کودتا و «جاهل‌ها و لات‌ها» (بخش دوم و بخش پایانی)، مسعود نقره‌کار

کودتا و «جاهل‌ها و لات‌ها» (بخش دوم و بخش پایانی)، مسعود نقره‌کار
این داوری که بخش بزرگی از گروه اجتماعی جاهل‌ها و لات‌ها فقط به خاطرِ پول پشتیبان محمدرضا شاه و دربار بودند، سنجیده و همه‌جانبه نیست. کیش شخصیت، تحریک احساسات وطن‌پرستانه، سوء استفاده از اعتقادات دینی و تحریک احساسات مذهبی، از انگیزه‌های جذب جاهل‌ها و لات‌ها و تبدیل آنان به نیروئی مهم در استبداد سلطنتی بوده‌اند

نقش جاهل ها و لات ها در روز ۲۸ مرداد
طرح سرنگونی دولت مصدق، نقشه مند و باتوجه به اولویت ها و در مراحل مختلف صورت گرفت ، که ازتبلیغ و تحریک علیه مصدق تا جلب همکاری شاه و نزدیکان وی، ونیز تطمیع و تحبیب نمایندگان مجلس را در برمی گرفت، مرحله ای نیز به برپائی تظاهرات عمومی با پشتیبانی بخش هائی از ارتش و نیروهای حکومتی و » بسيج اوباش به سردسته گي چاقوكشان براي انجام تظاهرات خياباني، حمله به ادارات دولتي، تخريب روزنامه هاي ملي و حزب توده و نيز ايجاد ترس و وحشت بين ساكنان تهران » در نظر گرفته شده بود، مرحله ای که » فاز»ِ بهره گیری از»جاهل ها و لات ها» بود. دراین مرحله جاهل ها و لات های متدین(فدائیان اسلامی) که می توانستند» لات و لوت های بلند و کوتاه زورخونه ای و هیئتی رو با یه اشاره جمع کنن» تماشاگری پیشه کردند، و صحنه، صحنه ی حضور جاهل ها و لات های درباری و احزاب و سازمان های سیاسی شد.(۱)
درباره کمیت( تعداد) و نقش وکیفیت کار»جاهل ها و لات ها » در روز ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ گزارش ها و اطلاعات متعدد و گاه متناقض وجود دارد.
آمار دقیقی دررابطه با تعداد این افراد در دست نیست، برخی رقم ۲۵۰۰ نفر را درست می دانند و با نسبت دادن «فواحش و زنان بدکاره» به زنان این مجموعه، ادعا کرده اند آنان » با دریافت ۵۰ تومان راضی به همکاری شدند»، اما برخی دیگر تعداد این افراد را، زن و مرد، حدود ۲۰۰۰ نفر تخمین زده اند.» (۲)
در باره ی نقش و میزان تاثیرگذاریِ جاهل ها و لات ها در روز ۲۸ مرداد و پیروزی کودتا، دیدگاه ها و نظرات متعدد و مختلف مطرح شده است، که به طرح برخی از آنها قناعت می کنم :
» …صبح روز ۲۸ مرداد کودتا با تظاهرات بی اهمیت اوباشان حرفه ای، میدانی ها، و دیگر اقشار لمپنی شروع شد…» سرتیپ دفتری» نیروهای پلیس را ظاهرا» برای سرکوب کردن تظاهرات می فرستاد. ولی طبق برنامه قبلی ماموران به اوباش می پیوستند. کامیون های پلیس و بارکش مملو از اوباش و میدانی ها و پلیس از جنوب شهر حرکت می کرد و شعار» زنده باد شاه» و » شاه – شاه- شاه» را می دادند.(۳)
» مشتی اراذل و اوباش چگونه می توانستند یک دولت ملی را سرنگون سازند…واقعیت این است که شعبان جعفری تا شامگاه ۲۸ مرداد در زندان بود و در واقع پس از سقوط مصدق از زندان آزاد گردید» (۴)
» …به دلیل یکه تازی شعبان جعفری در بعد از ظهرآن روز و در روزهای دیگر بوده است که امر را بر نویسندگان جریان های ۲۸ مرداد مشتبه کرده و چون لقب بی مخ هم داشته، ترجیح داده اند او را قهرمان همه ی حوادث آن روز معرفی کنند..» (۵)
» …غلامحسین مصدق فرزند محمد مصدق که خود شاهد » رجاله بازی» ها بود، می گوید» باور کردنی نبودکه دویست سیصد نفر رجاله شهر را قبضه کنند و هیچکس در برابر آنها ظاهر نشود…»(۶)
» جایگاه نمادین شعبان جعفری و دیگر لات و لوت های تهران…در این است که آن ها نیرویی بودند در پیشاپیش آن دسته از مردمی که در بامداد ۲۸ مرداد، به نام شاه دوستی به خیابان ها ریختند. آن ها سیمای آن » مردم» گمنام بودند. راستی این است که خود، همان مردم بودند. هم از این رو است که نه فلان بازاری گمنام و ماست فروش نا شناخته و بّزاز ناصر خسرو، که ده ها تن از این نام داران چاقوکشی که هر یک پرونده هایی به کلفتی چند بند انگشت در شهربانی داشتند و نماد پلیدی و بزه کاری خیابان های تهران بودند، از دربار و ستاد ارتش نشان گرفتند و به آلاف و اُلوفی هم رسیدند…..»(۷)
» …شعبان جعفری( شعبون بی مخ) به طرفداری از شاه در آشوب های مختلف شرکت داشت. امیر زرین کیا معروف به امیر موبور به هواداری از دکتر مظفر بقایی مشغول بود. منصور افشار، دانشجوی دانشکده حقوق، داود درگاهی ، حبیب بشیری معروف به » حبیب سیاه» و مهدی بیرجندی که بعد ازسقوط شاه به هامبورگ رفت و در آنجا به علت ارتکاب جرم و جنایت زندانی شد، ازجمله کسانی بودند که در این میدان مانور می دادند. این قبیل افراد، طرفدار شاه و ضد مصدق بودند که گاهگاهی با کراوات و لباس تمیز، به اتفاق سایر اوباشان، در کاخ شاهپور علیرضا، جمع گشته، تا فرامین دربار را دریافت و به اجرا در آورند….پس از استقرار کودتاچیان، عده ای به خاطر خیانتی که به مردم و ایران کرده بودند به نان و نوائی رسیدند. به طور مثال خبری پخش شد که » ملکه ی مادر( مادرشاه) با شمس قنات آبادی معروف به » شمس خالدار» ازدواج کرده است. او یکی از آخوندهای فرصت طلب بود که با آیت الله کاشانی و زاهدی علیه مصدق توطئه می کردند…» (۸)
.»… مقارن ساعت ده صبح، دارودسته ی ديگری از چاقوكشان كه تعداد آنها حدود چهار صد تن بود به سركردگی طيب حاج رضايی، و حسين رمضون يخي، سبزه ميدان و ميدان ارك را اشغال كردند. اين عده كه به چوب و چماق و چاقو و طپانچه مسلح بودند، ضمن سر دادن شعار زنده باد شاه به گروههای سی چهل نفري تقسيم شدند و هر گروه به يكي از وزارتخانه ها، بانك ها و ادارات دولتي حول و حوش بازار و ميدان ارك هجوم بردند.»….لاو خبرنگار نيويورك تايمز ميگويد كه جورج كارون مردی با ۹۰ كيلوگرم وزن و ۹۰/۱ قد كه تازه از كره به تهران آمده بود، خود را مبتكر و سازندهي اين تاكتيك كه توسط گروه هاي خياباني اجرا مي شد، ميدانست. لاو اضافه ميكند: ريچارد كاتم به من گفت كه گروه هاي خياباني با كمك يك شخص متنفذ كه دوست ماست سازمان داده شد…»
«…..تصور این که رهبری به محبوبیت مصدق در ۳۰ تیر، به کمک چندتا خانم مثل خانم غفاری برمی‌افتد یا به کمک چند خانم و چند الواط و اشرار و آقای کرملیت روزولت برمی‌افتد، به نظر من، حرف قابل قبولی نیست. سئوال اصلی این است که در قیاس با ۳۰ تیر، یک سال و نیم، دو سال بعد از ۳۰ تیر که هزاران هزار نفر به نفع دکتر مصدق به خیابان‌ها آمدند، ما شاهد چنین حرکتی در ۲۸ مرداد نیستیم. گیرم همه‌ی این‌ها را مستقیم با پول آقای کرملیت روزولت به خیابان‌ها آورده‌‌اند (که حتماً بعضی‌های‌شان با پول آقای کرملیت روزولت به خیابان‌ها آمده‌اند)، ولی چطور شد که طرفداران دکتر مصدق به خیابان‌ها نیامدند؟ چطور شد در آن روز خود دکتر مصدق نرفت در رادیو اعلام بکند که چنین حرکتی علیه من در جریان است…؟»(۹)
«…. من می‌خواهم سئوال کنم از این‌هایی که به ۲۵ و به ۲۸ مرداد حمله می‌کنند. در روز ۲۸ مرداد این ملت کجا بود؟ آخر اگر دولتی با یک مشت چاقو‌کش و اوباش، زن‌های بدکاره سقوط می‌کند، ارحج است؟ این را که نمی‌شود گفت. جای ملت در آن روز در خیابان‌های ایران خالی بود. هر کسی هم بگوید نه، یا سوءنیت دارد یا می‌خواهد منکر حقایق شود. واقعیت قضایا این است که در آن روز ملت ایران دیگر جانش به لب‌اش رسیده بود. دیگر از آن نابسامانی‌ها و شلوغی‌ها و زدوخوردهایی که مرتب پیش می آمد و به‌خصوص از آن بحران مالی که پیدا شده بود، واقعاً زجر می‌کشید و دیگر نمی‌خواست ادامه دهد.» (۱۰)
در کنار داوری ها فوق، فرایند و میزان نقش آفريني سياسي افراد ودسته هاتی از گروه اجتماعی جاهل ها و لات ها، و یا حامیان این افراد و دسته ها را در گزارش هائی از حرکات و فعالیت های این مجموعه می توان دید. برخی ازشواهد و اسناد گواه اند که نقش طیب حاج رضائی و برادرش طاهر در بسیج جاهل ها و لات ها و اطرافیان اش بیش از نقش شعبان جعفری و یا دیگر جاهل ها و لات های مطرح و معروف بود. » تخریب وغارت و به آتش کشیدن خانه مصدق نیز ظاهرا به فرمان طیب حاج رضائی عملی شد و به حساب وی گذاشته شده است.»، » خانه آزاده ای را» ،که صدیقی گفته است » اوباش به آتش کشیدند»، طیب و دارو دسته اش آتش زدند. (۱۱و۱۲)
شعبان جعفری، مطرح ترین نام در میان جاهل ها و لات های آن دوره، نقل کرده است که وی روز ۲۸ مرداد تا حدود ساعت ۲و۳ بعد از ظهر در زندان قصر بود، اما از درون زندان با جاهل ها و لات هائی که قصد حمایت از کودتا را داشتند، رابطه داشت: «… اومدن به من گفتن: یه خانومی اومده تورو میخواد…دیدم پروین آژدان قزیه…گفت بروبچه ها دارن شروع میکنن، یه پیغوم میغومی برای برو بچه ها بده تا من برم باهاشون صحبت كنم و اينا»، گفتيم :والا ميخواي بري برو، بچه ها خودشون ميدونن چيكار كنن. خلاصه يه چيزي جور كرديم و گفتيم بره، رفت و مام رفتیم تو نشستیم و گفتیم بچه ها مثل این که شهر داره شلوغ میشه «.
هماسرشار به عنوان مصاحبه کننده از شعبان جعفری می پرسد: یعنی شما توی زندان بودید که بروبچه های شما از جنوب شهر راه افتادند آمدند توی خیابان های شمال شهر؟
و جعفری پاسخ می دهد: خُب بله، دارو دسته ها راه افتاده بودن.
سرشار: دارو دسته ها به دستور شما راه افتاده بودند؟ یعنی آن نامه یا پیغامی که به خانم پروین آژدان قزی دادید، اثرکرد؟
جعفری: نامه نه، پیغوم دادم.
سرشار: پیغام دادید گفتید بچه ها بیایند بیرون؟درست؟
جعفری : بله …همين موقع يادمه ديدم تيمسار خلعتبري معاون شهرباني بود اونموقع، تيمسار خلعتبري و بيوك صابر و يه افسري اسمش يادم رفته خدايا؟ خلاصه اين سه چارتا يهو اومدن در زندان و گفتن زاهدي، جعفري رو ميخواد. منو ورداشتن بردن بالاي شهرباني … مام رفتيم اونجا تا رسيديم زاهدي بغل واكرد، مام رفتيم بغل تيمسار و .. گفتم: » قربان رفقام زندان هستن»…. رئيس زندان را صدا كرد و گفت «اينا رو بده دست اين برن» گفت :» قربان اينا چند تا شون جرم شون سياسي نيست. اينا چاقو كشي كردن»… خلاصه رفتم سراغ حسين رمضون يخي و احمد عشقي و حاجي محرر و امير موبور و اونايي كه بهشون قول داده بودم … حسين رمضون يخي همون كسيه كه طيب رو با چاقو زده بود و هيجده ماه زندون براش بريده بودند.».»آخه باور كن خانوم، اونموقع من هر كاري ميخواستم تو تهران ميتونستم بكنم. ميتونستم ده ميليارد ببرم. ولي به جون شما به مولا علي، اگر شما فكر كنين يه قرون دنبال اين حرفا بودم …. هيچي خلاصه راه افتاديم و چون مملكت هنوز آروم نشده بود، اومديم رفتيم يه خرده اينور و اونور و مردمو ساكت كرديم، ولي اونروز كس زيادي كشته نشد …»(۱۳)
درکنارطیب حاج رضائی و شعبان جعفری نام های دیگری از جاهل ها و لات ها و دیگرانی که در این کودتا نقش آفرینی کردند، ثبت است :حسین و تقی اسمعیلی پور( رمضون یخی) ، حسین خداداد، باقر فروتن ( باقر کچل)، برادران حاج عباسی( هفت کچلون)، ناصر حسن خانی( ناصر جیگرکی)، حسن سعله ای، محمود مسگر، قاسم سرپلی، خلیل ترکه ، اسمال شله، محمد دخو، علی بلنده، سکینه قاسمی ( پری بلنده)، رقیه آزادپور(پروین آژدان قزی)، ملکه اعتضادی(۱۴) ، و نام نا آشنایانی همچون علی شش انگشت ،عشقی چاقوئی، کبرا گُنده، صغرا غوله و ده ها جاهل و لاتِ مرد و زن بودند که به حمایت از رژیم شاه و کودتا برخاستند. نقش دربار، سازمان های امریکائی و انگلیسی و افرادشان (به ویژه نرن Nerren و سیلی (Silley (۱۵)، و در کنار جاهل ها و لات های سرشناس، نام هائی مثل رشیدیان ( برادران بوسکو- اسدالله، سیف الله و قدرت الله)، سیّد مهدی میراشرافی، مسعودی (محمد علی)، علی جلالی، فرخ کیوانی، بیوک صابر، شمس قنات آبادی، فصل الله زاهدی، عبدالحسین حجازی، سروان غفاری، سرلشکر ارفع، و… دیده می شوند: «…. دسته ها عموما» از افسران بازنشسته، نوچه های طیب و شعبان، پلیس های مخفی شهربانی…بودند که مرکز ارتباط آنها نیز کانون افسران بازنشسته تحت رهبری زاهدی و همچنین ستاد مخصوص شاهپور علیرضا بود» (۱۵). برخی از شیخ ها وروحانیون نیزدر بسیج جاهل ها و لات ها نقش داشتند، که آیت الله کاشانی، آیت الله محمد بهبهانی، بهاء الدین نوری و… نمونه اند.
اسدالله خدایکی (اسدالله کچل- صاحب کافه پارس) که عصر روز ۲۷ مرداد با تعدادی از جاهل ها و لات ها با » سروان غفاری افسر پلیس راه آهن دیداری داشتند و از وی پول دریافت کردند» ، نقل کرده است: «صبح روز ۲۸ مرداد سوار ماشین شن کش شده به طرف خیابان امیریه حرکت کردیم، نزدیک چهارراه گمرک عکس های شاه را که داخل گونی گذاشته بودند، بیرون آورده و به دست گرفتیم و شروع به دادن شعارهائی به نفع شاه و علیه مصدق کردیم. سپس با دسته ای که از میدان مولوی به سرکردگی طاهر و طیب دو برادر میدان دار راه افتاده بود به هم پیوسته و به طرف خیابان های کاخ ، نادری، شاه آباد، اسلامبول و مجلس حرکت کردیم…..»
میرزا عبدالله جندقی( میرزای شهریاری)، از میدانداران نقل کرده است که صبح روز ۲۸ مرداد ۴ دسته از جنوب شهر به طرف شمال شهر راه افتادند
دسته اول: به سرکردگی طیب و طاهر حاج رضائی ازمیدان امین السلطان و سرِ قبرآقا، همراهان عبارت بودند: علی رضائی ( قدم)، ناصرحسن خانی (ناصر جیگرکی)، اصغراستادعلی نقی(اصفر سکسی)، اصغر بنائی( اصغر شاطر)، رضا( صاحب قهوه خانه و قمارخانه و نانوائی درشهرنو)، حاج علی نوری (مرد آهنین)، حبیب مختارمنش، احمد زوقی، حاجی مظلوم نهاوندی(حاجی سردار) و حدود سیصد نفر سیاهی لشکر از خرده پاها و عمله ها
دسته دوم: به سرکردگی حسین اسماعیل پور( حسین رمضون یخی) از باغ فردوس، همراهان: تقی رمضون یخی، برادران طاهری( ماشاء الله، هوشنگ، اکبر و امیر ابرام خان) و چند صد نفر بیکارو اوباش مجهز به چوب دستی های یک متری.
دسته سوم: به سرکردگی محمود مسگر( باجناق حسین رمضون یخی)از محله شهرنو، با همراهی روسپیان و خانم رئیس ها.
دسته چهارم: به سرکردگی صابر از جوادیه
علاوه با این چهار دسته، دسته ای نیز از رباط کریم به این مجموعه پیوست . از حاجی خداداد، اکبر جاسپ، حسین سلماسی، حاج عبدالحسین هم نام برده شده است.
این دسته ها ضمن پیوستن به هم در مسیر خود جاهل ها و لات های بیشتری را به جمع خود افزودند. » درسرچشمه و میدان بارفروشان سرچشمه، عباس و اکبر لاله، میرزا علی شفیعی و اکبر زاغی، در چهارراه مخبرالدوله مصطفی کلیائی( مصطفی زاغی) از بزن بهادرهای چهارراه سید علی با جمعی از اوباش ارامنه به دسته های قبلی پیوستند. اینان در مسیر خود دفاتر روزنامه ها و احزاب و جریان ها و افراد مخالف دربار را تخریب می کردند و یا به آتش می کشیدند. «نیرو های انتظامی نیز فقط تماشاچی بودند» – در خیابان استانبول ، حسین رمضون یخی به قهوه خانه پاساژ یول پی، متعلق به مصطفی پایان، حمله کرد و با تیراندازی به طرف عکس دیواری، صاحب کافه را وادارکردتاعکس را پائین بکشد…»(۱۶)
گزارش های دیگری نیز پیرامون رخداد های روز ۲۸ مرداد وجود دارد: » از صبح روز ۲۶ مرداد، برادران رشيديان با همكاري «نرن و سيلي»از عوامل سازمان سيا، دسته جات متعددي را اجير كردند و باسر دادن شعارهاي حزب توده و حمل پلاكاردهايي كه در آنها شاه تقبيح و سرزنش شده بود، به راهپيمايي پرداختند . اين جمعيت توده اي «قلابي » …ماموريت داشتند با ايجاد بيم و هراس از خطر به قدرت رسيدن حزب توده، موضع سرلشگر زاهدي را تقويت كنند…. پيش از ساعت ۸ صبح ۲۸ مرداد ، دسته هاي كوچكي از جوانان و نوجوانان به راهنمايي و در پناه اوباشان مزدور و سازمان يافته، رانندگاني را كه از شميران عازم تهران بودند، متوقف مي كردند و از آنها مي خواستند كه چراغ هاي اتومبيل خود را روشن كنند و عكس محمد رضا شاه را كه از پيش چاپ و آماده شده بود روي جلوي شيشه بچسبانند … آنان به رانندگان توصيه ميكردند كه بگويند «زنده باد شاه» هرگاه راننده اي از سر دادن شعارخودداري مي كرد، او را مضروب مي كردند به بدنه اتومبيل اش با چوب ضربه مي زدند ويا شيشه اش را مي شكستند.» ..» اين تاكتيك جالب و حساب شده موجب شد كه ستون طولاني اتومبيل سواري با چراغ هاي روشن و تصاوير الصاقي شاه در خيابان هاي پهلوي و جاده قديم شميران حركت كنند و موجبات حيرت و نگراني مردمي را كه ناظر آن صحنه باور نكردني بودند، فراهم سازند…»
در این میانه جاهل ها و لات های فدائیان اسلامی با ضرباتی که خورده بودند، و نیزاختلاف های درونی شان، حضور خیابانی نداشتند، اما هر آنجا که بودند سیاستی که عبدخدائی اعلام کرده است، پیش می بردند. حاج مهدی عراقی در خاطرات اش به خبرهائی که حضور فدائیان اسلام را به » جریان اسید پاشی به صورت خانم های بی حجاب » ارتباط می داد، می گوید » دروغ است و همچنین چیزی وجود نداشته ، شایعه می کردند…مثل همین ۱۵ خرداد سال ۴۲ بود که می گفتند می خواهند به دخترهای گوجه فرنگی بزنند، چادر سرشان کنند. البته یک گروهی بود به نام گروه شیعیان که مال آن خمسی بود، آنها یک همچنین فکری کرده بودند، آن هم نه اسید، گوجه فرنگی و این چیزها مثلا بزنند تو سر زنان بی حجاب. خمسی یک آدمی است که جزو اخباریون هم هست…»(۱۷)
وی در باره عدم حضور فدائیان اسلام و جاهل ها و لات های شان در ۲۸ مرداد می گوید: » ….بعد ازبیرون آمدن نواب، یک اختلافی در داخل خود فدائیان اسلام که سر منشاش هم مرحوم واحدی بود به وجود آمد و عده ای از برادران استعفا دادند. بعد مسئله ۲۸ مرداد پیش می آید که در آن موقع نواب رفته بودند مؤتمر اسلامی …، یعنی در موقع کودتا نواب در ایران نبود، بعداز مؤتمر اسلامی می رود قاهره و یک مدتی آنجا بوده در حدود یک هفته، ملاقات با نجیب داشته، با ناصر داشته ، در اخوان المسلمین سخنرانی می کند، در دانشگاه الازهر هم سخنرانی می کند، روی شانه یاسرعرفات سخنرانی کرده….گفتیم چرا نماندید آقا آنجا؟ گفتش خیلی محترمانه ما را بیرون کردند. دیدند که دو تا سخنرانی از این ور، دو تا سخنرانی از ان ور، موج جمعیت و تظاهرات و این چیزها دارد راه می افتد، خلاصه عذرما را خواستند و گفتند بفرمائید…نواب البته عربیش بد نبود، می توانست یک چیزهائی را گِلِ هم بکند….» (۱۸)
اسنادی ارائه شده اند که نشان می دهند نواب صفوی ضمن پشتیبانی از سقوط دولت مصدق به فضل الله زاهدی هشدارداده است در راه اسلام گام بردارد و آموزش های اسلامی اجرا کند. دررابطه با نقش نواب در روز ۲۸ مرداد حاج مهدی عراقی، مدعی ست نواب در ۲۸ مرداد در ایران نبوده است، در حالیکه برخی اسناد خلافِ گفته ی وی را نشان می دهند. (.۱۹)
در روز ۲۸ مرداد نوعی دیگر از»جاهل ها و لات ها» نیز فعال بودند: «…هنگامی گه هوا تاریک شده بود، اوباش با فریادهای شادی، مرگ مصدق را اعلام می داشتند. عده دیگری نیز ازغارت خانه او باز گشتند و هر یک چیزهایی را که به یغما برده بودند حمل می کردند. در میان این اشیاء همه چیز دیده می شد: میز، صندلی، پرده، اشیاء زینتی، دستشویی و لوازم حمام، پاره های قالی و غیره. بعدها فهمیدیم دو نفر از اعضای جمعیت ما که اتفاقا خیلی انقلابی و پرولتربودند نیز در این غارت دخیل بودند. وقتی پرسیدم چرا این کار را کردید؟ گفتند: برای اینکه مصدق بورژوا بود…»(۲۰).

بخش پایانی مقاله در زیر آماده است.

منابع و توضیح ها
۱- پیرامون چگونگی رابطه ی فدائیان اسلام با محمد مصدق وکودتای ۲۸ مرداد دیدگاه های متفاوتی مطرح شده است. بنگرید به » سوداگری با تاریخ » از محمد امینی ، صص ۱۵۳- ۱۳۳ / و آسیب شناسی یک شکست، از علی میرفطروس
۲- محمود ستایش، دکتر محمد مصدق به مناسبت پنجاهمین سالگرد زمامداری اش. نشر البرز، سال ۱۳۸۰ / و لومپن ها در سیاست عصر پهلوی ، ص ۱۷۶ / و به نقل از ریچارد کاتم و آنتونی آیدن:
» ریچارد کاتم (Richard COTTAM) » از ماموران سیا در ایران در نیمه نخست دهه ۱۹۵۰، و گرداننده تیم عملیات پنهانی سیا در ایران بود. وی را از مسؤلان جنگ روانی و جعل مدارک سیاسی در دوران جنبش ملی شدن صنعت نفت معرفی کرده اند». ریچارد کاتم مقالاتی درتخریب شخصیت حسین فاطمی وزیر امور خارجه دولت مصدق نوشت که به زبان فارسی در نشریات صبا و جوشن منتشرمی شد. ریچارد کاتم نویسنده کتاب ناسیونالیسم در ایران است.»
«رابرت آنتونی ایدن (Robert Anthony Eden)‏ سیاستمدار محافظه کار بریتانیایی و نخست وزیر در زمان ملی شدن صنعت نفت ایران در زمان نخست وزیری دکتر محمد مصدق وزیر خارجه بریتانیا در کابینه وینستون چرچیل بود.»
۳- بیژن جزنی، تاریخ سی ساله سیاسی، بخش اول ، انتشارات مازیار، ص ۴۳
۴- علی میرفطروس، آسیب شناسی یک شکست، چاپ دوم، صص ۲۶۲-۲۶۳
۵- مقدمه خسرو معتضد بر چاپ شعبان جعفری، هما سرشار، نشر البرز، تهران ۱۳۸۱ ص ۵۴
۶- انورخامه ای، از انشعاب تا کودتا، جلد سوم، چاپ اول، بی جا،انتشارات هفته، ۱۳۶۳، ص ۴۳۷/ لومپن ها در سیاست عصر پهلوی
۷– محمد امینی، سوداگری با تاریخ، شرکت کتاب( لُس آنجلس)، تابستان ۲۰۱۲/ ۱۳۹۱
۸- حسن ماسالی نگرشی به گذشته و آینده- پنجاه سال مبارزه در راه آزادی، خاطرات حسن ماسالی،جلد اول، تابستان ۱۳۹۲،
صص ۹۷-۹۶
۹- عباس میلانی:
http://www.dw.com/fa-ir/قیام-الواط-و-اشرار-یا-رستاخیز-مردمی/a-17024435
۱۰- منوچهر رزم آرا، وزیر دولت شاپور بختیار، منبع شماره ۱۱:
۱۱- جعفر مهدی نیا، قتل های سیاسی و تاریخی سی قرن ایران ، جلد دوم صص ۵۲۲-۵۲۱،
۱۲- نصرالله شیفته، زندگی نامه و مبارزات سیاسی دکتر محمد مصدق، چاپ اول، تهران، نشرکومش، سال ۱۳۷۰
۱۳- شعبان جعفری، هما سرشار، نشر ناب، ص ۱۶۱-۱۶۰
۱۴- جاهل ها و لات های برخی از جریان های سیاسی نیز دردرگیری های روز ۲۸ مرداد فعالانه از افراد ومواضع مورد قبول خود دفاع می کردند. ملکه اعتضادی یکی از فعالان حزب ذوالفقار بود، حزبی که «عده ای از کسبه و طوافان میدان بارفروشان و حدود خیابان مولوی، طرفداران شعبان جعفری و طیب حاج رضائی حزب ذوالفقاررا درمیدان شاه تاسیس کردند.»
۱۵- مارک .ج . گازیوروسکی ، کودتای ۲۸ مرداد، ترجمه غلامرضا نجاتی، ۱۳۶۸
۱۵ و ۱۶ – لومپن ها درسیاست عصر پهلوی، مجتبی زاده محمدی ….ص ۱۴۰ و ص ۱۶۲/ و نیز بنگرید به محمود تربتی سنجابی، کتاب کودتا سازان، مؤسسه فرهنگ کاوش، سال ۱۳۷۶
۱۷ و ۱۸- ناگفته ها، خاطرات حاج مهدی عراقی
۱۹- سوداگری با تاریخ، محمد امینی، ص ۱۴۸ و صص ۱۵۱-۱۵۰
۲۰- انور خامه ای، از انشعاب تا کودتا، جلد سوم، ص ۴۴۱
*- برخی از شهرهای بزرگ نیز درروز ۲۸ مرداد شاهد درگیری هائی شبیه آنچه در تهران رخ داد، بودند.» ناصر نجمی که آن زمان رئیس رادیو تبریز بود، در خاطراتش می گوید: «…پس از هجوم اوباش به این مرکز، فرار کردم. در حین عبور از خیابان های شهر کامیون های نظامی وغیر نظامی مملو از اوباش را می دیدم که از کنار من با سرعت رد شده و عربده می کشیدند. علاوه بر این درسطح شهر نیز اوباش پراکنده بودند و شعارهای جاوید شاه سر می دادند» ( بنگرید به ناصر نجمی، با مصدق و دکتر فاطمی، ص ۱۲۴، و خوادث تاریخی ایران ف صص ۳۲۵-۳۲۷ / و لومپن ها در سیاست عصر پهلوی ، ص ۱۹۰)

منابع دیگر
۱-«دسته هائی که روزچهارشنبه درتظاهرات شرکت داشتند»، روزنامه کیهان، ش ۳۰۷۰، سال دوازدهم، ۳۱ مرداد۱۳۳۲، ص۳
۲-آنتونی ایدن،خاطرات، ترجمه کاوه دهگان، تهران، شرکت سهامی نشر اندیشه، سال۱۳۴۳
۳-لئونارد ماسلی، نفت، سیاست و کودتا در خاورمیانه، ترجمه محمد رفیعی مهر آبادی ، تهران، سال ۱۳۶۶

***

کودتا و»جاهل ها و لات ها»
بخش پایانی

جاهل ها ولات ها در روزهای بعد از کودتا
بعد از پیروزی کودتا جاهل ها و لات های طرفدار شاه ضمن دریافت » پاداش» هائی(۱) به اشکال مختلف به خدمت و خوش خدمتی، وتسویه حساب های شخصی با دولتمردانِ دولت مصدق و طرفداران وی ادامه دادند.
ضرب و شتم دکتر حسین فاطمی ( ۶ اسفند ۱۳۳۲) توسط شعبان جعفری نمونه ای از اینگونه رفتارها بود. شعبان جعفری که کریمپور شیرازی سردبیر هفته نامه شورش را نیزکتک زده بود و » حسابی حسابشو رسیده بود»(۲)، گفته است چون فاطمی «با او بد شده بود » وهمه ی مخالفت ها با شاه را زیر سر فاطمی می دیده» دکترفاطمی را » کتک زده اما ازچاقو استفاده نکرده است». «… خبردستگیری فاطمی را دستگاه به من نداد. هیچوقت آنها به من نگفتن که برو کسی را بزن یا برو شلوغ کن، من خودم می رفتم… چاقو نزدم، من هيچوقت چاقو نزدم. بيخود ميگن چاقو زده …ولي زدمش. ميگم خواهرشو نزدم … نه ده تا مامور دورش بودن خانوم…. همونا كه گرفتنش زده بودنش حالا منم دم شهرباني بودم دو تام من زدم … اونوقت که عبد خدايی جزو فدائيان اسلام بود، منم جزو فدائيان اسلام بودم ، عبد خدايی فاطمی رو با تير زد ولی نمرد. اون عبد خدائی که الان وکيل مجلس ايناست….. «(۳)
در روایت های دیگرگفته شده است: » خواهر دکتر فاطمی با ضربات چاقو مصدوم شد، و دکتر فاطمی نیز حمله با چاقو را تائید کرد.»،» همان ابتدای دستگیری تصمیم گرفته می‌شود در حین دادرسی توسط یک حرکت به ظاهر خودجوش مردمی به دست شعبان جعفری و مریدانش به قتل برسد که وی و خواهرش مجروح می‌شوند…» ، «.. شعبان بی مخ و یارانش با چاقوبه دکتر فاطمی حمله‌ور شده و ضرباتی چند وارد کردند….سلطنت فاطمی خواهر دکتر فاطمی حود را به محل دفتر فرمانداری نظامی تهران که آن موقع در داخل کاخ شهربانی (ساختمان ۷ فعلی وزارت‌خارجه) بود رسانده که مصادف با حمله چاقوکشان به دکتر فاطمی شده و خود را سپر بلا کرده‌بود. حمله کنندگان شش ضربه به دکتر فاطمی و ۱۰ یا ۱۱ ضربه به خانم سلطنت فاطمی وارد کردند…رئیس کل شهربانی سپهبد مهدی‌قلی علوی مقدم، فرماندار نظامی تهران سرتیپ تیمور بختیار و فرمانده گارد شاهنشاهی سرتیپ نعمت‌الله نصیری بودند.»(۴)
بعد از ۲۸ مرداد حرکت ها اعتراضی در رابطه با کودتا و پیامد های اش ادامه یافتند اما سرکوب شدند، ودراین سرکوب ها » جاهل ها و لات ها»ی حامی دربارنقش داشتند. حمله به راهپیمائی دانشجویان در ۱۶ و ۲۱مهرماه ۱۳۳۲، ضرب و شتم اعتراض کنندگان به سخنان » واعظ درباری» در مسجد شاه، که علیه مصدق سخن می گفت، نمونه هائی از تداوم فعالیت جاهل ها و لات ها بود.(۵)
درانتخابات دوره هجدهم مجلس شورای ملی ( اسفند ماه سال ۱۳۳۲) «جاهل ها و لات ها»ی طرفدار رژیم به عنوان ابزار دست حکومت، فعالانه حضور داشتند. شعبان جعفری با انتشار اعلامیه های مختلف با عنوان » جمعیت جوانمردان جانباز»، تبلیغ می کرد. در اعلامیه شماره ۴ این جمعیت كه که امضای شعبان جعفری برپای خود دارد، آمده بود :
«.. بكوشید تا خون هایی كه در رستاخیز ۲۸ مرداد ریخته شده به هدر نرود. مجلس جای كسی است كه در مرحله اول به زهد و دیانت معروف و وارد به سیاست و در شاه دوستی، میهن پرستی ، شهامت، رشادت و اخلاق امتحانات لازم را در طول عمر داده و هرگز برای او انحرافی رخ نداده باشد و تنها به خاطر خدمت شاه و میهن پا به مجلس گذاشته و از جاه و مقام دوری جوید …..»(۶) در جریان انتخابات ، شعبان جعفری وافراد این گروه تلاش کردند: » عده ای را هم با تهدید و تطمیع مجبور به دادن رای به لیست زاهدی کنند». (۷)
کنت لاو ، حبرنگار نیویورک تایمز در تهران در گزارشی در ۲۰ اسفند سال ۱۳۳۲ در باره انتخابات نوشت: «…از روز سه شنبه تا امروز صبح کشتی گیر ریش سیاه سابق ( شعبان جعفری) رهبری گروهی اوباش مسلح به چاقو و زنجیررا به عهده داشت …او ادعا می کند که فقط به رای دهندگان کمونیست حمله کرده، ولی همه می دانند که عبدالله کرمی نوری قصاب به عنوان یک کشتی گیر ضد کمونیست معروف است که با چاقو و زنجیر مضروب شد….»
«….در جريان انتخابات دوره هجدهم تهران آقاي شـعبان جـعفري (تـحت حـمايت سپهبد زاهدي) به محله دروازه شميران تهران مي آيد تا در امر انتخابات دخالت بکند….٬ پاتوقدارمحله عبداله کُرمي است٬ راه را بر شعبان مي بندد و با توپ و تشر به او مي گويد که: » آقا٬ درمحل من و اين کارها»؟، در اينجا عبدالله کُرمي درحـقيقت از نـظر آيت الله حـاج سيد رضا زنجاني تبعيت مـي کند، اوبـه عـبداله کُرُمي گـفته مـانع دخـالت خرابکاري ِ شعبان جعفري در انتخابات بشود وگرنه خود ً عبدالله شخصا ِ به صـرافت چنين کاري٬ که براي او خالي از مخاطره هم نبود٬ نمي افتاد. عبداله کرمي جلوی شعبان جعفري را با تمام قدرتش مي گيرد و به او حمله مي کند … خود شعبان با اشاره به دعوايش با عبداله کرمي مي گويد: » من با اين عبدالله کرمي مبارزه مي کردم، چون اوطرفدار مصدق و جبهه ملي بود و من طرفدار شاه بودم… دم مسجد فخرالدوله ايشونو زديم زخميش کرديم٬ نميگيم نزديم. سر همينم با من کينه داشت که اومد باشگاه منو گـرفت ديگـه… اول انقلاب اين ميره باشگاه رو مي گيره. همون موقع بازرگان و سنجابي و فروهر ميرن افتتاحش مي کنن به نام باشگاه ملي…»(۸)
در این دوره از انتخابات جاهل ها و لات ها در حوزه های انتخاباتی حضوری آشکار و فعال داشتند:
۱ – حوزه مسجد شیخ هادی: دراین حوزه پنج نفر كه در جیب های آنها لیست نهضت مقاومت ملی پیدا شده بود ، توسط پاسبان ها بازداشت شدند . تا ساعت ده بیش از ۴۰ نفر رای نداده بودند ، ولی شماره تعرفه به ۲۰۰۰ رسیده بود. یعنی در هردقیقه ۴۳ رای . در این هنگام دستجات اوباش در اتوبوس های ۷۴ ( خط ۵ ) و ۶۶ (خط ۱۷ ) و ماشین شخصی شماره ۶۹۰۴ ، برای ارعاب مردم به رهبری حسن عرب ، به این حوزه آمدند و پس از آن اتومبیل شخصی ای نیز عده ای دهقان را از خارج شهر به این حوزه آورد . به علاوه رای عده ای از بیكاران گرمخانه شماره ۵ را از قرار هر رای ۲۰ ریال خریداری كرده بودند .
۲ – حوزه دروازه قزوین : در این حوزه نیز رای دهندگان نهضتی را شناسایی و توقیف می كردند . گفتنی است كه تا ظهر ، بیش از ۲۵ رای به صندوق های این حوزه ریخته نشد، ولی انجمن ۱۰۲ تعرفه باطل كرده بود . رئیس این حوزه محمود مسگر ، از اراذل معروف بود، كه همراه رضا توپچی و پسر خود محمود مسگر، آرا را قبل از ریختن به صندوق باز كرده و پس از خواندن ، آرا مخالف را پاره كرده و صاحبان آنها را به دست پلیس می سپردند .
۳ – حوزه مسجد سجاد: در این حوزه عده ای از اراذل سومكا ، با حمایت پلیس ، مزاحم رای دهندگان شده و ساعت ۱۱ یكی از رای دهندگان را تعقیب و توقیف كردند .
۴ – حوزه نظام آباد (صفا ): این حوزه تحت نظر چاقو كشان بیوك صابر قرار داشت .
به هرحال در این انتخابات كه در اواخر اسفند ۱۳۳۲ در تهران ، انجام گرفت ، شعبان با انتشار اعلامیه های مختلف با عنوان » جمعیت جوانمردان جانباز» نسبت به چگونگی برگزاری انتخابات اعلام نظر می كرد
۵ – حوزه كارخانه گودرن : این حوزه تحت نظر اوباش » فدائیان شاه – میهن » و عده زیادی نظامی قرار داشت به دستور سرهنگ شاهرخ و سرهنگ بهار مست و زرباف رئیس انجمن كه از چاقو كشان دسته بیوك صابر بود، چند نفر را مضروب و تو قیف كردند .
۶ – حوزه صندوق جابری : در این حوزه بیش از بیست نفر از چاقو كشان به سركردگی علی یخی ، ایلخانی و عربشاه آبادی آراء را كنترل می كردند . علاوه بر این دستجات مسلح اوباش ، جلو چشم مردم و پلیس كاردهای خود را تیز می كردند .
۷ – حوزه مدرسه صدر : از ساعت ۵/۱۰ عده ای اوباش به سركردگی حسین قصاب ، جهانگیر چاقو كش و حسن كلانتر به محوطه اخذ رای وارد شده و عربده گویان یك نفر را كه مشغول نوشتن رای به نفع نهضتی ها بود ، مضروب كرده و سرش را تراشیدند . ساعت یازده و ربع ، شعبان هم به سیل اوباش اضافه شد و ، رای مردم را به زور می گرفت و آنها را از آنجا بیرون می كرد .
۸ – حوزه پارك شهر : در این حوزه شعبان با عده ای اوباش از قبیل حسین سیاه و عباس كاوسی ، جیب رای دهندگان را علناً بازرسی می كردند . بعضی را مضروب كرده و چند نفر را هم با خود بردند .
۹ – حوزه مسجد فخریه : این حوزه زیر نظر مجیدی ، چاقو كش معروف ۲۸ مرداد ، اداره می شد ، چند بار هم شعبان به آنجا سرزد . در نزدیكی های ظهر عده ای رای فروش ، با كامیون های دولتی به شماره ۱۶۵۱ و ۱۶۵۲ به این حوزه آمدند . ابتدا ناظرین ، مانع رای دادن آنها شدند ، ولی جعفر بهبهانی با ماشین سر رسید و بدون توجه به سجل احوال آنها برایشان اجازه دادن رای گرفت . این عده توسط بیژن كه با جیپ دولتی شماره ۱۵۹۳، در رفت و آمد بود خریداری شده بودند .
۱۰ – حوزه مسجد سلسبیل ، مسجد ابوالفتح ، مسجد كاظمیه ، كه پیوسته شعبان و نوچه هایش به آنجاها رفت و آمد داشتند و افرادی را نیز برای رای دادن با اتوبوس می آوردند .
۱۱ – حوزه كافه شهرداری : مقارن ساعت ۹ عده ای با اتوبوس های شماره ۱و۲و۲۴ ، همراه اتومبیل شماره ۹۰۴۰ ….» (۹)
شعبان جعفری دررابطه با این انتخابات می گوید:
« من برای آن انتخابات خیلی زحمت كشیدم . هنگام سركشی به حوزه ها با یك پرچم سبز رنگی كه روی آن نوشته شده بود » نصر من الله و فتح قریب» می رفتم . دراین حوزه ها، خیلی زد و خورد می كردیم ، چرا كه هر كس می خواست وكیل خودش را انتخاب كند. مثلاً هنگامی كه ما به مسجد فخرالدوله رفته بودیم تا به نفع حسین مكی رای بدهیم . با عبدالله كرمی قصاب كه حامی مصدق وجبهه ملی بود، درگیرشده و حسابی كتك كاری كردیم ، به طوری كه او شدیداً زخمی شد»(۱۰)
در تظاهرات ۲۱ آبان ماه ۱۳۳۲ که پس از شروع محاکمه مصدق آغاز شد: » دستگاه علاوه از نیروهای مسلح از اوباشان و میدانی ها برای سرکوب تظاهرات استفاده کرد. طیب حاج رضائی هفت تیر به دست، و شعبان جعفری سوار برجیپ همرا با چاقو کشان به تظاهر کنندگان حمله می کردند.(۱۱) بعد از تبعید محمد مصدق به احمد آباد، شعبان جعفری با جمعی از جاهل ها و لات ها به تبعیدگاه مصدق حمله کردند و دست به تخریب و تهدید و توهین می زدند.»…دو سه روز از ورود پدرم به احمد آباد نگذشته بود که یک کامیون پراز چاقوکش، تحت رهبری شعبان به آنجا آمده و با سر دادن شعارهای طرفداری از شاه و اهانت به پدرو آزار و اذیت مردم ، آرامش ده را مختل کردند …» (۱۲)
فدائیان اسلام نیز در باره فعالیت های خود روایت دیگری دارند. » …. بعد از ۲۸ مرداد، همین طور که اکثر سازمانها و گروه ها، دیگر بروذ و طهوری به طور کلی نداشتند، فدائیان اسلام هم تقریبا» به همین صورت بود. کاری که می خواست یک کار سرو صدا داری باشد، نداشتند، تا مسئله » سنتو» می اید، به حساب پیمان بعداد، سال ۳۴»، » به علت شرایط خفقان و این چیزها بوده. البته یکی دودفعه با مهندس بازرگان اینها ملاقات می کنند…ولی مهندس کشش آن را نداشته در آن موقع بتواند بکشد و به قول بعصی ها بیاید جلو » …» سال ۳۳ سه تا پیشنهاد توسط امام جمعهبه ایشان(نواب)می دهند از طرف شاه…۱۰۰ هزار تومان می گذارد جلو بعد می گوید شاه سلام رساند و سه تا پیشنهاد داده…اول اینکه دریکی از کشورهای اسلامی هر کدام شما مایل باشید به عنوان سفیرآن کشور می فرستیم. دومش یک منزلی برای شما بگیریم…و ماهی ۱۰ هزار تومان هم حق سفره مرتب به شما بدهند. اگر دو پیشنهاد دا بپذیرید یک حزب بزرگ اسلامی در اینجا بوجود بیاوریم و خرج حزب هر چی بشود ما می دهیم…سیّد یک خرده نگاش کردو گفت خدا را به حق جّدم قسم میدهم که زبانت ای ناصح از پس گردنت در بیاید، خجالت نمی کشی من را به درگاه معاویه دعوت می کنی ….»(۱۳)، «…داستان پیمان بغداد که پیش آمد مرحوم واحدی به اتفاق اسدالله خطیبی حرکت می کنند بروند بغداد که همان جا علاء را بزنند… اسدالله خطیبی، سبزی فروشی داشت توی خیابان خراسان…» (۱۴).
محمد مصدق و اطرافیان اش فقط مورد خشم وخشونت جاهل ها و لات های درباری و متدین نبودند.
«….دکتر عبدالله بهزادی شاعر، سیاستمدار، پزشک و وکیل مجلس شورای ملی، بعد از ۲۸ مرداد در شعر» مدارا باخصم» مصدق را به خاطر کوتاهی در مبارز با دربار نکوهش می کند.» اومانند همه مبارزان آنروزگار، از دکتر مصدق انتطار داشت تا کودتاچیانی را که در شب ۲۵ مرداد دستگیر کرد محاکمه و اعدام کند، و چنانچه این حرکت صورت می گرفت تاریخ ایران چهره دیگری داشت….
ای شیرنرفتاده در بند
با حیله و مکرروبهی چند
ای پند گرفته از حوادث
لطفی کن و باز بشنو این پند
باخصم نموده ای مدارا
هم خصم از این رویه خرسند
کجدارو مریز کارکردن
کاریست بعقل ناخوشایند
مراد، نتیجه ای غمین داد
زاغماض که کرده ای در اسفند.* «(۱۵)

انگیزه ی شرکت جاهل ها و لات ها در کودتا
پول و امکانات مالی و مِلکی، انگیزه ی اصلیِ گرایش جاهل ها و لات ها به قدرت های سیاسی و دینی، و تبدیل کردن آنان به ابزار اِعمال سیاست ها و خواست ها ی قدرت ها، وانمود شده است اما چنین تحلیل و ارزیابی ای دقیق و همه جانبه نیست. علاوه بر پول و امکانات مالی عوامل دیگری نیز در جذب جاهل ها و لات ها به قدرت ها سهم و نقش داشته اند و زمینه را برای همکاری و حمایت آنان از قدرت های سیاسی و مذهبی، و یا جریان های سیاسی فراهم کرده اند.
شعبان جعفری به گفته خودش گهگاه پول و امکانات غیر پولی از طرف ارگان ها و ماموران دولتی دریافت می کرد. وی در رابطه با پولی که به خاطر ایجاد» درگیری تماشاخونه ی فردوسی» دریافت کرد، گفته است : «…از طرف آگاهی یه سرگردی در زد اومد پیش ما و …خلاصه پونصد تومن به ما دادن – اونوقتا پونصد تومن خیلی پول بود، ما گفتیم : برادر پونصد تومن خرج چارروز کله پاچه مام نمیشه…خلاصه کردنش دو هزار تومن …»(۱۶). اسناد و نقل قول هائی نیز موجود است که » شعبان جعفری به عنوان عامل استخدام شده در شهربانی به کار گرفته شد و روز ۲۳ تیر۱۳۳۰ » به میدان آورده شد» …»جمال امامی ادعا کرد که » شعبان جعفری روی لیست حقوق شهربانی است و ماهی سیصد تومان از شهربانی حقوق می گیرد» . شعبان جعفری این ادعا را نادرست خواند. » اینکه بعضی ها می گویند برای اینکارها به من پول دادندو حتی با روزولت ملاقات داشته ام همه اش چرند است» ..» …میگن پولی رد و بدل شده فکر می کنم رشیدیان اینا گرفتن….روزولت با اونا می رفت….». (۱۷)
» شب هنگام منزل شعبون خان در سنگلج شلوغ بود، پای منقل محمد علی خان شلوغ تر و درهر دو جا دلارهای خرج نشده شوارتسکف پنهان» (۱۸)
» سیا یک میلیون دلار پول ایرانی را که روزولت در گاو صندوق بزرگی نگاهداشته بود، فراهم آورده بود- بزرگترین اسکناس های موجود در آن زمان اسکناس های ۵۰۰ ریالی بود که تنها ۵/۷ دلار ارزش داشت-،(۱۹) ۱۰۰ هزار دلار از آن به دو مامور ایرانی داده شد تا در میان ورزشکاران و افراد تنگدست محله های جنوب تهران توزیع کنند. قرار شد شاه به شهر دور افتاده ای در ساحل دریای خزر برود و دو فرمان از خود به جای بگذارد ….» بعد از کودتا روزنامه لوموند مشخصات چکی را منتشر کرد که پول پرداختی به » ۵۰۰ تن از ولگردان زاغه های جنوب شهر بود که برای آشوب و غارت استخدام شده بودند..» .روزنامه ابزرواتورنیزهمین خبر را تکرار کرد. «( ۲۰)
کمک های مالی و ملکی ِ اداره املاک پهلوی، زمین دادن به طیب و رمضون یخی و شعبان جعفری ، ساختن زورخانه شعبان جعفری در ۱۷ آبان ماه ۱۳۳۶ در شمال پارک شهر و افتتاح آن به دست شاه و….نمونه هائی از دیگر از کمک های حکومتی به جاهل ها و لات ها بودند. » باشگاه رو شاه به من هدیه نداد. به بانک ساختمانی دستور داد یه قطعه زمین از زمینای شهرداری رو به من بدن. باشگاه رَم مردم پولشو دادن. سازمان برنامه هم برای ساختنش کمک کرد…» . (۲۱)
اما در کنار پول و امکانات مالی انگیزه های دیگری نیز جاهل ها و لات ها را به سوی همکاری با قدرت های سیاسی و دینی کشانده است، ودر تبدیل آن ها به نیروی مهمی در نظام های سلطنتی و نظام استباد نقش داشته اند:
ساختار متمرکز و خودکامه حکومت ها با پادشاهانی که ظل الله و قبله عالم وخدایگان و مرشد اکمل و شاه شاهان و فره ایزدی و آریامهر و قلدر و زورگو و ستمگرو شبان و…..لقب گرفته اند، برای شخصیت ِ جاهل و لات جاذبه ها داشته اند.
کیش شخصیت، تحریک احساسات وطن پرستانه، بهره برداری از اعتقادات و تحریک احساسات مذهبی، ازعوامل جذب جاهل ها و لات ها و تبدیل آنان به نیروئی مهمی در استبداد سلطنتی بوده اند. حرفِ آخررا زدن یا فصل الخطاب بودن، قدرت طلبی با هدف تحمیل نظر و عملِ خود، قهرمان و ضد قهرمان پروری، عشق به قهرمان مظلوم، نماد و سمبل سازی، تمایل به اعمال انواع خشونت، امکان جلوه فروشی ها وخودنمائی از عوامل تمایل و گرایش اینان به پادشاهان و رژیم ها ی شان بوده اند.از سوی دیگر انطباق، اینهمانی و همپوشانی ویژگی های شخصیتی جاهل ها و لات ها با حکومت سلطنتی نیز جذب اینان به چنین رژیمی را تسهیل کرده است. رگه های فرهنگ جاهل مسلکی، لات منشی و قلدری در گفتار ورفتار پادشاهان قلدرصفوی، نادر شاه ، پادشاهان قاجار و رضا شاه نمونه ای ازاین همپوشانی ها بوده است. البته تضادهائی نیز به لحاظ فرهنگی و رفتاری عمل می کرد که سبب می شدند در نظام سلطنتی پست و مقام به جاهل هاو لات های شناخته شده داده نشود. ضمن اینکه ناخوانائی هائی فهم مسائل اقصادی و سیاسی، و وجهه جهانی ژریم نیز مطرح بود، رژیم هائی که خود را مدرن و امروزی نشان می دادند.
یکی دیگرازعوامل جذب جاهل ها و لات ها به قدرت سیاسی ، که در رخدادهای سال های ۲۹ تا ۳۴ مؤثر افتاد ترساندن جاهل ها و لات ها از بیکانگان و دگراندیشان سیاسی و عقیدتی بود. بهائی ستیزی وکمونیست ستیزی جاهل ها و لات ها بر بسترچنین تبلیغ هائی شکل می گرفت.
«…بعد توده ایا یواش یواش رِی کردن، هی زیاد شدن، اونوقت استالینم زنده بود. اینا همه داد می زدن : زنده باد استالین، مرگ برمصدق»، فحش میدادن. اینه که گاهی ما با جیپ میزدیم تو اینا.بالاخره با اینا دعوا میکردیم دیگه. کارمون این بود که با اینا مبارزه کنیم….چون اینا ایرانو دوست نداشتن، طرفدار روسا بودن… منتهاش ما دیگه فحش نمی دادیم، میزدیم توشون.» (۲۲) «…اصلن من مرام و اینا نمیدونستم چی هست، بعد فهمیدم، وقتی دیدم اینا دارن به شاه فخش میدن، » زنده باد استالین» میکنن متوجه شدم. خب من دیدم استالین مال یه مملکت اجنبیه، اینه که ناراحت می شدم…خب ضد خدا و مذهب که بودن ولی من با اونا مبارزه سیاسی میکردم، واسه خاطر مملکتم…» (۲۳)

***

منابع
۱- سوداگری با تاریخ، محمد امینی، صص ۳۵۰-۳۴۳
۲- شعبان جعفری، هما سرشار، نشرناب، صص ۱۳۷-۱۳۵
۳- منبع شماره ۲
۴- پرویز داورپناه، یادی از حسین فاطمی، نقل از فریدون مظاهر تهرانی، شاهد ماجرا، روزنامه شرق
۵- غلامرضا نجاتی، تاریخ سیاسی ۲۵ ساله ایران از کودتا تا انقلاب، ج. اول، صص۱۱۳-۱۱۲/ لومپن ها در سیاست عصر پهلوی، صص۱۹۹-۱۹۸
۶- شعبان جعفری در آینه اسناد، عباس فاطمی، تهران، انتشارات جهان کتاب ، ۱۳۸۰ ، ص ۹۱ / همان ، ص ۹۲ – اطلاعیه» جمعیت جوانمردان جانباز» برای تشویق در انتخابات از طرف شعبان جعفری
۷و۸- خاطرات شعبان جعفري٬ همان٬ صص ١٨٦ـ١٨٧ و نيز ر.ک: تصاوير صـفحات ٢٠٠ـ٢٠٣همان کتاب و همچنين پشت جلد کتاب که روشن تر بوده و از مجله لایف گرفته است/ و مصاحبه با حسین شاه حسینی، » از عیاری تا لمپنیسم» ، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران، شماره ۲۶، تابستان ۱۳۸۳
۹- منبع شماره ۶ ، صص ۹۸ – ۹۵
۱۱- هما سرشار، شعبان جعفری ، ۱۳۸۱ ، ص ۱۸۸
۱۰- بیژن جزنی، تاریخ سی ساله. ص ۶۹
۱۲- غلامرضا نجاتی، در کنار پدرم مصدق، خاطرات دکتر غلامحسین مصدق. ص۱۴۵
۱۳- ناگفته ها، خاطرات مهدی عراقی،» ص۱۲۹-۱۲۸.
۱۴- ناگفته ها، خاطرات مهدی عراقی،» ص ۱۳۱
۱۵- یاد مانده ها، نصرت الله نوح، جلد دوم، ص ۲۰ ( اشاره به واقعه نهم اسفند ۱۳۳۱ است).
۱۶- شعبان جعفری، هما سرشار – ص ۶۱
۱۷- شعبان جعفری، هما سرشار – نشر ثالث
۱۸- مسعود بهنود، از سیّد صیاء تا بختیار، ص ۳۸۸
۱۹-
Barry Rubin, Paved wih Good Intentions, The American Experience and Iran, oxford univ, march 1980
بری روبین کارشناس سیاست خارجی امریکا و سیاست های خاورمیانه، و از اعضای مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی دانشگاه جورج تاون – کتاب » راهی که با نیت خوب هموار شد» – ترجمه سرویس خارجی ایران تایمز- واشنگتن دی.سی
» برای نوشتن این کتاب با بیش از۱۰۰ نفر از مقام های امریکائی، ایرانی – دوره شاه و حکومت اسلامی- مصاحبه شده است»
ایران تایمز- واشنگتن دی.سی ، شماره ۷۰۰، جمعه سی ام فروردین ۱۳۶۴، ص۸
۲۰- لوموند، شماره ۱۷، سپتامبر ۱۹۵۳
۲۱- شعبان جعفری، هما سرشار، ص ۲۰۸
۲۲- شعبان جعفری، هما سرشار ، ص ۱۱۲
۲۳- شعبان جعفری، هما سرشار– ص۲۴۷-۲۴۶

منابع دیگر
۱-علی جان مرادی جو، بخش تاریخ ایران و جهان ، در باره انتخابات دوره هفدهم و هجدهم
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=195696
۲- مجله تهران مصور، در شماره ۲ خود نیز عکس شعبان جعفری را، به هنگام بازگشت شاه و استقبال از شاه روی جلد زده بود و مطلبی در باره » شعبان تاج بخش» نوشته بود. – محمد علی سفری، قلم و سیاست، جلد دوم، ص ۹۲/ ، ۱۳۷۹ ، ص ۱۳۱ .
۳- تربتي سنجابی، محمود؛ قربانيان باور و احزاب سياسي در ايران، تهران، انتشارات آسيا، ۱۳۷۵
۴- نجاتي، غلامرضا؛ تاريخ سياسي بيست و پنج ساله ايران از كودتا ۲۸ مرداد تا انقلاب تهران، موسسه خدمات فرهنگي رسا، ۱۳۷۳
۵- مسعود انصاری، احمد علي، من و خاندان پهلوی، تهران، نشر فاخته، ۱۳۷۱
۶- مهربان، رسول؛ بررسي مختصر احزاب بورژوازی
۷ – خسرو معتضد، شادکامان کاخ مرمر
۸- – ناصر نجمی، با مصدق و دکتر فاطمی

Advertisements
Published in: on 27 اوت 2015 at 12:47 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

خبرگزاری هرانا – در بند زنان زندان اوین موسوم به بند نسوان همچنان مشکلات فراوانی از جمله کاهش شدید و حذف کلی برخی اقلام از جیره خشک زندان (مواد خشک غذایی) دیده می شود. اقلام حذف شده در فروشگاه زندان عرضه می شود و زندانیان بالاجبار باید این اقلام و مایحتاج ضروری خود را با هزینه شخصی و قیمت بسیار بالاتر از این محل تهیه کنند. محدودیت زمانی در تماس های تلفنی و ملاقات حضوری نیز از دیگر مشکلات این زندانیان است. گزارش پیش رو به وضعیت و اتهامات ۲۴ زن زندانی سیاسی-امنیتی که در حال حاضر ساکنین این بند را تشکیل می‌دهند اختصاص دارد. در کنار این مشکلات به شرح وضعیت زنانی پرداخته می‌شود که متاثر از فعالیت همسران خود در زندان به سر می برند، حداقل دو تن از این زنان به تازگی وضع حمل کرده و نوزادان خود را در زندان نگه می دارند.

شرح مشکلات و جدیدترین لیست اسامی زندانیان سیاسی بند زنان زندان اوین 

خبرگزاری هرانا – در بند زنان زندان اوین موسوم به بند نسوان همچنان مشکلات فراوانی از جمله کاهش شدید و حذف کلی برخی اقلام از جیره خشک زندان (مواد خشک غذایی) دیده می شود. اقلام حذف شده در فروشگاه زندان عرضه می شود و زندانیان بالاجبار باید این اقلام و مایحتاج ضروری خود را با هزینه شخصی و قیمت بسیار بالاتر از این محل تهیه کنند. محدودیت زمانی در تماس های تلفنی و ملاقات حضوری نیز از دیگر مشکلات این زندانیان است. گزارش پیش رو به وضعیت و اتهامات ۲۴ زن زندانی سیاسی-امنیتی که در حال حاضر ساکنین این بند را تشکیل می‌دهند اختصاص دارد. در کنار این مشکلات به شرح وضعیت زنانی پرداخته می‌شود که متاثر از فعالیت همسران خود در زندان به سر می برند، حداقل دو تن از این زنان به تازگی وضع حمل کرده و نوزادان خود را در زندان نگه می دارند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در بند زنان زندان اوین در حال حاضر ۲۴ زن زندانی عمدتا به دلایل سیاسی و امنیتی نگهداری می‌شوند.

این فعالان زن به همراه جمعی از زنان و کودکانی که به دلیل فعالیت های همسران خود در اوین به سر می برند در شرایطی نامناسبی نگهداری شده و همواره با مشکلات مختلفی روبرو هستند.

جیره غذای خشک که از طرف زندان به زندانیان داده می‌شود بسیار کمتر و بی‌کیفیت‌تر از قبل شده است؛ به طوری که در بازه‌های زمانی ۴۰ روزه جیره‌ای به اندازه ۱۵ الی ۲۰ روز مصرف یک زندانی به آنان تحویل داده می‌شود و علاوه بر اینکه گوشت و سبزیجات از اواسط سال گذشته در جیره خشک زندانیان نیست، از آغاز سال جدید نیز برخی اقلام از جمله ماکارونی نیز از این سهمیه حذف شده است.

اقلام حذف شده از جیره غذایی که پیشتر مسئولیت توزیع آن با سازمان زندان ها بوده است، در فروشگاه زندان دو تا سه برابر قیمت خارج از زندان به فروش می رسد و زندانیان بالاجبار باید مایحتاج خود را از این فروشگاه تهیه کنند.

این زندانیان در ابتدا از روزهای شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۹ صبح تا ۵ عصر امکان برقراری تماس تلفنی با فرزندان و اعضای خانواده خود را داشتند. اما این مدت زمان، سال گذشته از ساعت ۹ صبح به ۳ عصر در همان روزها و سپس از ساعت ۱۰ صبح به ۳ عصر محدود شد. در نهایت به صورت ناگهانی از زمستان سال گذشته امکان برقراری تماس تلفنی برای زندانیان این بند به سه روز در هفته (روزهای زوج) و برای هر زندانی تنها به ۱۰ دقیقه محدود شده است. به این شکل مادران محبوس در این زندان پیش از تعطیلی تابستانه مدارس عملا از حق تماس تلفنی با فرزندان خود محروم بوده‌اند. زیرا بیشتر فرزندان آنها دانش‌آموز بوده و در این ساعات امکان گفتگوی تلفنی با مادرانشان را نداشتند. با این حال تمام ساکنین بند حق استفاده از تلفن را دارند و هیچ زندانی از حق خود انصراف نداده است.

ملاقات زندانیان محبوس در این بند در روزهای یکشنبه انجام می شود و ملاقات حضوری نیز به صورت ماهانه صورت می‌گیرد. در چنین شرایطی عملا نه‌تنها امکان ملاقات مادران محبوس در این زندان در روزهای پنج‌شنبه و جمعه با فرزندانشان از بین رفته است، بلکه تماس‌های تلفنی میان آنها نیز محدود به ساعات و روزهایی شده است که فرزندان آنها در مدرسه یا دانشگاه هستند.

از آنجا که وضعیت زندانیان و زندان به صورت مستمر در حال تغییر است، لزوم بروز رسانی مستمر مشهود است. بر این اساس گزارش پیش رو به وضعیت و اتهامات ۲۴ زن زندانی سیاسی-امنیتی که در حال حاضر ساکنین این بند را تشکیل می‌دهند اختصاص دارد.

۱- نسرین ستوده

نسرین ستوده وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ در منزل خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است.

به گفته پیام درفشان، وکیل دادگستری، نسرین ستوده در حال حاضر به خاطر محکومیت به پنج سال حبس تحت عنوان اتهام جاسوسی -که در کیفرخواست وی وجود ندارد-، شکایت بازپرس دادسرای کاشان و صدور قرار بازداشت توسط شعبه دوم بازپرسی در زندان به‌سر می‌برد.

شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران در یک پرونده، نسرین ستوده را به اتهام “اجتماعی و تبانی علیه امنیت کشور” به پنج سال حبس محکوم کرده بود و این حکم در مرحله تجدید نظر به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع شده است.

وی در جلسه دادگاهی که در تاریخ ۹ دی ماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران از بابت پرونده ای دیگر برگزار شده بود به صورت غیابی و از بابت هفت عنوان اتهامی تحت عناوین “اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام، عضویت موثر در گروهک غیرقانونی و ضد امنیتی علیه نظام، تشویق مردم به فساد و فحشاء و فراهم آوردن موجبات آن، اخلال در نظم و آسایش عمومی، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، ظاهر شدن بدون حجاب شرعی در محل شعبه بازپرسی” به ۳۳ سال حبس تعزیری و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شد. گفته می‌شود از این حکم سنگین میزان ۱۲ سال حبس قابلیت اجرایی دارد.

لازم به ذکر است نسرین ستوده پیش از این نیز در شهریورماه سال ۸۹ نیز بازداشت و به ۱۱ سال حبس، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده بود که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۶ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از وکالت کاهش یافت. وی از ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ تا ۲۷ شهریور ۱۳۹۲ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی»، در زندان اوین به سر برده است.

وی ۵۶ ساله و مادر دو فرزند به نام‌های مهرآوه و نیما است.

۲- آتنا دائمی

آتنا دائمی، در تاریخ ۲۹ مهرماه ۹۳ بازداشت شد و بعد از نگهداری به مدت ۸۶ روز در سلول انفرادی بند ۲-الف مورخ ۲۴ دی ماه همان سال به بند زنان زندان اوین منتقل شد. در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۹۴ توسط قاضی مقیسه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب از بابت اتهامات  اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری به ۱۴ سال حبس محکوم شد.

آتنا دائمی در تاریخ ۲۶ بهمن ۹۴ با تودیع وثیقه ۵۵۰ میلیون تومانی آزاد و دادگاه تجدید نظر وی در مردادماه ۹۵ برگزار شد. در این دادگاه حکم وی به ۷ سال تقلیل یافت و در تاریخ هفتم مهرماه همان سال به وی ابلاغ شد. مورخ ششم آذرماه بدون دریافت احضاریه در منزل پدری بازداشت و در اجرای احکام دادسرای اوین با اعمال ماده ۱۳۴ حکم نهایی به ۵ سال حبس کاهش پیدا کرد. بلافاصله پرونده دیگری برای وی و دو خواهر و همسر یکی از خواهرهایش باز شد و پس از اعتصاب غذای ۵۴ روزه آتنا دائمی هر چهار نفر از این اتهام تبرئه شدند. علاوه بر این تاکنون ۲ پرونده دیگر نیز برای وی باز شده که از هر دوی آنها تبرئه شده است.

آتنا دائمی در بهمن ماه ۹۶ همراه با ضرب و شتم به زندان قرچک ورامین تبعید و در ۱۹ اردیبهشت ۹۷ در پی یکدوره اعتصاب غذا مجددا به بند زنان زندان اوین منتقل شد. وی از حق مرخصی محروم بوده و تاکنون درخواست آزادی مشروط نداده است. در تاریخ ۱۰ مهرماه ۹۷ به مدت سه هفته با دستور شفاهی رئیس بند زنان این زندان از ملاقات محروم شد.

وی در دوران حبس به همراه گلرخ ابراهیمی ایرایی، همبندی سابق خود که اخیرا از زندان اوین آزاد شده است از بابت چند عنوان اتهامی با گشایش پرونده های جدیدی روبرو شد.

در یکی از این پرونده ها که در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران در حال بررسی است اتهام “اهانت به بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبری” مطرح شده است، مسئولان زندان مدعی هستند این فعالان به بهانه اعتراض به اجرای حکم اعدام سه زندانی سیاسی (در سال گذشته) در حین خواندن سرود در سالن ملاقات این عمل را انجام داده‌اند. همین‌طور اتهام “تبلیغ علیه نظام” به بهانه صدور بیانیه‌ها و نامه‌هایی طرح شده است که به خانم ایرایی و خانم دائمی نسبت داده می‌شود. همزمان پرونده دیگری نیز شامل اتهام “اخلال در نظم زندان” از سال گذشته علیه این افراد مفتوح است.

در تاریخ ۲۸ خردادماه ۹۸، جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مطروحه علیه گلرخ ابراهیمی ایرایی و آتنا دائمی برگزار شده و بر اساس حکم این دادگاه هرکدام از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به ۱ سال و ۶ ماه حبس تعزیری و از بابت اتهام “توهین به رهبری” به ۲ سال و ۱ ماه حبس تعزیری و در مجموع هرکدام به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیریمحکوم شدند. بر اساس حکم صادره با اعمال ماده ۱۳۴ مدت ۲ سال و ۱ ماه از این حبس قابل اجرا خواهد بود. دادگاه همچنین هر یک این دو شهروند را به ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه ها و احزاب نیز محکوم کرده است.

آتنا دائمی از فروردین ماه سال جاری بدون هیچ توضیح و ابلاغ رسمی از ملاقات حضوری محروم شده است.

۳- مریم اکبری منفرد

مریم اکبری منفرد، اکنون نهمین سال از حبس خود را بدون حتی یک روز مرخصی تحمل می‌کند. وی در تاریخ دهم دی ماه سال ۱۳۸۸ و پس از حوادث عاشورای ۸۸ بازداشت و در خردادماه سال بعد توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. اتهام این زندانی “محاربه از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران” عنوان شده اما خود آن را وارد ندانسته است.

خانم اکبری پس از حدود ۹ ماه تحمل حبس در سلول انفرادی بند ۲۰۹، بند متادون و بند زندان زندان اوین از مهرماه ۸۹ در زندان رجایی شهر تحمل حبس می‌کرد و در اردیبهشت ۹۰ به همراه ۸ زن زندانی دیگر به زندان قرچک ورامین منتقل شد. او در آنجا و پس از اعتراض به شرایط زندان و نوشتن نامه‌های متعدد به مراجع تقلید، مسئولان نظام و احمد شهید، گزارشگر سابق ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد به بند زنان زندان اوین منتقل شد و تا امروز در آنجا تحمل محکومیت می‌کند.

روز سه‌شنبه ۱۰ مهرماه ۹۷، مریم اکبری منفرد به همراه گلرخ ایرایی و آتنا دائمی با دستور شفاهی رئیس بند زنان این زندان به مدت سه هفته از ملاقات با خانواده محروم شدند. دلیل این امر درگیری لفظی و شعار دادن توسط این زندانیان در سالن ملاقات عنوان شده بود.

لازم به ذکر است که دو برادر مریم اکبری منفرد در سال‌های ۶۰ و ۶۳ به اتهام ارتباط و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران توسط دادگاه‌های انقلاب در ایران اعدام شدند. برادر کوچک و خواهرش نیز در تابستان سال ۶۷ و همزمان با موج اعدام زندانیان سیاسی اعدام شدند.

خانم اکبری منفرد مادر دو فرزند است و تا این لحظه از حق آزادی مشروط و حتی یک روز مرخصی طی دوران حبس خود محروم مانده است.

۴- زهرا زهتاب چی

زهرا زهتاب‌چی در تاریخ ۲۴ مهرماه ۹۲ به همراه همسر و دخترش بازداشت و بعد از تحمل ۱۴ ماه حبس در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به بند زنان این زندان منتقل شد. وی در تاریخ ۱۷ آذر ۹۳ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی از بابت اتهام بغی و محاربه از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق به ۱۲ سال حبس محکوم شد که این حکم پس از یک سال در دادگاه تجدید نظر با اعمال ماده ۱۳۴ به ۱۰ سال حبس تعزیری کاهش یافت.

این زندانی سیاسی ۵۱ ساله، مادر دو فرزند به نام‌های نرگس ۲۲ ساله و مینا ۱۵ ساله است. وی پس از سه سال یک بار و به مدت ۳ روز در سال ۹۵ به مرخصی اعزام شد.

۵- نرگس محمدی

نرگس محمدی نخستین بار در سال ۸۱ بازداشت و پس از یک هفته با قید وثیقه آزاد شد و بابت این پرونده به یک سال حبس محکوم شد.

وی در خردادماه ۸۹ مجددا بازداشت و تا تیرماه در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می‌شد؛ سپس با تودیع وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی موقتاً آزاد و در سال ۹۰ به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به ۱۱ سال حبس محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۶ سال کاهش یافت.

وی در سال ۹۱ جهت تحمل ۶ سال حبس تعزیری بازداشت و پس از تحمل یک ماه انفرادی و ۴ ماه تبعید به زندان زنجان به دلیل بیماری و عدم تحمل کیفر آزاد شد و مجددا در اردیبهشت ماه سال ۹۴ جهت تحمل ادامه ۶ سال حبس بازداشت شد؛ برای او پرونده جدیدی نیز تشکیل شده و به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

خانم محمدی در پرونده‌ای دیگر به اتهام تشکیل گروه (لگام)، اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام مجددا به ۱۶ سال حبس محکوم شد که با اعمال ماده ۱۳۴ ده سال از آن لازم الاجرا است.

وی ۴۶ ساله و مادر دو فرزند است و به دستور قضایی دادستانی حق تماس و مکالمه با همسر خود را ندارد. نرگس محمدی که به بیماری آمبولی ریه و فلج عضلانی مبتلا است روز چهارشنبه ۷ مهرماه ۹۷ به مرخصی ۳ روزه اعزام شد.

خانم محمدی در تاریخ ۲۲ دیماه به همراه نازنین زاغری در اعتراض به چگونگی نحوه رسیدگی به وضعیت درمانی به مدت سه روزه دست به اعتصاب غذا زده و با وعده مساعد مسئولان زندان در تاریخ ۲۴ دیماه به اعتصاب خود پایان دادند.

وی روز سه‌شنبه ۲۴ اردیبهشت‌ماه ۹۸، جهت انجام عمل جراحی هیسترکتومی (خارج کردن رحم) تحت‌الحفظ نیروهای امنیتی به بیمارستان اعزام شد و نهایتا در تاریخ ۵ خرداد ۹۸، علیرغم نیاز به مراقبت های پزشکی به زندان بازگردانده شد.

۶- فاطمه مثنی (مثنا)

فاطمه مثنی (مثنا) در تاریخ ۹ بهمن ماه سال ۹۱ توسط ماموران اداره اطلاعات به همراه همسرش حسن صادقی و فرزندش بازداشت شد. فرزند خانم مثنی پس از یک ماه و نیم آزاد شد.

فاطمه مثنی به مدت ۷۵ روز در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری و سپس به بند زنان این زندان منتقل شد.

وی در تاریخ ۲۳ دی ماه ۹۲ با تودیع وثیقه موقتا آزاد و در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب توسط قاضی احمدزاده به همراه همسرش از بابت اتهام بغی و محاربه از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق هر کدام به ۱۵ سال حبس محکوم شدند و حکم مصادره اموال این خانواده ازجمله محل کسب آقای صادقی و منزل شخصی‌شان صادر شد. وی در تاریخ هشتم مهرماه سال ۹۴ جهت اجرای حکم حبس مجددا بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

در اسفندماه سال گذشته  حکم مصادره محل کسب این زوج توسط ستاد اجرای فرمان امام اجرا شد.

این زندانی مادر دو فرزند است که به همراه مادربزرگ بیمارشان زندگی می‌کنند. خانم مثنی از مرخصی محروم بوده و از بیماری‌های کولیت روده و میگرن شدید عصبی رنج می‌برد. از طرفی بیشتر از شش ماه است که به دلایلی نامعلوم از ملاقات با حسن صادقی، همسرش که در زندان رجایی شهر کرج محبوس است، محروم شده است. اردیبهشت ماه یک بار این ملاقات صورت گرفته و مجددا محرومیت آنان از ملاقات ادامه دارد.

ملاقات این دو زندانی با یکدیگر منوط به موافقت امین وزیری، دادیار ناظر بر زندانیان شده است در صورتی که ملاقات سایر زندانیان زوج طبق روال عادی صورت می‌گیرد. محرومیت این دو زندانی سیاسی از ملاقات در حالی است که در قانون پیش‌بینی‌هایی برای ملاقات بین اعضای زندانی خانواده‌ها شده است، حتی اگر آنها در زندان‌های جداگانه تحمل حبس کنند.

خانم مثنی متولد ۱۵ خرداد ۱۳۴۶ است؛ وی زمانی که تنها ۱۳ سال سن داشت، همراه با مادرش به مدت ۳ سال در زندان بود. اتهام آنها محاربه و بغی از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق بود. سه برادر فاطمه مثنی همراه با همسر یکی از برادرانش در سال‌های دهه شصت اعدام شده‌اند.

۷- آزیتا رفیع زاده

در اواخر خرداد سال ۱۳۹۰ و به دنبال برنامه هماهنگ دستگاه امنیتی برای تعطیلی موسسه علمی بهاییان در حمله به منازل مدیران و تعدادی از اساتید این موسسه، منزل خانم رفیع‌زاده نیز مورد تهاجم و تفتیش قرار گرفت و کلیه کتاب‌های اعتقادی و مکتوبات دیگر، وسایل الکترونیکی از جمله لپ‌تاپ و کامپیوتر شخصی‌اش ضبط شد.

پس از تشکیل دادگاه در خرداد ۹۳ آزیتا رفیع‌ زاده به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در موسسه علمی آزاد بهاییان” به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شد. همسر او پیمان کوشکباغی نیز با همین اتهام به تحمل ۵ سال حبس محکوم شد. وی در آبان ماه سال ۹۴ پس از دریافت ابلاغیه اجرای حکم، خود را به دادسرای اوین معرفی کرد و از آن زمان تحمل حبس می‌کند. زمانی که همسر خانم رفیع زاده برای ملاقات در تاریخ نهم اسفندماه سال ۹۶ به زندان اوین رفته بود، بدون اطلاع قبلی دستگیر و برای اجرای حکم به بند ۸ زندان اوین منتقل شد.

وی ۳۹ ساله و مادر یک فرزند ۱۰ ساله به نام بشیر است که در غیاب پدر و مادرش برای نگهداری به خانواده دیگری سپرده شده است.

این زندانی در تاریخ ۱۶ آبان ماه ۹۷ در پی درگذشت پدرش جهت شرکت در مراسم خاکسپاری به یک مرخصی کوتاه‌مدت اعزام شده و مجددا به زندان بازگشت.

۸- نازنین زاغری رتکلیف

نازنین زاغری رتکلیف پس از ده سال زندگی در انگلستان برای تعطیلات نوروز به ایران آمد و در تاریخ ۱۵ فروردین‌ماه ۹۵ در فرودگاه بازداشت و پس از یک روز از بازداشتگاه اطلاعات سپاه به زندان کرمان منتقل شد. وی پس از حدود دو ماه مجددا به تهران منتقل شد و در مردادماه ۹۵ توسط قاضی صلواتی به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی به ۵ سال حبس محکوم و در دی ماه همان سال به بند زنان زندان اوین منتقل شد. وی پس از حدود دو سال و نیم در تاریخ یکم شهریورماه سال گذشته به مرخصی سه روزه اعزام و با پایان ایام مرخصی به زندان بازگشت.

وی در تاریخ ۲۲ دیماه ۹۷ به همراه نرگس محمدی در اعتراض به چگونگی نحوه رسیدگی به وضعیت درمانی‌شان به مدت سه روز دست به اعتصاب غذا زده و با وعده مساعد مسئولان زندان در تاریخ ۲۴ دیماه همان سال به اعتصاب خود پایان داد. با این حال مسئولان زندان به وعده خود عمل نکرده و مجدداً از اعزامش به بیمارستان جلوگیریکردند. نازنین زاغری روز سه‌شنبه ۱۴ اسفندماه ۹۷ به همراه نرگس محمدی طی نامه‌ای به جعفری دولت آبادی، دادستان تهران اعلام کردند که در صورت تداوم عدم رسیدگی به مطالبات شان دست به اقدامات اعتراضی خواهند زد.

نازنین زاغری از روز شنیه ۲۵ خردادماه ۹۸ در اعتراض به بازداشت ناعادلانه و تداوم عدم رسیدگی به مطالباتش دست به اعتصاب غذا زده و در تاریخ ۸ تیرماه به اعتصاب خود خاتمه داد. همزمان با اعتصاب غذای این زندانی سیاسی، ریچارد رتکلیف، همسر وی نیز در مقابل سفارت ایران در لندن دست به اعتصاب غذا زده بود. وی روز دوشنبه ۲۴ تیرماه ۹۸ به بخش روان پزشکی بیمارستان امام خمینی تهران منتقل شده است.

لازم به ذکر است که نازنین زاغری ۴۱ ساله و مادر یک دختر ۴ ساله است.

۹- ارس امیری

ارس امیری در تاریخ ۲۳ اسفند ۹۶ توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و در تاریخ ۳۱ اردیبهشت سال جاری با تودیع وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شده بود. این دانشجوی ایرانی دانشگاه کینگستون بریتانیا در تاریخ ۱۶ شهریورماه سال ۹۷ در پی احضار به دادسرای اوین توسط نیروهای امنیتی بازداشت و دو روز بعد به بند زنان این زندان منتقل شد.

پرونده وی به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی ارجاع شده و در اردیبهشت ماه سال جاری به اتهام اداره شبکه براندازی به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد.

ارس امیری ۳۲ ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه هنر است، در زمینه برگزاری نمایشگاه‌ها و جشنواره‌های هنری مشترک میان هنرمندان ایران و بریتانیا فعال بوده و با شورای فرهنگی بریتانیا (بریتیش کانسیل) همکاری داشته است. وی در ۱۰ سالی که در بریتانیا زندگی می‌کرده بارها به ایران سفر کرده بود.

۱۰- نگین قدمیان

نگین قدمیان، شهروند بهایی در تاریخ ۳ خرداد سال ۹۰ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و با وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شد. در اسفندماه سال ۹۱ همراه ۸ تن از شهروندان بهایی به اتهاماتی از جمله همکاری در دانشگاه مجازی بهاییان به صورت غیابی و بدون احضار به دادگاه توسط قاضی مقیسه تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. وی در تاریخ ۲۵ آذرماه سال ۹۶ و هنگام سفر در فرودگاه دستگیر و دو روز بعد جهت گذراندن دوران محکومیت ۵ ساله خود به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

در آبان‌ماه سال جاری با وجود عفونت در لثه و درد شدید در ناحیه فک و دندان و همچنین علیرغم صدور مجوز اعزام این زندانی از سوی دادیار زندان به مراکز درمانی تخصصی، رئیس بهداری با اعزام وی مخالفت کرده بود.

وی در ۲۵ آذرماه طی نامه‌ای سرگشاده از محرومیت‌ها و خاطرات تلخی که از ۱۸ سالگی به‌عنوان یک شهروند بهایی با آن مواجه شده نوشت که متن کامل آن در هرانا منتشر شد.

این شهروند بهایی پس از درخواست های مکرر جهت اعزام به مرخصی درمانی نهایتا در تاریخ ۲ اردیبهشت ماه ۹۸ به مرخصی کوتاه مدت اعزام شده و پس از ۵ روز با پایان زمان مرخصی به زندان بازگردانده شد.

نگین متولد ۱۱ مرداد ماه سال ۱۳۶۲ است.

۱۱– الهام برمکی

الهام برمکی هفتم دی ماه سال ۹۰ در خیابان بازداشت و مدت ۳ ماه را در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ گذراند؛ سپس با قید کفالت موقتا آزاد و نهایتا تبرئه شد. وی مجددا در تاریخ ۲ مرداد ۹۱ بازداشت و پس از تحمل ۱۴ ماه حبس در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین در تاریخ ۷ مهرماه ۹۲ به بند زنان این زندان منتقل شد. خانم برمکی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب توسط قاضی مقیسه از بابت اتهام جاسوسی به ۱۰ سال حبس و جریمه‌های ۲۵ هزار یورو، ۷۰ هزار دلار و ۴۰ میلیون تومان محکوم شد.

وی ۵۲ ساله و مادر دو فرزند است که هر دو در خارج از کشور زندگی می‌کنند. این زندانی طی دوران حبس خود یک بار در نوروز ۹۶ به مرخصی اعزام شده و تاکنون با آزادی مشروط وی موافقت نشده است.

۱۲- معصومه (مینو) قاسم‌زاده ملک شاه

خانم قاسم زاده ملک شاه در سال ۹۰ به همراه همسرش (همسر سابق)امیرمهدی طبسی توسط ماموران وزارت اطلاعات به اتهام جاسوسی برای اسرائیل دستگیر و مدتی بعد به قید وثیقه آزاد شد. پس از آزادی توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی از بابت اتهام جاسوسی، هر یک به تحمل ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

در آبان‌ماه ۹۶ در دادگاه تجدید نظر این حکم تائید شد و نهایتا بازداشت و برای تحمل حبس به بند زنان زندان اوین منتقل شد. همسر سابق وی نیز در زندان اوین به سر می‌برد.

۱۳- ناهید بهشید

ناهید بهشید پس از شرکت در یکی از تجمعاتی که در حمایت از محمدعلی طاهری برگزار شده بود، در سال ۹۴ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان قرچک منتقل شد. وی پس از ۱۲ روز بازداشت در سلول‌های انفرادی این زندان با تودیع قرار وثیقه، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد شد.

وی نهایتا از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی احمدزاده از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” به تحمل ۵ سال حبس محکوم شد. حکم صادره در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر به ریاست قاضی پورعرب تأیید شد. وی در تاریخ ۸ بهمن ماه ۹۷ در منزل خود بازداشت و جهت گذراندن مدت محکومیت به زندان اوین منتقل شده است.

محکومیت ۵ ساله این زندانی ۶۲ ساله شامل عفو شده و به دو سال و شش ماه حبس تعزیری کاهش پیدا کرده است.

۱۴- هنگامه شهیدی

این روزنامه نگار پیشتر در تاریخ ۱۹ اسفندماه ۹۵ به اتهام ارتباط با یک رسانه توسط نیروهای وزارت اطلاعات در مشهد بازداشت شده بود. پس از حدود ۶ ماه در تاریخ ۷ شهریور سال ۹۶ با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد و مجددا در تاریخ ۵ تیرماه ۹۷ در جزیره کیش بازداشت و راهی بازداشتگاه حفاظت قوه قضاییه موسوم به بند ۲۴۱ زندان اوین شد.

ترک همدانی وکیل مدافع هنگامه شهیدی در تاریخ ۱۰ آذرماه سال ۹۶ اتهامات پیشین و کنونی موکلش را مشتمل بر فعالیت تبلیغی و اقدام علیه نظام و افترا و توهین و نشر اکاذیب عنوان کرد و از محکومیت موکلش به ۱۲ سال و ۹ ماه حبس تعزیری و ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و احزاب و فعالیت های مجازی و مطبوعاتی همچنین خروج از کشور توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب خبر داده بود.

حکم صادره در اردیبهشت ماه سال جاری توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر عینا تائید شد و این زندانی ۴۴ ساله از تاریخ ۳۱ اردیبهشت ماه ۹۸ به بند زنان زندان اوین منتقل شده است.

۱۵- نازیلا نوری

این دوریش گنابادی در زمستان سال ۹۶ و در جریان حوادث گلستان هفتم به همراه فرزند خود کیانوش عباس زاده بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

نازیلا نوری در تیر ماه سال گذشته توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت داخلی کشور” به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

وی ۷ ماه پس از بازداشت با تودیع قرار وثیقه آزاد و محکومیت وی در مرحله تجدید نظر به ۱ سال حبس تعزیری کاهش پیدا کرد.

نازیلا نوری در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ماه سال جاری جهت تحمل حبس راهی زندان اوین شده است.

فرزند وی کیانوش عباس زاده که همراه مادر بازداشت شده بود به ۲۲ سال حبس تعزیری محکوم شده و هم اکنون در زندان تهران بزرگ در حال تحمل حبس است.

۱۶- حوریه (فاطمه) ضیایی آزاد

این زندانی به همراه همسرش محمود عظیمی در مهرماه سال ۹۴ بازداشت و در بهمن ماه همان سال با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از بند ۲۰۹ زندان اوین آزاد شده بود.

خانم ضیایی آزاد توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی احمدزاده به تحمل ۱۸ ماه حبس تعزیری محکوم و این حکم در دادگاه تجدیدنظر نیز عینا تایید شد.

در تاریخ ۲۰ فروردین‌ماه ۹۸، فاطمه ضیایی آزاد، در محل اجرای احکام دادگاه، بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به بند زنان زندان اوین منتقل شده است.

لازم به ذکر است فاطمه ضیایی آزاد که از زندانیان سیاسی سابق در ایران است از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵ نیز به مدت پنج سال در زندان به سر برده است.

همچنین وی در تاریخ ۲ بهمن ماه ۱۳۸۷ از بابت اتهام “تردد به مقر سازمان مجاهدین خلق در عراق” که مدعی بود برای دیدار با دو دخترش صورت گرفته، بازداشت و در دی ماه سال ۱۳۸۸ با پایان حبس از زندان آزاد شد.

فاطمه ضیایی آزاد همچنین بار دیگر در ۱۸ خرداد ۹۲ توسط ماموران امنیتی بازداشت و در ۲۵ مهرماه همان سال به دلیل سن بالا، بیماری‌ ام . اس و شرایط جسمانی نامناسب از بند زنان زندان اوین آزاد شد.

این زندانی ۶۰ ساله از بیماری ام اس رنج می برد و دو دختر او نیز ساکن کشور آلبانی هستند.

۱۷- ساناز اله یاری

ساناز اله یاری متولد ۶۶ به همراه همسرش امیرحسین محمدی فر در تاریخ ۱۹ دی ماه ۹۷، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و علیرغم گذشت نزدیک به ۶ ماه کماکان در زندان اوین نگهداری می شوند. وی در تاریخ ۸ اردیبهشت ماه از بازداشتگاه اداره اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین به بند زنان این زندان منتقل شد.

در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ماه وی به همراه همسر و دیگر متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه در شعبه ۷ بازپرسی جهت تفهیم اتهامات جدید و آخرین دفاع در دادسرای اوین حاضر شده بودند. پرونده وی اخیرا به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه ارسال شده است.

لازم به ذکر است ساناز اله یاری پس از بازداشت به دلیل ابتلا به بیماری نامشخصی دچار ضعف جسمی، لرزش شدید اندام ها، مشکلات گوارشی و درد شدید معده شده است. وی اخیرا با کاهش وزن ۱۰ کیلوگرمی نیز مواجه شده است. با این حال علیرغم پیگیری های مکرر خانواده از اعزام وی به بیمارستان خارج از زندان و رسیدگی مناسب پزشکی محروم مانده است.

وی همزمان با همسرش امیر حسین محمدی فرد از تاریخ ۱۳ تیرماه دست به اعتصاب غذا زده است.

۱۸- مرضیه امیری

روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۸، همزمان با روز جهانی کارگر، مرضیه امیری به همراه ده‌ها تن از شرکت کنندگان در تجمع اعتراضی در مقابل ساختمان مجلس در پی ورود نیروهای امنیتی و به خشونت کشیده شدن این تجمع بازداشت شد.

وی پس از بازداشت به مدت یک هفته در بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف تحت بازجویی قرار گرفت و پس از آن به بازداشتگاه اداره اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.

گفته می شود وی از بیماری صرع رنج می برد و به خاطر فشارهای وارده در دوران بازجویی یک بار دچار حمله صرع شده است.

مرضیه امیری ۳۳ ساله، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و خبرنگار روزنامه شرق از تاریخ ۱۸ خردادماه ۹۸ در بند زنان زندان اوین در بازداشت و بلاتکلیفی به سر می برد.

۱۹- انسیه عبدالحسینی

انسیه عبدالحسینی در اعتراضات دی ماه ۹۶ بازداشت و ابتدا به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد، او پس از تحمل یک ماه بازداشت در سلول‌های انفرادی این بند به زندان قرچک منتقل شد. خانم عبدالحسینی بعد از یک ماه نگهداری در قرچک نهایتا با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.

خانم عبدالحسینی، روز ۲۱ بهمن ماه ۹۷ در حالی توسط مامورین امنیتی در فرودگاه، هنگام خروج از کشور بازداشت شد که از محکومیت خود اطلاعی نداشت. وی پس از بازداشت و انتقال به بند زنان زندان اوین متوجه شد که به صورت غیابی از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه از بابت اتهامات “توهین به رهبری” و تبلیغ علیه نظام” به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شده است. حکم حبس صادره در مرحله تجدید نظر به ۹ ماه حبس تعزیری کاهش پیدا کرد.

این زندانی سیاسی ۴۳ ساله اواخر فروردین ماه سال جاری به دلیل بیماری اعصاب در بیمارستان بستری شده و پس از ده روز به مرخصی اعزام شد. وی مجدد بازداشت و از تاریخ ۳ تیر ماه به دلیل تشدید بیماری مجددا در بیمارستان بستری است.

۲۰- معصومه عسکری

معصومه عسکری در تاریخ ۱۱ مردادماه در اعتراضات خیابانی در تهران بازداشت و به زندان قرچک منتقل و پس از چند روز بازداشت آزاد شد. وی در آذرماه یک بار دیگر بازداشت و این بار به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. پس از تحمل مدت یک ماه بازداشت در سلول‌های انفرادی و بازجویی در این بند به بند زنان این زندان منتقل شد.

خانم عسکری در تاریخ ۲۹ بهمن‌ماه ۱۳۹۷ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه از بابت اتهام اجتماع و تبانی به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده و در حال حاضر مدت محکومیت خود را در بند زنان زندان اوین سپری می‌کند. پرونده وی هم اکنون در انتظار بررسی در دادگاه تجدید نظر است.

معصومه عسکری معلم بازنشسته و تنها سرپرست پسر ۱۴ ساله‌اش است.

۲۱- زهرا صادقی

زهرا صادقی پیشتر کارمند سازمان ملل بوده و جهت انجام وظیفه و الزامات کاری به کشورهای سودان و سپس عراق سفر کرده بود. وی در خردادماه سال ۹۷ پس از بازگشت از کشور عراق توسط نیروهای امنیتی در فرودگاه بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. نهایتا پس از تحمل ۸ ماه بازداشت در سلول‌های انفرادی این بند، در تاریخ ۸ بهمن‌ماه ۹۷ به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

زهرا صادقی توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اتهام جاسوسی محاکمه و به تحمل ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد.

در جلسه دادگاه هیچ کدام از همکاری‌های وی با سازمان ملل به عنوان مصادیق اتهام عنوان نشده و تنها به دلیل سفری که سال‌ها پیش به درخواست یکی از دوستانش به کشور ترکیه انجام داده بود، اتهام جاسوسی علیه وی مطرح و از نظر قاضی ثابت شده است.

حکم صادره در دادگاه بدوی در مرحله تجدید نظر به ۳ سال حبس تعزیری کاهش پیدا کرده است.

وی متولد سال ۱۳۶۶ است و در سال ۱۳۹۲ نیز توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و پس از سه ماه با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت آزاد شده بود.

۲۲- رقیه حاجی ماشاالله

رقیه حاجی ماشاالله، شهروند ایرانی الاصل تبعه بحرین در تاریخ ۳۱ فروردین ماه ۹۷ در شهر مشهد بازداشت شد. وی پس از ۱۲ روز بازجویی در بازداشتگاه اطلاعات سپاه مشهد در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ماه سال گذشته به بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین در تهران منتقل شد.

این زندانی نهایتا پس از دو ماه بازجویی در سلول‌های انفرادی این بازداشتگاه به بند زنان زندان اوین منتقل شده است.

وی توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اتهام “جاسوسی برای کشور بحرین” به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در مرحله تجدید نظر به ۶ سال حبس کاهش پیدا کرده است.

رقیه حاجی ماشاالله پیش از برگزاری دادگاه از تاریخ ۲۵ آذرماه ۹۷، به مدت یک ماه در بند ۲ الف سپاه تحت بازجویی مجدد بوده است.

۲۳- سمانه نوروز مرادی

وی در شهریورماه سال ۹۷ بازداشت و پس از دو هفته از بازداشتگاه اداره اطلاعات با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.

سمانه نوروز مرادی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۸ سال حبس محکوم شده که ۵ سال آن قابلیت اجرایی دارد. این حکم نهایتاً با عدم اعتراض و تسلیم به رای به ۳ سال و ۹ ماه کاهش پیدا کرد.

این زندانی در تاریخ ۴ اردیبهشت ماه سال جاری مجددا بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

۲۴- النا اله وردی

وی در اسفندماه سال ۹۶ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به سلول های انفرادی بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد.

خانم اله وردی پس از یک سال در تاریخ ۲۶ اسفندماه سال ۹۷ از بازداشتگاه اطلاعات سپاه به بند زنان زندان اوین منتقل شده است.

پرونده وی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی در حال بررسی است و تاکنون حکمی از این دادگاه صادر نشده است.

این شهروند که یکسال از مدت بازداشت خود را در سلولهای انفرادی سپری کرده بود طی هفته های گذشته همزمان با انتشار خبری در خصوص “ارتباط یک زن با ۱۶ مدیر برجسته وزارت نفت” خانم اله وردی برای مدتی از محل بازداشتگاه به نقطه نامعلومی منتقل و پس از ساعاتی بازگردانده شد هر چند این انتقال الزاما به معنی ارتباط وی با پرونده جنجالی مورد اشاره نیست.

النا اله وری، متولد ۱۳۶۱ و از کارمندان سابق وزارت نفت است.

لازم به ذکر است از میان زندانیانی که سابقا در این بند بودند، ۵ زندانی آزاد و یا به محل دیگری منتقل شده اند.

از این میان لیلا تاجیک در تاریخ ۴ اردیبهشت ماه ۹۸ به زندان کچویی کرج منتقل شده است. همچنین ستوده فاضلی نیز که پیشتر در این بند محبوس بود در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ماه با پایان دوران محکومیت آزاد شده است.

گلرخ ابراهیمی ایرایی نیز در فروردین سال جاری با پایان دوران محکومیت پیشین و با تودیع قرار از بابت پرونده ای جدید که به همراه آتنا دائمی علیه وی مفتوح شده بود، از زندان آزاد شد. وی از بابت پرونده جدید به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری دیگر و ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه ها و احزاب محکوم شده است. به گفته وکیل وی، بر اساس حکم صادره با اعمال ماده ۱۳۴ مدت ۲ سال و ۱ ماه از این حبس قابل اجرا خواهد بود.

مریم غفارمنش، شهروند بهایی نیز پس از ۶ ماه بازداشت در بند زنان زندان اوین در تاریخ ۲۶ اسفندماه ۹۷ با تودیع قرار به صورت موقت آزاد شد.

ریحانه حاج ابراهیم دباغ نیز در دهمین سال حبس و در روزهای پایانی سال گذشته از زندان اوین آزاد شده است.

همچنین از اسفندماه سال گذشته تاکنون دستکم ۱۳ زندانی وارد این بند شده و تعدادی از آنان از جمله سپیده قلیان، شهین سلوکی، سهیلا حجاب، مینا ساکی، نیلوفر رادمهر و پونه (نام خانوادگی نامعلوم) به محل دیگر انتقال یافته و یا آزاد شده اند.

زنان و کودکان متهمان امنیتی در بند ۲ زندان اوین

از آبان ماه سال ۹۶ در سالنی مجزا از بند زنان زندانی سیاسی، تعدادی از زنان و کودکان خردسال که گفته می‌شود همسران و کودکان مردان متهم به همکاری با داعش هستند، در شرایطی غیر انسانی و اسفبار محبوس شده‌اند. دو تن از کودکانی که در این بند نگهداری می‌شوند طی زمان بازداشت مادران‌شان، در زندان به دنیا آمده‌اند و از پیش از تولد تاکنون در زندان به سر می‌برند. دادستان تهران در آبان‌ماه سال ۹۶ از بازداشت تعدادی از اعضای خانواده‌های این گروه خبر داده بود.

مسن‌ترین این زنان ۴۳ ساله و جوان‌ترین‌شان ۲۰ ساله است؛ تمامی آنها پیش‌تر در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی به اتهام “معاونت در افساد فی‌الارض” به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

این گروه متشکل از ۱۶ زن و ۸ کودک خردسال بوده و اخیرا از میان این ۸ کودک ۵ تن به خارج از زندان منتقل شده و به خانواده هایشان تحویل داده شدند. کم سن ترین کودکان کماکان در زندان هستند.

گفته می شود اخیرا به تمام این زنان گفته شده است که به زندان های محل سکونت خود منتقل خواهند شد با این حال به دلیل عدم تصمیم گیری وزارت اطلاعات در ارتباط با چگونگی تفکیک محل نگهداری آنان در این زندانها تاکنون منتقل نشده اند.

هرانا در آبان ماه سال ۹۶ در گزارشی از انتقال این گروه به بند ۲ زنان اوین خبر داده بود.

این خبرگزاری در تاریخ ۱۷ اسفندماه ۹۷ و همزمان با روز جهانی زن در گزارشی به بررسی مشکلات زندانیان محبوس در بند زنان زندان اوین پرداخته بود.

Published in: on 21 اوت 2019 at 7:52 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۹۸ وزارت بهداشت نظام ولایی با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد که به دنبال پیگیری‌های این وزارتخانه برای برخورد با آنچه «سوداگران طب ایرانی و سنتی و دخالت‌های غیرمجاز و خطرآفرین در درمان» خوانده، اخیرا حکم قطعی محکومیت برای عباس تبریزیان و محمدحسین ناظری صادر شده است. در همین راستا مدیرکل نظارت بر درمان وزارت بهداشت به جای یادآوری مسئولیت نظام ولایی و سردمداران آن از مردم خواست که با هوشیاری در انتخاب شیوه‌های درمان صحیح، سلامت خود را تضمین کنند. دکتر علیرضا عسگری مدیرکل دفتر نظارت و اعتباربخشی امور درمان وزارت بهداشت در گفت‌وگو با ایسنا،  در مورد محکومیت عباس تبریزیان و محمدحسین ناظری از سوی دادسرای ویژه روحانیت که به نام طب ایرانی و سنتی در امر درمان مردم دخالت می‌کردند، گفت: «یکی از افرادی که به طور وسیع در سطح کشور و بدون داشتن تحصیلات و مهارت‌های لازم و تایید شده از سوی وزارت بهداشت و البته بدون دریافت مجوزهای لازم، اقدام به مداخله در امور درمان کرده بود که برابر گزارش‌های معاونت طب سنتی وزارت بهداشت منجر به بروز مشکلات چشمگیری در حوزه درمان شده بود، با پیگیری‌های وزارت بهداشت و همکاری و کمک قوه قضاییه و به‌ویژه دادگاه ویژه روحانیت رای محکومیت قطعی برای این فرد صادر شد.»

سرانجامِ «ابن‌سینا»ی حوزه علمیه قم و عضو شورای خبرگان طب اسلامی 
ایرج مصداقی

در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۹۸ وزارت بهداشت نظام ولایی با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد که به دنبال پیگیری‌های این وزارتخانه برای برخورد با آنچه «سوداگران طب ایرانی و سنتی و دخالت‌های غیرمجاز و خطرآفرین در درمان» خوانده، اخیرا حکم قطعی محکومیت برای عباس تبریزیان و محمدحسین ناظری صادر شده است. در همین راستا مدیرکل نظارت بر درمان وزارت بهداشت به جای یادآوری مسئولیت نظام ولایی و سردمداران آن از مردم خواست که با هوشیاری در انتخاب شیوه‌های درمان صحیح، سلامت خود را تضمین کنند.
دکتر علیرضا عسگری مدیرکل دفتر نظارت و اعتباربخشی امور درمان وزارت بهداشت در گفت‌وگو با ایسنا،  در مورد محکومیت عباس تبریزیان و محمدحسین ناظری از سوی دادسرای ویژه روحانیت که به نام طب ایرانی و سنتی در امر درمان مردم دخالت می‌کردند، گفت:

«یکی از افرادی که به طور وسیع در سطح کشور و بدون داشتن تحصیلات و مهارت‌های لازم و تایید شده از سوی وزارت بهداشت و البته بدون دریافت مجوزهای لازم، اقدام به مداخله در امور درمان کرده بود که برابر گزارش‌های معاونت طب سنتی وزارت بهداشت منجر به بروز مشکلات چشمگیری در حوزه درمان شده بود، با پیگیری‌های وزارت بهداشت و همکاری و کمک قوه قضاییه و به‌ویژه دادگاه ویژه روحانیت رای محکومیت قطعی برای این فرد صادر شد.»

حکم قطعی محکومیت برای عباس تبریزیان و محمد حسین ناظری

حکم قطعی محکومیت برای عباس تبریزیان و محمد حسین ناظری

مسئولان وزارت بهداشت هیچ‌ اشاره‌ای به حامیان پرنفوذ تبریزیان نمی‌کنند.

در حالی که روحانیون معترض و منتقد در پی کوچکترین انتقادی با بازداشت و شکنجه‌ و زندان روبرو می‌شوند تردیدی نیست تبریزیان و ناظری که سال‌ها با جان و مال مردم بازی کرده‌اند و باعث مرگ عده‌‌‌ی زیاده‌ای شده‌اند در نظام ولایی نازکتر از گل نمی‌شنوند چه برسد پایشان به زندان برسد.

چنانچه «کمپین حمایت از آیت الله تبریزیان و درخواست بازگشایی مطب طب اسلامی آیت الله تبریزیان از رهبر معظم انقلاب» به راه افتاده است.

«بسم الله الرّحمن الرّحیم

محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، ولی امر مسلمین جهان (متع الله المسلمین بطول بقائه الشریف )بدین وسیله امضا کنندگان این درخواست، جمعی از طلاب، دانشجویان، پزشکان و درمان شدگان و مدافعین طب اسلامی با توجه به کارآمدی و اقبال گسترده مردم شریف ایران اسلامی به طب اسلامی، بازگشایی مجدد مطب آیت الله تبریزیان(زید عزه) و ادامه ی فعالیت های درمانی ایشان در خدمت رسانی به مردم شریف ایران را از محضر شریف شما خواستاریم.

با سپاس و مسألت طول عمر و سلامتی حضرت عالی از درگاه ایزد منان» [1]

فروردین ۱۳۹۷ مقاله‌ای از من در رادیو زمانه منتشر شد با عنوان « طب اسلامی و خطری که جان مردم را تهدید می‌کند

در این مقاله به ده‌ها شیاد که تحت عنوان «طب اسلامی» مشغول فعالیت هستند و از جمله به «آیت‌الله تبریزیان» که از او به  عنوان «ابن‌سینا» حوزه علمیه قم نام برده می‌شد اشاره کردم .

پس از انتشار مقاله‌ام، روزنامه‌ی قدس چاپ خراسان که به آستان قدس رضوی نیز نزدیک است سراغ تبریزیان رفت.  این گفتگو توسط خبرگزاری تسنیم که بلندگوی سپاه پاسداران است بازنشر شد. تبریزیان در دفاع از طب اسلامی گفت:

«طب اسلامی، طب سنتی و طب مدرن هر کدام مقوله‌های متفاوتی هستند. طب اسلامی توجه ویژه‌ای به روح، معنویات، دعا، قرآن و… دارد. تفاوت این‌ها هم به گونه‌ای است که نمی‌توان به تلفیق آن‌ها فکر کرد. البته تفاوت طب اسلامی و طب سنتی مانند تفاوت بین اسلام و مسیحیت است که هر چند منبع و منشأ آن‌ها یکی است، ولی تلفیق آن‌ها امکان ندارد. مانند اینکه فردی ادعا کند می‌تواند اسلام و مسیحیت را با هم تلفیق کند. ولی تفاوت بین طب اسلامی و طب مدرن مانند تفاوت بین اسلام و مکتب‌های امروزی مانند سوسیالیسم، سرمایه‌داری و… است. تلفیق این مکتب‌ها که به هیچ وجه امکان‌پذیر نیست، زیرا منابع، پایه‌ها و ساختارهای متفاوتی با یکدیگر دارند.» [2]

وقتی خبرنگار تسنیم به او گفت:

« با این توضیح این‌طور برداشت می‌شود که فردی که دانا به طب اسلامی باشد به هیچ کدام از سایر گونه‌های طب احتیاجی ندارد، در حالی که در برخی روایات درباره حضور طبیب بر بالین اهل‌بیت(علیهم‌السلام) شنیده‌ایم. مثلا ما در روایت‌ها به حضور طبیب بر بالین امام علی(ع) پس از ضربت خوردن اشاره شده است.»

پاسخ داد:

«در پزشکی امروزی ما دکترهایی داریم که نسخه می‌نویسند و پرستارانی داریم که کارهای بالینی انجام می‌دهد. پزشکی که ائمه در برخی موارد احضار می‌کنند، همان پرستار است. یعنی فردی که برای انجام پانسمان زخم، حجامت و… حاضر می‌شود. وگرنه خود ائمه (علیهم‌السلام) از نظر علم و دانش نیاز به هیچ طبیبی ندارند و پیامبر(ص) هم می‌فرمایند: «این طبیبان هستند که به طب من نیاز دارند.»[3]

او در این مصاحبه ادعا کرد: « من حدود ۱۱ هزار روایت طبی جمع‌آوری کرده‌ام که تمامی جوانب علم طب در آن آمده است. یعنی روایات در این زمینه هیچ قصور و نقصی ندارد و کامل است. بر اساس این روایات می‌توان تمامی بیماران را درمان و تمامی مسائل پزشکی را بررسی و حل کرد.»[4]

آیت‌الله عباس تبریزیان که هیچ خبری در مورد میزان محکومیت او از سوی دادگاه ویژه روحانیت منتشر نشده، کیست و از سوی چه کسانی حمایت می‌شد.

آیت‌‌الله تبریزیان، “ابن‌سینا”ی حوزه علمیه قم

پایگاه اینترنتی «داروی اسلامی»[5] از جمله وب‌سایت‌های فعال در زمینه طب اسلامی است که زیر نظر این شیاد اداره می‌شود از او به عنوان «ابن‌سینا» یاد می‌کند.

سایت‌های نزدیک به او، تبریزیان را پدر طب اسلامی معرفی می‌کنند.

داروهای «آمادگی رحم»، «تقویت عصب»، «صاف‌کننده خون»، «تقویت و درمان ضعف مغز» از جمله محصولات پایگاه طب اسلامی زیر نظر تبریزیان است.[6]

عباس تبریزیان در مطبش

عباس تبریزیان در مطبش

تبریزیان ادعا می‌کند بیماری اوتیسم نوعی معلولیت ذهنی است که در روایات به خبل یاد شده است. او ضمن آن که منشاء این بیماری را ضایعه نخاعی کامل نشدن مغز معرفی می‌کند آن را معلول جن می‌داند که در نطفه یا هنگام زایمان به مغز نفوذ می‌کند و تا ده روز بعد در معرض آسیب جدی اجنه می‌باشد. همبستری در زمان قاعدگی نیز از علل این بیماری است. برای درمان آن نیز بخور حضرت مریم (سلام الله علیها)، قطره سداب سرکه، داروی جامع امام رضا (علیه السلام) به همراه آب انار، داروی ترکیبی عقل، داروی تقویت عصب و داروی طریفل تجویز می‌کند که همگی دست‌ساخت خود وی است.

او ضمن مخالفت با واکسیناسیون کودکان می‌گوید:‌

«برای واکسیناسیون طبیعی و طبق دستورات اسلامی باید چند کار را با دقت و زیر نظر استاد مجرب انجام داد:

مراقبت‌های قبل از تولد که در مواقع اقدام به بارداری تاکید شده است

مراقبت‌های هنگام بارداری که می توانید از اینجا مطالعه بفرمایید

چکاندن دو قطره جاوشیر مخلوط با آب باران در بینی راست و یک قطره در بینی چپ در بدو تولد(۱)

اذان در گوش راست نوزاد و اقامه در گوش چپ (جلوگیری از جن زدگی و ترس و…) (۲)

۱۰ روز ابتدای تولد نوزاد به هیچ عنوان تنها رها نشود حتا مدت کوتاه

استفاده از ظرف مشترک با دیگران خصوصا ظرف آب خوردن

حجامت در نقره سر اگر فرزند آب ریزش دهان یا بینی داشت و فقط سرش گرم شود (جلوگیری از فلج)

استفاده از داروی امام کاظم (ع) جهت پیشگیری و درمان سرماخوردگی

خواند سوره نأس و فلق هر کدام سه مرتبه و توحید ۱۰۰ مرتبه اگر نمی‌توانند ۵۰ مرتبه هر شب تا بزرگ شود (۲)

توصیه ها:

استفاده نوزاد از سویق حتا از بدو تولد هر چند به مقدار کم

نوزاد از شیر مادرش تغذیه کند اگر ندارد شیر خانم دیگری

مادر نوزاد را از هر دو سینه شیر بدهد(۴)»

پی نوشت:
(۱) اصول کافی ج۶ ص ۲۳
(۲) همان
(۳) اصول کافی ج۲ ص ۶۲۳
(۴) اصول کافی ج۶ ص ۴۰

او همچنین مدعی شده است «درمان تمامی بیماری‌های قلبی در طب اسلامی با هزینه‌ی اندک وجود دارد.» در تبلیغات دفتر وی آمده است:‌

«دست نگهدارید عمل قلب باز نکنید، داروی بازکننده عروق، رگ‌های قلب را باز می‌کنند یا تخم اسپند روزی ۴ گرم مصرف کنید رگ‌ها را باز می‌کند.

باتری نگذارید، به و به‌دانه بخورید و گوشت را با شیر بپزید قلب تقویت می‌شود.

دریچه یا سوراخ قلب با داروی قرص خون امام رضا علیه‌السلام صددرصد درمان می‌شود.

بنابر روایات معصومین علیهم‌السلام گرسنگی غذای قلب است با پرهیز و کم‌خوری بیماری‌های قلبی را درمان کنید.»

وقاحت و بی‌شرمی او در سایه‌ی نظام ولایی آن‌چنان بالا گرفت که از مداخله‌ی «ظالمانه و عدوانی پزشکان» در کار طبابت انتقاد کرد.

«پزشکان به‌ترتیبی ظالمانه و عدوانی در کار طبابت مداخله می‌کنند… هرچه بیشتر (درس) می‌خوانند جهل‌شان بیشتر و صدمه بیشتری می‌زنند» [7]

این آخوند متولد ۱۳۴۱ در نجف که درس خارج فقه نیز می‌دهد، دارای مطب و داروخانه و مرکز طب اسلامی در قم است و رسانه‌های اسلامی به ویژه خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران و شبکه‌های تصویری آپارات و … پوشش گسترده‌ای به او می‌دهند[8] و از وی به عنوان «پدر طب اسلامی» نام می‌برند.[9] او ادعا می‌کند که طب اسلامی پیشرفته‌ترین طب دنیا است چرا که جبرئیل به پیامبر و از طریق او به اهل بیت الهام شده است و از اروپا و آمریکا پیشنهاد‌های فراوانی برای او آمده است. حتی آن‌ها قول داده‌اند چنانچه وی به اروپا عزیمت کند و آن‌ها معجزات درمانی وی را مشاهده کند همگی مسلمان خواهند شد. از سوی دیگر او مدعی است که رئیس بیمارستان سرطان هلند شخصاً به او مراجعه کرده و حتی پیشنهاد ازدواج هم به او داده است. وی وزارت بهداشت و بیمه‌ها را مورد حمله قرار داده است که چرا حاضر نیستند داروهای گیاهی و افرادی همچون او را مشمول بیمه درمانی قرار دهند.

«اساتید حوزه علمیه قم» به دیدار وی رفته و از او برای تدریس طب اسلامی در حوزه علمیه دعوت به عمل آورده‌اند.[10]

تبریزیان در حال تدریس طب اسلامی

تبریزیان در حال تدریس طب اسلامی

وزیر سابق بهداشت در مورد وی می‌گوید:‌

«تعجب من این است که کسی که لباس پیغمبر تنش است می‌آید و هرچه می‌خواهد علیه پزشکی می‌گوید و هیچ‌کس صدایش در نمی‌آید، اما باید در این مسائل همه حرف بزنند و روشنگری کنند و اجازه ندهیم از کم اطلاعی مردم سوء استفاده شود…. من به سهم خودم در خفا تلاش کردم تا با افرادى که با لباس پیغمبر و به اسم دین به سلامت مردم آسیب مى‌زنند، مقابله شود. متاسفم که قوه قضاییه در برخورد با سوء استفاده گران از دین و آسیب به سلامت مردم حساسیت کمترى دارد، ما فقط در بخش‌هایى که به قدرت مربوط است شاخک‌هایمان خوب عمل مى‌کند، در حالى که دین چیزى جز رفتار و اخلاق نیست.»[11]

بلافاصله پس از موضع‌گیری وزیر بهداشت، صادق لاریجانی رئیس وقت قوه قضاییه به طور ضمنی به دفاع از این شیادان که با فریبکاری در امر طبابت دخالت کرده و با جان مردم بازی می‌کنند پرداخته و ادعا کرد آن‌ها از حق آزادی بیان‌شان استفاده می‌کنند:

«برخی مصداق‌ها و مثال‌هایی که از سوی وزیر محترم بهداشت بیان شده است، ابهام دارد. مثلاً ایشان گفته‌اند که دستگاه قضایی باید با برخی افراد که به نام دین مطالبی را منتشر می‌کنند و یا معتقدند مسواک زدن فایده‌ای ندارد یا زدن واکسن لازم نیست برخورد کند. به عقیده ما نمی‌توان هر حرف ناصحیحی را جرم تلقی کرد. کسانی هستند که اساساً معتقدند نباید حتا به پزشک هم مراجعه کرد! آیا کسی که چنین اعتقادی دارد مجرم است و باید او را زندانی کرد؟! سال‌ها قبل در جمع برخی پزشکان از یک جامعه شناس مشهور نقل کردم که کتابی با عنوان «طاعون پزشکی» نوشته و در این کتاب با برخی استنادها از خود پزشکان مدعی شده است که بسیاری از معالجات پزشکان، صحیح نیست و فایده ای ندارد. البته این قبیل اظهارنظرها افراطی به نظر می‌رسد اما فرض کنیم امروز کسی این سخنان را بر زبان بیاورد قوه قضاییه چه برخوردی می‌تواند با او داشته باشد؟ دستگاه قضایی در جایی که واقعاً جرم و تخلفی صورت گرفته و به موضوع ورود پیدا می کند، آه و ناله ها بلند می شود که قوه قضاییه مخالف آزادی بیان است. حال چگونه می‌توان انتظار داشت که دستگاه قضایی صرف اظهارنظر یک فرد در حوزه سلامت و در حالی که جرمی هم رخ نداده است به موضوع ورود پیدا کند و آن را مورد رسیدگی قرار دهد؟»

لاریجانی با حقه‌بازی به هدف خالی‌کردن شانه از زیربار مسئولیت، اظهار‌نظر یک جامعه شناس در مورد پزشکان را با دخالت شیادان در امر پزشکی یکی می‌کند.

وقتی وزارت بهداشت متوجه شد نمی‌تواند روی دستگاه قضایی تحت نظر صادق لاریجانی حساب کند و شیادان از حمایت لاریجانی برخوردارند به رسانه‌ها پناه آورد و نامه دکتر علیرضا عسگری در ارتباط با فعالیت‌های غیرمجاز تبریزیان و شاگردانش را در اختیار رسانه‌ها گذاشت.

در این نامه آمده بود:

« افراد مذکور در برخی موارد در پوشش لباس روحانیت و با استفاده از اماکن مقدس نسبت به ارائه خدماتی به نام طب اسلامی با فروش کتاب و داروهای ساختگی اقدام می‌کنند و تبلیغات محیطی خود را به فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی گسترش و با ترفند درمان رایگان و ارائه طب اسلامی، بیماران را جذب و از اعتماد جامعه به روحانیت و طب غنی ایرانی سو‌ء استفاده می‌کنند و این در شرایطی است که اقدامات و مداخلات درمانی نامبرده به استناد نامه شماره ۱۸۳/د/۱۲۲ مورخ ۲۵/ ۲/ ۹۶ مشاور وزیر و مدیرکل دفترطب ایرانی به هیچ‌وجه مورد تایید نیست.»[12]

«نظارت بر فعالیت غیرمجاز آقای تبریزیان در حوزه طب اسلامی و معرفی نامبرده به مراجع قضایی»

«نظارت بر فعالیت غیرمجاز آقای تبریزیان در حوزه طب اسلامی و معرفی نامبرده به مراجع قضایی»

در دیماه ۱۳۹۷در مشهد سه سوله متعلق به تبریزیان شناسایی شد که در آن‌ها کار تولید، بسته بندی و انبار دارو با عنوان طب اسلامی صورت می‌گرفت و آنقدر وضعیت وخیمی داشت که به ورود مقامات قضایی و پلمب سوله‌ها منجر شد. دکتر سیدجواد مجتبوی، مدیر طب ایرانی و مکمل دانشگاه علوم پزشکی مشهد می‌گوید:

«این سه سوله متعلق به فردی معروف به «پدر طب اسلامی ایران» و شرکای دیگری می‌باشد که در جاده کلات و خیابان عبادی مشهد مستقر بود. … در این انبار‌ها ۱۱ کارگر که اغلب اتباع خارجی هستند در شرایط بسیار غیربهداشتی مشغول فراوری و تهیه دارو‌های آماده گیاهی و نصب برچسب‌هایی تحت عنوان طب اسلامی بر روی آن‌ها بودند. این دارو‌ها بنا بود در سراسر کشور توزیع شوند که علاوه بر آسیب به سلامتی مردم سود سرشاری را نصیب مداخله گران با عنوان طب اسلامی می‌کرد.»[13]

کارگاه و انبار طب اسلامی

کارگاه و انبار طب اسلامی

 حوزه علمیه ، سپاه پاسداران، نمایندگان خامنه‌ای حامیان ابن‌سینای نظام ولایی

تبریزیان و همراهان او بدون داشتن حمایت در بالاترین لایه‌های نظام ولایی نمی‌توانستند سال‌ها باجان و مال مردم بازی کنند.

امیرافراز فلاح تحقیقی راجع به رسانه‌های‌ حامی تبریزیان داشته و می‌نویسد:

«وبسایت تسنیم، رسانه نزدیک به سپاه پاسداران حداقل ۵ مطلب ترویجی تاکنون در مورد ایشان منتشر کرده که ۱ مورد به حمایت آیت‌الله علوی گرگانی، دو مورد بیان توصیه درمانی و ۲ مورد مصاحبه و گفتگو با ایشان بوده است. فارس نیوز رسانه دیگر نزدیک به سپاه پاسداران مصاحبه‌ای مفصل حاوی سوالاتی تأییدی را با ایشان در قالب سه مطلب مفصل منتشر کرده است. بسیج نیوز رسانه رسمی سپاه محمد رسول‌الله تاکنون حداقل ۴ مطلب ترویجی در مورد کاربردهای درمانی طب اسلامی منتشر کرده است. وبسایت راسخون نزدیک به اصول‌گرایان مطالب و فیلم‌های متعددی از سخنرانی‌های آیت‌الله تبریزیان را بصورت منظم و دوره ای منتشر می‌کند.

ایسنا رسانه دانشگاهی و نزدیک به دولت ۲ مطلب در مورد این فرد منتشر کرده که یکی از آنها ترویجی بوده است. حوزه نیوز رسانه رسمی حوزه علمیه قم نیز تاکنون حداقل دو مطلب در مورد این فرد منتشر کرده که یکی خبری و دیگری ترویجی بوده است. سایت تبیان وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی دهها سخنرانی این فرد را منتشر کرده است. عجیب تر از همه آنکه آیت الله تبریزیان چند نوبت برنامه تلویزیونی در رابطه با ترویج طب اسلامی در شبکه تماشا داشته است. … روی هم رفته به نظر می‌رسد رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران، حوزه‌های علمیه، صدا و سیما و سازمان تبلیغات اسلامی بیشترین نقش را در ترویج و معرفی طب اسلامی و تبریزیان بعنوان مدعی اصلی آن دارند.»

تبریزیان در پاسخ به سؤال خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، که حامی اصلی اوست و می‌پرسد «قبول دارید طب اسلامی و درمان شدگان آن باید و شاید معرفی و تبلیغ نشدند؟» می‌گوید:‌ «قبول داریم و اصلاً هم دنبال تبلیغ نیستیم! کسانی دنبال این کار هستند که می‌خواهد مشتری جذب کند! الآن که در هواپیما می‌آمدم مردم صف بسته بودند و همه از من درباره بیماری‌شان سؤال می‌کردند و نسخه می‌خواستند. این نشان می‌دهد که مردم آشنا شده‌اند. ما روزی پانصد نفر را ویزیت می‌کنیم. این‌ها همگی مبلغ این طب می‌شوند، زمانی که خواستم در قم کارم را شروع کنم به من گفتند که تبلیغ کنید. گفتم شما یک هفته به من مهلت بدهید. در طول یک هفته ویزیت برای یک سال پر شد!» [14]

تسنیم به منظور تبلیغ او می‌پرسد: «خارجی‌ها هم برای درمان به قم مراجعه می‌کنند؟» و او می‌گوید: «مرتب. [15] ما هر روز بیمارانی از کشورهای خارجی داریم». اما در مورد هویت این بیماران خارجی توضیحی نمی‌دهد.

محل‌های سخنرانی تبریزیان و حامیان پرنفوذ او

فلاح در این باره می‌‌نویسد:

«آیت‌الله تبریزیان در تاریخ ۴ آبان ۱۳۹۴ در حسینیه ثارالله شیراز و در جمع پاسداران سپاه و با حضور حاجی زاده نماینده ولی فقیه در سپاه شیراز به سخنرانی پرداخت و در بخشی از این سخنرانی طب مدرن و داروسازی را برساخته صهیونیستها دانست و ادعا کرد طب اسلامی در مقابل هیچ بیماری‌ عاجز نیست. در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۶ آیت‌الله در همایشی تحت عنوان همایش طب اسلامی با موضوع تخصصی اطفال به همت مجموعه‌ی فرهنگی مبین در حسینیه ی شهدای بسیج  ناحیه بسیج امام صادق اصفهان سخنرانی کرد. در تاریخ ۱ دی ۱۳۹۵ در برنامه ای دیگر در پایگاه مقاومت بسیج انصار الحسین بوشهر حاضر شد و به سخنرانی با موضوع ترویج طب اسلامی پرداخت. در تاریخ ۲۹ مرداد ۹۶ در جمع طلاب و اساتید مدارس علمیه خراسان شمالی حاضر شد و مدعی شد ” در طب اسلامی درمان سرطان و بیماری ام‌اس، مانند درمان سرماخوردگی بوده و راحت درمان می‌شود” در ادامه جلسه نیز به ترویج طب اسلامی و اعتقادات تاریخی و مبهم و بدون سند در مورد پزشکی یونانی و مدرن پرداخت و آن را توطئه امویان وغربی‌ها دانست. نامبرده در تاریخ ۲۵ اسفند ۹۵ در حوزه علمیه امام جواد کرج حاضر شد و به سخنرانی پرداخت. از جمله در بخشی از صحبت‌هایش بیان داشت: “طب شیمیایی تنها عوارض را از بین می‌برد ولی طب سنتی درمان ریشه‌ای می‌کند ، اما تنها طب اسلامی است که هم درمان ریشه‌ای می‌کند و هم عوارض را از میان بر می‌دارد” در تاریخ ۲ تیر ۱۳۹۴ آیت‌الله به همت اداره اوقاف یزد در این شهر حاضر شد و به ترویج طب مطلوب خود پرداخت از جمله آنکه در سخنانی جالب توجه مدعی شد: “طبق بررسی‌های کشور هلند تا ۸۰سال پیش بیماری سرطان نبوده است ولی الان از هر ۷نفر یک نفر به این بیماری مبتلا است.” و پزشکی مدرن را مسئول این فجایع دانست.

در میان حامیان پرنفوذ می‌توان به امام جمعه قم و تولیت آستان مقدس حضرت معصومه حجت الاسلام سعیدی اشاره کرد که در تاریخ ۴ آبان ۱۳۹۵ با این فرد دیدار کرده و به تایید طب اسلامی تحت نظر تبریزیان می‌پردازد. در این دیدار حجت‌الاسلام سعیدی خواهان گنجاندن طب‌ اسلامی در دروس حوزه علمیه می‌شود و البته بر لزوم پژوهش‌های علمی در این حیطه تاکید می‌کند. در تاریخ۱۲ مهر ۱۳۹۵ جلسه مشترکی میان امام جمعه ارومیه حجت‌الاسلام قریشی و آیت‌الله تبریزیان برگزار و در مورد گسترش طب اسلامی گفتگو می‌شود. از میان مراجع آیت‌الله علوی گرگانی در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۶ با تبریزیان دیدار میکند و در این دیدار پس از تجلیل فراوان از طب اسلامی میفرمایند “ریشه طب و پزشکی در اسلام است و دراین‌ بین نیز طب اسلامی و سنتی بسیار مورد توصیه و قبول اسلام است.” در تاریخ ۱۶ اسفند ۱۳۹۵ آیت‌الله برای سفری ۴ روزه وارد خوزستان می‌شود و در اهواز به دیدار آیت‌الله جزائری امام جمعه و نماینده ولی فقیه در این شهر می‌رود. در این دیدار که فیلم آن بوسیله صدای پزشکان منتشر می‌شود امام جمعه اهواز پس از تجلیل از آیت الله، ایشان را ابن سینای زمان می‌خواند.» [16]

حکیم ناظری، مدعی درمان ۴۳ بیمار مبتلا به ایدز با طب اسلامی

محمدحسین ناظری دیگر شیادی است که عنوان «عضو شورای خبرگان اسلامی» را یدک می‌کشد. او نیز با محکومیت از سوی دادگاه ویژه روحانیت روبرو شده است.

او با همین عنوان در سال ۱۳۹۲ در در پاسخ به این سوال خبرگزاری فارس که آیا طب سنتی همان طب اسلامی است، گفت: طب اسلامی طبی جامع است که طب سنتی را در برگرفته و این طب از زبان انبیا است و در درمان هیچ بیماری عاجز نیست و هر نوع بیماری را درمان می‌کند.

«حکیم محمد‌حسین ناظری»

«حکیم محمد‌حسین ناظری»

او با اشاره به اینکه این طب کاملاً طبیعی است، افزود: شاخه طب اسلامی کاملاً طبیعی است که نیمی از آن از جانب معصومین بوده و نیمی از این طب سنتی است و نمی‌توان گفت که در این طب خطا وجود ندارد و همانطور که در طب شیمیایی خطا وجود دارد در طب سنتی هم خطا است.

عضو شورای خبرگان طب اسلامی کشور در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه آیا این طب می‌تواند تمام بیماری‌ها از جمله ام.اس را درمان کند، خاطرنشان کرد: طب سنتی در درمان هیچ بیماری عاجز نیست و ام.اس را اگر در مراحل اولیه تشخیص دهیم، قادر به درمان آن هستیم، اما اگر در مراحل بعدی باشد چون این بیماری مثل بیماری سرطان رفته رفته در بدن منتشر می‌شود، اگر به موقع تشخیص ندهیم، درمان آن مشکل است.

او با اشاره به اینکه در طب اسلامی تشخیص بیماری‌ها از طریق ظاهر است، بیان کرد: در این طب ۹۰ درصد بیماری‌ها از طریق ظاهر و نبض، چهره، چشم و گوش تشخیص داده می‌شود و اگر انسان بتواند مزاج خود را به صورت متعادل نگه دارد، به بیماری صعب‌العلاجی مبتلا نخواهد شد.

ناظری با اشاره به اینکه تاکنون ۴۳ بیمار ایدز را با مدارک و شواهد کافی درمان کرده‌ایم، تاکید کرد: تاکنون ۴۳ بیمار ایدزی با استفاده از این علم درمان شده‌اند و تمامی مدارک و شواهد این ۴۳ نفر در دسترس است. [17]

از ناظری به عنوان «حکیم محمد‌حسین ناظری» یاد می‌شود.

او و محسن رضایی و تعدادی شیاد دیگر در «دومین گردهمایی شورای عالی طب سنتی ایران» شرکت و سخنرانی داشتند. [18]

ناظری ادعا می‌کند:‌ «یک طبیب سنتی حاذق باید بتواند از طریق نبض حداقل ۱۷ – ۱۸ بیماری از قبیل چربی کبد، کلسترول خون و دیابت، مشکلات روده، پوکی استخوان و … را  براحتی تشخیص بدهد.» [19] و در مورد تفاوت طب سنتی و مدرن می‌‌گوید:

«در طب سنتی از فرق سر تا کف پا در یک سیستم طبابتی قرارگرفته است و این در حالی است که در طب آکادمیک تخصص ها متمایز شده است و این اشکال جدی و مهمی در طب آکادمیک محسوب می‌شود که در بعضی موارد باعث تشخیص غلط بیماری و بوجود آمدن شرایط حادتری برای بیمار می‌شود.»[20]


پانویس‌ها

[1]   سایت fa.petitions.net

[2]   سایت تسنیم

[3]   منبع پیشین

[4]   منبع پیشین

[5]   عنوان دیگر: پایگاه جامع طب اسلامی

[6]   زمانه

[7]   خبرآنلاین

[8]   خبرگزاری فارس

[9]   خبرگزاری فارس

[10]   وب‌سایت “طب اسلامی” (در آخرین کنترل دیده شد که مطلب مورد نظر از این سایت حذف شده است)

[11]   گیل‌خبر

[12]   آنا، خبرگزاری دانشگاه آزاد

[13]   تابناک

[14]   تسنیم‌

[15]   منبع پیشین

[16]   صدای پزشکان

[17]   خبرگزاری فارس

[18]   وبلاگ طب اسلامی

[19]   ابصارنیوز

[20]   منبع پیشین

 

Published in: on 21 اوت 2019 at 7:47 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

Michel Onfray – Les fautes d’orthographe (13 Août 2019)

Published in: on 21 اوت 2019 at 8:05 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

Pete McCloskey Speaks: Korean War Hero Tells TruNews the Truth About Israel Lobby in USA

Published in: on 21 اوت 2019 at 7:18 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

Web Bonus: Stephen Kinzer on America’s History of Regime Change and Mark Twain’s Anti-Imperialism

Published in: on 20 اوت 2019 at 8:10 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

Overthrow: 100 Years of U.S. Meddling & Regime Change, from Iran to Nicaragua to Hawaii to Cuba

Published in: on 20 اوت 2019 at 8:07 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

نامه نسرین ستوده از زندان درباره «تلاش خلاقانه و مسالمت آمیز» برای پایان حجاب اجباری؛ این حق به زودی به ما بر می‌گردد

نامه نسرین ستوده از زندان درباره «تلاش خلاقانه و مسالمت آمیز» برای پایان حجاب اجباری؛ این حق به زودی به ما بر می‌گردد

«نسرین ستوده» وکیل دادگستری و فعال مدنی زندانی در اوین با انتشار نامه‌ای تلاش زنان برای «آزادی» و «حق انتخاب پوشش» را تحسین برانگیز توصیف و از صدور احکام طولانی برای این زنان انتقاد کرد.

نسرین ستوده در نامه خود که روز سه‌شنبه ۲۹ مرداد ماه در تارنما و شبکه‌های اجتماعی سازمان «عفو بین‌الملل» منتشر شده است، نوشت: «تلاشی که امروزه بانوان ایرانی برای آزادی و حق انتخاب پوشش‌شان می‌کنند، تحسین‌برانگیز است. این تحسین بیش از هر چیز به دلیل روش مسالمت‌جویانه‌ای است که انتخاب کرده‌اند و در مقابل با احکامی مجموعا چند صد ساله مواجه شده‌اند.»

خانم ستوده تلاش زنان برای پایان دادن به حجاب اجباری را «خلاقانه و مسالمت‌آمیز» توصیف کرده است.

او همچنین با اشاره به نقش زنان در دهه‌های گذشته نوشت: «کنترل شبانه‌روزی، شخصیت و جسم و جان و روح آنان را نشانه رفت،‌ اما آن‌ها برخلاف انتظار روییدند و بالیدند.»

در ادامه این فعال مدنی به حرکت دختران انقلاب و شال‌های سپیدی که در خیابان بر سر چوپ کردند اشاره کرد و درباره مبارزه مسالمت آمیز زنان از جمله یاسمن آریانی، منیره عربشاهی، و مژگان کشاورز نوشت: «جای پای دختران خیابان انقلاب گل گذاشتند و در مترو و خیابان به همنوعان‌شان گل دادند. اما به ازای هر شاخه گلی، سالیانی حبس دریافت کردند و بی‌شکوه و شکایتی راهی زندان شدند.»

یاسمن آریانی، منیره عربشاهی، و مژگان کشاورز از مخالفان حجاب اجباری به ۱۶ سال زندان محکوم شده‌اند و از سوی دیگر مژگان کشاورز بابت اتهام «توهین به مقدسات» نیز به هفت سال و شش ماه زندان محکوم شده است.

خانم ستوده در نامه خود با قدردانی از کسانی که به خاطر حمایت از او مورد بازجویی قرار گرفته‌اند نوشت که «توجه خود و هموطنان‌ام را به تلاش جمعی‌مان جهت ارتقاء خرد جمعی، فراتر از افراد واشخاص جلب می‌کنم. بگذار دنیا با حیرت به تلاش جمعی‌مان برای حقی عادی و ابتدایی بنگرد. این حق روزی نه چندان دور به ما بر می‌گردد.»

نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال مدنی، در حکم قطعی خود به ۳۳ سال زندان محکوم شده است که براساس قانون مجازات اسلامی ۱۲ سال از این حکم برای او اجرا خواهد شد.

نسرین ستوده از تاریخ ۲۳خرداد ماه در بازداشت به سر می‌برد و بازداشت این فعال حقوق بشر اعتراض وزارت خارجه آمریکا و نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر را در پی داشت.

عفو بین الملل به تازگی اعلام کرد بیش از یک میلیون نفر در بیش از ۲۰۰ کشور و منطقه جهان درخواستی را برای آزادی نسرین ستوده امضا کردند و خشم خود را از محکومیت این وکیل سرشناس حقوق بشر ایرانی، ابراز کردند.

وزارت خارجه آمریکا به تازگی با انتشار بیانیه‌ای سرکوب شدید فعالان حقوق زنان در ایران توسط رژیم جمهوری اسلامی را به شدت محکوم کرد و خواستار آن شد که آزار و اذیت و زندانی کردن زنانی که تنها حقوق اولیه و بنیادین خود را مطالبه می‌کنند، پایان یابد.

مورگان اورتگاس، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، روز چهارشنبه ۲۳ مرداد در صفحه توئیتر خود نوشت: «ما رژیم ایران را برای صدور حکم ۵۵ سال زندان برای یاسمن آریانی، منیره عربشاهی، و مژگان کشاورز به دلیل مخالفت با حجاب اجباری، درحالی که آنها تنها گل سرخ اهدا کرده بودند، محکوم می‌کنیم.»

Published in: on 20 اوت 2019 at 7:17 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

دریای کاسپین ، بندر چابهار و روسیه با نگاه نیره انصاری

Published in: on 20 اوت 2019 at 3:05 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

How U.S. Border Patrol policy weaponizes the Sonoran Desert

Published in: on 20 اوت 2019 at 2:34 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

Reps. Rashida Tlaib and Ilhan Omar address Israel travel controversy

Published in: on 20 اوت 2019 at 2:20 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه