کودتا و «جاهل‌ها و لات‌ها» (بخش دوم و بخش پایانی)، مسعود نقره‌کار

کودتا و «جاهل‌ها و لات‌ها» (بخش دوم و بخش پایانی)، مسعود نقره‌کار
این داوری که بخش بزرگی از گروه اجتماعی جاهل‌ها و لات‌ها فقط به خاطرِ پول پشتیبان محمدرضا شاه و دربار بودند، سنجیده و همه‌جانبه نیست. کیش شخصیت، تحریک احساسات وطن‌پرستانه، سوء استفاده از اعتقادات دینی و تحریک احساسات مذهبی، از انگیزه‌های جذب جاهل‌ها و لات‌ها و تبدیل آنان به نیروئی مهم در استبداد سلطنتی بوده‌اند

نقش جاهل ها و لات ها در روز ۲۸ مرداد
طرح سرنگونی دولت مصدق، نقشه مند و باتوجه به اولویت ها و در مراحل مختلف صورت گرفت ، که ازتبلیغ و تحریک علیه مصدق تا جلب همکاری شاه و نزدیکان وی، ونیز تطمیع و تحبیب نمایندگان مجلس را در برمی گرفت، مرحله ای نیز به برپائی تظاهرات عمومی با پشتیبانی بخش هائی از ارتش و نیروهای حکومتی و » بسيج اوباش به سردسته گي چاقوكشان براي انجام تظاهرات خياباني، حمله به ادارات دولتي، تخريب روزنامه هاي ملي و حزب توده و نيز ايجاد ترس و وحشت بين ساكنان تهران » در نظر گرفته شده بود، مرحله ای که » فاز»ِ بهره گیری از»جاهل ها و لات ها» بود. دراین مرحله جاهل ها و لات های متدین(فدائیان اسلامی) که می توانستند» لات و لوت های بلند و کوتاه زورخونه ای و هیئتی رو با یه اشاره جمع کنن» تماشاگری پیشه کردند، و صحنه، صحنه ی حضور جاهل ها و لات های درباری و احزاب و سازمان های سیاسی شد.(۱)
درباره کمیت( تعداد) و نقش وکیفیت کار»جاهل ها و لات ها » در روز ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ گزارش ها و اطلاعات متعدد و گاه متناقض وجود دارد.
آمار دقیقی دررابطه با تعداد این افراد در دست نیست، برخی رقم ۲۵۰۰ نفر را درست می دانند و با نسبت دادن «فواحش و زنان بدکاره» به زنان این مجموعه، ادعا کرده اند آنان » با دریافت ۵۰ تومان راضی به همکاری شدند»، اما برخی دیگر تعداد این افراد را، زن و مرد، حدود ۲۰۰۰ نفر تخمین زده اند.» (۲)
در باره ی نقش و میزان تاثیرگذاریِ جاهل ها و لات ها در روز ۲۸ مرداد و پیروزی کودتا، دیدگاه ها و نظرات متعدد و مختلف مطرح شده است، که به طرح برخی از آنها قناعت می کنم :
» …صبح روز ۲۸ مرداد کودتا با تظاهرات بی اهمیت اوباشان حرفه ای، میدانی ها، و دیگر اقشار لمپنی شروع شد…» سرتیپ دفتری» نیروهای پلیس را ظاهرا» برای سرکوب کردن تظاهرات می فرستاد. ولی طبق برنامه قبلی ماموران به اوباش می پیوستند. کامیون های پلیس و بارکش مملو از اوباش و میدانی ها و پلیس از جنوب شهر حرکت می کرد و شعار» زنده باد شاه» و » شاه – شاه- شاه» را می دادند.(۳)
» مشتی اراذل و اوباش چگونه می توانستند یک دولت ملی را سرنگون سازند…واقعیت این است که شعبان جعفری تا شامگاه ۲۸ مرداد در زندان بود و در واقع پس از سقوط مصدق از زندان آزاد گردید» (۴)
» …به دلیل یکه تازی شعبان جعفری در بعد از ظهرآن روز و در روزهای دیگر بوده است که امر را بر نویسندگان جریان های ۲۸ مرداد مشتبه کرده و چون لقب بی مخ هم داشته، ترجیح داده اند او را قهرمان همه ی حوادث آن روز معرفی کنند..» (۵)
» …غلامحسین مصدق فرزند محمد مصدق که خود شاهد » رجاله بازی» ها بود، می گوید» باور کردنی نبودکه دویست سیصد نفر رجاله شهر را قبضه کنند و هیچکس در برابر آنها ظاهر نشود…»(۶)
» جایگاه نمادین شعبان جعفری و دیگر لات و لوت های تهران…در این است که آن ها نیرویی بودند در پیشاپیش آن دسته از مردمی که در بامداد ۲۸ مرداد، به نام شاه دوستی به خیابان ها ریختند. آن ها سیمای آن » مردم» گمنام بودند. راستی این است که خود، همان مردم بودند. هم از این رو است که نه فلان بازاری گمنام و ماست فروش نا شناخته و بّزاز ناصر خسرو، که ده ها تن از این نام داران چاقوکشی که هر یک پرونده هایی به کلفتی چند بند انگشت در شهربانی داشتند و نماد پلیدی و بزه کاری خیابان های تهران بودند، از دربار و ستاد ارتش نشان گرفتند و به آلاف و اُلوفی هم رسیدند…..»(۷)
» …شعبان جعفری( شعبون بی مخ) به طرفداری از شاه در آشوب های مختلف شرکت داشت. امیر زرین کیا معروف به امیر موبور به هواداری از دکتر مظفر بقایی مشغول بود. منصور افشار، دانشجوی دانشکده حقوق، داود درگاهی ، حبیب بشیری معروف به » حبیب سیاه» و مهدی بیرجندی که بعد ازسقوط شاه به هامبورگ رفت و در آنجا به علت ارتکاب جرم و جنایت زندانی شد، ازجمله کسانی بودند که در این میدان مانور می دادند. این قبیل افراد، طرفدار شاه و ضد مصدق بودند که گاهگاهی با کراوات و لباس تمیز، به اتفاق سایر اوباشان، در کاخ شاهپور علیرضا، جمع گشته، تا فرامین دربار را دریافت و به اجرا در آورند….پس از استقرار کودتاچیان، عده ای به خاطر خیانتی که به مردم و ایران کرده بودند به نان و نوائی رسیدند. به طور مثال خبری پخش شد که » ملکه ی مادر( مادرشاه) با شمس قنات آبادی معروف به » شمس خالدار» ازدواج کرده است. او یکی از آخوندهای فرصت طلب بود که با آیت الله کاشانی و زاهدی علیه مصدق توطئه می کردند…» (۸)
.»… مقارن ساعت ده صبح، دارودسته ی ديگری از چاقوكشان كه تعداد آنها حدود چهار صد تن بود به سركردگی طيب حاج رضايی، و حسين رمضون يخي، سبزه ميدان و ميدان ارك را اشغال كردند. اين عده كه به چوب و چماق و چاقو و طپانچه مسلح بودند، ضمن سر دادن شعار زنده باد شاه به گروههای سی چهل نفري تقسيم شدند و هر گروه به يكي از وزارتخانه ها، بانك ها و ادارات دولتي حول و حوش بازار و ميدان ارك هجوم بردند.»….لاو خبرنگار نيويورك تايمز ميگويد كه جورج كارون مردی با ۹۰ كيلوگرم وزن و ۹۰/۱ قد كه تازه از كره به تهران آمده بود، خود را مبتكر و سازندهي اين تاكتيك كه توسط گروه هاي خياباني اجرا مي شد، ميدانست. لاو اضافه ميكند: ريچارد كاتم به من گفت كه گروه هاي خياباني با كمك يك شخص متنفذ كه دوست ماست سازمان داده شد…»
«…..تصور این که رهبری به محبوبیت مصدق در ۳۰ تیر، به کمک چندتا خانم مثل خانم غفاری برمی‌افتد یا به کمک چند خانم و چند الواط و اشرار و آقای کرملیت روزولت برمی‌افتد، به نظر من، حرف قابل قبولی نیست. سئوال اصلی این است که در قیاس با ۳۰ تیر، یک سال و نیم، دو سال بعد از ۳۰ تیر که هزاران هزار نفر به نفع دکتر مصدق به خیابان‌ها آمدند، ما شاهد چنین حرکتی در ۲۸ مرداد نیستیم. گیرم همه‌ی این‌ها را مستقیم با پول آقای کرملیت روزولت به خیابان‌ها آورده‌‌اند (که حتماً بعضی‌های‌شان با پول آقای کرملیت روزولت به خیابان‌ها آمده‌اند)، ولی چطور شد که طرفداران دکتر مصدق به خیابان‌ها نیامدند؟ چطور شد در آن روز خود دکتر مصدق نرفت در رادیو اعلام بکند که چنین حرکتی علیه من در جریان است…؟»(۹)
«…. من می‌خواهم سئوال کنم از این‌هایی که به ۲۵ و به ۲۸ مرداد حمله می‌کنند. در روز ۲۸ مرداد این ملت کجا بود؟ آخر اگر دولتی با یک مشت چاقو‌کش و اوباش، زن‌های بدکاره سقوط می‌کند، ارحج است؟ این را که نمی‌شود گفت. جای ملت در آن روز در خیابان‌های ایران خالی بود. هر کسی هم بگوید نه، یا سوءنیت دارد یا می‌خواهد منکر حقایق شود. واقعیت قضایا این است که در آن روز ملت ایران دیگر جانش به لب‌اش رسیده بود. دیگر از آن نابسامانی‌ها و شلوغی‌ها و زدوخوردهایی که مرتب پیش می آمد و به‌خصوص از آن بحران مالی که پیدا شده بود، واقعاً زجر می‌کشید و دیگر نمی‌خواست ادامه دهد.» (۱۰)
در کنار داوری ها فوق، فرایند و میزان نقش آفريني سياسي افراد ودسته هاتی از گروه اجتماعی جاهل ها و لات ها، و یا حامیان این افراد و دسته ها را در گزارش هائی از حرکات و فعالیت های این مجموعه می توان دید. برخی ازشواهد و اسناد گواه اند که نقش طیب حاج رضائی و برادرش طاهر در بسیج جاهل ها و لات ها و اطرافیان اش بیش از نقش شعبان جعفری و یا دیگر جاهل ها و لات های مطرح و معروف بود. » تخریب وغارت و به آتش کشیدن خانه مصدق نیز ظاهرا به فرمان طیب حاج رضائی عملی شد و به حساب وی گذاشته شده است.»، » خانه آزاده ای را» ،که صدیقی گفته است » اوباش به آتش کشیدند»، طیب و دارو دسته اش آتش زدند. (۱۱و۱۲)
شعبان جعفری، مطرح ترین نام در میان جاهل ها و لات های آن دوره، نقل کرده است که وی روز ۲۸ مرداد تا حدود ساعت ۲و۳ بعد از ظهر در زندان قصر بود، اما از درون زندان با جاهل ها و لات هائی که قصد حمایت از کودتا را داشتند، رابطه داشت: «… اومدن به من گفتن: یه خانومی اومده تورو میخواد…دیدم پروین آژدان قزیه…گفت بروبچه ها دارن شروع میکنن، یه پیغوم میغومی برای برو بچه ها بده تا من برم باهاشون صحبت كنم و اينا»، گفتيم :والا ميخواي بري برو، بچه ها خودشون ميدونن چيكار كنن. خلاصه يه چيزي جور كرديم و گفتيم بره، رفت و مام رفتیم تو نشستیم و گفتیم بچه ها مثل این که شهر داره شلوغ میشه «.
هماسرشار به عنوان مصاحبه کننده از شعبان جعفری می پرسد: یعنی شما توی زندان بودید که بروبچه های شما از جنوب شهر راه افتادند آمدند توی خیابان های شمال شهر؟
و جعفری پاسخ می دهد: خُب بله، دارو دسته ها راه افتاده بودن.
سرشار: دارو دسته ها به دستور شما راه افتاده بودند؟ یعنی آن نامه یا پیغامی که به خانم پروین آژدان قزی دادید، اثرکرد؟
جعفری: نامه نه، پیغوم دادم.
سرشار: پیغام دادید گفتید بچه ها بیایند بیرون؟درست؟
جعفری : بله …همين موقع يادمه ديدم تيمسار خلعتبري معاون شهرباني بود اونموقع، تيمسار خلعتبري و بيوك صابر و يه افسري اسمش يادم رفته خدايا؟ خلاصه اين سه چارتا يهو اومدن در زندان و گفتن زاهدي، جعفري رو ميخواد. منو ورداشتن بردن بالاي شهرباني … مام رفتيم اونجا تا رسيديم زاهدي بغل واكرد، مام رفتيم بغل تيمسار و .. گفتم: » قربان رفقام زندان هستن»…. رئيس زندان را صدا كرد و گفت «اينا رو بده دست اين برن» گفت :» قربان اينا چند تا شون جرم شون سياسي نيست. اينا چاقو كشي كردن»… خلاصه رفتم سراغ حسين رمضون يخي و احمد عشقي و حاجي محرر و امير موبور و اونايي كه بهشون قول داده بودم … حسين رمضون يخي همون كسيه كه طيب رو با چاقو زده بود و هيجده ماه زندون براش بريده بودند.».»آخه باور كن خانوم، اونموقع من هر كاري ميخواستم تو تهران ميتونستم بكنم. ميتونستم ده ميليارد ببرم. ولي به جون شما به مولا علي، اگر شما فكر كنين يه قرون دنبال اين حرفا بودم …. هيچي خلاصه راه افتاديم و چون مملكت هنوز آروم نشده بود، اومديم رفتيم يه خرده اينور و اونور و مردمو ساكت كرديم، ولي اونروز كس زيادي كشته نشد …»(۱۳)
درکنارطیب حاج رضائی و شعبان جعفری نام های دیگری از جاهل ها و لات ها و دیگرانی که در این کودتا نقش آفرینی کردند، ثبت است :حسین و تقی اسمعیلی پور( رمضون یخی) ، حسین خداداد، باقر فروتن ( باقر کچل)، برادران حاج عباسی( هفت کچلون)، ناصر حسن خانی( ناصر جیگرکی)، حسن سعله ای، محمود مسگر، قاسم سرپلی، خلیل ترکه ، اسمال شله، محمد دخو، علی بلنده، سکینه قاسمی ( پری بلنده)، رقیه آزادپور(پروین آژدان قزی)، ملکه اعتضادی(۱۴) ، و نام نا آشنایانی همچون علی شش انگشت ،عشقی چاقوئی، کبرا گُنده، صغرا غوله و ده ها جاهل و لاتِ مرد و زن بودند که به حمایت از رژیم شاه و کودتا برخاستند. نقش دربار، سازمان های امریکائی و انگلیسی و افرادشان (به ویژه نرن Nerren و سیلی (Silley (۱۵)، و در کنار جاهل ها و لات های سرشناس، نام هائی مثل رشیدیان ( برادران بوسکو- اسدالله، سیف الله و قدرت الله)، سیّد مهدی میراشرافی، مسعودی (محمد علی)، علی جلالی، فرخ کیوانی، بیوک صابر، شمس قنات آبادی، فصل الله زاهدی، عبدالحسین حجازی، سروان غفاری، سرلشکر ارفع، و… دیده می شوند: «…. دسته ها عموما» از افسران بازنشسته، نوچه های طیب و شعبان، پلیس های مخفی شهربانی…بودند که مرکز ارتباط آنها نیز کانون افسران بازنشسته تحت رهبری زاهدی و همچنین ستاد مخصوص شاهپور علیرضا بود» (۱۵). برخی از شیخ ها وروحانیون نیزدر بسیج جاهل ها و لات ها نقش داشتند، که آیت الله کاشانی، آیت الله محمد بهبهانی، بهاء الدین نوری و… نمونه اند.
اسدالله خدایکی (اسدالله کچل- صاحب کافه پارس) که عصر روز ۲۷ مرداد با تعدادی از جاهل ها و لات ها با » سروان غفاری افسر پلیس راه آهن دیداری داشتند و از وی پول دریافت کردند» ، نقل کرده است: «صبح روز ۲۸ مرداد سوار ماشین شن کش شده به طرف خیابان امیریه حرکت کردیم، نزدیک چهارراه گمرک عکس های شاه را که داخل گونی گذاشته بودند، بیرون آورده و به دست گرفتیم و شروع به دادن شعارهائی به نفع شاه و علیه مصدق کردیم. سپس با دسته ای که از میدان مولوی به سرکردگی طاهر و طیب دو برادر میدان دار راه افتاده بود به هم پیوسته و به طرف خیابان های کاخ ، نادری، شاه آباد، اسلامبول و مجلس حرکت کردیم…..»
میرزا عبدالله جندقی( میرزای شهریاری)، از میدانداران نقل کرده است که صبح روز ۲۸ مرداد ۴ دسته از جنوب شهر به طرف شمال شهر راه افتادند
دسته اول: به سرکردگی طیب و طاهر حاج رضائی ازمیدان امین السلطان و سرِ قبرآقا، همراهان عبارت بودند: علی رضائی ( قدم)، ناصرحسن خانی (ناصر جیگرکی)، اصغراستادعلی نقی(اصفر سکسی)، اصغر بنائی( اصغر شاطر)، رضا( صاحب قهوه خانه و قمارخانه و نانوائی درشهرنو)، حاج علی نوری (مرد آهنین)، حبیب مختارمنش، احمد زوقی، حاجی مظلوم نهاوندی(حاجی سردار) و حدود سیصد نفر سیاهی لشکر از خرده پاها و عمله ها
دسته دوم: به سرکردگی حسین اسماعیل پور( حسین رمضون یخی) از باغ فردوس، همراهان: تقی رمضون یخی، برادران طاهری( ماشاء الله، هوشنگ، اکبر و امیر ابرام خان) و چند صد نفر بیکارو اوباش مجهز به چوب دستی های یک متری.
دسته سوم: به سرکردگی محمود مسگر( باجناق حسین رمضون یخی)از محله شهرنو، با همراهی روسپیان و خانم رئیس ها.
دسته چهارم: به سرکردگی صابر از جوادیه
علاوه با این چهار دسته، دسته ای نیز از رباط کریم به این مجموعه پیوست . از حاجی خداداد، اکبر جاسپ، حسین سلماسی، حاج عبدالحسین هم نام برده شده است.
این دسته ها ضمن پیوستن به هم در مسیر خود جاهل ها و لات های بیشتری را به جمع خود افزودند. » درسرچشمه و میدان بارفروشان سرچشمه، عباس و اکبر لاله، میرزا علی شفیعی و اکبر زاغی، در چهارراه مخبرالدوله مصطفی کلیائی( مصطفی زاغی) از بزن بهادرهای چهارراه سید علی با جمعی از اوباش ارامنه به دسته های قبلی پیوستند. اینان در مسیر خود دفاتر روزنامه ها و احزاب و جریان ها و افراد مخالف دربار را تخریب می کردند و یا به آتش می کشیدند. «نیرو های انتظامی نیز فقط تماشاچی بودند» – در خیابان استانبول ، حسین رمضون یخی به قهوه خانه پاساژ یول پی، متعلق به مصطفی پایان، حمله کرد و با تیراندازی به طرف عکس دیواری، صاحب کافه را وادارکردتاعکس را پائین بکشد…»(۱۶)
گزارش های دیگری نیز پیرامون رخداد های روز ۲۸ مرداد وجود دارد: » از صبح روز ۲۶ مرداد، برادران رشيديان با همكاري «نرن و سيلي»از عوامل سازمان سيا، دسته جات متعددي را اجير كردند و باسر دادن شعارهاي حزب توده و حمل پلاكاردهايي كه در آنها شاه تقبيح و سرزنش شده بود، به راهپيمايي پرداختند . اين جمعيت توده اي «قلابي » …ماموريت داشتند با ايجاد بيم و هراس از خطر به قدرت رسيدن حزب توده، موضع سرلشگر زاهدي را تقويت كنند…. پيش از ساعت ۸ صبح ۲۸ مرداد ، دسته هاي كوچكي از جوانان و نوجوانان به راهنمايي و در پناه اوباشان مزدور و سازمان يافته، رانندگاني را كه از شميران عازم تهران بودند، متوقف مي كردند و از آنها مي خواستند كه چراغ هاي اتومبيل خود را روشن كنند و عكس محمد رضا شاه را كه از پيش چاپ و آماده شده بود روي جلوي شيشه بچسبانند … آنان به رانندگان توصيه ميكردند كه بگويند «زنده باد شاه» هرگاه راننده اي از سر دادن شعارخودداري مي كرد، او را مضروب مي كردند به بدنه اتومبيل اش با چوب ضربه مي زدند ويا شيشه اش را مي شكستند.» ..» اين تاكتيك جالب و حساب شده موجب شد كه ستون طولاني اتومبيل سواري با چراغ هاي روشن و تصاوير الصاقي شاه در خيابان هاي پهلوي و جاده قديم شميران حركت كنند و موجبات حيرت و نگراني مردمي را كه ناظر آن صحنه باور نكردني بودند، فراهم سازند…»
در این میانه جاهل ها و لات های فدائیان اسلامی با ضرباتی که خورده بودند، و نیزاختلاف های درونی شان، حضور خیابانی نداشتند، اما هر آنجا که بودند سیاستی که عبدخدائی اعلام کرده است، پیش می بردند. حاج مهدی عراقی در خاطرات اش به خبرهائی که حضور فدائیان اسلام را به » جریان اسید پاشی به صورت خانم های بی حجاب » ارتباط می داد، می گوید » دروغ است و همچنین چیزی وجود نداشته ، شایعه می کردند…مثل همین ۱۵ خرداد سال ۴۲ بود که می گفتند می خواهند به دخترهای گوجه فرنگی بزنند، چادر سرشان کنند. البته یک گروهی بود به نام گروه شیعیان که مال آن خمسی بود، آنها یک همچنین فکری کرده بودند، آن هم نه اسید، گوجه فرنگی و این چیزها مثلا بزنند تو سر زنان بی حجاب. خمسی یک آدمی است که جزو اخباریون هم هست…»(۱۷)
وی در باره عدم حضور فدائیان اسلام و جاهل ها و لات های شان در ۲۸ مرداد می گوید: » ….بعد ازبیرون آمدن نواب، یک اختلافی در داخل خود فدائیان اسلام که سر منشاش هم مرحوم واحدی بود به وجود آمد و عده ای از برادران استعفا دادند. بعد مسئله ۲۸ مرداد پیش می آید که در آن موقع نواب رفته بودند مؤتمر اسلامی …، یعنی در موقع کودتا نواب در ایران نبود، بعداز مؤتمر اسلامی می رود قاهره و یک مدتی آنجا بوده در حدود یک هفته، ملاقات با نجیب داشته، با ناصر داشته ، در اخوان المسلمین سخنرانی می کند، در دانشگاه الازهر هم سخنرانی می کند، روی شانه یاسرعرفات سخنرانی کرده….گفتیم چرا نماندید آقا آنجا؟ گفتش خیلی محترمانه ما را بیرون کردند. دیدند که دو تا سخنرانی از این ور، دو تا سخنرانی از ان ور، موج جمعیت و تظاهرات و این چیزها دارد راه می افتد، خلاصه عذرما را خواستند و گفتند بفرمائید…نواب البته عربیش بد نبود، می توانست یک چیزهائی را گِلِ هم بکند….» (۱۸)
اسنادی ارائه شده اند که نشان می دهند نواب صفوی ضمن پشتیبانی از سقوط دولت مصدق به فضل الله زاهدی هشدارداده است در راه اسلام گام بردارد و آموزش های اسلامی اجرا کند. دررابطه با نقش نواب در روز ۲۸ مرداد حاج مهدی عراقی، مدعی ست نواب در ۲۸ مرداد در ایران نبوده است، در حالیکه برخی اسناد خلافِ گفته ی وی را نشان می دهند. (.۱۹)
در روز ۲۸ مرداد نوعی دیگر از»جاهل ها و لات ها» نیز فعال بودند: «…هنگامی گه هوا تاریک شده بود، اوباش با فریادهای شادی، مرگ مصدق را اعلام می داشتند. عده دیگری نیز ازغارت خانه او باز گشتند و هر یک چیزهایی را که به یغما برده بودند حمل می کردند. در میان این اشیاء همه چیز دیده می شد: میز، صندلی، پرده، اشیاء زینتی، دستشویی و لوازم حمام، پاره های قالی و غیره. بعدها فهمیدیم دو نفر از اعضای جمعیت ما که اتفاقا خیلی انقلابی و پرولتربودند نیز در این غارت دخیل بودند. وقتی پرسیدم چرا این کار را کردید؟ گفتند: برای اینکه مصدق بورژوا بود…»(۲۰).

بخش پایانی مقاله در زیر آماده است.

منابع و توضیح ها
۱- پیرامون چگونگی رابطه ی فدائیان اسلام با محمد مصدق وکودتای ۲۸ مرداد دیدگاه های متفاوتی مطرح شده است. بنگرید به » سوداگری با تاریخ » از محمد امینی ، صص ۱۵۳- ۱۳۳ / و آسیب شناسی یک شکست، از علی میرفطروس
۲- محمود ستایش، دکتر محمد مصدق به مناسبت پنجاهمین سالگرد زمامداری اش. نشر البرز، سال ۱۳۸۰ / و لومپن ها در سیاست عصر پهلوی ، ص ۱۷۶ / و به نقل از ریچارد کاتم و آنتونی آیدن:
» ریچارد کاتم (Richard COTTAM) » از ماموران سیا در ایران در نیمه نخست دهه ۱۹۵۰، و گرداننده تیم عملیات پنهانی سیا در ایران بود. وی را از مسؤلان جنگ روانی و جعل مدارک سیاسی در دوران جنبش ملی شدن صنعت نفت معرفی کرده اند». ریچارد کاتم مقالاتی درتخریب شخصیت حسین فاطمی وزیر امور خارجه دولت مصدق نوشت که به زبان فارسی در نشریات صبا و جوشن منتشرمی شد. ریچارد کاتم نویسنده کتاب ناسیونالیسم در ایران است.»
«رابرت آنتونی ایدن (Robert Anthony Eden)‏ سیاستمدار محافظه کار بریتانیایی و نخست وزیر در زمان ملی شدن صنعت نفت ایران در زمان نخست وزیری دکتر محمد مصدق وزیر خارجه بریتانیا در کابینه وینستون چرچیل بود.»
۳- بیژن جزنی، تاریخ سی ساله سیاسی، بخش اول ، انتشارات مازیار، ص ۴۳
۴- علی میرفطروس، آسیب شناسی یک شکست، چاپ دوم، صص ۲۶۲-۲۶۳
۵- مقدمه خسرو معتضد بر چاپ شعبان جعفری، هما سرشار، نشر البرز، تهران ۱۳۸۱ ص ۵۴
۶- انورخامه ای، از انشعاب تا کودتا، جلد سوم، چاپ اول، بی جا،انتشارات هفته، ۱۳۶۳، ص ۴۳۷/ لومپن ها در سیاست عصر پهلوی
۷– محمد امینی، سوداگری با تاریخ، شرکت کتاب( لُس آنجلس)، تابستان ۲۰۱۲/ ۱۳۹۱
۸- حسن ماسالی نگرشی به گذشته و آینده- پنجاه سال مبارزه در راه آزادی، خاطرات حسن ماسالی،جلد اول، تابستان ۱۳۹۲،
صص ۹۷-۹۶
۹- عباس میلانی:
http://www.dw.com/fa-ir/قیام-الواط-و-اشرار-یا-رستاخیز-مردمی/a-17024435
۱۰- منوچهر رزم آرا، وزیر دولت شاپور بختیار، منبع شماره ۱۱:
۱۱- جعفر مهدی نیا، قتل های سیاسی و تاریخی سی قرن ایران ، جلد دوم صص ۵۲۲-۵۲۱،
۱۲- نصرالله شیفته، زندگی نامه و مبارزات سیاسی دکتر محمد مصدق، چاپ اول، تهران، نشرکومش، سال ۱۳۷۰
۱۳- شعبان جعفری، هما سرشار، نشر ناب، ص ۱۶۱-۱۶۰
۱۴- جاهل ها و لات های برخی از جریان های سیاسی نیز دردرگیری های روز ۲۸ مرداد فعالانه از افراد ومواضع مورد قبول خود دفاع می کردند. ملکه اعتضادی یکی از فعالان حزب ذوالفقار بود، حزبی که «عده ای از کسبه و طوافان میدان بارفروشان و حدود خیابان مولوی، طرفداران شعبان جعفری و طیب حاج رضائی حزب ذوالفقاررا درمیدان شاه تاسیس کردند.»
۱۵- مارک .ج . گازیوروسکی ، کودتای ۲۸ مرداد، ترجمه غلامرضا نجاتی، ۱۳۶۸
۱۵ و ۱۶ – لومپن ها درسیاست عصر پهلوی، مجتبی زاده محمدی ….ص ۱۴۰ و ص ۱۶۲/ و نیز بنگرید به محمود تربتی سنجابی، کتاب کودتا سازان، مؤسسه فرهنگ کاوش، سال ۱۳۷۶
۱۷ و ۱۸- ناگفته ها، خاطرات حاج مهدی عراقی
۱۹- سوداگری با تاریخ، محمد امینی، ص ۱۴۸ و صص ۱۵۱-۱۵۰
۲۰- انور خامه ای، از انشعاب تا کودتا، جلد سوم، ص ۴۴۱
*- برخی از شهرهای بزرگ نیز درروز ۲۸ مرداد شاهد درگیری هائی شبیه آنچه در تهران رخ داد، بودند.» ناصر نجمی که آن زمان رئیس رادیو تبریز بود، در خاطراتش می گوید: «…پس از هجوم اوباش به این مرکز، فرار کردم. در حین عبور از خیابان های شهر کامیون های نظامی وغیر نظامی مملو از اوباش را می دیدم که از کنار من با سرعت رد شده و عربده می کشیدند. علاوه بر این درسطح شهر نیز اوباش پراکنده بودند و شعارهای جاوید شاه سر می دادند» ( بنگرید به ناصر نجمی، با مصدق و دکتر فاطمی، ص ۱۲۴، و خوادث تاریخی ایران ف صص ۳۲۵-۳۲۷ / و لومپن ها در سیاست عصر پهلوی ، ص ۱۹۰)

منابع دیگر
۱-«دسته هائی که روزچهارشنبه درتظاهرات شرکت داشتند»، روزنامه کیهان، ش ۳۰۷۰، سال دوازدهم، ۳۱ مرداد۱۳۳۲، ص۳
۲-آنتونی ایدن،خاطرات، ترجمه کاوه دهگان، تهران، شرکت سهامی نشر اندیشه، سال۱۳۴۳
۳-لئونارد ماسلی، نفت، سیاست و کودتا در خاورمیانه، ترجمه محمد رفیعی مهر آبادی ، تهران، سال ۱۳۶۶

***

کودتا و»جاهل ها و لات ها»
بخش پایانی

جاهل ها ولات ها در روزهای بعد از کودتا
بعد از پیروزی کودتا جاهل ها و لات های طرفدار شاه ضمن دریافت » پاداش» هائی(۱) به اشکال مختلف به خدمت و خوش خدمتی، وتسویه حساب های شخصی با دولتمردانِ دولت مصدق و طرفداران وی ادامه دادند.
ضرب و شتم دکتر حسین فاطمی ( ۶ اسفند ۱۳۳۲) توسط شعبان جعفری نمونه ای از اینگونه رفتارها بود. شعبان جعفری که کریمپور شیرازی سردبیر هفته نامه شورش را نیزکتک زده بود و » حسابی حسابشو رسیده بود»(۲)، گفته است چون فاطمی «با او بد شده بود » وهمه ی مخالفت ها با شاه را زیر سر فاطمی می دیده» دکترفاطمی را » کتک زده اما ازچاقو استفاده نکرده است». «… خبردستگیری فاطمی را دستگاه به من نداد. هیچوقت آنها به من نگفتن که برو کسی را بزن یا برو شلوغ کن، من خودم می رفتم… چاقو نزدم، من هيچوقت چاقو نزدم. بيخود ميگن چاقو زده …ولي زدمش. ميگم خواهرشو نزدم … نه ده تا مامور دورش بودن خانوم…. همونا كه گرفتنش زده بودنش حالا منم دم شهرباني بودم دو تام من زدم … اونوقت که عبد خدايی جزو فدائيان اسلام بود، منم جزو فدائيان اسلام بودم ، عبد خدايی فاطمی رو با تير زد ولی نمرد. اون عبد خدائی که الان وکيل مجلس ايناست….. «(۳)
در روایت های دیگرگفته شده است: » خواهر دکتر فاطمی با ضربات چاقو مصدوم شد، و دکتر فاطمی نیز حمله با چاقو را تائید کرد.»،» همان ابتدای دستگیری تصمیم گرفته می‌شود در حین دادرسی توسط یک حرکت به ظاهر خودجوش مردمی به دست شعبان جعفری و مریدانش به قتل برسد که وی و خواهرش مجروح می‌شوند…» ، «.. شعبان بی مخ و یارانش با چاقوبه دکتر فاطمی حمله‌ور شده و ضرباتی چند وارد کردند….سلطنت فاطمی خواهر دکتر فاطمی حود را به محل دفتر فرمانداری نظامی تهران که آن موقع در داخل کاخ شهربانی (ساختمان ۷ فعلی وزارت‌خارجه) بود رسانده که مصادف با حمله چاقوکشان به دکتر فاطمی شده و خود را سپر بلا کرده‌بود. حمله کنندگان شش ضربه به دکتر فاطمی و ۱۰ یا ۱۱ ضربه به خانم سلطنت فاطمی وارد کردند…رئیس کل شهربانی سپهبد مهدی‌قلی علوی مقدم، فرماندار نظامی تهران سرتیپ تیمور بختیار و فرمانده گارد شاهنشاهی سرتیپ نعمت‌الله نصیری بودند.»(۴)
بعد از ۲۸ مرداد حرکت ها اعتراضی در رابطه با کودتا و پیامد های اش ادامه یافتند اما سرکوب شدند، ودراین سرکوب ها » جاهل ها و لات ها»ی حامی دربارنقش داشتند. حمله به راهپیمائی دانشجویان در ۱۶ و ۲۱مهرماه ۱۳۳۲، ضرب و شتم اعتراض کنندگان به سخنان » واعظ درباری» در مسجد شاه، که علیه مصدق سخن می گفت، نمونه هائی از تداوم فعالیت جاهل ها و لات ها بود.(۵)
درانتخابات دوره هجدهم مجلس شورای ملی ( اسفند ماه سال ۱۳۳۲) «جاهل ها و لات ها»ی طرفدار رژیم به عنوان ابزار دست حکومت، فعالانه حضور داشتند. شعبان جعفری با انتشار اعلامیه های مختلف با عنوان » جمعیت جوانمردان جانباز»، تبلیغ می کرد. در اعلامیه شماره ۴ این جمعیت كه که امضای شعبان جعفری برپای خود دارد، آمده بود :
«.. بكوشید تا خون هایی كه در رستاخیز ۲۸ مرداد ریخته شده به هدر نرود. مجلس جای كسی است كه در مرحله اول به زهد و دیانت معروف و وارد به سیاست و در شاه دوستی، میهن پرستی ، شهامت، رشادت و اخلاق امتحانات لازم را در طول عمر داده و هرگز برای او انحرافی رخ نداده باشد و تنها به خاطر خدمت شاه و میهن پا به مجلس گذاشته و از جاه و مقام دوری جوید …..»(۶) در جریان انتخابات ، شعبان جعفری وافراد این گروه تلاش کردند: » عده ای را هم با تهدید و تطمیع مجبور به دادن رای به لیست زاهدی کنند». (۷)
کنت لاو ، حبرنگار نیویورک تایمز در تهران در گزارشی در ۲۰ اسفند سال ۱۳۳۲ در باره انتخابات نوشت: «…از روز سه شنبه تا امروز صبح کشتی گیر ریش سیاه سابق ( شعبان جعفری) رهبری گروهی اوباش مسلح به چاقو و زنجیررا به عهده داشت …او ادعا می کند که فقط به رای دهندگان کمونیست حمله کرده، ولی همه می دانند که عبدالله کرمی نوری قصاب به عنوان یک کشتی گیر ضد کمونیست معروف است که با چاقو و زنجیر مضروب شد….»
«….در جريان انتخابات دوره هجدهم تهران آقاي شـعبان جـعفري (تـحت حـمايت سپهبد زاهدي) به محله دروازه شميران تهران مي آيد تا در امر انتخابات دخالت بکند….٬ پاتوقدارمحله عبداله کُرمي است٬ راه را بر شعبان مي بندد و با توپ و تشر به او مي گويد که: » آقا٬ درمحل من و اين کارها»؟، در اينجا عبدالله کُرمي درحـقيقت از نـظر آيت الله حـاج سيد رضا زنجاني تبعيت مـي کند، اوبـه عـبداله کُرُمي گـفته مـانع دخـالت خرابکاري ِ شعبان جعفري در انتخابات بشود وگرنه خود ً عبدالله شخصا ِ به صـرافت چنين کاري٬ که براي او خالي از مخاطره هم نبود٬ نمي افتاد. عبداله کرمي جلوی شعبان جعفري را با تمام قدرتش مي گيرد و به او حمله مي کند … خود شعبان با اشاره به دعوايش با عبداله کرمي مي گويد: » من با اين عبدالله کرمي مبارزه مي کردم، چون اوطرفدار مصدق و جبهه ملي بود و من طرفدار شاه بودم… دم مسجد فخرالدوله ايشونو زديم زخميش کرديم٬ نميگيم نزديم. سر همينم با من کينه داشت که اومد باشگاه منو گـرفت ديگـه… اول انقلاب اين ميره باشگاه رو مي گيره. همون موقع بازرگان و سنجابي و فروهر ميرن افتتاحش مي کنن به نام باشگاه ملي…»(۸)
در این دوره از انتخابات جاهل ها و لات ها در حوزه های انتخاباتی حضوری آشکار و فعال داشتند:
۱ – حوزه مسجد شیخ هادی: دراین حوزه پنج نفر كه در جیب های آنها لیست نهضت مقاومت ملی پیدا شده بود ، توسط پاسبان ها بازداشت شدند . تا ساعت ده بیش از ۴۰ نفر رای نداده بودند ، ولی شماره تعرفه به ۲۰۰۰ رسیده بود. یعنی در هردقیقه ۴۳ رای . در این هنگام دستجات اوباش در اتوبوس های ۷۴ ( خط ۵ ) و ۶۶ (خط ۱۷ ) و ماشین شخصی شماره ۶۹۰۴ ، برای ارعاب مردم به رهبری حسن عرب ، به این حوزه آمدند و پس از آن اتومبیل شخصی ای نیز عده ای دهقان را از خارج شهر به این حوزه آورد . به علاوه رای عده ای از بیكاران گرمخانه شماره ۵ را از قرار هر رای ۲۰ ریال خریداری كرده بودند .
۲ – حوزه دروازه قزوین : در این حوزه نیز رای دهندگان نهضتی را شناسایی و توقیف می كردند . گفتنی است كه تا ظهر ، بیش از ۲۵ رای به صندوق های این حوزه ریخته نشد، ولی انجمن ۱۰۲ تعرفه باطل كرده بود . رئیس این حوزه محمود مسگر ، از اراذل معروف بود، كه همراه رضا توپچی و پسر خود محمود مسگر، آرا را قبل از ریختن به صندوق باز كرده و پس از خواندن ، آرا مخالف را پاره كرده و صاحبان آنها را به دست پلیس می سپردند .
۳ – حوزه مسجد سجاد: در این حوزه عده ای از اراذل سومكا ، با حمایت پلیس ، مزاحم رای دهندگان شده و ساعت ۱۱ یكی از رای دهندگان را تعقیب و توقیف كردند .
۴ – حوزه نظام آباد (صفا ): این حوزه تحت نظر چاقو كشان بیوك صابر قرار داشت .
به هرحال در این انتخابات كه در اواخر اسفند ۱۳۳۲ در تهران ، انجام گرفت ، شعبان با انتشار اعلامیه های مختلف با عنوان » جمعیت جوانمردان جانباز» نسبت به چگونگی برگزاری انتخابات اعلام نظر می كرد
۵ – حوزه كارخانه گودرن : این حوزه تحت نظر اوباش » فدائیان شاه – میهن » و عده زیادی نظامی قرار داشت به دستور سرهنگ شاهرخ و سرهنگ بهار مست و زرباف رئیس انجمن كه از چاقو كشان دسته بیوك صابر بود، چند نفر را مضروب و تو قیف كردند .
۶ – حوزه صندوق جابری : در این حوزه بیش از بیست نفر از چاقو كشان به سركردگی علی یخی ، ایلخانی و عربشاه آبادی آراء را كنترل می كردند . علاوه بر این دستجات مسلح اوباش ، جلو چشم مردم و پلیس كاردهای خود را تیز می كردند .
۷ – حوزه مدرسه صدر : از ساعت ۵/۱۰ عده ای اوباش به سركردگی حسین قصاب ، جهانگیر چاقو كش و حسن كلانتر به محوطه اخذ رای وارد شده و عربده گویان یك نفر را كه مشغول نوشتن رای به نفع نهضتی ها بود ، مضروب كرده و سرش را تراشیدند . ساعت یازده و ربع ، شعبان هم به سیل اوباش اضافه شد و ، رای مردم را به زور می گرفت و آنها را از آنجا بیرون می كرد .
۸ – حوزه پارك شهر : در این حوزه شعبان با عده ای اوباش از قبیل حسین سیاه و عباس كاوسی ، جیب رای دهندگان را علناً بازرسی می كردند . بعضی را مضروب كرده و چند نفر را هم با خود بردند .
۹ – حوزه مسجد فخریه : این حوزه زیر نظر مجیدی ، چاقو كش معروف ۲۸ مرداد ، اداره می شد ، چند بار هم شعبان به آنجا سرزد . در نزدیكی های ظهر عده ای رای فروش ، با كامیون های دولتی به شماره ۱۶۵۱ و ۱۶۵۲ به این حوزه آمدند . ابتدا ناظرین ، مانع رای دادن آنها شدند ، ولی جعفر بهبهانی با ماشین سر رسید و بدون توجه به سجل احوال آنها برایشان اجازه دادن رای گرفت . این عده توسط بیژن كه با جیپ دولتی شماره ۱۵۹۳، در رفت و آمد بود خریداری شده بودند .
۱۰ – حوزه مسجد سلسبیل ، مسجد ابوالفتح ، مسجد كاظمیه ، كه پیوسته شعبان و نوچه هایش به آنجاها رفت و آمد داشتند و افرادی را نیز برای رای دادن با اتوبوس می آوردند .
۱۱ – حوزه كافه شهرداری : مقارن ساعت ۹ عده ای با اتوبوس های شماره ۱و۲و۲۴ ، همراه اتومبیل شماره ۹۰۴۰ ….» (۹)
شعبان جعفری دررابطه با این انتخابات می گوید:
« من برای آن انتخابات خیلی زحمت كشیدم . هنگام سركشی به حوزه ها با یك پرچم سبز رنگی كه روی آن نوشته شده بود » نصر من الله و فتح قریب» می رفتم . دراین حوزه ها، خیلی زد و خورد می كردیم ، چرا كه هر كس می خواست وكیل خودش را انتخاب كند. مثلاً هنگامی كه ما به مسجد فخرالدوله رفته بودیم تا به نفع حسین مكی رای بدهیم . با عبدالله كرمی قصاب كه حامی مصدق وجبهه ملی بود، درگیرشده و حسابی كتك كاری كردیم ، به طوری كه او شدیداً زخمی شد»(۱۰)
در تظاهرات ۲۱ آبان ماه ۱۳۳۲ که پس از شروع محاکمه مصدق آغاز شد: » دستگاه علاوه از نیروهای مسلح از اوباشان و میدانی ها برای سرکوب تظاهرات استفاده کرد. طیب حاج رضائی هفت تیر به دست، و شعبان جعفری سوار برجیپ همرا با چاقو کشان به تظاهر کنندگان حمله می کردند.(۱۱) بعد از تبعید محمد مصدق به احمد آباد، شعبان جعفری با جمعی از جاهل ها و لات ها به تبعیدگاه مصدق حمله کردند و دست به تخریب و تهدید و توهین می زدند.»…دو سه روز از ورود پدرم به احمد آباد نگذشته بود که یک کامیون پراز چاقوکش، تحت رهبری شعبان به آنجا آمده و با سر دادن شعارهای طرفداری از شاه و اهانت به پدرو آزار و اذیت مردم ، آرامش ده را مختل کردند …» (۱۲)
فدائیان اسلام نیز در باره فعالیت های خود روایت دیگری دارند. » …. بعد از ۲۸ مرداد، همین طور که اکثر سازمانها و گروه ها، دیگر بروذ و طهوری به طور کلی نداشتند، فدائیان اسلام هم تقریبا» به همین صورت بود. کاری که می خواست یک کار سرو صدا داری باشد، نداشتند، تا مسئله » سنتو» می اید، به حساب پیمان بعداد، سال ۳۴»، » به علت شرایط خفقان و این چیزها بوده. البته یکی دودفعه با مهندس بازرگان اینها ملاقات می کنند…ولی مهندس کشش آن را نداشته در آن موقع بتواند بکشد و به قول بعصی ها بیاید جلو » …» سال ۳۳ سه تا پیشنهاد توسط امام جمعهبه ایشان(نواب)می دهند از طرف شاه…۱۰۰ هزار تومان می گذارد جلو بعد می گوید شاه سلام رساند و سه تا پیشنهاد داده…اول اینکه دریکی از کشورهای اسلامی هر کدام شما مایل باشید به عنوان سفیرآن کشور می فرستیم. دومش یک منزلی برای شما بگیریم…و ماهی ۱۰ هزار تومان هم حق سفره مرتب به شما بدهند. اگر دو پیشنهاد دا بپذیرید یک حزب بزرگ اسلامی در اینجا بوجود بیاوریم و خرج حزب هر چی بشود ما می دهیم…سیّد یک خرده نگاش کردو گفت خدا را به حق جّدم قسم میدهم که زبانت ای ناصح از پس گردنت در بیاید، خجالت نمی کشی من را به درگاه معاویه دعوت می کنی ….»(۱۳)، «…داستان پیمان بغداد که پیش آمد مرحوم واحدی به اتفاق اسدالله خطیبی حرکت می کنند بروند بغداد که همان جا علاء را بزنند… اسدالله خطیبی، سبزی فروشی داشت توی خیابان خراسان…» (۱۴).
محمد مصدق و اطرافیان اش فقط مورد خشم وخشونت جاهل ها و لات های درباری و متدین نبودند.
«….دکتر عبدالله بهزادی شاعر، سیاستمدار، پزشک و وکیل مجلس شورای ملی، بعد از ۲۸ مرداد در شعر» مدارا باخصم» مصدق را به خاطر کوتاهی در مبارز با دربار نکوهش می کند.» اومانند همه مبارزان آنروزگار، از دکتر مصدق انتطار داشت تا کودتاچیانی را که در شب ۲۵ مرداد دستگیر کرد محاکمه و اعدام کند، و چنانچه این حرکت صورت می گرفت تاریخ ایران چهره دیگری داشت….
ای شیرنرفتاده در بند
با حیله و مکرروبهی چند
ای پند گرفته از حوادث
لطفی کن و باز بشنو این پند
باخصم نموده ای مدارا
هم خصم از این رویه خرسند
کجدارو مریز کارکردن
کاریست بعقل ناخوشایند
مراد، نتیجه ای غمین داد
زاغماض که کرده ای در اسفند.* «(۱۵)

انگیزه ی شرکت جاهل ها و لات ها در کودتا
پول و امکانات مالی و مِلکی، انگیزه ی اصلیِ گرایش جاهل ها و لات ها به قدرت های سیاسی و دینی، و تبدیل کردن آنان به ابزار اِعمال سیاست ها و خواست ها ی قدرت ها، وانمود شده است اما چنین تحلیل و ارزیابی ای دقیق و همه جانبه نیست. علاوه بر پول و امکانات مالی عوامل دیگری نیز در جذب جاهل ها و لات ها به قدرت ها سهم و نقش داشته اند و زمینه را برای همکاری و حمایت آنان از قدرت های سیاسی و مذهبی، و یا جریان های سیاسی فراهم کرده اند.
شعبان جعفری به گفته خودش گهگاه پول و امکانات غیر پولی از طرف ارگان ها و ماموران دولتی دریافت می کرد. وی در رابطه با پولی که به خاطر ایجاد» درگیری تماشاخونه ی فردوسی» دریافت کرد، گفته است : «…از طرف آگاهی یه سرگردی در زد اومد پیش ما و …خلاصه پونصد تومن به ما دادن – اونوقتا پونصد تومن خیلی پول بود، ما گفتیم : برادر پونصد تومن خرج چارروز کله پاچه مام نمیشه…خلاصه کردنش دو هزار تومن …»(۱۶). اسناد و نقل قول هائی نیز موجود است که » شعبان جعفری به عنوان عامل استخدام شده در شهربانی به کار گرفته شد و روز ۲۳ تیر۱۳۳۰ » به میدان آورده شد» …»جمال امامی ادعا کرد که » شعبان جعفری روی لیست حقوق شهربانی است و ماهی سیصد تومان از شهربانی حقوق می گیرد» . شعبان جعفری این ادعا را نادرست خواند. » اینکه بعضی ها می گویند برای اینکارها به من پول دادندو حتی با روزولت ملاقات داشته ام همه اش چرند است» ..» …میگن پولی رد و بدل شده فکر می کنم رشیدیان اینا گرفتن….روزولت با اونا می رفت….». (۱۷)
» شب هنگام منزل شعبون خان در سنگلج شلوغ بود، پای منقل محمد علی خان شلوغ تر و درهر دو جا دلارهای خرج نشده شوارتسکف پنهان» (۱۸)
» سیا یک میلیون دلار پول ایرانی را که روزولت در گاو صندوق بزرگی نگاهداشته بود، فراهم آورده بود- بزرگترین اسکناس های موجود در آن زمان اسکناس های ۵۰۰ ریالی بود که تنها ۵/۷ دلار ارزش داشت-،(۱۹) ۱۰۰ هزار دلار از آن به دو مامور ایرانی داده شد تا در میان ورزشکاران و افراد تنگدست محله های جنوب تهران توزیع کنند. قرار شد شاه به شهر دور افتاده ای در ساحل دریای خزر برود و دو فرمان از خود به جای بگذارد ….» بعد از کودتا روزنامه لوموند مشخصات چکی را منتشر کرد که پول پرداختی به » ۵۰۰ تن از ولگردان زاغه های جنوب شهر بود که برای آشوب و غارت استخدام شده بودند..» .روزنامه ابزرواتورنیزهمین خبر را تکرار کرد. «( ۲۰)
کمک های مالی و ملکی ِ اداره املاک پهلوی، زمین دادن به طیب و رمضون یخی و شعبان جعفری ، ساختن زورخانه شعبان جعفری در ۱۷ آبان ماه ۱۳۳۶ در شمال پارک شهر و افتتاح آن به دست شاه و….نمونه هائی از دیگر از کمک های حکومتی به جاهل ها و لات ها بودند. » باشگاه رو شاه به من هدیه نداد. به بانک ساختمانی دستور داد یه قطعه زمین از زمینای شهرداری رو به من بدن. باشگاه رَم مردم پولشو دادن. سازمان برنامه هم برای ساختنش کمک کرد…» . (۲۱)
اما در کنار پول و امکانات مالی انگیزه های دیگری نیز جاهل ها و لات ها را به سوی همکاری با قدرت های سیاسی و دینی کشانده است، ودر تبدیل آن ها به نیروی مهمی در نظام های سلطنتی و نظام استباد نقش داشته اند:
ساختار متمرکز و خودکامه حکومت ها با پادشاهانی که ظل الله و قبله عالم وخدایگان و مرشد اکمل و شاه شاهان و فره ایزدی و آریامهر و قلدر و زورگو و ستمگرو شبان و…..لقب گرفته اند، برای شخصیت ِ جاهل و لات جاذبه ها داشته اند.
کیش شخصیت، تحریک احساسات وطن پرستانه، بهره برداری از اعتقادات و تحریک احساسات مذهبی، ازعوامل جذب جاهل ها و لات ها و تبدیل آنان به نیروئی مهمی در استبداد سلطنتی بوده اند. حرفِ آخررا زدن یا فصل الخطاب بودن، قدرت طلبی با هدف تحمیل نظر و عملِ خود، قهرمان و ضد قهرمان پروری، عشق به قهرمان مظلوم، نماد و سمبل سازی، تمایل به اعمال انواع خشونت، امکان جلوه فروشی ها وخودنمائی از عوامل تمایل و گرایش اینان به پادشاهان و رژیم ها ی شان بوده اند.از سوی دیگر انطباق، اینهمانی و همپوشانی ویژگی های شخصیتی جاهل ها و لات ها با حکومت سلطنتی نیز جذب اینان به چنین رژیمی را تسهیل کرده است. رگه های فرهنگ جاهل مسلکی، لات منشی و قلدری در گفتار ورفتار پادشاهان قلدرصفوی، نادر شاه ، پادشاهان قاجار و رضا شاه نمونه ای ازاین همپوشانی ها بوده است. البته تضادهائی نیز به لحاظ فرهنگی و رفتاری عمل می کرد که سبب می شدند در نظام سلطنتی پست و مقام به جاهل هاو لات های شناخته شده داده نشود. ضمن اینکه ناخوانائی هائی فهم مسائل اقصادی و سیاسی، و وجهه جهانی ژریم نیز مطرح بود، رژیم هائی که خود را مدرن و امروزی نشان می دادند.
یکی دیگرازعوامل جذب جاهل ها و لات ها به قدرت سیاسی ، که در رخدادهای سال های ۲۹ تا ۳۴ مؤثر افتاد ترساندن جاهل ها و لات ها از بیکانگان و دگراندیشان سیاسی و عقیدتی بود. بهائی ستیزی وکمونیست ستیزی جاهل ها و لات ها بر بسترچنین تبلیغ هائی شکل می گرفت.
«…بعد توده ایا یواش یواش رِی کردن، هی زیاد شدن، اونوقت استالینم زنده بود. اینا همه داد می زدن : زنده باد استالین، مرگ برمصدق»، فحش میدادن. اینه که گاهی ما با جیپ میزدیم تو اینا.بالاخره با اینا دعوا میکردیم دیگه. کارمون این بود که با اینا مبارزه کنیم….چون اینا ایرانو دوست نداشتن، طرفدار روسا بودن… منتهاش ما دیگه فحش نمی دادیم، میزدیم توشون.» (۲۲) «…اصلن من مرام و اینا نمیدونستم چی هست، بعد فهمیدم، وقتی دیدم اینا دارن به شاه فخش میدن، » زنده باد استالین» میکنن متوجه شدم. خب من دیدم استالین مال یه مملکت اجنبیه، اینه که ناراحت می شدم…خب ضد خدا و مذهب که بودن ولی من با اونا مبارزه سیاسی میکردم، واسه خاطر مملکتم…» (۲۳)

***

منابع
۱- سوداگری با تاریخ، محمد امینی، صص ۳۵۰-۳۴۳
۲- شعبان جعفری، هما سرشار، نشرناب، صص ۱۳۷-۱۳۵
۳- منبع شماره ۲
۴- پرویز داورپناه، یادی از حسین فاطمی، نقل از فریدون مظاهر تهرانی، شاهد ماجرا، روزنامه شرق
۵- غلامرضا نجاتی، تاریخ سیاسی ۲۵ ساله ایران از کودتا تا انقلاب، ج. اول، صص۱۱۳-۱۱۲/ لومپن ها در سیاست عصر پهلوی، صص۱۹۹-۱۹۸
۶- شعبان جعفری در آینه اسناد، عباس فاطمی، تهران، انتشارات جهان کتاب ، ۱۳۸۰ ، ص ۹۱ / همان ، ص ۹۲ – اطلاعیه» جمعیت جوانمردان جانباز» برای تشویق در انتخابات از طرف شعبان جعفری
۷و۸- خاطرات شعبان جعفري٬ همان٬ صص ١٨٦ـ١٨٧ و نيز ر.ک: تصاوير صـفحات ٢٠٠ـ٢٠٣همان کتاب و همچنين پشت جلد کتاب که روشن تر بوده و از مجله لایف گرفته است/ و مصاحبه با حسین شاه حسینی، » از عیاری تا لمپنیسم» ، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران، شماره ۲۶، تابستان ۱۳۸۳
۹- منبع شماره ۶ ، صص ۹۸ – ۹۵
۱۱- هما سرشار، شعبان جعفری ، ۱۳۸۱ ، ص ۱۸۸
۱۰- بیژن جزنی، تاریخ سی ساله. ص ۶۹
۱۲- غلامرضا نجاتی، در کنار پدرم مصدق، خاطرات دکتر غلامحسین مصدق. ص۱۴۵
۱۳- ناگفته ها، خاطرات مهدی عراقی،» ص۱۲۹-۱۲۸.
۱۴- ناگفته ها، خاطرات مهدی عراقی،» ص ۱۳۱
۱۵- یاد مانده ها، نصرت الله نوح، جلد دوم، ص ۲۰ ( اشاره به واقعه نهم اسفند ۱۳۳۱ است).
۱۶- شعبان جعفری، هما سرشار – ص ۶۱
۱۷- شعبان جعفری، هما سرشار – نشر ثالث
۱۸- مسعود بهنود، از سیّد صیاء تا بختیار، ص ۳۸۸
۱۹-
Barry Rubin, Paved wih Good Intentions, The American Experience and Iran, oxford univ, march 1980
بری روبین کارشناس سیاست خارجی امریکا و سیاست های خاورمیانه، و از اعضای مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی دانشگاه جورج تاون – کتاب » راهی که با نیت خوب هموار شد» – ترجمه سرویس خارجی ایران تایمز- واشنگتن دی.سی
» برای نوشتن این کتاب با بیش از۱۰۰ نفر از مقام های امریکائی، ایرانی – دوره شاه و حکومت اسلامی- مصاحبه شده است»
ایران تایمز- واشنگتن دی.سی ، شماره ۷۰۰، جمعه سی ام فروردین ۱۳۶۴، ص۸
۲۰- لوموند، شماره ۱۷، سپتامبر ۱۹۵۳
۲۱- شعبان جعفری، هما سرشار، ص ۲۰۸
۲۲- شعبان جعفری، هما سرشار ، ص ۱۱۲
۲۳- شعبان جعفری، هما سرشار– ص۲۴۷-۲۴۶

منابع دیگر
۱-علی جان مرادی جو، بخش تاریخ ایران و جهان ، در باره انتخابات دوره هفدهم و هجدهم
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=195696
۲- مجله تهران مصور، در شماره ۲ خود نیز عکس شعبان جعفری را، به هنگام بازگشت شاه و استقبال از شاه روی جلد زده بود و مطلبی در باره » شعبان تاج بخش» نوشته بود. – محمد علی سفری، قلم و سیاست، جلد دوم، ص ۹۲/ ، ۱۳۷۹ ، ص ۱۳۱ .
۳- تربتي سنجابی، محمود؛ قربانيان باور و احزاب سياسي در ايران، تهران، انتشارات آسيا، ۱۳۷۵
۴- نجاتي، غلامرضا؛ تاريخ سياسي بيست و پنج ساله ايران از كودتا ۲۸ مرداد تا انقلاب تهران، موسسه خدمات فرهنگي رسا، ۱۳۷۳
۵- مسعود انصاری، احمد علي، من و خاندان پهلوی، تهران، نشر فاخته، ۱۳۷۱
۶- مهربان، رسول؛ بررسي مختصر احزاب بورژوازی
۷ – خسرو معتضد، شادکامان کاخ مرمر
۸- – ناصر نجمی، با مصدق و دکتر فاطمی

Published in: on 27 اوت 2015 at 12:47 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

کاشانی مصدق، طبق آخرین اسناد‎

کاشانی مصدق، طبق آخرین اسناد‎

Published in: on 22 ژوئن 2017 at 12:07 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

چگونه قهرمان ملی بشویم؟

چگونه قهرمان ملی بشویم؟

 

Published in: on 20 ژوئن 2017 at 6:47 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

حاج سعيد طوسى بعد از فرمان آتش به اختيار!

حاج سعيد طوسى بعد از فرمان آتش به اختيار!

photo_2017-06-19_04-04-21.jpg

Published in: on 19 ژوئن 2017 at 10:08 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

چندسال پیش (ویژه ابوالحسن بنی صدر) – قسمت اول (دادستان،دادستان، ابوالحسن درنره!) محمد شوری

چندسال پیش (ویژه ابوالحسن بنی صدر) – قسمت اول (دادستان،دادستان، ابوالحسن درنره!)
محمد شوری

 

آتش به اختیاردرهمان سال اول انقلاب،جمهوری رابرباد دادو نهال تازه شکفته آزادی ورهایی از استبداد تا ثریا رفت کژ!
دکترسیدابوالحسن بنی صدرتوانست باآرای اکثریت مردم،پس ازسالهااستبدادسلطنت،اولین رئیس جمهوری اولین نظام جمهوری درایران شود.امااونیامده مجبورشددوباره راه زندگی تبعیدراهمچنان ادامه دهد.
جمهوری سرنوشت غم انگیزی درایران دارد،گویی سرنوشت ماهمان سلطنت است:قبل ازانقلاب۵۷سلطنت پهلوی وبعداز انقلاب سلطنت فقیه.
آنچه درچندین شماره خواهیدخواندحاصل گردآوری وتلاش شخصی اینجانب است که برای عموم اینک منتشرودرآینده باحاشیه هایی که درپاورقی آن خواهم نوشت بصورت یک کتاب مستقل دردسترس قرارخواهدگرفت.
درپایان یک نکته را تذکرمی دهم وآن اینکه مطالب داخل[کروشه]ازنویسنده است.
منتظرقسمت بعدباشید.
خرداد۱۳۹۶
محمد شوری (نویسنده وروزنامه نگار بیکار)

دادستان دادستان ابوالحسن درنره]
روزنامه کیهان۳۱خرداد۱۳۶۰
مشروح مذاکرات نمایندگان مجلس درمورد طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهوری
مجیدانصاری(نماینده مردم زرندکرمان آخرین سخنران پیش ازدستور):
بااشاره به زلزله گلبافت،گفت:
مارفته بودیم آنجاکه مردم رادرموردعدم کفایت سیاسی آقای رئیس جمهورروشن کنیم، ولی مردم قبل ازمسئولین عدم سیاسی آقای بنی صدرراصادرکرده بودند.وفریادمی زدند»دادستان دادستان ابوالحسن درنره».
هاشمی رفسنجانی(رئیس مجلس):
از نظرشخصی هم متاثرم ومدتی تلاش کردیم.
دوستان ماهم اطلاع دارندکه مامخالف با ریاست جمهوری ایشان بودیم،ولی بعدکه شدتلاش کردیم که همکاری بوجودبیاید و برادران یادشان هست که حتی بعدازملاقات باامام گفتم که ایشان رئیس جمهوربمانند وقانون رامراعات کنندوامام امت هم درآخرین بیانات سازنده شان مهلت دادندوخواستندکه مخالفان جمهوری توبه کنندوبه دامن امت واسلام برگردندولی نشد.ومارابه این عمل جراحی مهم که انشاء الله سرنوشت سازباشدوادارکردند.
طبق لیستی که مخالفین وموافقین درآن برای صحبت نوبت گرفته بودنداولین مخالف عزت الله سحابی بود.
وی قبل ازآغازصحبت،راجع به این موضوع طی سوالی ازرئیس مجلس وبااستنادبه اصل۱۲۳قانون اساسی ازوی خواست که درموردطی مراحل قانونی مصوبه مجلس راجع به آئین نامه طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهورتوضیح دهدواینکه آیااین مصوبه ازامضاء رئیس جمهورگذشته است یاخیر؟
لازم به یادآوری است که برطبق این اصل رئیس جمهورموظف است مصوبات مجلس یانتیجه همه پرسی راپس از طی مراحل قانونی وابلاغ به وی امضاء کندوبرای اجرادر اختیارمسئولان بگذارد.
وی ضمن سوال خودبه مصوبات دیگرمجلس استنادکردکه رئیس جمهورموظف است مصوبات مجلس راظرف۵روزامضاء کندواگر دراین مدت امضاء نشدنخست وزیرمی تواند برای اجرای آن اقدام کند.
هاشمی رفسنجانی درپاسخ به این سوال گفت:
اگریادتان باشددرموردفوریت هارئیس جمهور۴۸ساعت مهلت امضاءرادارد.ماهمه طرف قانونی این رارعایت کردیم.ماعصر چهارشنبه بعدازتصویب،بلافاصله این مصوبه رابه دفترریاست جمهورفرستادیم ولی همانطورکه می دانیدایشان سه روزاست که جایشان مشخص نیست.وبااین وجودآنرا در همانجانزددفترنگهبانی گذاشتیم.ثانیابرای مراعات احتیاط براساس اصلی که درهنگام غیبت یابیماری رئیس جمهورشورای مرکب از نخست وزیر،رئیس دیوانعالی کشورورئیس مجلس وظایف اوراانجام می دهند،باتوجه به غیبت ایشان این مصوبه رادادیم این آقایان هم امضاء کردند.ثالثاباصحبتی که بابعضی از آقایان شورای نگهبان می کردیم نقل شده این مصوبان منصرف ازآن اصل است.ولی این نظر قطعی شورای نگهبان نیست.مابایدطی نامه رسمی ازآنهابخواهیم که نظرشان رابگویند به هرحال مااین مصوبه رابه دفترریاست جمهوری دادیم وتاکنون هم۴۸ساعت گذشته است.
معین فر(اولین مخالف طرح):
معین فرضمن اشاره به جوموجودکه صحبت کردن دراین جوبی اثروبی فایده بوده وبرای گوینده خطرات بسیاری رادربرداردگفت:
مطالبی راکه می گویم نه ازباب دفاع ازشخص آقای بنی صدررئیس جمهوراست،که به علت نگرانی ازآتیه جمهوری اسلامی وبه منظور خیرخواهی برای ملت ومخصوصارضای خداست.
دروضع کنونی صحیح نمی دانم ازاختلاف دیدهایی که ازابتدابین من وآقای بنی صدر وجوداشته ویااحیاناایرادهایی که درپاره ای مواردباایشان داشته ام سخنی بگویم،مباداحمل برتبری ازایشان گردد.درحالی که به ایشان احترام فراوانی قائلیم.
اگردلایلی راکه مخالفین آقای بنی صدرعلیه ایشان ابرازمی کنندواعترافات وایراداتی که به ایشان می شودمنحصراهمان هایی باشدکه تاکنون گفته ونوشته شده است،وماازآن مطلع هستیم ومطالبی درکاروموضوعات ودلایل ابرازنشده ای درمیان نباشد،بنده این اعتراضات ودلایل رابه هیچ وجه دلیل برعدم کفایت سیاسی اونمی دانم.سهل است،دراودال برتعهدووظیفه شناسی وکفایت سیاسی ایشان می دانم.
وی سپس بااشاره به شعارهایی که برعلیه بنی صدرداده می شودواجتماع مردم درجلومجلس واعتراض به محتوای شعارهاگفت:
آیااین است روش منطقی که درآینده جمهوری بایدبرای برکناری روسای جمهورومسئولین امور مملکتی بکاربرد؟
معین فربااشاره به سخنان تلویزیونی نخست وزیرکه ازحزب الله نام برده وازحضورآنهادر صحنه تشکرکرده بود،گفت:
معلوم می شودآنچه درآینده بایددراین مملکت حکومت کند،قانون نیست بلکه بستگی داردبه اینکه چه کسی می تواندحزب اللهی بیشتری بسیج کند.
علی اکبرولایتی(موافق):
…بخلاف آقای معین فراین حضورمردم دراطراف مجلس وفعالترشدن شان درصحنه جامعه رادلایل امیدوارکننده ای برای انقلاب می دانم.
دردوجهت بی کفایتی ایشان رابررسی می کنیم:
ایشان رئیس جمهوری اولین حکومت اسلام بعدازاوایل اسلام می باشد.ازاین نظربایدالگوی مجسم ازاسلام باشد.حالااگردلایلی داشته باشیم که اعمال ایشان مطابق اسلام نیست این مساله روشن می شود.
یکی ازخصوصیاتی که ایشان ازخودنشان دادو زیبنده رئیس جمهورنیست دورویی ودو چهره بودن ایشان است.یعنی نفاق.
قبل ازریاست جمهوری ایشان درمسجدبرای سخنرانی شرکت می کردوتظاهربه مسلمانی می کردودرمناظرات تلویزیونی که باچریک های فدایی وحتی بامنافقین می کردوتحلیل هایی که می کردهمواره طرف اسلام رامی گرفت.بعدازانتخاب رفتارایشان دراین زمینه برعکس شد.
دراوایل ریاست جمهوری بودکه باکنارآمدن باملحدین مثل مائوئیست هاوکنارآمدن با دشمنان قسم خورده اسلام مثل منافقین و غیره خلاف اعمال قبل ازریاست جمهوری را مرتکب شد.
یکی ازبزرگترین اشکالاتی که به ایشان وارد است ترویج اعمال استکباری بود.کسانی که اسکورت ایشان رادرهمین چندقدمی مجلس دیده اندازیادنبرده اندوقتی که ایشان می خواستندازاقامتگاه خودکه چندقدم بیشتر فاصله ندارد،مامورین وگاردوی چه کاری کردند.
ایشان بجای اینکه ازامام پیروی کندکه دریک مکان ساده وکوچک زندگی می کنند،دریک کاخ بازمانده اززمان طاغوت اقامت کردند.
دیگرازخصوصیات ایشان فقدان انصاف و مروت اسلامی بودکه بی دلیل مخالفین رامی کوبیدند.
یک نکته مهم وضداسلامی که ایشان داشتندو محورهمه گرفتاری هابوده،خودمحوری ایشان است.
ولایتی برای اثبات بی لیاقتی بنی صدربه مساله جنگ وغافلگیری ارتش ایران دراین جنگ اشاره کرد وگفت:
۷ماه قبل ازجنگ فرماندهی کل قوا رابرعهده داشتند.قبل ازشروع جنگ کم وبیش همه می دانستندکه عراق قصدحمله داردوباهشدارهای مکرر این مساله رابه اطلاع ایشان رساندند. ایشان بعدازشروع جنگ گفتند که مادر خوزستان۲۴تانک داشتیم.بعداز۷ماه که از فرماندهی ایشان می گذشت ماباید۲۴تانک در خوزستان داشته باشیم؟
وی به پرسشنامه های گروه سنجش افکاررئیس جمهوراشاره کردوگفت:به این وسیله به مردم مواردیاس راالقاء می کردو آنهارابه ضدیت بامسئولین وامی داشت.از قبیل:
سوال درموردعدم رسیدگی مسئولین به امور فلان شهرداری.
سوال راجع به عدم وجودآزادی.
سوال راجع به چماقداری،عدم امنیت.
سوال راجع به دخالت روحانیت درامورسیاسی.
سوال راجع به کودتاواحتمال کودتا.
سوال درباره اینکه بنی صدراستعفاء کرده. وسوال راجع به طرح تروریستی رجائی وبهشتی ورفسنجانی و…که درموردبنی صدردارند.
وشرم آورترازهمه پرسیدن سوالی وبکاربردن جمله ای که من شرم دارم دراینجاوازاین تریبون اعلام کنم.
دراینجانمایندگان اصرارکردندکه عبارت مذکور رابگوید.
ولایتی گفت:
سوال دراین موردکه نظرتان راجع به اینکه امام دست نشانده آمریکاست چیست؟
نوبت بعدی مخالف طرح متعلق به حجتی کرمانی بودکه به دلیل عدم آمادگی ازصحبت خوددادی کرد.
مخالفین دیگرکه عبارت ازمحمدمجتهد شبستری،هاشم صباغیان،ونقوی بودنددرجلسه حاضرنبودند.
ازاین جهت نوبت به محمدمهدی جعفری رسیدکه درمخالفت باطرح گفت:.
کاندیدای ما(من وعده ای ازدوستان)آقای بنی صدرنبودوبه ایشان رایی ندادیم.مامعتقدبودیم که درچارچوب حزب کارکردن ازانقلاب دورشدن وعقب افتادن ازانقلاب است.البته کاندیدای ماحائزاکثریت نشد.دلیل این به این معنانشدکه ماکناربنشینیم وبه وظایف اسلامی وانسانی خودعمل نکنیم.
وی سپس نظرخودرانسبت به بنی صدرچنین گفت:
من درپاسخ سوالاتی که نظرمن رانسبت به ایشان می پرسیدنددوچیزگفتم یکی اینکه آن خودمحوری وخودخواهی که درایشان است وبه شوخی دوموضوع رابرادران درموردایشان می گفتندکه آقای بنی صدرکتاب کیش شخصیت رااتوبیوگرافی خودشان است.یا اینکه می گفتندبنی صدرکناب کیش شخصیت رانخوانده.
نکته دیگراطرافیان بنی صدرهستندوبعداز انتخاب ایشان به ریاست جمهوری گفتم که انشاء الله باشایستگی که دارنداین نقیص رارفع کنند.
من بایدتذکربدهم که مخالفتم باطرح عدم کفایت سیاسی طرفداری ازبنی صدرنیست.
قبل ازانتخابات بااوموافق نبودم ولی بعداز ریاست جمهوری فقط به عنوان تکلیف شرعی بود.وقتی عدم کفایت سیاسی بنی صدررابیان می کنیم بایدکفایت های اورانیزبگوئیم.در همین جنگ دیدیم که نیروهای سه گانه در آمادگی پائینی بودند.ولی دیدیم بعدازجنگ این آمادگی بالارفت.دربرخورد بامسائل خارجی ایشان گاهی سخنان غیرمسئولانه بیان می کردند.مثل شکنجه.امادرسخنرانی هایی
سخنانی داشتندکه آبروی جمهوری اسلامی را حفظ کرده است.
سخنان صادق خلخالی(نماینده مجلس به عنوان موافق عدم کفایت سیاسی بنی صدر):
آقای بنی صدربه چنددلیل کفایت سیاسی ندارند.
یکی اینکه درداخل وخارج بدست ضدانقلاب بهانه می دهدوتمام کسانی که باانقلاب مخالفت دارنددراطراف اوجمع می شوند.و افرادی مثل دخترناجی معدوم وفرزندان طاغوتیان وتاجران محتکروحزب جمهوری مسلمان خلق مسلمان به عنوان طرفداری ازبنی صدرخودرامطرح می کنندواینجاست که می گوئیم ایشان بینش سیاسی ندارد.ونمی تواند درراس امورمملکتی قرارگیرد.
وی سپس به تجلیل رادیوهای بیگانه ازبنی صدراشاره کردوگفت:
مساله دیگراین است که وی همیشه ازنهادهای انقلابی مثل سپاه وجهادانتقادمی کرده است.و این معنارامردم درک می کنند کسی که اینقدر بینش نداردواسم تعزیرراشکنجه می گذاردنمی توان گفت صلاحیت دارد.
وی افزود:
من بنی صدررانه کافرمی دانم ونه منافق.بلکه بینش وکفایت سیاسی امردیگری است.
مهندس(عزت الله)سحابی(به عنوان مخالف عدم کفایت سیاسی بنی صدر)
ابرازمخالفت نشانه وحاکی ازآن نیست که من باهمه اعمال آقای بنی صدرموافق باشم. وکسانی که درشورای انقلاب بودندشاهد اختلاف نظربنده وایشان بودند.امابعدازانتخاب ایشان مابه دلیل دلبستگی به جمهوری اسلامی موظفیم که دست بدست هم دهیم که این جمهوری ریشه دارشود.اگرمن به عنوان مخالف صحبت می کنم،نه بدلیل این است که بگویم آقای بنی صدربی عیب ونقص است،من مخالف آنچه هستم که دراین طرح مطرح می شود که مساله ای تاریخی وحساس است.
وی سپس ضمن توضیح اختلافات بین رئیس جمهوری وسران حزب جمهوری اسلامی گفت:
آنروزهایی که ایشان دریکسال پیش بیان می کردآن روندهاهمچنان به عملکردخودادامه دادندولحظه به لحظه ایشان رابه مواضعی کشاندکه برای حفظ ودفاع ازخودکارهایی بکند.وسخنانی نیزبگویدویااحتمالامصاحبه هایی بکند.این روند،روندسالمی نبود.بنی صدرعیبش این بودوهست که حرف زیادمی زندوخیلی جاهاازحدوداحساس مسئولیت خارج می شود.آنطورخارج می شودکه کیان جمهوری اسلامی رادرمعرض سوال وخطر قرارمی دهد.امااین ظاهرمطللب است. تقصیرآقای بنی صدرعدم کفایت سیاسی است وطرف مقابل هم مقصردرایجاداین عدم کفایت سیاسی بود.
وی سپس بااشاره به سخنان حجت الاسلام خامنه ای درنمازجمعه دیروزاشاره کردوگفت:
برادرعزیزجنابعالی معاون وزارت دفاع بودید،نماینده امام بودید،قدرت شما دروزارت دفاع ازوزیردفاع بسیاربالاتربود،خودشماچه کردید؟اگرتقصیری هست واشکالی هست شما هم درآن سهیم هستید.بهرحال بنده فکرمی کنم باشرائطی که پیش آمده وجوی که امروزحاکم است وصرف نظرازاینهابا موضعگیری های آقای بنی صدر،آقای بنی صدر دیگرنمی تواندرئیس جمهورباشدوازاینکه مجلس به فرض محال این طرح راردکندآقای بنی صدرنمی توانددیگربااین وضع بماند.چه خوب بودایشان استعفامی دادکه کاربه ابنجانمی کشید.
ناطق درپایان گفت:
من دراینکه آقای بنی صدرنمی تواندرئیس جمهورباشدموافقم امابانحوه تنظیم طرح مخالفم.
سیدعلی خامنه ای بااستفاده ازماده ۶۶آئین نامه درپاسخ سخنان مهندس سحابی گفت:
من ازآقای مهندس سحابی تعجب نمی کنم که تشریف بیاورنداینجاودرپوشش مخالفت مسائلی راکه بین ماوایشان مطرح بوده مطرح کنند.ایشان ادعاکردندکه سران حزب جمهوری اسلامی یک طرف وآقای بنی صدریک طرف قضیه بوده اند.درصورتی که ایشان و دوستانشان هم درمنازعات شرکت داشتند.اما دریک نقطه باآقای بنی صدرمشترک بودندوآن مخالفت باعناصری درشورای انقلاب بودکه در خط فقاهتی حرکت می کردند.
خامنه ای سپس بااشاره به استعفای خوداز وزارت دفاع پس ازفرماندهی کل قوای بنی صدرگفت:
۱۵روزبعدازخروج من اولین جلسه توطئه برای کودتاتشکیل شد.درحدوداردیبهشت ماه اولین حرکت ضدانقلاب درارتش آغازشد.ودر۲۰تیر ماه تمام مقدمات کودتاماده شده بودوقراربود که کودتاانجام گیرد.ازاینجامی شودفهمیدکه حضورنماینده امام دروزارت دفاع چه اثری در ارتش می توانست بگذارد.
سیدمحمدخامنه ای(موافق):
من دونکته ازسخنان مخالف قبلی(مهندس سحابی)جهت اثبات بی کفایتی سیاسی بنی صدرراگرفتم.یکی اینکه ایشان هرناسزایی رابه سزاتبدیل می کرد.ودیگراینکه آقای بنی صدر تحمل وتسلط برزبان نداشت ومطالبی می گفت که به رسوایی می کشیدوجمهوری رادر انظارعالمیان خوارمی کرد.
وی سپس به حمایت بنی صدرازکودتاچیان وفرخ روپارساواعدامی های مفسدگفت:
همین نیزیکی ازبی کفایتی های ایشان است.
اعظم طالقانی(مخالف طرح):
اولاتاموقعی که مساله انتخابات رئیس جمهور مطرح بوداصلانه به آقای بنی صدررای دادیم ونه کاندیدکردیم وحتی بااین مساله درگیر بودیم.وملاک راروی تقواگرفتیم ودکترحبیبی راکاندیدکردیم وآنهایی که آنروزازآقای بنی صدرحمایت می کردند.واکنون چندسوال برای من مطرح است:
آیاآقای بنی صدرآن روزعامل استعماربوده یانه؟مکتبی بوده وامروزنیست؟آیاعامل رژیم بوده یانبوده است؟وامروزچیزدیگرشده؟..؟..
دشمن ازنقاط ضعف استفاده کردتانهادریاست جمهوری رادردنیاخدشه دارکند.من این توطئه راازطرف آمربکاوانگلیس وشوروی و سمپادهای آنهامی دانم…
[توجه!تمام موافقین طرح عدم کفایت بنی صدر،ازهمان سالهادرپست های کلیدی جابجاشده وهمواره قدرت اجرایی وسیاسی رادرانحصارداشته اند.درواقع ۳۸سال است اداره ی کشوردردست افرادی معدودومحدود است.آیااین همان مفهوم جمهوری ست؟!!]

[عدم کفایت سیاسی بنی صدر،۳ماه بعدازتشکیل مجلس رقم خورد]
روزنامه صبح آزادگان۳۱خراد۱۳۶۰
گزارش جلسه علنی دیروزمجلس:
معین فربه عنوان اولین مخالف باطرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهورصحبت کرد:
مطالبی که می گویم نه ازباب دفاع ازشخص آقای بنی صدررئیس جمهوراست بلکه به علت نگرانی ازآتیه جمهوری اسلانی وبه منظور خیرخواهی برای ملت ومحض رضای خدا است.دروضع کنونی صحیح نمی دانم از اختلاف دیدگاه هاکه ابتدابین من وآقای بنی صدروجودداشته واحیاناایرادهایی که در بعضی مواردبه ایشان داشتم سخنی بگویم. وحمل برتبری ازایشان گردد…
علی اکبرولایتی اولین موافق باطرح عدم کفایت بنی صدر:
یکی ازخصوصیاتی که آقای بنی صدر داشتندوزیبنده ی ایشان نبود،دوروئی ونفاق بود.زیراقبل ارریاست جمهوری درمساجد حاضرمی شدندوطی سخنرانی هاتظاهر به مسلمانی می کرد،ولی بعدازانتخاب درجهت عکس عمل کرد.وبادشمنان قسم خورده ی اسلام ومنافقین کنارآمد.ایشان بازیرذره بین گذاشتن اشکالات وانتشارشایعات آبروی کشور رابردند..
علی اکبردهقان نماینده تربت جام اولین ناطق جلسه دیروزمجلس:
بحث عدم کفایت سیاسی آقای بنی صدر، بحث تازه ای نیست.زیراحدودسه ماه بعدازتشکیل مجلس،این سخن تلویحاازسوی نمایندگان بیان می شد که آقای بنی صدرنمی توانداین مملکت رااداره کندوبایدفرددیگری کرد.سخنرانی۱۷شهریورایشان شدت مساله را بیشترکردوباحادثه ی۱۴اسفنداین حالت به اوج خودرسید.

[آتش به اختیارخودسر!]
روزنامه کیهان۳۱خرداد۱۳۶۰
مجلس شورای اسلامی ساعت ۸صبح امروزباتلاوت آیاتی ازکلام الله مجیدوبه ریاست حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی تشکیل شد.
دراین جلسه حجت الاسلام خلخالی طی سخنانی به تظاهرات دیروزهواداران سازمان مجاهدین خلق ایران اشاره کردوگفت:که حتی اگرامام فرمان تصفیه هم ندهندحزب الله خود آنهاراتصفیه خواهندکرد.
وی افزود:قبرمجاهدین خلق رادرخیابان های تهران خواهیم کند.
پس ازآن حجت الاسلام موسوی خوئینی هانماینده تهران طی سخنانی با برشمردن تخلفات رئیس جمهورازقانون اساسی اشاره کردوگفت:
که مخالفت من باآقای بنی صدربه معنای پاک بودن مخالفین وی نیست.
خوئینی هادرادامه سخنانش خطاب به مخالفین گفت:مساله آقای بنی صدرمساله اختلاف بین دوجناح سیاسی نیست.و خاطرنشان کردکه وی توسط امام برکنارشده است.
خوئینی دربخش دیگرازسخنانش به یکی ازملاقات های آقای بنی صدرباامام خمینی اشاره کردوگفت:
امام دراین دیداردونصیحت کردند.که یکی از آنهارااینجانقل می کنم.
امام فرمودند:
توجه داشته باش که ملت ایران سخت ضدآمریکاهستند.قلوب ملت ایران پراست ازخشم مقدس علیه آمریکا.نکندکاری بکنیدکه ملت احساس کندکه تمایل به آمریکاپیداکردی.
خوئینی افزود:
آقای بنی صدربه۱۱میلیون رای استنادمی کند، ولی آیااشغال لانه جاسوسی موردتائیداکثریت قاطع مردم قرارنگرفت؟
آیاامام این انقلاب راانقلابی بزرگترازانقلاب اول ندانست؟
ولی آیافکرکردیدکه چراآقای بنی صدرازاولین مخالفین این حرکت بودوازهروسیله ای برای درهم کوبیدن آن استفاده می کرد؟
خوئینی خاطرنشان کردکه آقای بنی صدردرمتن جریان گرایش به آمریکاقرارگرفته است.
خوئینی هم چنین قسمتی ازپیام آقای بنی صدربه امام خمینی راقرائت کردکه درآن نوشته شده بوداگرمجلس رای به عدم کفایت سیاسی من(بنی صدر)بدهدصدام به آبادان حمله می کند.وآبادان رامی گیردوسپس پرسیدکه چه ارتباطی بین برکناری آقای بنی صدروحمله صدام آمریکایی به آبادان وجود دارد؟
خوئینی هم چنین به قرائت یکی ازاسنادلانه جاسوسی پرداخت که درآن گفته شده بودکه کارتربه دلیل علاقه بسیاربه یافتن راه حلی سریع،تمایل داشت درازای گروگان هاشاه را برگرداند،اماتحت تاثیرآقای برژینسکی وسخنان عجولانه آقای بنی صدرمبنی براینکه گروگان هابزودی آزادمی شوندتصمیم خودراعوض کرد.
خوئینی دربخشی دیگرازسخنانش به اظهارات بنی صدردریکی ازنمازهای جمعه اشاره کرد وگفت:
آقای بنی صدردرنمازجمعه فریادمی زدندکه وام هایی راکه به آمربکابدهکاریم نخواهیم داد.
رئیس جمهور ی ای این حرف رامی زندکه می داندذخائرارزی ما دردست آنهاست.
آقای یزدی نقل کردکه همان روزکه آقای بنی صدراین حرف رازدخبرنگاران ازوی پرسیدندکه شماچطوراین حرف رامی زنیدوایشان گفتندکه ذخائرارزی مامنتقل شده است وجزاندکی نمانده وهمان شب کارتردستوربلوکه شدن ذخائرارزی ماراصادرکرد.
خوئینی خاطرنشان کردکه آقای بنی صدر مسلمان است ولی نه اسلام مبتنی برفقاهت اسلامی،بلکه اسلامی ازپیش خودساخته.
خوئینی درادامه سخنانش بخش هایی ازاسنادلانه جاسوسی دررابطه با آقای بنی صدرراقرائت کردولی قبل ازآن خاطرنشان ساخت که هدف ازافشای این اسناداین نیست که بگویدبنی صدرجاسوس آمریکاست! وهیچکس هم حق این رانداردکه بگوید ایشان جاسوس است وآنگاه اضافه کردکه همه کسانی که درخط آمریکاعمل می کنند اجباراجاسوس آمریکانیستند.
خوئینی همچنبن بطورمشروح به مخالفت های رئیس جمهوربانهادهای نقلابی اشاره کردواز همه نمایندگان خواست که دررای دادن خدارادرنظرداشته باشندوافزود:رای به عدم کفایت سیاسی رئیس جمهوردرحقیقت شکست خط سیاسی آمریکادرایران است.
[توجه!جریان آتش به اختیارخودسرکه ازهمان سال نخست عمله ی بازیگردان قدرت بود،بواسطه ی حمایت پنهان،جوعمومی رابه سمت موردنظرملتهب وافکارعمومی رادر راستای اهداف خودشان هدایت می کردندو سپس توسط شوروهیجان کاذب ایجادشده، آنهابه خواسته های خودازمجاری باصطلاح قانونی می رسیدند.طرح اشغال سفارت آمریکا،چنانچه ابتدااگریک شورانقلابی هم بوده باشد،امابادردست گرفت وهدایت شدن آن توسط بازیگردانان قدرت،انقلاب دوم نام گرف!!انقلابی که انقلاب اول رانابودومنهدم کردوام الفسادهمه ی مفاسدوتحریم های پی درپی شد.]

[مطلب خلاف]:
روزنامه صبح آزادگان۳۱خرداد۱۳۶۰
حجت الاسلام سیدعلی خامنه ای دبیروسخنگوی شورای عالی دفاع:
درجواب دومین سوال خبرنگارخبرگزاری پارس که پرسیدآقای بنی صدردرنامه ای که منتشرکردگفته بودهیات وزرای غیرمتعهدها قراربوده است درتاریخ ۱۸خردادماه جاری به ایران بیایندودرنامه آقای بنی صدراشاره به طرح پیشنهادی این هیات کرده بودممکن است دراین موردتوضیحی دهید؟
آقای خامنه ای گفت:
طرحی که آقای بنی صدرمطرح کرده اندقبلا درشورای عالی دفاع موردبحث وتبادل نظر قرارگرفت که بااتفاق آراءدرشورای عالی دفاع مردودشناخته شد.
وی هم چنین گفت:
دونکته درآن طرح وجودداشت که اگرآنهاموردتوجه قرارمی کرفت قابل قبول بودوبطورکلی طرح غیرمتعهدهادرمجموع ازطرح های قبل بهتربود،ولی درعین حال بخاطرنقیضه بزرگی که داشت،قابل قبول نبود.
وی خاطرنشان ساخت:
اگرشورای عالی دفاع تصویب کردکه این طرح دراختیارمردم قرارگیرد،فاش خواهیم ساخت.چون آقای بنی صدردرنامه خودبه این طرح اشاره کرده اندومطلب خلافی هم در نامه گفته شده است شایدبه همین زودی طرح رادراختیارمردم قراردهیم..

[ملت آمده است دیکتاتوری رامحکوم کند]
روزنامه اطلاعات۳۱خرداد۱۳۶۰
درحاشیه مذاکرات مجلس
اخلاق اسلامی راحفظ کنید
درجریان بررسی طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهوری،درخارج ازمحوطه مجلس نیزگروه کثیری ازمردم جمع شده بودندو باشعارهای مختلف علیه بنی صدر،تقاضای برکناری اوراداشتند.به همین مناسبت دوتن ازنمایندگان مجلس برای جمعیت سخنانی ایرادکردندکه درزیراز نظرخوانندگان می گذرد:
آقای هادی غفاری اظهارداشت:
امروزمخالفین،سعی دارندوکوشش دارندکه ماوشمارابی انضباط نشان دهندومن به عنوان یک طلبه کوچک به شمامی گویم واز شما خواهش داریم کمال امنیت وآزادی واحترام رابرای مخالفین طرح عدم کفایت سیاسی قائل بشوید.ازشماجزاخلاق پسندیده هیچ چیزتوقع نیست.من دیروزکه باامام ملاقات داشتم ایشان گفتندکه سعی شوددوستانمان ازبکاربردن کلماتی که درشان یک حزب الله نیست جدا خودداری کنند.
احزاب کثیفی مثل پیکاری ها،مائویست هاو حزب توده خائن که۴۰سال فعالیت ننگین وخونینش برماروشن است ومنافقین خلق سعی داشته اندبانفوذدرصفوف ملت قهرمان ما،مسیرمبارزات مارامنحرف کنند.
دوستان من،مساله امروزما،مساله فقط آقای بنی صدرنیست،ملت نیامده است که فقط بنی صدررامحکوم کند.ملت آمده است دیکتاتوری رامحکوم کند.من این تذکررابه شمابدهم که انتظارفرزندان انقلاب اینست که ادب واخلاق اسلامی وحفظ شخصیت بلند مرتبه اسلامی راکه قرآن به شمامی گویدحفظ کنیدوچیزی شماراوانداردکه ازمسیرعدل و عدالت منحرف شوید.
هادی غفاری دربخش دیگری ازسخنان خودگفت:
حزب کثیف توده،رنجبران،چریک های فدائی اکثریت واقلیت منافقین ومائویست هاهمه جریانات مخالف اسلام امروزمی کوشند تامبارزه راازمسیرخدائی واصلی خودمنحرف کنند.بهوش باشیداگرنمایندگان مخالف آمدندپشت تریبون گفتندکه تامین جانی نداریم شمابه دنیانشان دهیدکه ملتی آزاد هستید.همانطورکه زنده یاددکترشریعتی گفته است:»خدایابه ماقدرت تحمل عقیده مخالف رابده»قدرت شمابایدنشان بدهدکه شماتاب تحمل عقیده مخالف رادارید.حزب الله پیروزاست.
سخنان خلخالی:
پس ازهادی غفاری،آقای صادق خلخالی نیزطی سخنانی اظهارداشت:
بااینکه من دراتحادجماهیرشوروی برای مسلمان هابرنامه داشتم،ولی بمجرداینکه موضوع اخیرمملکت راشنیدیم امروزبرنامه ها رالغوکر م وبه هرقیمتی بودامروز ساعت۷/۳۰درجلسه شرکت کردم.
درمنزل امام درقم گفتم آقای بنی صدربیشتر از۶ماه دوام ندارد.ولی ایشان فرمودندکه من این دوره که رئیس جمهورهستم،دوره دیگرهم رئیس جمهورخواهم بود.
ازروزی که امام امت فرماندهی کل قواراازایشان گرفتندبنی صدردرحکم ملت ایران معزول شدوجای گفت وگوندارد.مجلس چه رای به عدم کفایت سیاسی ایشان بدهندکه خواهددادوچه ندهد،ازنظرملت ایران کسانی که بافرمان امام نمی توانستندخودشان راتطبیق بدهندمسلمانمی تواندعهده دار مقامات سنگین باشند.ازریاست جمهوری گرفته تامقامات دیگر؛فعلاآقای بنی صدردرخط دیگری است که آن خط راآمریکا،اسرائیل، بغدادواروپای غربی آنرادوست دارندواین خط ازنظرملت ایران محکوم است.کسی که علیه امت وعلیه امام درمجلس ودرخارج ازمجلس صحبت می کند،نمی توانداحترام داشته باشد.ولی یک مساله هست برای نشان دادن بزرگی خودتان به اوپشت کنید،مواظب باشیدهرکسی یک نفر وکیل مخالف رابزند،مچ اورابگیریدولی احترام ابدا.به آنهاپشت کنید مانمی توانیم کسانی راکه درخط امام ومجلس ومردم نیستنداحترام کنیم.نمی شوداورا دوست داشته باشیم.

[ازاله ی بکارت دختران،آنهم بادشنه!!]
روزنامه کیهان۳۱خرداد۱۳۶۰
همسربنی صدردربنزضدگلوله درحال رهبری مجاهدبن خلق ومهاجمان مسلح به مردم دستگیرشد.
هادی غفاری درجلسه امروزمجلس شورای اسلامی به افشای رهبری عملیات دیروزسازمان مجاهدین خلق که منجربه کشته شدندعده ای ازبرادران پاسدارگردیدپرداخت.
هادی غفاری درسخنان کوتاه خودگفت:
دیشب تاصبح نخوابیدم واجسادبرادران پاسدارراجابجامی کردم،تانام آنهاراپیداکنم وبه پزشکی قانونی ببرم وتمام لباس هایم خونی است که وقتی امروزبه مجلس آمدم آنها راعوض کردم.
هادی غفاری درادامه سخنان خودگفت: دیروزرهبری عملیات رادرخیابان مصدق،خانم بنی صدردراتومبیل ضدگلوله دولت دردست داشت.وی بایک اتومبیل بنزضدگلوله که تحویل رئیس جمهوری شده بودوراننده آن شخصی بنام حسینی بود،وشعارهایی ازآن به نفع بنی صدرپخش می شد.
هادی غفاری گفت:
۵نفرازدستگیرشدگان که هم اکنون درزندان بسرمی برندعبارتنداز:
۱_خانم بنی صدر
۲_خانم غضنفرپور
۳_آقای حسینی ودونفردیگرازمنسویین بنی صدر.
دراتومبیل بنزآنان مقدارزیادی سکه های ۲۰ریالی پیداشد که نمونه آنرادراینجابه نظر شمانمایندگان مجلس می رسانم.ازاین سکه هاباتلفن های عمومی باشهرستانهان تماس می گرفتند؛چون بوسیله تلفن های دیگرارتباط مشکل بود.
هادی غفاری درموردلحظه دستگیری همسربنی صدرگفت:
درآن لحظه موزیکی دراتومبیل پخش می شد که شرم دادم ازگفتن آن.وهم چنین اعلامیه ای حاکی ازپیام بنی صدرنیزتوسط آن پخش می شدکه خلاصه اش این بودکه امروزروزقیام علیه رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی است وقیام کنید.
هادی غفاری هم چنین گفت:
که عده ای ازهواداران بنی صدرفریادمی زدند:
درودبربنی صدر
فرمانده کل قوابنی صدر
وهمسرآقای بنی صدرنیزبرای آنهاابراز احساسات می کرد.
هادی غفاری هم چنین گفت:
مهاجمان دشنه ای بطول بیست سانت درقلب پسربچه ای فروکرده اندویکی ازبرادران پاسدارمارانیزگوش تاگوش سربریدند.
آنهاهم چتین محافظ آقای فدایی رانیزبه قتل رساندند.
غفاری دردنباله سخنان خودگفت:
دیشب ساعت یک به دفترامام تلفن کردم وگفتم به امام اطلاع دهیدکه اینهابادشنه به ناموس مردم حمله کرده اند.
اگرمایل باشیدبه کمیته خیابان فردوسی می رویم وشیشه های اسیدو۲۹۰مجروح دبشب رانشان شمامی دهم.
بعضی ازدخترهارابادشنه ازاله بکارت کرده اند وسرنیزه درچشم کودکان فروکرده اند.
[توجه!درموردهادی غفاری یک ویژه چندسال پیش مخصوص ایشان تدوین خواهیم کرد]

[حمله کنیدوبکشید]
روزنامه کیهان۳۱خرداد۱۳۶۰
هاشمی رفسنجانی(رئیس مجلس):
آشوب مجاهدین وفدایی اقلیت بهترین گواه عدم کفایت رئیس جمهوراست.
هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی درجلسه امروزضمن اشاره به اتفاقات دیشب گفت:
خبرآشوب دیروزمجاهدین واقلیت های فدایی رابنام رئیس جمهوردرحال عزل شنیده اید،در جریان بحث عدم کفایت سیاسی رئیس جمهوراین خودبهترین گواه عدم کفایت رئیس جمهوراست.
وی سپس افزود:
امام ازبرقراری روابط نزدبک بین این ارگان مخرب ورئیس جمهورنیزبسیارناراحت بود و یک روزدرحضورمن که آقای بازرگان نیزحضورداشت امام بااوقات تلخی به آفای
بنی صدرگفتند:ازجرائم شمااین است که بااین گروه هاارتباط دارید.
بنی صدرگفت:
چه رابطه ای؟من فقط به آنهااسلحه دادم که ازخودشان دفاع کنند.
امام باعصبانیت گفتند:
بدرک که جانشان درخطراست.شمابه آنهااسلحه می دهیدکه ازجانشان دفاع کنند؟
امآقای بنی صدرباتمام این حرف هاموضع خود راعوض نکرد.
فراموش نکنیدکه درجریان انتخابات ریاست جمهوری،آقای بنی صدرگفت که بعدازمن آقای مسعودرجوی محبوبیت دارد.
هاشمی رفسنجانی سپس گفت:که دیروزتمام خبرهارادنبال می کرده ومی شنیده است که رهبران منافقین به آنهامی گفتندکه حمله کنید.وبکشیدوحتی به بیمارستانهاوزخمی هاحمله کنید.
وی سپس اشاره کردکه دلم برای جوان های۱۵تا۲۰ساله می سوزدکه گرفتارشعاری این باندخطرناک شده اند.
وی هم چنین اضافه کرد:
که اینهامحارب لاخداهستند،طاغی هستند، خون ریختند،خون۱۶انسان پاک وشهیدرابزمین ریختند.دیگربه اینهابه عنوان یک حرکت سیاسی نگاه نکنید.دیگرازاین تریبون به اسم آزادی، دفاع ازگروه محارب نکنند.
وی گفت:
که بایدباقاطعیت عمل شودواین گروه مسلح مخرب وبانک سرقت کن هرگزنمی تواندآزادی رابه یک ملت جنگ زده بدهند.

[رهبراپوزیسیون]
روزنامه اطلاعات۳۱خرداد۱۳۶۰
گفتگویی صریح ومستندباآقای ابوالحسن بنی صدر
شمارئیس جمهورهستیدیارهبراپوزیسیون؟
[دوروزاست که ازبنی صدربی خبریم!]
روزنامه اطلاعات۳۱خرداد۱۳۶
بنی صدرممنوع الخروج شد
سیداسدالله لاجوردی دادستان انقلاب اسلامی مرکزدریک مصاحبه ارتباط مستقیم رادیویی که پنجشنبه ازرادیوپخش شدبه سوالات متعددمردم پاسخ داد.
سیداسدالله لاجوردی دراین مصاحبه راجع به محل سکونت آقای بنی صدر،اظهارداشت: تادوروزپیش ازآقای بنی صدراطلاع داشتیم، ولی پس ازآن دوروزدیگر اطلاعی دردست نیست.
لاجوردی افزود:
به مسئولین مرزهای کشوردستورداده شده است که ازخروج افرادمتهم جلوگیری کنند.
دادستان انقلاب اسلامی مرکزدرزمینه اینکه آیاآقای بنی صدرمی توانندازکشورخارج شود؟اظهارداشت:
ایشان نمی تواندبدون کسب اجازه ازمرزها خارج شودوازاین نظرمسائلی که وجود دارد،بایستی پاسخگوباشند.دادستان انقلاب اسلامی مرکزسپس راجع به عکس العمل های گروهک های وابسته اظهارداشت:
دراین رابطه برادران جانبازمنطقه۱۳موفق شدند۹۰نفرازگروهکهاراازیک خانه تیمی دستگیرکنند.این افرادتصمیم داشتندبه گروه های ۴الی ۵نفری تقسیم شوندوبه خیابان هابریزند.ازاین عده مقادیری اسلحه نیزبدست آمده است.
[زنجانی دستگیرشد]
روزنامه اطلاعات۳۱خرداد۱۳۶
۲مشاورو۱۰گاردبنی صدردستگیرشدند
محمدسعیدزنجانی وفریدزنحانی دوتن ازمشاوران وهم چنین ده تن ازافرادگاردبنی صدردستگیرشدندیک مقام آگاه دردادستانی انقلاب اسلامی مرکزدرگفت وگویی کوتاه به خبرنگارمااظهارداشت که محمدسعیدزنجانی مشاورصنعتی وفرید زنجانی مشاوردیگربنی صد و۱۰تن ازگاردوی که ازاهوازعازم تهران بودند،بوسیله پاسداران بازداشت شدندوبه زندان اوین انتقال یافتند.این مقام ضمن اعلان این خبرافزود:موارداتهام بازداشت شدگان بزودی توسط رسانه های گروهی به اطلاع ملت قهرمان ایران خواهدرسید.
[صدای ضبط شده اش هست!؟]
روزنامه اطلاعات۱تیر۱۲۶۰
بنی صدر:
من بزرگترین اندیشه زمان معاصرهستم!
من کتاب تضادوتوحیدخودرابزرگترین اثرقرن می دانم!
درآستانه انتخابات ریاست جمهوری،یکی ازبرادران طی گفتگویی باآقای بنی صدر،که عین نوارآن گفتگوموجوداست،به ایشان گفت:
اقبال مردم به شمابیشترازآنجامایه می گیردکه مردم شماراتاکنون جزءهمراهان امام دیده اند.شمارای واعتبارلازم ازازآنجامی گیریدکه قدم به قدم ازپاریس همراه امام تااینحاآمدید.
آقای بنی صدراین مطلب راانکارکردندوگفتند:نه،چنین نیست.من خودم برای مردم شناخته شده ام،مطرح هستم.
وقتی برادرمصاحبه کننده خواست شواهدی برای اثبات سخن خویش اظهارکندآقای بنی صدرگفت:
من اگربخواهم خودم رامعرفی کنم بایدبگویم من بزرگترین اندیشه جهان معاصرهستم!شماچه می گوئید؟!کتاب تضادوتوحیدمن بزرگترین اثرقرن است!
لازم به تذکراست که این گفتگودریک نوارضبط شده وبزودی متن کامل این نواردرهمین هفته ازطریق مجله اطلاعات هفتگی منتشرخواهدشد.
حالابازهم بگوئیم:چه شدکه آقای بنی صدردربرابرقانون اساسی ومجلس وشورای نگهبان وارگان هاونهادهاودولت
وراهپیمائی۱۵خردادهوس دیکتاتوری کردوهیچ قانون وضابطه ای رانپذیرفت.

[مصلحت نظام،یامصلحت شما؟!!]
روزنامه کیهان۱تیر۱۳۶۰
رئیس مجلس شمادرصحنه حاضریدواجازه نمی دهیدکسی ازمصلحت انقلاب تجاوزکند.
درپی اعلام رای مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت سیاسی رئیس جمهورواتمام جلسه دیروزمجلس،هاشمی رفسنجانی،حجت اسلام خلخالی وهادی غفاری نمایندگان مجلس برای جمعیت اجتماع کننده درمقابل مجلس سخنرانی کردند.
هاشمی رفسنجانی گفت:
ماباکمک وتشویق واعانت های شما موفق شدیم یکی ازمشکلات بزرگ راه تداوم انقلاب راازمیان برداریم اینکه شمادرصحنه حاضریدواینکه شمااجازه نمی دهیدهرکسی درهرمقامی بتواندازحقوق خودش وازمصلحت انقلاب تجاوزکند.
[توجه!این مصلحت نظام که بعدازآن برخلاف خلاف قانونن اساسی اواخرعمرخمینی تاسیس ودربازنگری قانون اساسی که بامرگ خمینی مصادف شدقانونی شد،همه اعضایش توسط ولی مطلقه فقیه منصوب می شوندتامصلحت مردم،کشورومنافع ملی راتشخیص دهند؛ازهمان سال نخست پیروزی انقلاب طرح کلیدی حکومت اسلامی بودکه اعتقادی به رای ندارد].

[شورای نگهبان یک طرفه قضاوت می کند!]
روزنامه جمهوری اسلامی۷تیر۱۳۶۰
هاشمی رفسنجانی؛
آقای بنی صدرصریحادرمحضرامام گفت:
من شورای نگهبان راقبول ندارم.یک طرفه قضاوت می کند.

[بی دین هافقط به شمارای می دهند!]
روزنامه جمهوری اسلامی۷تیر۱۳۶۰
هاشمی رفسنجانی:
اختلاف ما با آقای بنی صدر در سه مورد خلاصه می شد:
اول ولایت فقیه که آقای بنی صدر این را قبول نداردودربحث هایی که در مجلس خبرگان داشتیم ایشان با صراحت می گفت این اصل را قبول ندارم ودیکتاتوری است.براین اساس ما با ریاست جمهوری ایشان مخالفت کردیم..
مساله دوم:مصوبات مجلس را باید شورای نگهبان تاییدکندواین مورد را آقای بنی صدر وهمفکرانشان این اصل را قبول ندارندو همانطورکه شنیده ایدایشان درسخنرانی هایش گفته است که من بزرگترین اندیشه قرن هستم.
ومساله سوم:افرادناشناخته وکسانی که پای بندبه اسلام وانقلاب نیستنددورایشان را گرفتندودفترهماهنگی تشکیل دادندوروزنامه انقلاب اسلامی انتشاردادندواین مساله مورد اختلاف ما بود.ایشان مرتبامارابه قدرت طلبی وانحصارطلبی متهم می کردوسعی داشت تمام مسایل رادرپشت پرده نگهدارد،بااین که مرتبا شعارمی دادمن حقایق را بامردم درمیان می گذارم.
آقای بنی صدرصریحادرمحضرامام گفت:من شورای نگهبان را قبول ندارم یکطرفه قضاوت می کنند.امام فرمودند:تو(بنی صدر)خیال می کنی که این۱۱میلیون آرای توست؟مردم مسلماننداگربفهمندمرجعشان این آرارا نمی خواهد،تو۵۰۰هزار رای هم نداری.چون آنها که برخلاف مارای می دهند همین بی دینها هستند وآنهادرانتخابات ریاست جمهوری به شمارای ندادند.(نقل از نشریه شماره۱۴رویدادها و تحلیل،دفترسیاسی سپاه پاسداران).
[میدم توهمین خانه حبست کنند]
دریکی ازجلسات امام خیلی ناراحت شدند.امام خطاب به بنی صدر گفتند:اگر بخواهی اینطورباشی دستورمی دهم توی همین خانه حبست کنندوتایکسال نمی گذارم بروی بیرون.خیال نکنی می گذارم بروی اروپا مقاله بنویسی.همینجانگهت می دارم تاکشور آرام شود.
(نقل از نشریه شماره ۱۴رویدادهاوتحلیل، دفترسیاسی سپاه پاسداران)

[بدرک!]
روزنامه جمهوری اسلامی۱۳تیر۱۳۶۰
(نمازجمعه):
(درجلسه ای باحضورآقای رجایی ومهندس بازرگان وآقای بنی صدر)،امام به (بنی صدر) گفتند:تواین گروهک های منافق رامسلح کردی؟
(بنی صد)گفت:خوب من اسلحه دادم خودشان را حفاظت کنند،جانشان حفظ بشود!
امام فرمودند:
مگرتومسئول جان آنهاهستی،به درک که جانشان درخطرباشد،اسلحه مسلمان ها رامی دهی به کی؟به محارب؟
(نقل از نشریه شماره ۲۰رویدادهاوتحلیل، دفترسیاسی سپاه پاسداران).
[توجه!زخم کهنه ی خط فقاهت وخط روشنفکری،همان دعوای مشروطه مشروعه ی دوران انقلاب مشروطیت_که زخمی کهنه شده بود_باتاسیس جمهوری اسلامی دوباره سربازکردواینبارچرکین؛وبوی تعفنش تاالان خسران بسیاری ببارآورده است.یک کلام: روحانیت بااین نوع حکومت که آرای مردم منشاء اثرباشدمخالفندومعتقدنداحکام اسلامی که فقط آنهاازآن قرائت می کنند،لازم الاجراست!]

[طبق اسنادکتابهایش راخودش ننوشته!!]
روزنامه جمهوری اسلامی۷تیر۱۳۶۰
محمدعلی بشارتی(قائم مقام وزارت امورخارجه):
طبق اسناد و مدارک موجود،بنی صدر ماموریت داشته که بیایدورئیس جمهور بشود ومطابق تحقیقات از۲۷کتابی که متعلق به اوست م،هیچکدامش راخودش ننوشته است.(نقل ازنشریه رویدادهاوتحلیل دفتر سیاسی سپاه پاسداران ش۱۴).

[می خواهندماراواداربه دیکتاتوری کنند]
روزنامه صبح آزادگان۱۱تیر۱۳۶۰
بهزادنبوی:
ایشان(بنی صدر)میل داشتند این انقلاب مثل انقلاب مشروطه شود.در واقع خارج رفته ها بیایندوبه طرفداران این خط(بنی صدر)بگویند شماچیزی نمی دانیدومیدان راخالی کنید.
اگر جریان بنی صدر به این هدف نمی رسید می رفت تابه هدف دوم برسد.یعنی ایجادیک مصدق درمقابل امام و نیروهای انقلابی. کسانی که فکر می کنندکارتمام است(کاراین جریان)دچاراشتباهی شده اندکه مسلمانان در جنگ احد مرتکب شدند.خدمتگزاران شمارامی خواهند ازشمادور کنند.مارادرقفس های شیشه ای قرار دهند و می خواهندماراواداربه دیکتاتوری کنندتابگویندتحلیل آقای بنی صدر وبختیاردرست بوده است.
(نقل ازنشریه رویدادها وتحلیل دفتر سیاسی سپاه پاسداران ش۲۰).

[دروغ شاخدار!!]
هاشمی رفسنجانی،نمازجمعه:
۱۰مهر۱۳۶۰ازکتاب:»درمکتب جمعه»ج۴ص۲۰:
«)همین بنی صدررامی بینیدواقعابنی صدرآنقدردراین کارنامه ریاست جمهوری دروغ می گفت که ماهاکه اطلاع داشتیم ازهر مطلبش وبه اندازه کافی می شددروغ در بیاوریم که نشان بدهدکه اینهاهمه دروغ است. اماچه کسی می توانست حرف بزند؟آتش به اختیاردرهمان سال اول انقلاب،جمهوری رابرباددادو نهال تازه شکفته آزادی ورهایی ازاستبدادتا ثریا رفت کژ!
دکترسیدابوالحسن بنی صدرتوانست باآرای اکثریت مردم،پس ازسالهااستبدادسلطنت،اولین رئیس جمهوری اولین نظام جمهوری درایران شود.امااونیامده مجبورشددوباره راه زندگی تبعیدراهمچنان ادامه دهد.
جمهوری سرنوشت غم انگیزی درایران دارد،گویی سرنوشت ماهمان سلطنت است:قبل ازانقلاب۵۷سلطنت پهلوی وبعداز انقلاب سلطنت فقیه.
آنچه درچندین شماره خواهیدخواندحاصل گردآوری وتلاش شخصی اینجانب است که برای عموم اینک منتشرودرآینده باحاشیه هایی که درپاورقی آن خواهم نوشت بصورت یک کتاب مستقل دردسترس قرارخواهدگرفت.
درپایان یک نکته را تذکرمی دهم وآن اینکه مطالب داخل[کروشه]ازنویسنده است.
منتظرقسمت بعدباشید.
خرداد۱۳۹۶
محمد شوری (نویسنده وروزنامه نگار بیکار)

Published in: on 19 ژوئن 2017 at 9:47 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

Natacha Polony Virée et Grillée Définitivement des médias, en voilà l’explication

Published in: on 19 ژوئن 2017 at 8:10 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

آتش به اختیارِ خامنه ای ست یا روحانی؟! آیا نظام ترسیده است؟

Published in: on 17 ژوئن 2017 at 9:13 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

https://ir.voanews.com/a/iran-protest-/3903496.html

Published in: on 17 ژوئن 2017 at 8:46 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

حمله ماموران به تجمع کارگران اخراج شده یک معدن طلا در آذربایجان غربی

حمله ماموران به تجمع کارگران اخراج شده یک معدن طلا در آذربایجان غربی

 

فیلم هایی از قربانیان حمله به معترضان در فضای مجازی منتشر شده است.

شاهدان عینی می گویند تجمع کارگران اخراجی یک معدن طلا در آذربایجان غربی، با حمله نیروهای امنیتی و انتظامی روبرو شده است.

در فیلم هایی که برای صدای آمریکا ارسال شده است، مردان و زنانی حضور دارند که مورد ضرب و جرح قرار گرفته اند و سر و صورت شان خونی است.

روز پنجشنبه ۲۵ خرداد، این افراد به عنوان کارگران اخراجی معدن طلای آقدره به همراه خانواده شان تجمع کردند. این معدن در بخش تخت سلیمان شهرستان تكاب در استان آذربایجان غربی قرار دارد.

کارگران می گویند تجمع شان مسالمت آمیز و آرام بود اما مورد حمله ماموران قرار گرفتند. شاهدان عینی می گویند چند زن بر اثر كتك كاری نیروهای انتظامی بیهوش شدند و ١٠ نفر از تجمع كنندگان را نیز بازداشت كرده اند.

صدای آمریکا نمی تواند این جزئیات را تایید کند اما فیلم های منتشر شده نشان می دهد که چند زن بیهوش شده اند و روی زمین افتاده اند.

این تجمع کارگران از مدتی پیش آغاز شده و اغلب آنها کارگران اخراجی معدن از روستاهای آقدره و انگورد هستند. این کارگران می گویند تنها خواسته شان، بازگشت به کار است.

یکی از این کارگران به خبرنگار صدای آمریکا گفته، ساكنان منطقه در فقر شدید بسر می برند و اكنون مسوولین معدن طلای آقدره، كارگران بومی را اخراج و كارگرهایی را از دیگر مناطق برای كار به این معدن برده اند.

Published in: on 17 ژوئن 2017 at 8:42 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

دکتر حسین فاطمی، وزیر خارجه مصدق – روز ۲۰ مرداد ۳۲: «به موجب اراده ملت، مجلس هفدهم منحل خواهد شد

به نوشته روزنامه باختر امروز – به مدیریت دکتر حسین فاطمی، وزیر خارجه مصدق – روز ۲۰ مرداد ۳۲: «به موجب اراده ملت، مجلس هفدهم منحل خواهد شد. دکتر شایگان و دکتر صدیقی مأمور مطالعه قانون جدید انتخابات شدند.» این روزنامه در روز ۲۱ مرداد نوشت: «اقلیت [مجلس] برای هماهنگ ساختن آیت الله کاشانی با نقشه‌های خود، فعالیت می‌کند.» سرمقاله باختر امروز، روز بعد یعنی چهارشنبه ۲۲ مرداد این بود: «آیا روز شنبه یا یکشنبه انحلال مجلس شورای ملی اعلام می‌‎شود؟» و سپس در ۲۴ مرداد نوشت: «بعد از ظهر پنجشنبه (۲۰ مرداد)، نخست وزیر، تقاضای صدور فرمان انتخابات مجلس هجدهم را از شاه نمود.» باختر امروز ۲۵ مرداد نوشت: «عاملین کودتا (علیه مصدق) دستگیر شدند.» تیتر روز ۲۶ مرداد چنین بود: «خائنی که می‌خواست وطن را به خاک و خون بکشد فرار کرد.» در آخرین شماره باختر امروز که ۲۷ مرداد منتشر شد، آمده: «… با فرار محمدرضا پهلوی، درِ سفارت انگلیس در تهران بسته شد»؛ «… معلوم نیست آیا دکتر مصدق خود را رئیس جمهور اعلام خواهد کرد یا شخص دیگری را معرفی خواهد کرد»؛ «جلسه فراکسیون نهضت ملی با حضور نخست وزیر تشکیل یافت. استاد دهخدا نیز در منزل نخست وزیر بود.»

Published in: on 17 ژوئن 2017 at 8:29 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

بعد از ۶۴ سال، آمریکا اسناد محرمانه مربوط به سقوط دولت مصدق را منتشر کرد

بعد از ۶۴ سال، آمریکا اسناد محرمانه مربوط به سقوط دولت مصدق را منتشر کرد

۲۶ خرداد ۱۳۹۶

مصدق بعد از کودتا در دادگاه نظامی محاکمه شد

مصدق بعد از کودتا در دادگاه نظامی محاکمه شد

در اسناد منتشر شده جدید برای نخستین بار از سازمانهای اطلاعاتی دولت های بریتانیا و آمریکا و نقش آنها در این عملیات به صراحت یاد شده است.

در سال ۱۹۸۹ وزارت امورخارجه آمریکا تاریخچه ای رسمی از آن دوره را منتشر کرد، بدون این که حتی یک بار از ارتباط بریتانیا یا آمریکا با آن عملیات نامی در میان آورد.

در سال ۲۰۰۰ نیز نیویورک تایمز ۲۰۰ صفحه از اسناد داخلی سازمان سیا مربوط به تاریخچۀ این عملیات را منتشر کرده بود.

اسناد منتشر شده در چهار بخش هستند و شامل اوضاع ایران قبل از سرنگونی دولت مصدق، جزئیات طراحی و اجرای عملیات سرنگونی او و پیامد های بعد از کودتا را شامل می شود.

پیشتر سازمان سیا در سال ۲۰۱۳ ضمنی نقش خود در عملیات آژاکس را تایید کرده بود.

محمد مصدق نخست وزیر دوران ابتدایی سلطنت محمدرضا شاه پهلوی بود که چالش این دو حتی یک بار به استعفا و کناره گیری مصدق منجر شد.

داستان ملی شدن نفت

در اواخر دهه سی برخی سیاستمداران ایرانی خواستار افزایش امتیاز به بریتانیا برای استخراج و بهره برداری از منابع نفت جنوب ایران بودند. این موضوع با اعتراض برخی نمایندگان مجلس دوره شانزدهم که محمد مصدق چهره شاخص شان بود، شد.

بعد از کناره گیری حسینعلی منصور از نخست وزیری، شاه سرلشگر علی رزم‌آرا را به عنوان نخست وزیر معرفی کرد که به رغم مخالفت مصدق و برخی نمایندگان جبهه ملی، او از مجلس رای اعتماد گرفت.

رزم‌سرنوشت بدی داشت. او قصد داشت قرارداد الحاقی نفت (معروف به قرارداد گس-گلشائیان) را در مجلس به تصویب برساند، اما مخالفت جدّی و گستردهٔ جبههٔ ملی، موجب شد که او در ۵ دی ۱۳۲۹ لایحهٔ قرارداد الحاقی را از مجلس پس بگیرد.

قرارداد گس-گلشاییان یا «قرارداد الحاقی»، در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۲۸ بین دولت ایران و نمایندگان شرکت نفت انگلیس و ایران به عنوان ضمیمه قرارداد ۱۹۳۳ امضا شد. بر اساس این قرارداد شرکت نفت تعدیلاتی در مبالغ پرداختی به ایران را می‌پذیرفت. بعد از این بود که اعضای جبهه ملی و مصدق با این قرارداد مخالفت کردند. آنها در مجلس شورای ملی پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت در ایران را مطرح کردند. رزم‌آرا چنین استدلال می‌کرد که ما توان فنی در اختیار گرفتن کامل صنعت نفت را نداریم.

در روز ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ سپهبد حاج‌علی رزم‌آرا در مسجد شاه تهران کشته شد. خلیل طهماسبی عضوفداییان اسلام، گروه اسلامگرای وابسته به نواب صفوی، که آن زمان در اتحاد با کاشانی و جبههٔ ملی بود، همان روز مسئولیت آن را به عهده گرفت.

یک روز بعد از ترور نخست وزیر، اعضای کمیسیون مخصوص نفت در مجلس شورای ملی ایران در ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ پیشنهاد ملی شدن نفت را به مجلس ارایه کردند و بعد از همراهی روحانیونی چون کاشانی و جو ضد انگلیسی وقت کشور،‌ در نهایت گروه جبهه ملی در مجلس توانستند با ابستراکسیون و نطق های طولانی، در ۲۴ اسفند ۱۳۲۹ در مجلس شورای ملی این پیشنهاد را تصویب کنند و روز ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ سنا آن را تصویب کرد و به قانون تبدیل شد. متن این قانون به این شرح است: به‌نام سعادت ملت ایران و به‌منظور کمک به تأمین صلح جهانی، امضاکنندگان ذیل پیشنهاد می‌نماییم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثناء ملی اعلام شود یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره‌برداری در دست دولت قرارگیرد.

دولت مصدق

بعد از ترور رزم‌آرا، حسین علا مدتی به نخست وزیری رسید اما اردیبهشت ۱۳۳۰ از سمت خود کناره گیری کرد. سپس دکتر مصدق به پیشنهاد مجلس و تصویب محمد رضاشاه به نخست وزیری رسید.

دکتر مصدق در هفته سوم مرداد ۱۳۳۲ در روزهای دوازدهم و نوزدهم مرداد طی رفراندومی بیسابقه مجلس شورای ملی را منحل کرد. در غیاب مجلس، شاه بر طبق قانون اساسی وقت در روز ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ دکتر مصدق را از ریاست دولت برکنار و سپهبد فضل الله زاهدی از مقامات سابق دولت مصدق را به نخست وزیری تعیین کرد، ولی دکتر مصدق آورنده حکم برکناری را زندانی کرد و شاه از ایران خارج شد و از طریق عراق به ایتالیا رفت.

دکتر مصدق و وزیر امور خارجه دکتر حسین فاطمی به دیپلماتهای ایران در عراق و ایتالیا دستور دادند که با شاه ملاقات نکنند. در روز بعد برخی از مقام های نظامی بازداشت شدند و عده ای از مردم در خیابانها به تشویق حزب توده مجسمه های شاه را پایین کشیدند و شعارهای ضد سلطنت دادند.

در روز ۲۸ مرداد تظاهرات ضد دولت مصدق از بازار تهران شروع شد و عده ای از مخالفان وی به خانه اش حمله کردند و دولت مصدق سرنگون شد.

از همان روزهای بعد از سرنگونی دکتر مصدق این موضوع مطرح شد که دولتهای بریتانیا و ایالات متحده در سرنگونی وی نقش داشته اند، ولی جزئیات برنامه ها و روابط این دولتها با عوامل داخلی خواهان برکناری دکتر مصدق هنوز هم به طور دقیقه روشن نیست.

انتظار می رود انتشار منتشر شده روز ۱۵ ژوئن بخشهای مهمی از این واقعه را روشن کند.

Published in: on 17 ژوئن 2017 at 8:25 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه