…»(3)

جمعیت فدائیان اسلام و جاهلیسم
جاهل‌ها و لات‌های متدین یا جاهلیسم اسلامی یکی از دستاوردهای فکر و رفتار رهبران جمعیت فدائیان اسلام هستند. فدائیان اسلام جمعیتی تروریستی ست که در شکل گیری دسته‌‌‌ی جاهل‌ها و لات‌های متدین یا «تربیت فرد مسلمان جدید» با‌اندیشگی و رفتاری ارتجاعی تر، نقش پُراهمیتی ایفا کرد. جمعیت فدائیان اسلام اوایل اسفند ماه سال 1324 با انتشار اعلامیه «دین و انتقام» اعلام موجودیت کرد. اعلامیه دین و انتقام توسط رهبر این جریان، سید مجتبی میرلوحی معروف به نواب صفوی تهیه و انتشار یافت. نواب صفوی، رهبر این جریان اسلام‌ گرای شیعه، مبارزه با بی دینی را از طریق قلم و زبان کافی نمی‌دانست و مشی مسلحانه را در راه برقراری حکومت اسلامی لازم و جایز اعلام کرد. فدائیان اسلام نخستین برنامه مدون خود را بصورت قانون اساسی و بر پایه مبانی اسلامی در قالب کتابی با نام «رهنمای حقایق یا نماینده حقایق نورانی این جهان بزرگ» به قلم نواب صفوی ارائه دادند که مانیفست فدائیان اسلام و مبنای‌اندیشه‌های آنان در رابطه با حکومت اسلامی بود. کتاب «برنامه انقلابی فدائیان اسلام» را مبنای برنامه‌های حکومت اسلامی ‌‌آیت‌الله خمینی نیز دانسته‌اند.(4)
جمعیت فدائیان اسلام فعالیت خود را با ترور و قتل دگراندیشان و روشنفکران شروع کرد. افراد این جمعیت سال ۱۳۲۴ احمد کسروی، ‌اندیشمند و تاریخ نگار، و منشی‌اش محمد تقی حدادپور را با ضربات متعدد چاقو به قتل رساندند.
حسین اکبری مّداح، معروف به آهن کوب، حلبی ساز پیشین و از یاران نواب صفوی و از مّداخان سرشناس در حکومت اسلامی نقل کرده است: «آقای نواب گفت ما که دستمان به کسروی نمی‌رسد، بهتر است حالا که از دادگستری بیرون ‌می‌آید قالش را بکَنیم… برادران امامی از جلو و بقیه ازپشت سر وارد دادگستری شدند… خدا رحمت کند آقا جواد مظفری را، زیر صندلی ‌می‌رود و با اسلحه سرد قال قضیه را ‌می‌کَنند… از دادگستری که بیرون ‌می‌آمدند، همه الله اکبر ‌می‌گفتند.»
بین سال ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲ دو نخست ‌وزیر، عبدالحسین هژیر و حاجی‌علی رزم‌آرا را به قتل رساندند. (قتل عبدالحمید زنگنه وزیر آموزش را هم برخی از محافل مذهبی به فدائیان اسلام نسبت داده‌اند). ترور نافرجام محمدرضا پهلوی، حسین فاطمی و حسین علاء را نیز برنامه‌ریزی و عمل کردند. فدائیان اسلام درهمین سال کتاب «راهنمای حقایق» را منتشر ‌می‌کنند که آن را «اولین طرح و اساسنامه حکومت اسلامی» خوانده‌اند.(5)
نواب صفوی- سیّد مجتبی میرلوحی- رهبر این جمعیت، از اهالی خانی آباد تهران، درمدرسه صنعتی آلمانی‌ها در ایران درس خواند. وی در سال ۱۳۲۲ به استخدام شرکت نفت درآمد و پس از مدت کوتاهی به آبادان منتقل شد. «نواب صفوی کارگران شرکت نفت را به خاطر برخورد یکی از کارکنان انگلیسی این شرکت با یکی از کارگران، به اعتراض و اجرای قصاص دعوت کرد. با دخالت پلیس و نیروهای نظامی، اعتراضات سرکوب شد. نواب فرار کرد، و به بصره و سپس نجف رفت. وی برای امرار معاش به ساخت و فروش عطر روی آورد.»
نواب صفوی و پیروان او بعد از ترور نخست و نافرجام احمد کسروی، در دادگاه نظامی تبرئه شدند، به این دلیل که هم رهبران مذهبی از آن‌ها پشتیبانی ‌کردند و هم مقامات حکومتی امیدوار بودند تا از این جریان در برابر حزب توده بهره‌ برداری کنند. در فضای سیاسی و اجتماعی شهریور ۱۳۲۰ تا کودتای ۲۸ مرداد 1332 رژیم و روحانیون که ‌‌آیت‌الله کاشانی و عناصری مانند نواب صفوی دست بالا را در میان آن‌ها داشتند، قادر به رقابت با نیروهای سیاسی حاضر در صحنه، مثل جبهه ملی و حزب توده ایران نبودند و به همین خاطر ترور را جایگزین مبارزه سیاسی کردند. نواب صفوی پس از آزادی از زندان که حدود 2 ماه بیشتر طول نکشید، در راستای اتخاذ چنین روشی، که با مرام و منش وی خوانائی داشت به این فکر افتاد که: » … یک جمعیتی را برای مبارزه به وجود آورد. این فکر به نظرش ‌می‌آید که از وجود افرادی استفاده بکند که تا الان مخل آسایش محلات بوده‌اند. مثل اوباش،گردن کلفت ها،لات ها،آن‌ها که عربده کش‌های محلات بوده‌اند…».
نواب صفوی روحیه پرخاشگرانه، ماجراجویانه و تروریستی‌اش را در درک از مناظره با کسروی نشان داده بود: یا تسلیم شدن کسروی به نظرات وی یا ترور شدن». وی در کلام و رفتار به وضوح این ویژگی را به نمایش ‌می‌گذاشت. برخورد توهین آمیز او به محمد مصدق در مرداد ۱۳۳۰ خورشیدی، و نیز نسبت به ‌‌آیت‌الله بروجردی که خطاب به وی گفت: «ای بشر بی‌وفا، به خدا، سگ باوفا، از تو بی‌وفا شریف‌تر است» نمونه‌هائی از برخوردهای زبانی و شفاهی نواب صفوی هستند. نواب صفوی در بهمن ۱۳۳۱ برای مقابله با مخالفان خود، زیر نظر عبدالحسین واحدی کمیته مجازات نیز تشکیل داد.
نواب صفوی علیرغم تندخوئی‌های خود علاقمندان بسیاری در میان نام دارانِ مذهبی داشت. مهدی بازرگان و عزت الله سحابی مخفیانه به ملاقات نواب صفوی و خلیل طهماسبی ‌می‌رفتند. و…..» (6)
«…یادمه یه روز یه وعظ درست کردن تو مسجد شاه که اعلیحضرت می‌خواست بره مسجد شاه. همون روز ‌‌آیت‌الله کاشانی هم میره مسجد شاه. بازاریا و جمعیت زیادی جمع شدن اونجا و بعد همونجا کاشانی یه نامه‌ای داد به اعلیحضرت، نگو آزادی خلیل طهماسبی رو میخواست که مردم یه دفعه صلوات فرستادن. من اونوقت دنبال کاشانی بودم. مردم یهو پشت سرهم دوسه تا صلوات فرستادن و شاه که نامه رو دید دستور داد بالاخره خلیل رو آزاد کردن. (کاشانی برای آزادی خلیل طهماسبی یک ماده واحده هم به مجلس برد: «چون جنایت حاج علی رزم آرا و حمایت او از اجانب بر ملت ایران ثابت است بر فرض آنکه قاتل او استاد خلیل طهماسبی باشد، از نظر ملت بی گناه و تبرئه شناخته می‌شود». طهماسبی در 24 آبانماه 1331 آزاد شد و بعد به دیدار کاشانی و مصدق رفت»(7) خلیل طهماسبی نجار بود، اما او را استاد ‌می‌خواندند. وی بعد از ترور ناموفق حسین علاء در 27 دی ماه 1334 به همراه نواب صفوی، مظفر ذوالقدر و محمد واحدی اعدام شد.
بعد از اعدام نواب صفوی اعضای فدائیان اسلام با برگزاری جلسات عمومی اما به شکل کلاس‌های قرآن و مراسم عزاداری در مسجدهایی همچون مسجد مهدیه در خیابان رزم آرا و مسجدی در خیابان بوذرجمهری توسط آقایان بهاری، رفیعی و صراف‌زاده به عنوان انجمن دانش و آموزش جوانان فعالیت شان را ادامه دادند. پس از چندی هیئت‌های موتلفه اسلامی ادامه دهنده‌ی راه جمعیت فدائیان اسلام شدند. هیئت دروازه‌ای‌‌ها یا گروه مسجد امین الدوله (مهدی عراقی و حبیب‌الله عسکر اولادی)، هیئت اصفهانی‌ها (اسدالله بادامچیان و روح الله خمینی) و گروه مسجد شیخ علی (صاق امانی و محمد صادق اسلامی) ستون‌های اصلیِ این تشکل شدند، که «اصناف بازار خرج شان را ‌می‌دادند». سه روحانی درراس این هیئت قرارگرفتند: مرتضی مطهری، سیّد محمد بهشتی و محی الدین انواری، و بازوی نظامی و ترور این هیئت نیز حاج امانی، بخارائی، هرندی، نیک نژاد و مهدی عراقی بودند. این هیئت بعد از فروردین 1342 کارش را شروع کرد: «…در تهران و شهرستآن‌ها 500 جلسه داشتیم که سیصد و خرده‌ای از آن در تهران بود.»
یکی ازنقاط اتکای این گروه دسته بندی‌های جاهلی و لاتی در هیئت هاو تکیه‌‌ها و دسته‌های عزاداری و سینه زنی بود.
پیش از انقلاب بهمن 1357 اکثر جاهل‌ها و لات‌های متدین گردانندکان هیئت‌های مختلف عزاداری و راه‌اندازان دسته‌های سینه زنی و تکایا بودند، هیئت ابوالفضلی‌های باغ فردوس و هیئت بنی فاطمه و هیئت‌های اطراف بازار و محله‌های پاچنار، مولوی و میدان خراسان را جاهل‌ها و لات‌های محله اداره ‌می‌کردند. این هیئت‌‌ها شاخه‌‌ها و شاخک‌های جمعیت فدائیان اسلام و هیئت‌های موتلفه شدند و زیر پوشش عزاداری فعالیت‌های سیاسی- مذهبی انجام ‌می‌دادند. جاهل‌ها و لات‌های فدائیان اسلامی یا متدین و گروه ترور فدائیان اسلام وهیئت‌های موتلفه، در زمره قسی‌القلب‌ترین جاهل‌ها و لات‌ها بودند. در کنار قتل‌‌هائی که نواب صفوی و دیگر اعضای این جمعیت مرتکب شدند، قتلی که محسن رفیق دوست در زمان رژیم پهلوی مرتکب شد، و یا جنایت‌های گروه قنات در جهرم که علی محمد بشارتی از سازمان دهندگان آن بود، یا جنایت‌های حاج داود رحمانی در زندان نسبت به زندانیان سیاسی، در تداوم فکر و رفتاری بود که فدائیان اسلام پایه گذارش بودند. از بازماندگان گروه ترور، حاج مهدی عراقی چهره شاخص جاهل‌ها و لات‌های متدین است. وی با شرح ماجرای حمله به روزنامه‌ای که کاریکاتور نواب صفوی را چاپ کرده بود، شخصیت و رفتار لاتی خود و دارو دسته‌اش را نشان ‌می‌دهد:»… رفیقمان گفت برویم سر پاچنار من یک مشت از این لات و لوت‌‌ها را جمع ‌می‌کنم… رفتیم زورخانه و دیدیم یک مشت جاهل‌ها‌‌‌ی کوتاه و بلند، خلاصه یا علی یا علی دارند ورزش ‌می‌کنند. گفت بیائید برویم، راه افتادند آمدند اول خیابان فردوسی… گفتیم حمله به چاپخانه… همه چاپخانه را این بچه‌‌ها پذیرایی کردند. جعبه هایی که تویش حروف بود از طبقه دوم همه‌اش ‌می‌آمد تو حیاط. دو سه تا از این بچه‌‌ها با چوب افتادند به جان ماشین ‌می‌خواستند با چوب، ماشین را بشکنند، گفتم بابا این که با این شکسته نمی‌شود، یک دست زدیم خلاصه‌اش این دیس از زیر ماشین آمد بیرون و حروف‌‌ها ریخت زمین… رفتیم تو قسمت حروف چینی، دیدیم کلیشه‌‌ها آن وسط است چاقو را بچه‌‌ها در آوردند، کلیشه‌‌ها را تکه تکه کردند و حروف را هم، همه را به هم زدند.»(8)
» …در جلسات اعضای فدائیان اسلام محمد اردهالی هم گاهی در همان درگاهی ‌می‌ایستاد و صحبت ‌می‌کرد. یک بار در بین سخنانش گفت هرکس با این سّید جلیل القدر (آقای کاشانی) مخالف باشد حلال زاده نیست و باید برود از مادرش بپرسد… شیخ مهدی شریعتمدار هم بود. محاسنی داشت و پالتوی بلندی ‌می‌پوشید و وکیل دادگستری بود. یک شب ماه رمضان گفت، وقتی به کسی اعتراض کردم که چرا در ملا عام روزه ‌می‌خوری، گفت: کاری که از خدا پنهان نیست چرا باید از بنده خدا پنهان باشد، و من در جواب گفتم که رختخواب خود و همسرت را وسط چهارراه پهن کن زیرا آن کار هم از خدا پنهان نیست- البته ایشان کلمات دیگری به کار ‌می‌برد که برای رعایت عفت قلم از ذکر آن کلمات معذورم.»(9)
بعدازانقلاب هیئت‌های موتلفه با نام جمعیت موتلفه اسلا‌می‌فعالیت خود را سروسامان داد و وارد شورای مرکزی حزب جمهوری اسلا‌می‌شد. محسن رفیق دوست، اسدالله بادامچیان، مصطفی میرسلیم، علینقی خاموشی زواره‌ای و غفوری فرد برخی از اعضای رهبری و مسولان این جمع شدند. ترور مهدی عراقی و حسن آیت و بسیاری دیگر از رهبران و مسولان این حزب که اعضای هیئت – یا جمعیت موتلفه بودند‌‌‌، و سرانجام انحلال حزب جمهوری اسلامی به سال 1366، افراد این گروه را بر آن داشت که برای ادامه‌‌‌ی حضور در ساختار سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی به فکر راه و چاره باشند. اتاق بازرگانی، کمیته امداد، بنیاد مستضعفان و جانبازان، دانشگاه آزاد، شبکه‌های تجارت، بازار و امر توزیع بیش از پیش هدف های این جمع قرار گرفتند. این جمع که ارگانی به نام «شما» نیز منتشر کرده است، در شکل دهی و کنترل گروه‌های فشار و کشتار، انصار حزب‌الله و نشریاتی مثل شلمچه و لثاراث الحسین شرکت فعال داشته است. اداره زندان‌ها، شکنجه و کشتار در زندان‌ها و بیرون از زندان‌ها نیز بخشی از فعالیت این مجموعه بوده‌اند. اسداللّه لاجوردی، حسینعلی نیری، علی رازینی و محمد علی امانی نام‌ها‌‌‌ی مطرح حوزه زندان و قضا بوده‌اند. محمد علی امانی ریاست زندان اوین، معاون سیاسی اسدالله لاجوردی، و دبیر هیات اجرایی موتلفه اسلامی گفته است: «زندان و شکنجه از همان آغاز از طرف موتلفه سازماندهی و اعمال ‌می‌شد.» این حضور نه فقط درحوزه‌‌‌ی اقتصاد که درهمه‌ی نهادها و ارگان‌های حکومتی چشمگیر بوده است. عبد خدائی عامل ترور دکتر فاطمی چند دوره نماینده مجلس شورای اسلامی و بعد سفیر ایران در واتیکان شد.
ازمجموعه‍ی جمعیت یا هیئت‌های موتلفه اسلامی به عنوان حزب موتلفه اسلامی نیز نام می‌برند که با «مرام اسلام گرائی – اصولگرائی» فعالیت ‌می‌کنند.»
ادامه دارد
****

منابع و توضیح ها:
*مصاحبه خزعلی با «دُر تی وی»/ برگرفته از گویا نیوز
news.gooya.com
1- جاهل و لات غیرمسلمان و غیر مذهبی، ارمنی، آسوری و زرتشتی و چپ گرا نیز داشته ایم، » … در چهارراه مخبرالدوله مصطفی کلیائی (مصطفی زاغی)، از بزن بهادرهای چهارراه سید علی با جمعی از اوباش ارامنه به دسته‌های قبلی پیوستند. اینان در مسیر خود دفاتر روزنامه‌ها و احزاب و جریان‌ها و افراد مخالف دربار را تخریب می کردند و یا به آتش می کشیدند.» (ر.ک به لومپن‌ها درسیاست عصر پهلوی، مجتبی زاده محمدی ص 140 و ص 162/ و نیز محمود تربتی سنجابی، کتاب کودتا سازان، موسسه فرهنگ کاوش، سال 1376
2- تحلیل حمید رضاجلایی پور: اقتدارگرایی اخیر و چهار پیامد سیاه آن در ایران، شنبه 9 مرداد 1389- ادوار نیوز  advar-news.biz
3- ناگفته‌ها، خاطرات حاج مهدی عراقی، پاریس، پائیز (1978) 1357، به کوشش: محمود مقدسی و..، موسسه خدمات فرهنگی 4- رسا، تهران، چاپ نخست 1370، ص 176-175
5- نواب صفوی و فدائیان اسلام ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی
ر.ک به تارنمای جمعیت فدائیان اسلام
6- حمید شوکت، پرواز در ظلمت / به نقل از حسین شاه حسینی
7- محمد علی سفری، کاپیتولاسیون- قلم و سیاست، از استعفای رضا شاه تا سقوط مصدق/ و برگرفته از خاطرات شعبان جعفری ص 115
8- ناگفته‌ها، خاطرات مهدی عراقی ص 45
9- علی ارشادی فر، برگ‌هایی از دفتر خاطرات، در محضر آیت‌الله کاشانی، شهروند- تگزاس، شماره 777، بیست و ششم خرداد 1385، ص 

Published in: on 29 ژوئن 2017 at 8:35 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

ژنرال اچ. آر. مک‌مستر، مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ، ایران را متهم کرده‌است که «به چرخه‌ای از نبردهای فرقه‌ای، به این منظور که جهان عرب را همیشه ضعیف نگه دارد، دامن می‌زند».

مشاور امنیت ملی ترامپ: ۸۰ درصد نیروهای موثر حامی اسد از طرف ایران هستند


Thu 29 06 2017 



مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهوری آمریکا، روز هفتم تیرماه با متهم کردن ایران به «ایجاد چرخه‌ای از نبردهای فرقه‌ای»، می‌گوید اکثریت چشم‌گیری از نیروهای حامی بشار اسد در سوریه، شبه‌نظامیان سازمان‌دهی‌شده از طرف تهران هستند. مک‌مستر در عین حال تاکید کرده دلیل اصلی حضور آمریکا در سوریه «نابودی داعش» است.

ژنرال اچ. آر. مک‌مستر، مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ، ایران را متهم کرده‌است که «به چرخه‌ای از نبردهای فرقه‌ای، به این منظور که جهان عرب را همیشه ضعیف نگه دارد، دامن می‌زند».

مک‌مستر در جریان کنفرانسی در «مرکز امنیت نوین آمریکا» گفته، تهران مسئول بخش عمده مشکلات در سوریه است و افزوده است که ۸۰ درصد نیروهای موثر حامی بشار اسد در جنگ داخلی آن کشور، از طرف ایران سازمان‌دهی می‌شوند.

ایران نقش خود و نیروهای سازمان‌دهی‌شده از دیگر کشورها که از شیعیان تشکیل شده‌اند را انکار نمی‌کند. تهران می‌گوید این نیروها به درخواست دولت بشار اسد که همچنان دولت شناخته‌شده از سوی سازمان ملل متحد است، به سوریه فرستاده می‌شوند.

ایالات متحده، که خواستار کناره‌گیری اسد از قدرت است، بارها ایران را متهم به دخالت در اوضاع داخلی و تشدید جنگ سوریه کرده‌است.

مشاور امنیت ملی ترامپ در سخنان روز چهارشنبه خود گفته است «ما باید اقدامات به‌مراتب بهتری برای جلوگیری از اقدامات ایران انجام دهیم».

مک‌مستر در عین حال تاکید کرده «دلیل مشخص» حضور ایالات متحده در سوریه «نابود کردن داعش» است. او می‌گوید آمریکا نباید اجازه دهد که این گروه حیطه امنی برای خود در عراق یا سوریه ایجاد کند، باید جلوی ارسال منابع مالی به آن‌ها را بگیرد و «ایدئولوژی» آن‌ها را از درجه اعتبار ساقط کند.

در کنار سخنان مشاور امنیت ملی ترامپ، یک مقام ارشد ارتش آمریکا روز جمعه گذشته، تلویحا از حضور نیروهای بشار اسد در نبردها علیه گروه موسوم به حکومت اسلامی در شرق سوریه، «استقبال» کرده بود.

سرهنگ رایان دیلن، سخنگوی ائتلاف به رهبری آمریکا، در جمع خبرنگاران سخنانی مشابه اظهاراتِ روز چهارشنبه مک‌مستر در مورد نابودی داعش به‌عنوان یک هدف اصلی، مطرح کرد. او همچنین گفته بود اگر دیگران، از جمله نیروهای دولتی سوریه، یا متحدان آن، خواستار نبرد با افراطیون هستند «ما قطعا مشکلی با این موضوع نداریم».

این گفته‌ها در رسانه‌های ایالات متحده نیز بازتاب پیدا کرده و روزنامه واشینگتن‌پست آن را «نشانه روشنی» از عدم تمایل ارتش آمریکا برای رویارویی نظامی با نیروهای اسد یا حامیان آن توصیف کرده‌است.

سرهنگ دیلن در بخشی از سخنان خود در جمع خبرنگاران گفته بود «کار ما کشتن داعشی‌ها است. این چیزی‌ست که ما مایل به انجام آن هستیم. و اگر حکومت سوریه می‌خواهد چنین کاری انجام دهد و مایل است در همین راستا، بر بوکمال یا دیرالزور یا هرجای دیگری متمرکز شود، به این معنی‌ست که ما دیگر لازم نیست این کار را (کشتن نفرات داعش را) در این مناطق انجام دهیم».

از سوی دیگر اما، طی هفته‌های گذشته گزارش‌های مختلفی منتشر شده که حاکی از عدم تمایل واشینگتن به گشایش مسیر ارتباطی میان عراق و سوریه، و دسترسی ایران به آب‌های دریای مدیترانه از طریق نیروها و چهره‌های مورد حمایت این کشور حکایت دارند.

ائتلاف به رهبری آمریکا در هفته‌های اخیر، در مواردی، مستقیما با نیروهای اسد و حامیان آن درگیر شده، که از جمله آن‌ها سرنگونی یک جنگنده ارتش سوریه در اطراف رقه بوده‌است. آمریکا می‌گوید تمامی این درگیری‌ها در پی هشدارها، پس از حملات یا نگرانی از آسیب رسیدن به ائتلاف و شبه‌نظامیان مورد حمایت آن، انجام شده‌است.

Published in: on 29 ژوئن 2017 at 8:26 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

براساس گزارش‌ها، در افغانستان برخی از فرماندهان پیشین، جنگ‌سالاران و عده‌ای از سیاست‌مداران و افراد ثروتمند بچه‌بازی را نماد داشتن شأن و قدرت می‌پندارند.‏

چرا «بچه‌بازی» در افغانستان همچنان رایج و رواست؟

چرا «بچه‌بازی» در افغانستان همچنان رایج و رواست؟

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین گزارش خود در مورد خشونت‌های جنسی در مناطق جنگی از دولت افغانستان خواسته است که بچه‌بازی را جرم اعلام کند.‏

براساس گزارش‌ها، در افغانستان برخی از فرماندهان پیشین، جنگ‌سالاران و عده‌ای از سیاست‌مداران و افراد ثروتمند بچه‌بازی را نماد داشتن شأن و قدرت می‌پندارند.‏

بر اساس قانون کیفری افغانستان، تنها زنا و لواط جرم است و در مورد بچه‌بازی به‌صراحت چیزی گفته نشده است.‏

در این باره در چشم‌انداز بامدادی پنج‌شنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ (۲۹ ژوئن ۲۰۱۷) گزارشی از حسیب عمار پخش شد.

Published in: on 29 ژوئن 2017 at 8:10 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

وقتی هفته پیش کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح ایران، خبر از کشف اجساد «۱۷۵ غواص شهید» عملیات کربلای ۴ در پی «عملیات اخیر» این کمیته داد، احتمالا کمتر کسی شدت و نوع واکنش افکار عمومی به این خبر را پیش بینی می کرد.

رمزگشایی از ‹ناگفته های› کربلای ۴

مهمترین معمای عملیات کربلای ۴، اصرار فرماندهی ارشد سپاه بر اجرای آن، با وجود شواهد فراوان لو رفتن عملیات بود

وقتی هفته پیش کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح ایران، خبر از کشف اجساد «۱۷۵ غواص شهید» عملیات کربلای ۴ در پی «عملیات اخیر» این کمیته داد، احتمالا کمتر کسی شدت و نوع واکنش افکار عمومی به این خبر را پیش بینی می کرد.

این خبر در شرایطی منتشر می شد که در بهمن ماه ۱۳۸۸، خبرگزاری فارس به نقل از «منابع محلی عراقی» نوشته بود «احتمالاً بیش از ۱۷۰ پیکر شهدای ایرانی» عملیات کربلای ۴ هنوز در داخل خاک آن کشور هستند.

شباهت تخمین ۱۷۰ نفری اعلام شده در خبر ۶ سال پیش فارس و خبر ۱۷۵ نفری جدید، قابل توجه به نظر می‌رسید. ولی هر چه بود، انتشار خبر جدید با توجه گسترده رسانه ها و شبکه های اجتماعی مواجه شد. در عین حال، این خبر نتیجه غیرمنتظره ای نیز داشت و آن، جلب توجه کم سابقه مخاطبان به دلایل شکست عملیات کربلای ۴ در سال ۱۳۶۵ بود.

شدت این واکنش ها به حدی بود که در ابتدای هفته جاری، کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح با انتشار بیانیه‌ای، بدون توضیح بیشتر از کسانی «به دنبال کودتا و بر اندازی» بوده اند انتقاد کرد که خبر کشف اجساد غواصان را «حربه ای قرار داده اند تا پنجه ای بر پیکر نظام بکشند».

این کمیته از سوی دیگر، همچنین بدون توضیح بیشتر، به عده ای که در مورد «این فاجعه دچار تردید شده اند» وعده داد که «در زمان مناسب، سیم ها و طناب ها و دیگر ابزاری که این جنایت با آنها صورت پذیرفته را به نمایش خواهد گذاشت». واکنشی که ظاهرا، حکایت از وجود کسانی داشت که در مورد اطلاع رسانی‌های کمیته جستجوی مفقودین «دچار تردید» هستند.

شکست کربلای ۴

عملیات کربلای ۴، سوم دی ماه ۱۳۶۵ آغاز شد و هدف اصلی آن، تصرف شهر بصره بود. اما در عمل، این عملیات به بزرگترین شکست – و البته نه پرتلفات ترین عملیات – ایران در طول جنگ هشت ساله با عراق انجامید و تنها یک روز بعد متوقف شد.

در همین مدت کوتاه، تعداد زیادی از نیروهای ایرانی کشته، زخمی یا مفقودالاثر شدند. اکبر هاشمی رفسنجانی در بخشی از خاطرات سال ۱۳۶۵ خود، تلفات این عملیات را به نقل از علی شمخانی فرمانده وقت نیروی زمین سپاه چنین گزارش می کند: «نزدیک ۱۰۰۰ شهید و ۳۹۰۰ مفقودالاثر داشتیم که اکثر آنها را باید شهید حساب کرد و حدود ۱۱ هزار مجروح .» روایت عراقی ها از تلفات ایران، البته بسیار بیشتر از اینهاست.

نکته قابل تامل در مورد آمار تلفات ایران در این عملیات، نسبت نامتعارف تعداد کشته ها به ناپدیدشدگان، مطابق روایت فوق است: مشخصا اینکه به ازای هر ۱ کشته، تقریبا ۴ نفر ناپدید شده اند.

برای درک بهتر معنای این نسبت، کافی است اشاره شود که به گفته یحیی رحیم صفوی مسئول وقت عملیات سپاه، در عملیات بعدی ایران یعنی کربلای ۵، حدود ۷۶۰۰ نیروی ایرانی کشته و حدود ۳۵۰۰ نفر مفقودالاثر شدند که تقریبا به معنی نسبت «۱ به نیم» بود. این در حالی است که نسبت ناپدیدشدگان ایران در کربلای ۵، به عنوان پرتلفات ترین عملیات ایران در طول جنگ، بیش از حد متعارف بود.

تعداد زیاد مفقودالاثرهای ایران در عملیات کربلای ۴، که ناشی از عواملی همچون از هم پاشیدن سریع عملیات، عقب نشینی های سریع و رها شدن اجساد بسیاری از کشته شدگان در دست نیروهای عراقی بود، باعث شده تا از آن زمان تاکنون، موضوع «اجساد شهدای کربلای ۴» به یکی از دغدغه های آشنای مرتبط با دوران جنگ تبدیل شود. دغدغه ای که به طور اجتناب ناپذیر، حساسیت شدید افکار عمومی را نسبت به اخبار مرتبط با کشف بقایای کشته شدگان و دلایل شکست این عملیات به دنبال داشته است.

در دی ماه ۱۳۹۲ محمداسماعیل کوثری از فرماندهان سپاه پاسداران در زمان جنگ گفت که بعد از کربلای ۴، اکبر هاشمی رفسنجانی در جلسه فرماندهان سپاه گفته نمی داند در خطبه های نمازجمعه تهران باید چگونه سرنوشت عملیات را به مردم توضیح بدهد و گلایه کرده است که در همان جلسه، ۲۵ نفر از فرماندهان سپاه صحبت کرده اند و حتی «حرف ۲ نفرشان هم یک جور نبوده است».

در خاطرات سال ۱۳۶۵ آقای رفسنجانی، اشاره ای دیگر به ناهماهنگی های پیش از عملیات وجود دارد که از «غافلگیر» شدن خود وی از خبر شروع عملیات خبر می دهد. وی در سوم دی ماه ۱۳۶۵ نوشته است: «معلوم نبود که امشب حمله آغاز می‌شود یا خیر؟ آقای سنجقی را به منطقه فرستادیم. نزدیک ساعت ده خبر دادند که عملیات با نام کربلای چهار آغاز شده‌است؛ غافلگیر شدیم.»

نکته عجیب در مورد «غافلگیری» اکبر هاشمی رفسنجانی از شروع عملیات کربلای ۴ این است که ظاهرا شروع این عملیات، به هیچ وجه برای عراقی ها غافلگیر کننده نبود. به عبارت دیگر، عملیات کربلای ۴ قبل از انجام، «لو رفته بود».

لو رفتن عملیات

در خاطرات منتشر شده در ایران راجع به عملیات کربلای ۴، اشاره های متعددی راجع به قرائن لو رفتن عملیات قبل از شروع آن وجود دارد. جدیدترین اثری که در این مورد منتشر شده، خاطرات میرزا محمد سلگی از فرماندهان سپاه در زمان جنگ تحت عنوان «آب هرگز نمی‌میرد» است که اخیرا -سوم خرداد- رونمایی شده است.

این کتاب تصریح دارد که در آستانه کربلای ۴ «یک اشکال اساسی ما را تهدید می‌کرد و آن عدم رعایت اصول امنیتی و اطلاع دشمن از حضور قریب یکصد هزار نیروی ایرانی در عقبه این منطقه بود.» به نوشته آقای سلگی، وجود شواهد اطلاع احتمالی عراقی ها از عملیات، «موجی از نگرانی» را در سپاه ایجاد کرده بود. اقدام عراق به بمباران اردوگاه غواصانی که قرار بود عملیات را شروع کنند، یا استقرار «سنگرهای متعدد تیربار و حتی پدافند ضدهوایی» در حاشیه اروند رود که قرار بود محل شروع عملیات ایران باشد، از جمله این شواهد بودند.

در دی ماه ۱۳۹۳، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ مطلبی تفصیلی را در همین زمینه منتشر کرد که بعدها، عینا در تعدادی از سایت های مربوط به تاریخ جنگ نیز منتشر شد و شرح کاملی را از شواهد افزایش آمادگی عراق در آستانه عملیات ارائه می داد. شواهدی که از شدت گرفتن بمباران و آتش توپخانه عراق پیش از کربلای ۴ گرفته، تا شلیک مکرر منور بر روی اروند رود، آن هم درست در آستانه شروع عملیات را شامل می شد.

بنابر گزارش مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، با وجود تمام این شواهد و «با آنکه اوضاع نگران کننده به نظر مى رسید، اما تحلیل کلى فرماندهى آن بود که شرایط عادى است». بنا بر همین گزارش، به محض ورود غواصان ایرانی به اروند، نیروهای عراقی که با استفاده از منور سطح آب را کاملا روشن کرده بودند، با تیربارهای سنگین و حتی ضدهوایی دست به کشتار نیروهای ایران زدند. با وجود این، همچنان نظر فرماندهی قرارگاه عمل کننده این بود که «شرایط حاد نیست».

محسن رضایی، در فصل ششم کتاب «جنگ به روایت فرمانده»، در مورد میزان «غافلگیری» عراق قبل از عملیات کربلای ۴ نوشته است: «تا یک هفته قبل از عملیات بر اساس ارزیابی فرماندهان، غافلگیری در حدود ۸۰ درصد بود، اما از یک هفته به عملیات هر چه به شب عملیات نزدیک می‌شدیم، این رقم کاهش می‌یافت تا حدی که شب عملیات به حدود ۵۰ درصد رسیده بود.» نوشته ای که در آن، توضیح بیشتری راجع به نحوه محاسبه چنین درصدهایی ارائه نشده است.

فرمانده سپاه در زمان جنگ، می افزاید که در شب عملیات «تصمیم گرفتیم طوری عمل کنیم که اگر تا قبل از روشن شدن هوا متوجه لو رفتن عملیات شدیم، عملیات را متوقف کنیم.» وی در عین حال تاکید می کند که فرماندهان لشکرهای عمل کننده را از این تصمیم آگاه نکرده «چرا که باید با قاطعیت می‌جنگیدند و نباید تزلزلی در آن‌ها به وجود می‌آمد».

اظهارات آقای رضایی به معنی آن است که فرماندهی تصمیم گرفته بوده که با وجود ریسک «۵۰ درصدی» لو رفتن عملیات، آن را در شب سوم دی شروع و درصورت موفقیت آمیز نبودن، قبل از صبح متوقف کند.

با وجود این، بنا بر گزارش مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، حتی روز بعد نیز «در پى اظهار خوش بینى چند تن از فرماندهان» عملیات ادامه پیدا کرده، اما از حدود ساعت ۱۱ صبح عراق علیه مواضع رزمندگان ایرانی دست به پاتک زده و سرانجام، یک ربع قبل از نیمه شب چهارم دی، توقف عملیات اعلام شده است.

این گزارش، البته اندکی با روایت محسن رضایی تفاوت دارد که در کتاب «جنگ به روایت فرمانده» می نویسد: «هنگامی که عملیات شروع شد، بعد از گذشت چند ساعت یقین پیدا کردیم که عملیات لو رفته است. و با این شرایط دیگر غافلگیری معنا نداشت. بنابراین از نزدیکی‌های صبح [چهارم دی] به نیروها دستور داده شد که برای برگشت خودشان را آماده سازند و نیروها تقریباً تا قبل از ظهر به عقب برگشتند.»

تناقض در مورد عامل لورفتن عملیات

در پی واکنش های خبر کشف بقایای ۱۷۵ غواص کشته شده در عملیات کربلای ۴، خبرگزاری فارس در روز دوم خرداد گزارشی را منتشر کرد که مقصر لو رفتن عملیات را سازمان مجاهدین خلق، جبهه ملی و نهضت آزادی می دانست و با وجود همه اینها می افزود: «بنا بر اظهارات فرماندهی کل سپاه، لو رفتن عملیات از رده‌های بالای سیاسی کشور صورت گرفته است.»

گزارش فارس، در اثبات اتهامی که متوجه نهضت آزادی دانسته بود، به مصاحبه ای از محمد اسماعیل کوثری از فرماندهان سابق سپاه و نماینده فعلی مجلس اشاره می کرد که مدعی «نقش نهضت آزادی در جمع‌آوری اطلاعات مربوط به عملیات کربلای ۴ و انتقال این اطلاعات به سرویس‌های جاسوسی غربی (آمریکا) و در نهایت دستگاه امنیتی عراق» شده بود.

نهضت آزادی ایران، که بعد از بازپس گیری خرمشهر در سال ۱۳۶۱ طرفدار خاتمه جنگ با عراق بود، از آن زمان به بعد به کرات توسط برخی از مدافعان شیوه مدیریت جنگ متهم به همکاری با عراق شده و در مقابل، به دفعات متهم کنندگان را دعوت به محاکمه قضایی متهمان به این همکاری کرده است.

در اظهارنظر دیگر راجع به فاش شدن اطلاعات کربلای ۴، یحیی رحیم صفوی در دی ماه ۱۳۹۳ گفته است که عملیات «به دلیل لو رفتن توسط فرد خبیثی که بعدها پناهنده شد» شکست خورد. وی نیز توضیح بیشتری راجع به این فرد و دلیل عدم افشای نام وی نداده است.

حتی در مهرماه ۱۳۸۵، احمد سوداگر رئیس سابق پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس و از بنیانگذاران اطلاعات عملیات سپاه، در مصاحبه با سایت بازتاب نزدیک به محسن رضایی، بهرام افضلی فرمانده نیروی دریایی ایران در ابتدای جنگ ایران و عراق را عامل لو دادن عملیات کربلای ۴ دانسته است.

سرتیپ سوداگر گفته: «در عملیات کربلای چهار، فردی از قرارگاه به بالا اطلاعات را برده و به عراق داده است… بعدها هم که مشخص شد احتمالا افضلی، فرمانده نیروی دریایی که بعدا اعدام شد، جاسوس سیا بوده و اطلاعات را انتقال داده است.»

این ادعا، در شرایطی مطرح شده که دریادار افضلی، به اتهام توطئه علیه امنیت ملی و جاسوسی برای کا گ ب، در اسفند ۱۳۶۲ یعنی حدود سه سال قبل از عملیات کربلای ۴ اعدام شده بود.

بیان ادعاهایی در این سطح در مورد عاملان لو رفتن عملیات کربلای ۴، احتمالا کمک زیادی به جلب اعتماد افکار عمومی در مورد روایت های برخی مسئولان نظامی سابق و فعلی راجع به این عملیات نکرده است.

اما گذشته از چنین ادعاهایی، تعدادی از مسئولان ایرانی از نقش داشتن ماهواره های جاسوسی ایالات متحده در لو رفتن عملیات کربلای ۴ نیز سخن گفته اند که به نظر می رسد این ادعا، از سوی برخی از منابع آمریکایی نیز تایید شده است.

در یکی از جدیدترین اظهارنظرهای آمریکایی ها در این زمینه، دیوید کریست «مورخ ارشد» و مشاور سابق وزارت دفاع ایالات متحده، در مرداد ۱۳۹۲ در مصاحبه ای با بی بی سی فارسی تایید کرد که ایالات متحده با ارائه اطلاعات عملیات کربلای ۴ به عراقی ها، باعث شکست این عملیات شده است.

به طور کلی آمریکا، حداقل از حدود دو سال قبل از عملیات کربلای ۴ تصمیم به حمایت اطلاعاتی از حکومت عراق گرفته بود. مطابق یک سند از طبقه بندی خارج شده، در سال ۱۹۸۴ رونالد ریگان در دستوری دولت آمریکا را موظف به جلوگیری از سقوط صدام در مقابله با جمهوری اسلامی ایران کرده بود. دستوری که در سال های بعد، به کمک های اطلاعاتی موثر واشنگتن به بغداد انجامید.

در عین حال، به نظر می رسد که پیش از عملیات کربلای ۴، آمریکایی ها به دلایلی ویژه تصمیم به اتخاذ موضعی تهاجمی تر در مقابل ایران گرفته بودند: این عملیات، حدود هفت ماه بعد از سفر محرمانه رابرت مک فارلین مشاور اسبق امنیت ملی آایالات متحده به ایران برای زمینه سازی بهبود روابط صورت گرفت که به گونه ای جنجالی ناکام ماند و به تشدید کم سابقه دشمنی واشنگتن و تهران انجامید.

این در حالی بود که پیش از ماجرای مک فارلین، بهبودی موقتی در روابط ایران و ایالات متحده ایجاد شده بود که به گفته آمریکایی ها، کمک اطلاعاتی و تسلیحاتی محدود این کشور به جمهوری اسلامی در جریان عملیات فتح فاو (عملیات والفجر ۸ در بهمن ۱۳۶۴) را به دنبال داشت.

جان رزمندگان ایران چقدر اهمیت داشت؟

یکی از بزرگترین ابهامات مربوط به عملیات کربلای ۴ آن است که چرا با توجه به شواهد لو رفتن این عملیات، تصمیم به توقف آن گرفته نشد؟

واقعیت آن است شاید هنوز هم نتوان به این سوال پاسخی قطعی داد.

با وجود این، مجموعه روایت های موجود از مسئولان سیاسی و نظامی جنگ حکایت از آن دارند که هم افرادی چون فرماندهان ارشد سپاه که مصر به ادامه جنگ تا «سرنگونی» حکومت صدام حسین بودند و هم کسانی چون اکبر هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی که به دنبال «یک پیروزی» برای خاتمه جنگ از موضع بالا بودند، فتح بصره را ضروری می دانستند.

نیاز به تامین همین هدف بود که نهایتا، به جمع بندی نظام در مورد حرکت قطعی برای فتح بصره و متعاقبا، طراحی عملیات کربلای ۴ در سپاه پاسداران منجر شد. فرماندهی ارشد سپاه، ظاهرا تا حدی مصمم به اجرای این عملیات «سرنوشت ساز» بود که به راحتی زیر بار نمی رفت به خاطر احتمال لو رفتن عملیات و افزایش تلفات، همه چیز را متوقف کند.

طبق خاطرات سال ۱۳۶۳ اکبر هاشمی رفسنجانی، محسن رضایی فرمانده سپاه از مرداد ماه همان سال – یعنی حدود دو سال پیش از کربلای ۴ – در نامه ای به آیت الله خمینی نوشته بود که «اگر مهلت بدهید، دو ساله جنگ را با پیروزی تمام می کنیم.»

جلال الدین طاهری‌ اصفهانی‌، امام جمعه متوفی اصفهان، روایت عجیبی از حضور خود در منطقه در شب عملیات و گفتگویش با حسین خرازی از فرماندهان اصلی جنگ را دارد که تنها دو ماه بعد و در جریان عملیات کربلای ۵ کشته شد.

اظهارات آقای طاهری، که در خرداد ۱۳۸۵ در روزنامه اعتماد ملی منتشر شده، حکایت دارد: «دیدم‌ که‌ عراقی‌ها از منورهایی‌ استفاده‌ می‌کنند که‌ شب‌ را مانند روز روشن‌ می‌کند. به‌ خرازی‌ گفتم‌ خودت‌ را به‌ آقای‌هاشمی‌ برسان‌ و بگو که‌ عملیات‌ لو رفته‌ است‌. خرازی‌ رفت‌ و برگشت‌ و گفت‌ که‌ آقای‌هاشمی‌ گفته‌ که‌ من‌ مقلد امام‌ هستم‌ و باید عملیات‌ انجام‌ شود. من‌ پاسخ‌ دادم‌ که‌ امام‌ هم‌ اگر شرایط‌ را ببینند، اجازه‌ عملیات‌ نخواهند داد. اما به‌ هر حال‌ عملیات‌ انجام‌ شد.»

اگر اکبر هاشمی رفسنجانی در آن زمان واقعا چنین برداشتی داشته، به این معنی است که مدافعان انجام عملیات کربلای ۴، تصمیم خود را به تصویب رهبری جمهوری اسلامی ایران رسانده و چنین تصمیمی، با وجود شواهد ناشی از پرتلفات بودن عملیات، برگشت ناپذیر تلقی می شده است.

به گفته احمد غلامپور از فرماندهان عملیات کربلای ۵، بعد از عملیات کربلای ۴ اکبر هاشمی رفسنجانی، در غیاب فرماندهان ارتش، جلسه ای را با فرماندهان سپاه برگزار کرده و در آن خواسته است اعلام کنند که چه برنامه ای برای ادامه جنگ دارند.

سرتیپ غلامپور می گوید که آقای رفسنجانی به فرماندهان گفته است: «شمایی که اگر کسی حرف آتش بس بزند زمین را به آسمان وصل می‌کنید، اگر شما بگویید جنگ، امام هم می‌گوید ادامه بدهید، اگر شما بگویید نه، امام هم می‌گوید نه، چون نگاه امام به شما است، اگر می‌خواهید بجنگید، معطل نکنید مملکت و کشور و اینها را. اگر هم نمی‌خواهید بجنگید خودتان بروید به امام بگویید ما نمی‌توانیم بجنگیم، من هم نمی‌روم چون اگر من بروم امام فکر می‌کند من از خودم گفتم.»

روایت این جلسه، نشان می دهد که تصمیمات آیت الله خمینی در مورد جنگ و عملیات نظامی، تا چه حد تحت تاثیر ارزیابی های فرماندهان ارشد سپاه بوده است.

البته، همه اینها به معنی موافقت همه فرماندهان سپاه با شیوه اداره جنگ نبوده است. در تمام طول جنگ، نشانه هایی متعدد از مخالفت جدی گروهی از فرماندهان با نحوه اداره جنگ وجود داشته که بسیاری از آنها در جریان نبرد جان خود را از دست داده اند. هرچند گروه دیگری از آنان نیز زنده هستند.

محور بخش مهمی از این مخالفت ها، نوع نگاه برخی تصمیم گیران جنگ به موضوع تلفات انسانی بوده است. نگاهی که گویی بر مبنای آن، ملاحظه سرنوشت نیروهای رزمنده ایرانی، در حدی تعیین کننده نبوده که مبنای تصمیم گیری راجع به انجام شدن یا نشدن یک عملیات – فارغ از آنکه لو رفته باشد یا نه – قرار بگیرد.

سپاهیان معترض

آیت‌الله منتظری، قائم مقام رهبری در زمان جنگ، در کتاب خاطرات خود، با اشاره به برخی از این مخالفت ها نوشته است: «گاهی بعضی از فرماندهان در کارشان شبهه می‎کردند و می‎گفتند ما داریم زمینه کشته شدن بعضی از این جوان ها را فراهم می‎کنیم، امکانات به ما نمی‌دهند، به جای امکانات ما از نیروهای مخلص استفاده می‎کنیم، فرماندهی قوی نیست، برنامه‌ریزی‌ها قوی نیست، برنامه‌هایمان لو می‎رود،خیلی از برنامه‌هایی که تنظیم شده بود لو رفت و بچه‌های مردم شهید شدند.»

آقای منتظری در مهر ماه ۱۳۶۴، درست یک سال قبل از عملیات کربلای ۴، در نامه ای از آیت الله خمینی پرسیده است: «وقتی بعضی از افراد سابقه دار و متعهد از مسئولین سپاه می آیند و می گویند به داد سپاه برسید که سپاه در حال احتضار است، جواب آنان چیست؟» وی افزوده است: «اگر مرجعی قاطع برای بررسی خطاها و ضعف ها و تقصیرات منجر به شکست های پی در پی در دو سال اخیر در جبهه ها وجود داشت و برای جان هزاران جوان که مفت و در اثر بی احتیاطی ها از دست می روند ارزش قائل بودیم اوضاع جنگ و جبهه ها بهتر از حال بود.»

محسن رضایی در اسفند ۱۳۸۹، در اشاره ای جداگانه به مخالفان فرماندهی ارشد سپاه می گوید: «چون عملیات‌های بعد از فتح خرمشهر مثل رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر۱ و خیبر به نتایج مطلوبی نرسیده بود، لذا بین برخی از فرماندهان همچون شهید رستگار و شهید بهمنی [دو تن از فرماندهان معترض سپاه که در عملیات بدر کشته شدند] ابهاماتی به‏وجود آمده بود که باید به همین سبک به جنگ ادامه دهیم یا سبک دیگری را انتخاب کنیم. بنابراین اعتراضاتی در سپاه تهران شکل گرفت که این اعتراضات عمدتا درباره نحوه ادامه عملیات‌ها بود.»

کتاب خاطرات سال ۱۳۶۳ اکبر هاشمی رفسنجانی، روایت های جزئی تری را از شدت مخالفت های داخلی با فرماندهی سپاه ارائه می کند. این کتاب، به عنوان نمونه در ۲۷ آبان ماه از گزارش فضل الله محلاتی نماینده آیت الله خمینی در سپاه در مورد «موج مخالفت با فرماندهی سپاه» حکایت دارد، و در ۱ آذر از درخواست محسن رضایی برای «برخورد خشن تر و تنبیه مخالفان» فرماندهی خبر می دهد.

در سالگرد شروع جنگ ایران و عراق، شبکه یک تلویزیون ایران برای اولین بار سخنرانی غلامحسین افشردی، معروف به حسن باقری، از فرماندهان معروف جنگ را پخش کرد که در جمع تعدادی از همسنگران خود، از نحوه مدیریت جنگ انتقاد می کرد. وی، که در بهمن ۱۳۶۱ در فکه کشته شد و آن قدر زنده نماند تا شاهد روزهای بدتر دو سال پایانی جنگ باشد، ظاهرا سخنرانی خود را پس از عملیات رمضان بیان کرده بود که نخستین عملیات ناکام ایران به سمت بصره محسوب می شد.

حسن باقری در جریان این سخنرانی می گوید: «خیلی برای ما راحت شده که ۳۰۰ تا جنازه رو توی عملیات بذاریم وسط معرکه بیاییم عقب. کار کردن [برنامه ریزی] قبل از عملیات خیلی سخت شده، ولی تلفات دادن در داخل عملیات خیلی ساده شده. هیچ به روی خودمون هم نمیاریم.»

او به تلخی گلایه می کند: «اول جنگ بچه های تبریز تو دهلاویه ۷۰ تا شهید دادن، خدا شاهده همه تنشون می لرزید. حالا، هزار تا، دو هزار تا، سه هزار تا، اصلا انگار نه انگار. اگر فردا هم بهمون بگن صد هزار تا، مثل اینکه عددها دیگه، یک با هزار دیگه فرقی نداره.»

این فرمانده لشکر، در ادامه خاطره ای عجیب را نقل می کند که حکایت دارد: «تخریبچی [پاکسازی کننده میدان مین] اومده می گه آقا، یه گردانی رو معبر کنار دستش [رو] باز کردیم. به فرمانده گردان می گیم آقا، معبر [پاکسازی شده از مین] ۳۰۰ متر دست چپه، بیار نیروهات رو از دست چپ، از تو معبر میدان مین ببر. اومده به بچه ها می گه کی داوطلبه بره رو میدان مین؟»

حسن باقری هشدار می دهد: «من خودم جوابی ندارم برای این [روش] روز قیامت بدم. اگه برادرا جواب دارن، خوش به حالشون.»

Published in: on 29 ژوئن 2017 at 7:47 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

ایران و افغانستان را منتشر کرد. از سال ٢٠٠٠ میلادی و زمان تصویب قانون «حمایت از قربانیان قاچاق انسان

گزارش

چند روز پیش، بخش نظارت بر پدیده قاچاق انسان در وزارت خارجه آمریکا گزارش سالانه خود در مورد رواج این پدیده در کشورهای مختلف جهان، از جمله ایران و افغانستان را منتشر کرد. از سال ٢٠٠٠ میلادی و زمان تصویب قانون «حمایت از قربانیان قاچاق انسان

چند روز پیش، بخش نظارت بر پدیده قاچاق انسان در وزارت خارجه آمریکا گزارش سالانه خود در مورد رواج این پدیده در کشورهای مختلف جهان، از جمله ایران و افغانستان را منتشر کرد. از سال ٢٠٠٠ میلادی و زمان تصویب قانون «حمایت از قربانیان قاچاق انسان» در آمریکا، این گزارش هرساله منتشر شده و در آن، دولت‌های مختلف با توجه به میزان تلاش برای تدوین و اجرای حداقل ضوابط مقابله با پدیده قاچاق انسان در سه رده یک تا سه طبقه‌بندی می‌شوند. رده اول شامل دولت‌هایی است که در این زمینه به خوبی عمل می‌کنند هر چند تهیه‌کنندگان گزارش تاکید دارند که این به معنی محو کامل قاچاق انسان در این کشورها نیست بلکه به اقدامات و تمهیدات قانونی لازم برای مبارزه با قاچاق انسان و تلاش برای اجرای موثر این قوانین ارتباط دارد.

بخش‌های مختلف این گزارش به سوء استفاده جنسی، سوء استفاده جنسی از کودکان، اجبار به کار به خصوص در مورد کودکان، شرایط سخت و اجباری کار خانگی، بیگاری به خاطر بدهکاری و استخدام و به کارگیری کودکان در جنگ ارتباط دارد. این گزارش تاکید دارد که پدیده قاچاق انسان یا برده‌داری نوین لزوما به معنی نقل و انتقال افراد بین کشورها و مناطق مختلف نیست بلکه اصطلاحی است که برای سوء استفاده از انسان‌ها یا «برده‌داری نوین» به کار می‌رود.

مهاجران خارجی
شرایط مهاجران خارجی به خصوص کار اجباری، سوء استفاده از کودکان و اعزام به جنگ در خارج از جمله عوامل زمینه ساز قاچاق انسان در ایران عنوان شده است

در گزارش سال ٢٠١٧، ایران از کشورهایی است در رده سوم قرار گرفته‌اند.

در مورد ایران، آمده است که قوانین موجود اگرچه به این موضوع پرداخته اما در موارد متعدد، شامل حداقل ضوابط لازم برای مقابله موثر با قاچاق انسان نیست. اما مهمتر از آن، جنبه اجرایی این قوانین است که به خاطر برخی ضوابط ناظر بر روند رسیدگی قضایی، سیاست‌های حکومت و فساد گسترده در رده‌های مختلف جمهوری اسلامی به شکل مناسب اجرا نمی‌شود.

احتمال متهم شدن قربانیان سوء استفاده جنسی به زنا یا تن فروشی و فحشا در محاکم که می‌تواند حتی مجازات اعدام را برایشان در پی داشته باشد، کم ارزش بودن شهادت زنان در محاکم قضایی، پیگرد قربانیان سوء استفاده از نیروی کار مهاجران به اتهام ورود غیرقانونی، اجبار مهاجران به خصوص مهاجران افغان به پیوستن به نیروهای نظامی اعزامی به سوریه و کمک مالی به گروه‌های مسلح در عراق از جمله مواردی است که علیه ایران مطرح شده است. این گروه‌ها به استفاده از جوانان در عملیات نظامی متهم هستند.

همچنین این گزارش از قاچاق پسران و دختران در ایران برای قاچاق جنسی خبر می‌دهد. مشکلات اقتصادی و پدیده‌هایی مانند نیاز به تامین معاش خانواده در شرایط کمبود امکانات شغلی، امید به شرایط بهتر اجتماعی و اقتصادی از طریق مهاجرت به خارج، وجود کودکان خیابانی و فقدان حمایت قانونی لازم از مهاجران خارجی از عواملی است که زمینه قاچاق گسترده انسان در داخل و خارج از مرزهای ایران را فراهم کرده است.

این گزارش از برخی اقدامات از جمله ایجاد مراکزی برای حمایت از قربانیان قاچاق انسان خبر داده اما گفته است که این اقدامات در مقایسه با دامنه مشکل کاملا ناکافی است.

در گزارش وزارت خارجه آمریکا برای سال ٢٠١٧، افغانستان از رتبه سوم به رتبه دوم ارتقاء یافته که دلیل آن اقدامات دولت در زمینه‌های قانونی و اجرایی برای مبارزه با قاچاق انسان عنوان شده است. کشور امارات متحده عربی، که براساس محتوای این گزارش یکی از مقصدهای عمده قاچاق انسان چه برای بهره‌برداری جنسی و چه کار سخت خانگی است، به خاطر تلاش و تعهد دولت به مقابله با این پدیده در رده دوم قرار گرفته در حالیکه عربستان سعودی، به دلیل کمبودهای قانونی و محدودیت حقوق زنان و مهاجران، در کنار ایران در رده سوم جای دارد.

Published in: on 29 ژوئن 2017 at 7:34 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

به گفته مقام های واتیکان، آزار جنسی کودکان جنایت اخلاقی است واتیکان مقابله با کشیشانی که کودک آزاری کرده اند را شدیدتر کرده است.

واتیکان مقررات جدیدی را برای مقابله با کودک آزاری وضع کرد

به گفته مقام های واتیکان، آزار جنسی کودکان جنایت اخلاقی است

واتیکان مقابله با کشیشانی که کودک آزاری کرده اند را شدیدتر کرده است.

رویه جدید در پی انتشار تازه ترین بازنگری مقررات داخلی واتیکان و سند بحران کودک آزاری در کلیسای کاتولیک اتخاذ شده است.

در گامی جدید برای پایان دادن به رسوایی جنسی که در ماه های اخیر دامن گیر کلیساهای کاتولیک جهان شده است، به مقام های واتیکان دستور داده شده با سرعت بیشتری به پرونده های فوری رسیدگی کنند.

در همین حال به کسانی که ادعا کرده اند قربانی کودک آزاری بوده اند، فرصت بیشتری داده شده تا شکایت خود را ارائه کنند. اکنون آنها پس از رسیدن به سن هجده سالگی تا 20 سال فرصت دارند که پا پیش گذاشته و اعلام کنند مورد سوءاستفاده جنسی بوده اند.

بنا به مقررات جدید داشتن یا توزیع مطالب یا تصاویر پورنو از کودکان توسط کشیشان هم از منظر قوانین کلیسا و هم قوانین مدنی جرم محسوب می شود.

همچنین برای اولین بار آزار جنسی افراد معلول وارد حیطه قانونی شده است که تا کنون در مورد کودک آزاری مطرح بوده است.

هر چند مقررات جدید به طور ویژه از اسقف ها نخواسته موارد سوءاستفاده جنسی از کودکان را به پلیس و واتیکان گزارش کنند، سخنگوی واتیکان گفت این موضوع قبلا در دستور العمل کلیساها منظور شده است.

بازنگری جدید، که در 9 سال اخیر بی سابقه بوده است، همچنین شامل قسمتی می شود که می گوید منصوب کردن زنان به سمت کشیشی جنایتی بزرگ است.

پاپ تصمیم گرفته است گروه های کوچکی از زنان کاتولیک را که تلاش دارند در کشورهای مختلف از حق خود برای کشیش شدن دفاع کنند، سرکوب کند.

کلیسای کاتولیک استدلال کرده است که از آن جایی که حضرت مسیح مردان را به عنوان حواریون خود انتخاب کرده است، زنان قانونا نمی توانند کشیش شوند.

این در حالی است که کلیسای انجیلی و بسیاری از کلیسای های اصلاح طلب، زنان را به مقام کشیشی و حتی اسقفی منصوب می کنند.

اما مقام های واتیکان تاکید داشته اند که وارد کردن این موضوع در بازنگری مقررات به این معنی نیست که واتیکان تجاوزر جنسی کودکان را با کشیش شدن زنان به یک اندازه امری خطا می داند.

به گفته مقام های واتیکان، آزار جنسی کودکان جنایت اخلاقی است.

Published in: on 29 ژوئن 2017 at 7:17 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

رسوایی جنسی کلیسا: پاپ بندیکت ۴۰۰ کشیش را خلع لباس کرده بود

رسوایی جنسی کلیسا: پاپ بندیکت ۴۰۰ کشیش را خلع لباس کرده بود

رسوایی جنسی کلیسا 
مدارکی که به تازگی از واتیکان بیرون آمده نشان می‌دهد پاپ بندیکت شانزدهم، پیش از آنکه سال گذشته از مقام خود کناره‌گیری کند ۴۰۰ کشیش را در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ در ارتباط با پرونده رسوایی جنسی پدران روحانی، خلع لباس کرده بود.
این آمار از میان مدارکی که روز پنجشنبه (شانزدهم ژانویه) از سوی واتیکان به سازمان ملل متحد ارایه شد، استخراج شده است.
این نخستین بار است که واتیکان به طور علنی بابت شکایت‌های متعدد سوء رفتار جنسی کشیشان با کودکان مورد مواخذه قرار می‌گیرد.
نمایندگان این اصلی‌ترین نهاد مذهبی مسیحیان، روز پنجشنبه در برابر کمیته ای از سازمان ملل متحد در ژنو حاضر شدند و درباره علت مخفی نگهداشتن این مدارک و این که واتیکان برای پیشگیری از تکرار چنین وقایعی چه کرده، به سوالات پاسخ دادند.
با وجود این، مدافعان حقوق کودکان قربانی می‌گویند کلیسا هنوز به اندازه کافی در این باره «شفاف سازی» نکرده است.

‹ننگ کلیسا›

فدریکو لمباردی، سخنگوی واتیکان، پس از انتشار این آمار توسط خبرگزاری آسوشیتد پرس، ابتدا آن را سوء برداشت از آمار و اسناد تفسیر کرد اما ساعاتی بعد در گفتگو با بی‌بی‌سی، اظهارات خود را اصلاح کرد و گفت که این آمار صحت دارد.
این آمار جدید نشان می‌دهد تعداد کشیشان خلع لباس شده در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ عملا بیش از دو برابر تعداد آنها در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ بوده است. در آن سالها واتیکان برای نخستین بار آمار کشیشان اخراجی را منتشر کرد و تعداد آنها را ۱۷۱ نفر برشمرد اما آمار جدید رقمی حدود ۴۰۰ کشیش را نشان می‌دهد که از تمامی القاب و امتیازات مذهبی خود خلع ید شده اند.
خبرگزاری آسوشیتد پرس همچنین گزارش کرده کلیسا پرونده ۴۰۰ کشیش دیگر را هم برای محاکمه در دادگاه واتیکان یا رسیدگی و برخورد اداری ارجاع کرده است.
پاپ بندیکت شانزدهم، در سال ۲۰۰۵ و هنگامی که اخبار تعدی جنسی گسترده کشیشان به کودکان برای نخستین بار علنی شده بود به عنوان پاپ ۲۶۵ ام سوگند یاد کرد.
با این حال، اوج اخبار مربوط به این رسوایی ها در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ بود که اکنون آمار مربوط به خلع لباس‌ها هم موید آن است.
واتیکان در سال ۱۹۹۰ به معاهده حقوق کودک در سازمان ملل متحد پیوست اما از سال ۱۹۹۴ تا ۲۰۱۲ هیچ گزارشی از اقدامات این نهاد عالی مذهبی در ارتباط با حقوق کودکان به سازمان ملل متحد ارایه نشده بود.
ماه گذشته هم واتیکان از ارایه این اسناد به کمیته صیانت از حقوق کودکان سازمان ملل متحد سر باز زد و گفت این اسناد را تنها در صورتی که یک کشور مستقل آنها را برای رسیدگی قضایی به پرونده ای درخواست کند، تحویل خواهد داد.
پاپ فرانسیس که سال گذشته جانشین پاپ بندیکت شانزدهم شد، روز پنجشنبه (شانزدهم ژانویه) در مراسم موعظه ای، رسوایی جنسی پدران روحانی را «لکه ننگی بر دامن کلیسا» خواند.
او ماه گذشته اعلام کرد که واتیکان کمیته ویژه ای برای مبارزه با کودک آزاری در کلیسا تعیین کرده است.
Published in: on 29 ژوئن 2017 at 7:06 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

گزارش نهایی درباره آزار جنسی کودکان در کلیساها پایان امسال منتشر می‌شود بر اساس یک تحقیق درباره آزار جنسی سازمان‌یافته در استرالیا٬ ادعا شده هفت درصد کشیش‌های کاتولیک در سال‌های بین ۱۹۵۰ تا ۲۰۱۰ کودکان را آزار داده‌اند

کشیش‌های کاتولیک در استرالیا ‹کودکان را آزار جنسی داده‌اند›

  • 6 فوریه 2017 – 18 بهمن 1395
گزارش نهایی درباره آزار جنسی کودکان در کلیساها پایان امسال منتشر می‌شود
گزارش نهایی درباره آزار جنسی کودکان در کلیساها پایان امسال منتشر می‌شود

بر اساس یک تحقیق درباره آزار جنسی سازمان‌یافته در استرالیا٬ ادعا شده هفت درصد کشیش‌های کاتولیک در سال‌های بین ۱۹۵۰ تا ۲۰۱۰ کودکان را آزار داده‌اند.

حدود ۴۵۰۰ نفر ادعا کرده‌اند که در سال‌های ۱۹۸۰ میلادی تا ۲۰۱۵ قربانی آزار جنسی کشیشان بوده‌اند.

کمیته تحقیق درباره آزار جنسی کودکان در سازمان‌ها که در این زمینه تحقیق می‌کند٬ با این افراد گفت‌وگو کرده است. این بزرگ‌ترین تحقیقی است که در زمینه آزارجنسی سازمان‌یافته در استرالیا انجام شده است.

این کمیته همچنین درباره آزار جنسی در سایر نهادهای غیرمذهبی این کشور هم تحقیق کرده است.

پیش‌تر گزارش‌هایی درباره اظهارات هولناک تعدادی از استرالیایی‌ها درباره آزار جنسی توسط کشیش‌ها منتشر شده بود اما ابعاد ماجرا تا امروز فاش نشده بود.

کمیته تحقیق درباره آزار جنسی سازمان‌یافته کودکان نتیجه تحقیق خود را امروز منتشر کرده است.

در همین زمینه:

+رسوایی جنسی کلیسا؛ پاپ ۴۰۰ کشیش را خلع لباس کرد

+انتقاد علنی سازمان ملل از واتیکان برای آزار کودکان

+مقررات واتیکان برای مقابله با کودک‌آزاری

گیل فرنس٬ رییس گروه وکلای همکار این کمیته در سیدنی٬ می‌گوید داستان قربانیان «به شکل اسفناکی مشابه» همدیگر بوده است: «به ادعاها در این زمینه رسیدگی نشده. به کودکانی که گزارش داده‌اند٬ بی‌توجهی شده یا بدتر از آن تنبیه شده‌اند. کشیش‌ها و چهره‌های مذهبی منتقل شده‌اند بدون آن‌که در جای جدید چیزی درباره گذشته آنان بدانند.»

آمار تکان‌دهنده

به گفته رییس گروه وکلای کمیته تحقیق درباره آزار جنسی٬ در سال‌های ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۵ میلادی ۴۴۴۴ کودک در بیش از هزار موسسه کاتولیک در سراسر استرالیا آزار جنسی دیده‌اند.

به طور متوسط سن دختران مورد آزار ۱۰ سال و نیم و پسران ۱۱ سال و نیم بوده است. به طور میانگین بیش از ۳۳ سال طول کشیده تا هر مورد آزار کودکان گزارش داده شود.

این کمیته میزان آزار جنسی در میان کلیساهایی زیر نظر ده فرقه کاتولیک را دسته‌بندی کرده و به این نتیجه رسیده که در چهار گروه بیش از یک پنجم چهره‌های مذهبی به آزار جنسی متهم شده‌اند. کلیساهای ‹سنت جان گاد برادرز› در راس این گروه‌ها است.

جرج پرل بالاترین مقام مذهبی کاتولیک استرالیاستحق نشر عکسGETTY
Image captionجرج پرل بالاترین مقام مذهبی کاتولیک استرالیاست

کمیته عالی تحقیق درباره آزار جنسی کودکان که در سال ۲۰۱۳ تاسیس شده است٬ درباره آزار جنسی و فیزیکی در مدرسه‌ها٬ موسسات ورزشی٬ و نهادهای مذهبی استرالیا تحقیق می‌کند.

به گفته خانم فرنس٬ ۶۰ درصد کل آزارهای گزارش شده در نهادهای مذهبی اتفاق افتاده که در این میان نزدیک دو سوم اتهام‌ها متوجه کلیساهای کاتولیک است.

فرانسیس سالیوان٬ مدیر شورایی که مسئول هماهنگی با کلیساها در زمینه این تحقیق است٬ می‌گوید بر اساس آمار به دست آمده٬ کلیسا در حفاظت از کودکان «بسیار کوتاهی» کرده است.

او می‌گوید: «به عنوان کاتولیک‌ها٬ سرمان را از شرم پایین می‌اندازیم. این آمار تاسف‌بار٬ غیرقابل دفاع و حیرت‌آور است.»

واتیکان در جریان این تحقیق است و از نزدیک آن را دنبال می‌کند. کاردینال جرج پرل زمانی که در استرالیا بود در تحقیقات درباره چگونگی برخورد کلیسا با این موضوع شهادت داده‌ بود. او پیش از آن‌که مشاور مالی ارشد پاپ٬ رهبر کاتولیک‌های جهان٬ شود بالاترین مقام مذهبی کاتولیک در استرالیا بود.

چند مقام عالی مذهبی کاتولیک در استرالیا قرار است به زودی در این‌باره شهادت دهند. نتیجه نهایی کمیته تحقیق تا پایان سال جاری میلادی منتشر خواهد شد.

Published in: on 29 ژوئن 2017 at 6:51 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

پلیس استرالیا یکی از عالی‌رتبه‌ترین چهره‌های کلیسای کاتولیک را به تعرض جنسی متهم کرد

پلیس استرالیا یکی از عالی‌رتبه‌ترین چهره‌های کلیسای کاتولیک را به تعرض جنسی متهم کرد

کاردینال پل همواره و به‌شدت این اتهام‌ها را رد کرده است.
کاردینال پل همواره و به‌شدت این اتهام‌ها را رد کرده است.

پلیس، عالی‌رتبه‌ترین چهره کلیسای کاتولیک استرالیا را به تعرض جنسی متهم کرد. کاردینال جورج پل، خزانه‌دار ارشد واتیکان است.

پلیس استرالیا در ایالت ویکتوریا روز پنج‌شنبه گفت این اتهام‌ها مربوط به رخ‌دادهایی «تاریخی» و قدیمی اند.

به گفته پلیس، بیش از یک نفر چنین اتهام‌هایی به این کاردینال زده‌اند.

این چهره ارشد کلیسای کاتولیک همواره و به‌شدت این اتهام‌ها را رد کرده است.

پلیس استرالیا گفته است این خزانه‌دار واتیکان باید روز ۱۸ ژوئیه، کمتر از سه هفته دیگر، در دادگاه بدوی ملبورن حاضر شود.

نمایندگان کلیسای کاتولیک در استرالیا هنوز در پاسخ به سوال رسانه‌ها در این باره اظهارنظری نکرده‌اند.

پلیس ایالت ویکتوریای استرالیا پس از رای‌زنی با دادستان‌ها در ماه گذشته، تصمیم گرفتند کاردینال جورج پل را رسما متهم کنند.

شن پتون، قائم‌مقام رئیس پلیس این ایالت گفته است «روند و رویه» این پرونده هیچ فرقی با پرونده‌های دیگر نداشته است.

جزئیات این اتهام‌ها هنوز معلوم نشده است.

در دو دهه اخیر کلیسای کاتولیک با اتهام‌های متعددی درباره آزار جنسی در نهادهای این مجموعه بزرگ بین‌المللی مواجه بوده است.

سیاست واتیکان در اغلب موارد، انکار چنین اتهام‌هایی بوده است.

پیش از این در نتایج یک تحقیق درباره آزار جنسی سازمان‌یافته در استرالیا ادعا شد که ۷ درصد کشیش‌های کاتولیک در سال‌های بین ۱۹۵۰ تا ۲۰۱۰۰ کودکان را آزار داده‌اند.

Published in: on 29 ژوئن 2017 at 6:43 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

چرا اخلاق و حکومت رابطه ی مستقیم دارد و نمونه های تاریخی ان در نگاه ناصر شاهین پر

Published in: on 29 ژوئن 2017 at 6:25 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه