کودتا و «جاهل‌ها و لات‌ها» (بخش دوم و بخش پایانی)، مسعود نقره‌کار

کودتا و «جاهل‌ها و لات‌ها» (بخش دوم و بخش پایانی)، مسعود نقره‌کار
این داوری که بخش بزرگی از گروه اجتماعی جاهل‌ها و لات‌ها فقط به خاطرِ پول پشتیبان محمدرضا شاه و دربار بودند، سنجیده و همه‌جانبه نیست. کیش شخصیت، تحریک احساسات وطن‌پرستانه، سوء استفاده از اعتقادات دینی و تحریک احساسات مذهبی، از انگیزه‌های جذب جاهل‌ها و لات‌ها و تبدیل آنان به نیروئی مهم در استبداد سلطنتی بوده‌اند

نقش جاهل ها و لات ها در روز ۲۸ مرداد
طرح سرنگونی دولت مصدق، نقشه مند و باتوجه به اولویت ها و در مراحل مختلف صورت گرفت ، که ازتبلیغ و تحریک علیه مصدق تا جلب همکاری شاه و نزدیکان وی، ونیز تطمیع و تحبیب نمایندگان مجلس را در برمی گرفت، مرحله ای نیز به برپائی تظاهرات عمومی با پشتیبانی بخش هائی از ارتش و نیروهای حکومتی و » بسيج اوباش به سردسته گي چاقوكشان براي انجام تظاهرات خياباني، حمله به ادارات دولتي، تخريب روزنامه هاي ملي و حزب توده و نيز ايجاد ترس و وحشت بين ساكنان تهران » در نظر گرفته شده بود، مرحله ای که » فاز»ِ بهره گیری از»جاهل ها و لات ها» بود. دراین مرحله جاهل ها و لات های متدین(فدائیان اسلامی) که می توانستند» لات و لوت های بلند و کوتاه زورخونه ای و هیئتی رو با یه اشاره جمع کنن» تماشاگری پیشه کردند، و صحنه، صحنه ی حضور جاهل ها و لات های درباری و احزاب و سازمان های سیاسی شد.(۱)
درباره کمیت( تعداد) و نقش وکیفیت کار»جاهل ها و لات ها » در روز ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ گزارش ها و اطلاعات متعدد و گاه متناقض وجود دارد.
آمار دقیقی دررابطه با تعداد این افراد در دست نیست، برخی رقم ۲۵۰۰ نفر را درست می دانند و با نسبت دادن «فواحش و زنان بدکاره» به زنان این مجموعه، ادعا کرده اند آنان » با دریافت ۵۰ تومان راضی به همکاری شدند»، اما برخی دیگر تعداد این افراد را، زن و مرد، حدود ۲۰۰۰ نفر تخمین زده اند.» (۲)
در باره ی نقش و میزان تاثیرگذاریِ جاهل ها و لات ها در روز ۲۸ مرداد و پیروزی کودتا، دیدگاه ها و نظرات متعدد و مختلف مطرح شده است، که به طرح برخی از آنها قناعت می کنم :
» …صبح روز ۲۸ مرداد کودتا با تظاهرات بی اهمیت اوباشان حرفه ای، میدانی ها، و دیگر اقشار لمپنی شروع شد…» سرتیپ دفتری» نیروهای پلیس را ظاهرا» برای سرکوب کردن تظاهرات می فرستاد. ولی طبق برنامه قبلی ماموران به اوباش می پیوستند. کامیون های پلیس و بارکش مملو از اوباش و میدانی ها و پلیس از جنوب شهر حرکت می کرد و شعار» زنده باد شاه» و » شاه – شاه- شاه» را می دادند.(۳)
» مشتی اراذل و اوباش چگونه می توانستند یک دولت ملی را سرنگون سازند…واقعیت این است که شعبان جعفری تا شامگاه ۲۸ مرداد در زندان بود و در واقع پس از سقوط مصدق از زندان آزاد گردید» (۴)
» …به دلیل یکه تازی شعبان جعفری در بعد از ظهرآن روز و در روزهای دیگر بوده است که امر را بر نویسندگان جریان های ۲۸ مرداد مشتبه کرده و چون لقب بی مخ هم داشته، ترجیح داده اند او را قهرمان همه ی حوادث آن روز معرفی کنند..» (۵)
» …غلامحسین مصدق فرزند محمد مصدق که خود شاهد » رجاله بازی» ها بود، می گوید» باور کردنی نبودکه دویست سیصد نفر رجاله شهر را قبضه کنند و هیچکس در برابر آنها ظاهر نشود…»(۶)
» جایگاه نمادین شعبان جعفری و دیگر لات و لوت های تهران…در این است که آن ها نیرویی بودند در پیشاپیش آن دسته از مردمی که در بامداد ۲۸ مرداد، به نام شاه دوستی به خیابان ها ریختند. آن ها سیمای آن » مردم» گمنام بودند. راستی این است که خود، همان مردم بودند. هم از این رو است که نه فلان بازاری گمنام و ماست فروش نا شناخته و بّزاز ناصر خسرو، که ده ها تن از این نام داران چاقوکشی که هر یک پرونده هایی به کلفتی چند بند انگشت در شهربانی داشتند و نماد پلیدی و بزه کاری خیابان های تهران بودند، از دربار و ستاد ارتش نشان گرفتند و به آلاف و اُلوفی هم رسیدند…..»(۷)
» …شعبان جعفری( شعبون بی مخ) به طرفداری از شاه در آشوب های مختلف شرکت داشت. امیر زرین کیا معروف به امیر موبور به هواداری از دکتر مظفر بقایی مشغول بود. منصور افشار، دانشجوی دانشکده حقوق، داود درگاهی ، حبیب بشیری معروف به » حبیب سیاه» و مهدی بیرجندی که بعد ازسقوط شاه به هامبورگ رفت و در آنجا به علت ارتکاب جرم و جنایت زندانی شد، ازجمله کسانی بودند که در این میدان مانور می دادند. این قبیل افراد، طرفدار شاه و ضد مصدق بودند که گاهگاهی با کراوات و لباس تمیز، به اتفاق سایر اوباشان، در کاخ شاهپور علیرضا، جمع گشته، تا فرامین دربار را دریافت و به اجرا در آورند….پس از استقرار کودتاچیان، عده ای به خاطر خیانتی که به مردم و ایران کرده بودند به نان و نوائی رسیدند. به طور مثال خبری پخش شد که » ملکه ی مادر( مادرشاه) با شمس قنات آبادی معروف به » شمس خالدار» ازدواج کرده است. او یکی از آخوندهای فرصت طلب بود که با آیت الله کاشانی و زاهدی علیه مصدق توطئه می کردند…» (۸)
.»… مقارن ساعت ده صبح، دارودسته ی ديگری از چاقوكشان كه تعداد آنها حدود چهار صد تن بود به سركردگی طيب حاج رضايی، و حسين رمضون يخي، سبزه ميدان و ميدان ارك را اشغال كردند. اين عده كه به چوب و چماق و چاقو و طپانچه مسلح بودند، ضمن سر دادن شعار زنده باد شاه به گروههای سی چهل نفري تقسيم شدند و هر گروه به يكي از وزارتخانه ها، بانك ها و ادارات دولتي حول و حوش بازار و ميدان ارك هجوم بردند.»….لاو خبرنگار نيويورك تايمز ميگويد كه جورج كارون مردی با ۹۰ كيلوگرم وزن و ۹۰/۱ قد كه تازه از كره به تهران آمده بود، خود را مبتكر و سازندهي اين تاكتيك كه توسط گروه هاي خياباني اجرا مي شد، ميدانست. لاو اضافه ميكند: ريچارد كاتم به من گفت كه گروه هاي خياباني با كمك يك شخص متنفذ كه دوست ماست سازمان داده شد…»
«…..تصور این که رهبری به محبوبیت مصدق در ۳۰ تیر، به کمک چندتا خانم مثل خانم غفاری برمی‌افتد یا به کمک چند خانم و چند الواط و اشرار و آقای کرملیت روزولت برمی‌افتد، به نظر من، حرف قابل قبولی نیست. سئوال اصلی این است که در قیاس با ۳۰ تیر، یک سال و نیم، دو سال بعد از ۳۰ تیر که هزاران هزار نفر به نفع دکتر مصدق به خیابان‌ها آمدند، ما شاهد چنین حرکتی در ۲۸ مرداد نیستیم. گیرم همه‌ی این‌ها را مستقیم با پول آقای کرملیت روزولت به خیابان‌ها آورده‌‌اند (که حتماً بعضی‌های‌شان با پول آقای کرملیت روزولت به خیابان‌ها آمده‌اند)، ولی چطور شد که طرفداران دکتر مصدق به خیابان‌ها نیامدند؟ چطور شد در آن روز خود دکتر مصدق نرفت در رادیو اعلام بکند که چنین حرکتی علیه من در جریان است…؟»(۹)
«…. من می‌خواهم سئوال کنم از این‌هایی که به ۲۵ و به ۲۸ مرداد حمله می‌کنند. در روز ۲۸ مرداد این ملت کجا بود؟ آخر اگر دولتی با یک مشت چاقو‌کش و اوباش، زن‌های بدکاره سقوط می‌کند، ارحج است؟ این را که نمی‌شود گفت. جای ملت در آن روز در خیابان‌های ایران خالی بود. هر کسی هم بگوید نه، یا سوءنیت دارد یا می‌خواهد منکر حقایق شود. واقعیت قضایا این است که در آن روز ملت ایران دیگر جانش به لب‌اش رسیده بود. دیگر از آن نابسامانی‌ها و شلوغی‌ها و زدوخوردهایی که مرتب پیش می آمد و به‌خصوص از آن بحران مالی که پیدا شده بود، واقعاً زجر می‌کشید و دیگر نمی‌خواست ادامه دهد.» (۱۰)
در کنار داوری ها فوق، فرایند و میزان نقش آفريني سياسي افراد ودسته هاتی از گروه اجتماعی جاهل ها و لات ها، و یا حامیان این افراد و دسته ها را در گزارش هائی از حرکات و فعالیت های این مجموعه می توان دید. برخی ازشواهد و اسناد گواه اند که نقش طیب حاج رضائی و برادرش طاهر در بسیج جاهل ها و لات ها و اطرافیان اش بیش از نقش شعبان جعفری و یا دیگر جاهل ها و لات های مطرح و معروف بود. » تخریب وغارت و به آتش کشیدن خانه مصدق نیز ظاهرا به فرمان طیب حاج رضائی عملی شد و به حساب وی گذاشته شده است.»، » خانه آزاده ای را» ،که صدیقی گفته است » اوباش به آتش کشیدند»، طیب و دارو دسته اش آتش زدند. (۱۱و۱۲)
شعبان جعفری، مطرح ترین نام در میان جاهل ها و لات های آن دوره، نقل کرده است که وی روز ۲۸ مرداد تا حدود ساعت ۲و۳ بعد از ظهر در زندان قصر بود، اما از درون زندان با جاهل ها و لات هائی که قصد حمایت از کودتا را داشتند، رابطه داشت: «… اومدن به من گفتن: یه خانومی اومده تورو میخواد…دیدم پروین آژدان قزیه…گفت بروبچه ها دارن شروع میکنن، یه پیغوم میغومی برای برو بچه ها بده تا من برم باهاشون صحبت كنم و اينا»، گفتيم :والا ميخواي بري برو، بچه ها خودشون ميدونن چيكار كنن. خلاصه يه چيزي جور كرديم و گفتيم بره، رفت و مام رفتیم تو نشستیم و گفتیم بچه ها مثل این که شهر داره شلوغ میشه «.
هماسرشار به عنوان مصاحبه کننده از شعبان جعفری می پرسد: یعنی شما توی زندان بودید که بروبچه های شما از جنوب شهر راه افتادند آمدند توی خیابان های شمال شهر؟
و جعفری پاسخ می دهد: خُب بله، دارو دسته ها راه افتاده بودن.
سرشار: دارو دسته ها به دستور شما راه افتاده بودند؟ یعنی آن نامه یا پیغامی که به خانم پروین آژدان قزی دادید، اثرکرد؟
جعفری: نامه نه، پیغوم دادم.
سرشار: پیغام دادید گفتید بچه ها بیایند بیرون؟درست؟
جعفری : بله …همين موقع يادمه ديدم تيمسار خلعتبري معاون شهرباني بود اونموقع، تيمسار خلعتبري و بيوك صابر و يه افسري اسمش يادم رفته خدايا؟ خلاصه اين سه چارتا يهو اومدن در زندان و گفتن زاهدي، جعفري رو ميخواد. منو ورداشتن بردن بالاي شهرباني … مام رفتيم اونجا تا رسيديم زاهدي بغل واكرد، مام رفتيم بغل تيمسار و .. گفتم: » قربان رفقام زندان هستن»…. رئيس زندان را صدا كرد و گفت «اينا رو بده دست اين برن» گفت :» قربان اينا چند تا شون جرم شون سياسي نيست. اينا چاقو كشي كردن»… خلاصه رفتم سراغ حسين رمضون يخي و احمد عشقي و حاجي محرر و امير موبور و اونايي كه بهشون قول داده بودم … حسين رمضون يخي همون كسيه كه طيب رو با چاقو زده بود و هيجده ماه زندون براش بريده بودند.».»آخه باور كن خانوم، اونموقع من هر كاري ميخواستم تو تهران ميتونستم بكنم. ميتونستم ده ميليارد ببرم. ولي به جون شما به مولا علي، اگر شما فكر كنين يه قرون دنبال اين حرفا بودم …. هيچي خلاصه راه افتاديم و چون مملكت هنوز آروم نشده بود، اومديم رفتيم يه خرده اينور و اونور و مردمو ساكت كرديم، ولي اونروز كس زيادي كشته نشد …»(۱۳)
درکنارطیب حاج رضائی و شعبان جعفری نام های دیگری از جاهل ها و لات ها و دیگرانی که در این کودتا نقش آفرینی کردند، ثبت است :حسین و تقی اسمعیلی پور( رمضون یخی) ، حسین خداداد، باقر فروتن ( باقر کچل)، برادران حاج عباسی( هفت کچلون)، ناصر حسن خانی( ناصر جیگرکی)، حسن سعله ای، محمود مسگر، قاسم سرپلی، خلیل ترکه ، اسمال شله، محمد دخو، علی بلنده، سکینه قاسمی ( پری بلنده)، رقیه آزادپور(پروین آژدان قزی)، ملکه اعتضادی(۱۴) ، و نام نا آشنایانی همچون علی شش انگشت ،عشقی چاقوئی، کبرا گُنده، صغرا غوله و ده ها جاهل و لاتِ مرد و زن بودند که به حمایت از رژیم شاه و کودتا برخاستند. نقش دربار، سازمان های امریکائی و انگلیسی و افرادشان (به ویژه نرن Nerren و سیلی (Silley (۱۵)، و در کنار جاهل ها و لات های سرشناس، نام هائی مثل رشیدیان ( برادران بوسکو- اسدالله، سیف الله و قدرت الله)، سیّد مهدی میراشرافی، مسعودی (محمد علی)، علی جلالی، فرخ کیوانی، بیوک صابر، شمس قنات آبادی، فصل الله زاهدی، عبدالحسین حجازی، سروان غفاری، سرلشکر ارفع، و… دیده می شوند: «…. دسته ها عموما» از افسران بازنشسته، نوچه های طیب و شعبان، پلیس های مخفی شهربانی…بودند که مرکز ارتباط آنها نیز کانون افسران بازنشسته تحت رهبری زاهدی و همچنین ستاد مخصوص شاهپور علیرضا بود» (۱۵). برخی از شیخ ها وروحانیون نیزدر بسیج جاهل ها و لات ها نقش داشتند، که آیت الله کاشانی، آیت الله محمد بهبهانی، بهاء الدین نوری و… نمونه اند.
اسدالله خدایکی (اسدالله کچل- صاحب کافه پارس) که عصر روز ۲۷ مرداد با تعدادی از جاهل ها و لات ها با » سروان غفاری افسر پلیس راه آهن دیداری داشتند و از وی پول دریافت کردند» ، نقل کرده است: «صبح روز ۲۸ مرداد سوار ماشین شن کش شده به طرف خیابان امیریه حرکت کردیم، نزدیک چهارراه گمرک عکس های شاه را که داخل گونی گذاشته بودند، بیرون آورده و به دست گرفتیم و شروع به دادن شعارهائی به نفع شاه و علیه مصدق کردیم. سپس با دسته ای که از میدان مولوی به سرکردگی طاهر و طیب دو برادر میدان دار راه افتاده بود به هم پیوسته و به طرف خیابان های کاخ ، نادری، شاه آباد، اسلامبول و مجلس حرکت کردیم…..»
میرزا عبدالله جندقی( میرزای شهریاری)، از میدانداران نقل کرده است که صبح روز ۲۸ مرداد ۴ دسته از جنوب شهر به طرف شمال شهر راه افتادند
دسته اول: به سرکردگی طیب و طاهر حاج رضائی ازمیدان امین السلطان و سرِ قبرآقا، همراهان عبارت بودند: علی رضائی ( قدم)، ناصرحسن خانی (ناصر جیگرکی)، اصغراستادعلی نقی(اصفر سکسی)، اصغر بنائی( اصغر شاطر)، رضا( صاحب قهوه خانه و قمارخانه و نانوائی درشهرنو)، حاج علی نوری (مرد آهنین)، حبیب مختارمنش، احمد زوقی، حاجی مظلوم نهاوندی(حاجی سردار) و حدود سیصد نفر سیاهی لشکر از خرده پاها و عمله ها
دسته دوم: به سرکردگی حسین اسماعیل پور( حسین رمضون یخی) از باغ فردوس، همراهان: تقی رمضون یخی، برادران طاهری( ماشاء الله، هوشنگ، اکبر و امیر ابرام خان) و چند صد نفر بیکارو اوباش مجهز به چوب دستی های یک متری.
دسته سوم: به سرکردگی محمود مسگر( باجناق حسین رمضون یخی)از محله شهرنو، با همراهی روسپیان و خانم رئیس ها.
دسته چهارم: به سرکردگی صابر از جوادیه
علاوه با این چهار دسته، دسته ای نیز از رباط کریم به این مجموعه پیوست . از حاجی خداداد، اکبر جاسپ، حسین سلماسی، حاج عبدالحسین هم نام برده شده است.
این دسته ها ضمن پیوستن به هم در مسیر خود جاهل ها و لات های بیشتری را به جمع خود افزودند. » درسرچشمه و میدان بارفروشان سرچشمه، عباس و اکبر لاله، میرزا علی شفیعی و اکبر زاغی، در چهارراه مخبرالدوله مصطفی کلیائی( مصطفی زاغی) از بزن بهادرهای چهارراه سید علی با جمعی از اوباش ارامنه به دسته های قبلی پیوستند. اینان در مسیر خود دفاتر روزنامه ها و احزاب و جریان ها و افراد مخالف دربار را تخریب می کردند و یا به آتش می کشیدند. «نیرو های انتظامی نیز فقط تماشاچی بودند» – در خیابان استانبول ، حسین رمضون یخی به قهوه خانه پاساژ یول پی، متعلق به مصطفی پایان، حمله کرد و با تیراندازی به طرف عکس دیواری، صاحب کافه را وادارکردتاعکس را پائین بکشد…»(۱۶)
گزارش های دیگری نیز پیرامون رخداد های روز ۲۸ مرداد وجود دارد: » از صبح روز ۲۶ مرداد، برادران رشيديان با همكاري «نرن و سيلي»از عوامل سازمان سيا، دسته جات متعددي را اجير كردند و باسر دادن شعارهاي حزب توده و حمل پلاكاردهايي كه در آنها شاه تقبيح و سرزنش شده بود، به راهپيمايي پرداختند . اين جمعيت توده اي «قلابي » …ماموريت داشتند با ايجاد بيم و هراس از خطر به قدرت رسيدن حزب توده، موضع سرلشگر زاهدي را تقويت كنند…. پيش از ساعت ۸ صبح ۲۸ مرداد ، دسته هاي كوچكي از جوانان و نوجوانان به راهنمايي و در پناه اوباشان مزدور و سازمان يافته، رانندگاني را كه از شميران عازم تهران بودند، متوقف مي كردند و از آنها مي خواستند كه چراغ هاي اتومبيل خود را روشن كنند و عكس محمد رضا شاه را كه از پيش چاپ و آماده شده بود روي جلوي شيشه بچسبانند … آنان به رانندگان توصيه ميكردند كه بگويند «زنده باد شاه» هرگاه راننده اي از سر دادن شعارخودداري مي كرد، او را مضروب مي كردند به بدنه اتومبيل اش با چوب ضربه مي زدند ويا شيشه اش را مي شكستند.» ..» اين تاكتيك جالب و حساب شده موجب شد كه ستون طولاني اتومبيل سواري با چراغ هاي روشن و تصاوير الصاقي شاه در خيابان هاي پهلوي و جاده قديم شميران حركت كنند و موجبات حيرت و نگراني مردمي را كه ناظر آن صحنه باور نكردني بودند، فراهم سازند…»
در این میانه جاهل ها و لات های فدائیان اسلامی با ضرباتی که خورده بودند، و نیزاختلاف های درونی شان، حضور خیابانی نداشتند، اما هر آنجا که بودند سیاستی که عبدخدائی اعلام کرده است، پیش می بردند. حاج مهدی عراقی در خاطرات اش به خبرهائی که حضور فدائیان اسلام را به » جریان اسید پاشی به صورت خانم های بی حجاب » ارتباط می داد، می گوید » دروغ است و همچنین چیزی وجود نداشته ، شایعه می کردند…مثل همین ۱۵ خرداد سال ۴۲ بود که می گفتند می خواهند به دخترهای گوجه فرنگی بزنند، چادر سرشان کنند. البته یک گروهی بود به نام گروه شیعیان که مال آن خمسی بود، آنها یک همچنین فکری کرده بودند، آن هم نه اسید، گوجه فرنگی و این چیزها مثلا بزنند تو سر زنان بی حجاب. خمسی یک آدمی است که جزو اخباریون هم هست…»(۱۷)
وی در باره عدم حضور فدائیان اسلام و جاهل ها و لات های شان در ۲۸ مرداد می گوید: » ….بعد ازبیرون آمدن نواب، یک اختلافی در داخل خود فدائیان اسلام که سر منشاش هم مرحوم واحدی بود به وجود آمد و عده ای از برادران استعفا دادند. بعد مسئله ۲۸ مرداد پیش می آید که در آن موقع نواب رفته بودند مؤتمر اسلامی …، یعنی در موقع کودتا نواب در ایران نبود، بعداز مؤتمر اسلامی می رود قاهره و یک مدتی آنجا بوده در حدود یک هفته، ملاقات با نجیب داشته، با ناصر داشته ، در اخوان المسلمین سخنرانی می کند، در دانشگاه الازهر هم سخنرانی می کند، روی شانه یاسرعرفات سخنرانی کرده….گفتیم چرا نماندید آقا آنجا؟ گفتش خیلی محترمانه ما را بیرون کردند. دیدند که دو تا سخنرانی از این ور، دو تا سخنرانی از ان ور، موج جمعیت و تظاهرات و این چیزها دارد راه می افتد، خلاصه عذرما را خواستند و گفتند بفرمائید…نواب البته عربیش بد نبود، می توانست یک چیزهائی را گِلِ هم بکند….» (۱۸)
اسنادی ارائه شده اند که نشان می دهند نواب صفوی ضمن پشتیبانی از سقوط دولت مصدق به فضل الله زاهدی هشدارداده است در راه اسلام گام بردارد و آموزش های اسلامی اجرا کند. دررابطه با نقش نواب در روز ۲۸ مرداد حاج مهدی عراقی، مدعی ست نواب در ۲۸ مرداد در ایران نبوده است، در حالیکه برخی اسناد خلافِ گفته ی وی را نشان می دهند. (.۱۹)
در روز ۲۸ مرداد نوعی دیگر از»جاهل ها و لات ها» نیز فعال بودند: «…هنگامی گه هوا تاریک شده بود، اوباش با فریادهای شادی، مرگ مصدق را اعلام می داشتند. عده دیگری نیز ازغارت خانه او باز گشتند و هر یک چیزهایی را که به یغما برده بودند حمل می کردند. در میان این اشیاء همه چیز دیده می شد: میز، صندلی، پرده، اشیاء زینتی، دستشویی و لوازم حمام، پاره های قالی و غیره. بعدها فهمیدیم دو نفر از اعضای جمعیت ما که اتفاقا خیلی انقلابی و پرولتربودند نیز در این غارت دخیل بودند. وقتی پرسیدم چرا این کار را کردید؟ گفتند: برای اینکه مصدق بورژوا بود…»(۲۰).

بخش پایانی مقاله در زیر آماده است.

منابع و توضیح ها
۱- پیرامون چگونگی رابطه ی فدائیان اسلام با محمد مصدق وکودتای ۲۸ مرداد دیدگاه های متفاوتی مطرح شده است. بنگرید به » سوداگری با تاریخ » از محمد امینی ، صص ۱۵۳- ۱۳۳ / و آسیب شناسی یک شکست، از علی میرفطروس
۲- محمود ستایش، دکتر محمد مصدق به مناسبت پنجاهمین سالگرد زمامداری اش. نشر البرز، سال ۱۳۸۰ / و لومپن ها در سیاست عصر پهلوی ، ص ۱۷۶ / و به نقل از ریچارد کاتم و آنتونی آیدن:
» ریچارد کاتم (Richard COTTAM) » از ماموران سیا در ایران در نیمه نخست دهه ۱۹۵۰، و گرداننده تیم عملیات پنهانی سیا در ایران بود. وی را از مسؤلان جنگ روانی و جعل مدارک سیاسی در دوران جنبش ملی شدن صنعت نفت معرفی کرده اند». ریچارد کاتم مقالاتی درتخریب شخصیت حسین فاطمی وزیر امور خارجه دولت مصدق نوشت که به زبان فارسی در نشریات صبا و جوشن منتشرمی شد. ریچارد کاتم نویسنده کتاب ناسیونالیسم در ایران است.»
«رابرت آنتونی ایدن (Robert Anthony Eden)‏ سیاستمدار محافظه کار بریتانیایی و نخست وزیر در زمان ملی شدن صنعت نفت ایران در زمان نخست وزیری دکتر محمد مصدق وزیر خارجه بریتانیا در کابینه وینستون چرچیل بود.»
۳- بیژن جزنی، تاریخ سی ساله سیاسی، بخش اول ، انتشارات مازیار، ص ۴۳
۴- علی میرفطروس، آسیب شناسی یک شکست، چاپ دوم، صص ۲۶۲-۲۶۳
۵- مقدمه خسرو معتضد بر چاپ شعبان جعفری، هما سرشار، نشر البرز، تهران ۱۳۸۱ ص ۵۴
۶- انورخامه ای، از انشعاب تا کودتا، جلد سوم، چاپ اول، بی جا،انتشارات هفته، ۱۳۶۳، ص ۴۳۷/ لومپن ها در سیاست عصر پهلوی
۷– محمد امینی، سوداگری با تاریخ، شرکت کتاب( لُس آنجلس)، تابستان ۲۰۱۲/ ۱۳۹۱
۸- حسن ماسالی نگرشی به گذشته و آینده- پنجاه سال مبارزه در راه آزادی، خاطرات حسن ماسالی،جلد اول، تابستان ۱۳۹۲،
صص ۹۷-۹۶
۹- عباس میلانی:
http://www.dw.com/fa-ir/قیام-الواط-و-اشرار-یا-رستاخیز-مردمی/a-17024435
۱۰- منوچهر رزم آرا، وزیر دولت شاپور بختیار، منبع شماره ۱۱:
۱۱- جعفر مهدی نیا، قتل های سیاسی و تاریخی سی قرن ایران ، جلد دوم صص ۵۲۲-۵۲۱،
۱۲- نصرالله شیفته، زندگی نامه و مبارزات سیاسی دکتر محمد مصدق، چاپ اول، تهران، نشرکومش، سال ۱۳۷۰
۱۳- شعبان جعفری، هما سرشار، نشر ناب، ص ۱۶۱-۱۶۰
۱۴- جاهل ها و لات های برخی از جریان های سیاسی نیز دردرگیری های روز ۲۸ مرداد فعالانه از افراد ومواضع مورد قبول خود دفاع می کردند. ملکه اعتضادی یکی از فعالان حزب ذوالفقار بود، حزبی که «عده ای از کسبه و طوافان میدان بارفروشان و حدود خیابان مولوی، طرفداران شعبان جعفری و طیب حاج رضائی حزب ذوالفقاررا درمیدان شاه تاسیس کردند.»
۱۵- مارک .ج . گازیوروسکی ، کودتای ۲۸ مرداد، ترجمه غلامرضا نجاتی، ۱۳۶۸
۱۵ و ۱۶ – لومپن ها درسیاست عصر پهلوی، مجتبی زاده محمدی ….ص ۱۴۰ و ص ۱۶۲/ و نیز بنگرید به محمود تربتی سنجابی، کتاب کودتا سازان، مؤسسه فرهنگ کاوش، سال ۱۳۷۶
۱۷ و ۱۸- ناگفته ها، خاطرات حاج مهدی عراقی
۱۹- سوداگری با تاریخ، محمد امینی، ص ۱۴۸ و صص ۱۵۱-۱۵۰
۲۰- انور خامه ای، از انشعاب تا کودتا، جلد سوم، ص ۴۴۱
*- برخی از شهرهای بزرگ نیز درروز ۲۸ مرداد شاهد درگیری هائی شبیه آنچه در تهران رخ داد، بودند.» ناصر نجمی که آن زمان رئیس رادیو تبریز بود، در خاطراتش می گوید: «…پس از هجوم اوباش به این مرکز، فرار کردم. در حین عبور از خیابان های شهر کامیون های نظامی وغیر نظامی مملو از اوباش را می دیدم که از کنار من با سرعت رد شده و عربده می کشیدند. علاوه بر این درسطح شهر نیز اوباش پراکنده بودند و شعارهای جاوید شاه سر می دادند» ( بنگرید به ناصر نجمی، با مصدق و دکتر فاطمی، ص ۱۲۴، و خوادث تاریخی ایران ف صص ۳۲۵-۳۲۷ / و لومپن ها در سیاست عصر پهلوی ، ص ۱۹۰)

منابع دیگر
۱-«دسته هائی که روزچهارشنبه درتظاهرات شرکت داشتند»، روزنامه کیهان، ش ۳۰۷۰، سال دوازدهم، ۳۱ مرداد۱۳۳۲، ص۳
۲-آنتونی ایدن،خاطرات، ترجمه کاوه دهگان، تهران، شرکت سهامی نشر اندیشه، سال۱۳۴۳
۳-لئونارد ماسلی، نفت، سیاست و کودتا در خاورمیانه، ترجمه محمد رفیعی مهر آبادی ، تهران، سال ۱۳۶۶

***

کودتا و»جاهل ها و لات ها»
بخش پایانی

جاهل ها ولات ها در روزهای بعد از کودتا
بعد از پیروزی کودتا جاهل ها و لات های طرفدار شاه ضمن دریافت » پاداش» هائی(۱) به اشکال مختلف به خدمت و خوش خدمتی، وتسویه حساب های شخصی با دولتمردانِ دولت مصدق و طرفداران وی ادامه دادند.
ضرب و شتم دکتر حسین فاطمی ( ۶ اسفند ۱۳۳۲) توسط شعبان جعفری نمونه ای از اینگونه رفتارها بود. شعبان جعفری که کریمپور شیرازی سردبیر هفته نامه شورش را نیزکتک زده بود و » حسابی حسابشو رسیده بود»(۲)، گفته است چون فاطمی «با او بد شده بود » وهمه ی مخالفت ها با شاه را زیر سر فاطمی می دیده» دکترفاطمی را » کتک زده اما ازچاقو استفاده نکرده است». «… خبردستگیری فاطمی را دستگاه به من نداد. هیچوقت آنها به من نگفتن که برو کسی را بزن یا برو شلوغ کن، من خودم می رفتم… چاقو نزدم، من هيچوقت چاقو نزدم. بيخود ميگن چاقو زده …ولي زدمش. ميگم خواهرشو نزدم … نه ده تا مامور دورش بودن خانوم…. همونا كه گرفتنش زده بودنش حالا منم دم شهرباني بودم دو تام من زدم … اونوقت که عبد خدايی جزو فدائيان اسلام بود، منم جزو فدائيان اسلام بودم ، عبد خدايی فاطمی رو با تير زد ولی نمرد. اون عبد خدائی که الان وکيل مجلس ايناست….. «(۳)
در روایت های دیگرگفته شده است: » خواهر دکتر فاطمی با ضربات چاقو مصدوم شد، و دکتر فاطمی نیز حمله با چاقو را تائید کرد.»،» همان ابتدای دستگیری تصمیم گرفته می‌شود در حین دادرسی توسط یک حرکت به ظاهر خودجوش مردمی به دست شعبان جعفری و مریدانش به قتل برسد که وی و خواهرش مجروح می‌شوند…» ، «.. شعبان بی مخ و یارانش با چاقوبه دکتر فاطمی حمله‌ور شده و ضرباتی چند وارد کردند….سلطنت فاطمی خواهر دکتر فاطمی حود را به محل دفتر فرمانداری نظامی تهران که آن موقع در داخل کاخ شهربانی (ساختمان ۷ فعلی وزارت‌خارجه) بود رسانده که مصادف با حمله چاقوکشان به دکتر فاطمی شده و خود را سپر بلا کرده‌بود. حمله کنندگان شش ضربه به دکتر فاطمی و ۱۰ یا ۱۱ ضربه به خانم سلطنت فاطمی وارد کردند…رئیس کل شهربانی سپهبد مهدی‌قلی علوی مقدم، فرماندار نظامی تهران سرتیپ تیمور بختیار و فرمانده گارد شاهنشاهی سرتیپ نعمت‌الله نصیری بودند.»(۴)
بعد از ۲۸ مرداد حرکت ها اعتراضی در رابطه با کودتا و پیامد های اش ادامه یافتند اما سرکوب شدند، ودراین سرکوب ها » جاهل ها و لات ها»ی حامی دربارنقش داشتند. حمله به راهپیمائی دانشجویان در ۱۶ و ۲۱مهرماه ۱۳۳۲، ضرب و شتم اعتراض کنندگان به سخنان » واعظ درباری» در مسجد شاه، که علیه مصدق سخن می گفت، نمونه هائی از تداوم فعالیت جاهل ها و لات ها بود.(۵)
درانتخابات دوره هجدهم مجلس شورای ملی ( اسفند ماه سال ۱۳۳۲) «جاهل ها و لات ها»ی طرفدار رژیم به عنوان ابزار دست حکومت، فعالانه حضور داشتند. شعبان جعفری با انتشار اعلامیه های مختلف با عنوان » جمعیت جوانمردان جانباز»، تبلیغ می کرد. در اعلامیه شماره ۴ این جمعیت كه که امضای شعبان جعفری برپای خود دارد، آمده بود :
«.. بكوشید تا خون هایی كه در رستاخیز ۲۸ مرداد ریخته شده به هدر نرود. مجلس جای كسی است كه در مرحله اول به زهد و دیانت معروف و وارد به سیاست و در شاه دوستی، میهن پرستی ، شهامت، رشادت و اخلاق امتحانات لازم را در طول عمر داده و هرگز برای او انحرافی رخ نداده باشد و تنها به خاطر خدمت شاه و میهن پا به مجلس گذاشته و از جاه و مقام دوری جوید …..»(۶) در جریان انتخابات ، شعبان جعفری وافراد این گروه تلاش کردند: » عده ای را هم با تهدید و تطمیع مجبور به دادن رای به لیست زاهدی کنند». (۷)
کنت لاو ، حبرنگار نیویورک تایمز در تهران در گزارشی در ۲۰ اسفند سال ۱۳۳۲ در باره انتخابات نوشت: «…از روز سه شنبه تا امروز صبح کشتی گیر ریش سیاه سابق ( شعبان جعفری) رهبری گروهی اوباش مسلح به چاقو و زنجیررا به عهده داشت …او ادعا می کند که فقط به رای دهندگان کمونیست حمله کرده، ولی همه می دانند که عبدالله کرمی نوری قصاب به عنوان یک کشتی گیر ضد کمونیست معروف است که با چاقو و زنجیر مضروب شد….»
«….در جريان انتخابات دوره هجدهم تهران آقاي شـعبان جـعفري (تـحت حـمايت سپهبد زاهدي) به محله دروازه شميران تهران مي آيد تا در امر انتخابات دخالت بکند….٬ پاتوقدارمحله عبداله کُرمي است٬ راه را بر شعبان مي بندد و با توپ و تشر به او مي گويد که: » آقا٬ درمحل من و اين کارها»؟، در اينجا عبدالله کُرمي درحـقيقت از نـظر آيت الله حـاج سيد رضا زنجاني تبعيت مـي کند، اوبـه عـبداله کُرُمي گـفته مـانع دخـالت خرابکاري ِ شعبان جعفري در انتخابات بشود وگرنه خود ً عبدالله شخصا ِ به صـرافت چنين کاري٬ که براي او خالي از مخاطره هم نبود٬ نمي افتاد. عبداله کرمي جلوی شعبان جعفري را با تمام قدرتش مي گيرد و به او حمله مي کند … خود شعبان با اشاره به دعوايش با عبداله کرمي مي گويد: » من با اين عبدالله کرمي مبارزه مي کردم، چون اوطرفدار مصدق و جبهه ملي بود و من طرفدار شاه بودم… دم مسجد فخرالدوله ايشونو زديم زخميش کرديم٬ نميگيم نزديم. سر همينم با من کينه داشت که اومد باشگاه منو گـرفت ديگـه… اول انقلاب اين ميره باشگاه رو مي گيره. همون موقع بازرگان و سنجابي و فروهر ميرن افتتاحش مي کنن به نام باشگاه ملي…»(۸)
در این دوره از انتخابات جاهل ها و لات ها در حوزه های انتخاباتی حضوری آشکار و فعال داشتند:
۱ – حوزه مسجد شیخ هادی: دراین حوزه پنج نفر كه در جیب های آنها لیست نهضت مقاومت ملی پیدا شده بود ، توسط پاسبان ها بازداشت شدند . تا ساعت ده بیش از ۴۰ نفر رای نداده بودند ، ولی شماره تعرفه به ۲۰۰۰ رسیده بود. یعنی در هردقیقه ۴۳ رای . در این هنگام دستجات اوباش در اتوبوس های ۷۴ ( خط ۵ ) و ۶۶ (خط ۱۷ ) و ماشین شخصی شماره ۶۹۰۴ ، برای ارعاب مردم به رهبری حسن عرب ، به این حوزه آمدند و پس از آن اتومبیل شخصی ای نیز عده ای دهقان را از خارج شهر به این حوزه آورد . به علاوه رای عده ای از بیكاران گرمخانه شماره ۵ را از قرار هر رای ۲۰ ریال خریداری كرده بودند .
۲ – حوزه دروازه قزوین : در این حوزه نیز رای دهندگان نهضتی را شناسایی و توقیف می كردند . گفتنی است كه تا ظهر ، بیش از ۲۵ رای به صندوق های این حوزه ریخته نشد، ولی انجمن ۱۰۲ تعرفه باطل كرده بود . رئیس این حوزه محمود مسگر ، از اراذل معروف بود، كه همراه رضا توپچی و پسر خود محمود مسگر، آرا را قبل از ریختن به صندوق باز كرده و پس از خواندن ، آرا مخالف را پاره كرده و صاحبان آنها را به دست پلیس می سپردند .
۳ – حوزه مسجد سجاد: در این حوزه عده ای از اراذل سومكا ، با حمایت پلیس ، مزاحم رای دهندگان شده و ساعت ۱۱ یكی از رای دهندگان را تعقیب و توقیف كردند .
۴ – حوزه نظام آباد (صفا ): این حوزه تحت نظر چاقو كشان بیوك صابر قرار داشت .
به هرحال در این انتخابات كه در اواخر اسفند ۱۳۳۲ در تهران ، انجام گرفت ، شعبان با انتشار اعلامیه های مختلف با عنوان » جمعیت جوانمردان جانباز» نسبت به چگونگی برگزاری انتخابات اعلام نظر می كرد
۵ – حوزه كارخانه گودرن : این حوزه تحت نظر اوباش » فدائیان شاه – میهن » و عده زیادی نظامی قرار داشت به دستور سرهنگ شاهرخ و سرهنگ بهار مست و زرباف رئیس انجمن كه از چاقو كشان دسته بیوك صابر بود، چند نفر را مضروب و تو قیف كردند .
۶ – حوزه صندوق جابری : در این حوزه بیش از بیست نفر از چاقو كشان به سركردگی علی یخی ، ایلخانی و عربشاه آبادی آراء را كنترل می كردند . علاوه بر این دستجات مسلح اوباش ، جلو چشم مردم و پلیس كاردهای خود را تیز می كردند .
۷ – حوزه مدرسه صدر : از ساعت ۵/۱۰ عده ای اوباش به سركردگی حسین قصاب ، جهانگیر چاقو كش و حسن كلانتر به محوطه اخذ رای وارد شده و عربده گویان یك نفر را كه مشغول نوشتن رای به نفع نهضتی ها بود ، مضروب كرده و سرش را تراشیدند . ساعت یازده و ربع ، شعبان هم به سیل اوباش اضافه شد و ، رای مردم را به زور می گرفت و آنها را از آنجا بیرون می كرد .
۸ – حوزه پارك شهر : در این حوزه شعبان با عده ای اوباش از قبیل حسین سیاه و عباس كاوسی ، جیب رای دهندگان را علناً بازرسی می كردند . بعضی را مضروب كرده و چند نفر را هم با خود بردند .
۹ – حوزه مسجد فخریه : این حوزه زیر نظر مجیدی ، چاقو كش معروف ۲۸ مرداد ، اداره می شد ، چند بار هم شعبان به آنجا سرزد . در نزدیكی های ظهر عده ای رای فروش ، با كامیون های دولتی به شماره ۱۶۵۱ و ۱۶۵۲ به این حوزه آمدند . ابتدا ناظرین ، مانع رای دادن آنها شدند ، ولی جعفر بهبهانی با ماشین سر رسید و بدون توجه به سجل احوال آنها برایشان اجازه دادن رای گرفت . این عده توسط بیژن كه با جیپ دولتی شماره ۱۵۹۳، در رفت و آمد بود خریداری شده بودند .
۱۰ – حوزه مسجد سلسبیل ، مسجد ابوالفتح ، مسجد كاظمیه ، كه پیوسته شعبان و نوچه هایش به آنجاها رفت و آمد داشتند و افرادی را نیز برای رای دادن با اتوبوس می آوردند .
۱۱ – حوزه كافه شهرداری : مقارن ساعت ۹ عده ای با اتوبوس های شماره ۱و۲و۲۴ ، همراه اتومبیل شماره ۹۰۴۰ ….» (۹)
شعبان جعفری دررابطه با این انتخابات می گوید:
« من برای آن انتخابات خیلی زحمت كشیدم . هنگام سركشی به حوزه ها با یك پرچم سبز رنگی كه روی آن نوشته شده بود » نصر من الله و فتح قریب» می رفتم . دراین حوزه ها، خیلی زد و خورد می كردیم ، چرا كه هر كس می خواست وكیل خودش را انتخاب كند. مثلاً هنگامی كه ما به مسجد فخرالدوله رفته بودیم تا به نفع حسین مكی رای بدهیم . با عبدالله كرمی قصاب كه حامی مصدق وجبهه ملی بود، درگیرشده و حسابی كتك كاری كردیم ، به طوری كه او شدیداً زخمی شد»(۱۰)
در تظاهرات ۲۱ آبان ماه ۱۳۳۲ که پس از شروع محاکمه مصدق آغاز شد: » دستگاه علاوه از نیروهای مسلح از اوباشان و میدانی ها برای سرکوب تظاهرات استفاده کرد. طیب حاج رضائی هفت تیر به دست، و شعبان جعفری سوار برجیپ همرا با چاقو کشان به تظاهر کنندگان حمله می کردند.(۱۱) بعد از تبعید محمد مصدق به احمد آباد، شعبان جعفری با جمعی از جاهل ها و لات ها به تبعیدگاه مصدق حمله کردند و دست به تخریب و تهدید و توهین می زدند.»…دو سه روز از ورود پدرم به احمد آباد نگذشته بود که یک کامیون پراز چاقوکش، تحت رهبری شعبان به آنجا آمده و با سر دادن شعارهای طرفداری از شاه و اهانت به پدرو آزار و اذیت مردم ، آرامش ده را مختل کردند …» (۱۲)
فدائیان اسلام نیز در باره فعالیت های خود روایت دیگری دارند. » …. بعد از ۲۸ مرداد، همین طور که اکثر سازمانها و گروه ها، دیگر بروذ و طهوری به طور کلی نداشتند، فدائیان اسلام هم تقریبا» به همین صورت بود. کاری که می خواست یک کار سرو صدا داری باشد، نداشتند، تا مسئله » سنتو» می اید، به حساب پیمان بعداد، سال ۳۴»، » به علت شرایط خفقان و این چیزها بوده. البته یکی دودفعه با مهندس بازرگان اینها ملاقات می کنند…ولی مهندس کشش آن را نداشته در آن موقع بتواند بکشد و به قول بعصی ها بیاید جلو » …» سال ۳۳ سه تا پیشنهاد توسط امام جمعهبه ایشان(نواب)می دهند از طرف شاه…۱۰۰ هزار تومان می گذارد جلو بعد می گوید شاه سلام رساند و سه تا پیشنهاد داده…اول اینکه دریکی از کشورهای اسلامی هر کدام شما مایل باشید به عنوان سفیرآن کشور می فرستیم. دومش یک منزلی برای شما بگیریم…و ماهی ۱۰ هزار تومان هم حق سفره مرتب به شما بدهند. اگر دو پیشنهاد دا بپذیرید یک حزب بزرگ اسلامی در اینجا بوجود بیاوریم و خرج حزب هر چی بشود ما می دهیم…سیّد یک خرده نگاش کردو گفت خدا را به حق جّدم قسم میدهم که زبانت ای ناصح از پس گردنت در بیاید، خجالت نمی کشی من را به درگاه معاویه دعوت می کنی ….»(۱۳)، «…داستان پیمان بغداد که پیش آمد مرحوم واحدی به اتفاق اسدالله خطیبی حرکت می کنند بروند بغداد که همان جا علاء را بزنند… اسدالله خطیبی، سبزی فروشی داشت توی خیابان خراسان…» (۱۴).
محمد مصدق و اطرافیان اش فقط مورد خشم وخشونت جاهل ها و لات های درباری و متدین نبودند.
«….دکتر عبدالله بهزادی شاعر، سیاستمدار، پزشک و وکیل مجلس شورای ملی، بعد از ۲۸ مرداد در شعر» مدارا باخصم» مصدق را به خاطر کوتاهی در مبارز با دربار نکوهش می کند.» اومانند همه مبارزان آنروزگار، از دکتر مصدق انتطار داشت تا کودتاچیانی را که در شب ۲۵ مرداد دستگیر کرد محاکمه و اعدام کند، و چنانچه این حرکت صورت می گرفت تاریخ ایران چهره دیگری داشت….
ای شیرنرفتاده در بند
با حیله و مکرروبهی چند
ای پند گرفته از حوادث
لطفی کن و باز بشنو این پند
باخصم نموده ای مدارا
هم خصم از این رویه خرسند
کجدارو مریز کارکردن
کاریست بعقل ناخوشایند
مراد، نتیجه ای غمین داد
زاغماض که کرده ای در اسفند.* «(۱۵)

انگیزه ی شرکت جاهل ها و لات ها در کودتا
پول و امکانات مالی و مِلکی، انگیزه ی اصلیِ گرایش جاهل ها و لات ها به قدرت های سیاسی و دینی، و تبدیل کردن آنان به ابزار اِعمال سیاست ها و خواست ها ی قدرت ها، وانمود شده است اما چنین تحلیل و ارزیابی ای دقیق و همه جانبه نیست. علاوه بر پول و امکانات مالی عوامل دیگری نیز در جذب جاهل ها و لات ها به قدرت ها سهم و نقش داشته اند و زمینه را برای همکاری و حمایت آنان از قدرت های سیاسی و مذهبی، و یا جریان های سیاسی فراهم کرده اند.
شعبان جعفری به گفته خودش گهگاه پول و امکانات غیر پولی از طرف ارگان ها و ماموران دولتی دریافت می کرد. وی در رابطه با پولی که به خاطر ایجاد» درگیری تماشاخونه ی فردوسی» دریافت کرد، گفته است : «…از طرف آگاهی یه سرگردی در زد اومد پیش ما و …خلاصه پونصد تومن به ما دادن – اونوقتا پونصد تومن خیلی پول بود، ما گفتیم : برادر پونصد تومن خرج چارروز کله پاچه مام نمیشه…خلاصه کردنش دو هزار تومن …»(۱۶). اسناد و نقل قول هائی نیز موجود است که » شعبان جعفری به عنوان عامل استخدام شده در شهربانی به کار گرفته شد و روز ۲۳ تیر۱۳۳۰ » به میدان آورده شد» …»جمال امامی ادعا کرد که » شعبان جعفری روی لیست حقوق شهربانی است و ماهی سیصد تومان از شهربانی حقوق می گیرد» . شعبان جعفری این ادعا را نادرست خواند. » اینکه بعضی ها می گویند برای اینکارها به من پول دادندو حتی با روزولت ملاقات داشته ام همه اش چرند است» ..» …میگن پولی رد و بدل شده فکر می کنم رشیدیان اینا گرفتن….روزولت با اونا می رفت….». (۱۷)
» شب هنگام منزل شعبون خان در سنگلج شلوغ بود، پای منقل محمد علی خان شلوغ تر و درهر دو جا دلارهای خرج نشده شوارتسکف پنهان» (۱۸)
» سیا یک میلیون دلار پول ایرانی را که روزولت در گاو صندوق بزرگی نگاهداشته بود، فراهم آورده بود- بزرگترین اسکناس های موجود در آن زمان اسکناس های ۵۰۰ ریالی بود که تنها ۵/۷ دلار ارزش داشت-،(۱۹) ۱۰۰ هزار دلار از آن به دو مامور ایرانی داده شد تا در میان ورزشکاران و افراد تنگدست محله های جنوب تهران توزیع کنند. قرار شد شاه به شهر دور افتاده ای در ساحل دریای خزر برود و دو فرمان از خود به جای بگذارد ….» بعد از کودتا روزنامه لوموند مشخصات چکی را منتشر کرد که پول پرداختی به » ۵۰۰ تن از ولگردان زاغه های جنوب شهر بود که برای آشوب و غارت استخدام شده بودند..» .روزنامه ابزرواتورنیزهمین خبر را تکرار کرد. «( ۲۰)
کمک های مالی و ملکی ِ اداره املاک پهلوی، زمین دادن به طیب و رمضون یخی و شعبان جعفری ، ساختن زورخانه شعبان جعفری در ۱۷ آبان ماه ۱۳۳۶ در شمال پارک شهر و افتتاح آن به دست شاه و….نمونه هائی از دیگر از کمک های حکومتی به جاهل ها و لات ها بودند. » باشگاه رو شاه به من هدیه نداد. به بانک ساختمانی دستور داد یه قطعه زمین از زمینای شهرداری رو به من بدن. باشگاه رَم مردم پولشو دادن. سازمان برنامه هم برای ساختنش کمک کرد…» . (۲۱)
اما در کنار پول و امکانات مالی انگیزه های دیگری نیز جاهل ها و لات ها را به سوی همکاری با قدرت های سیاسی و دینی کشانده است، ودر تبدیل آن ها به نیروی مهمی در نظام های سلطنتی و نظام استباد نقش داشته اند:
ساختار متمرکز و خودکامه حکومت ها با پادشاهانی که ظل الله و قبله عالم وخدایگان و مرشد اکمل و شاه شاهان و فره ایزدی و آریامهر و قلدر و زورگو و ستمگرو شبان و…..لقب گرفته اند، برای شخصیت ِ جاهل و لات جاذبه ها داشته اند.
کیش شخصیت، تحریک احساسات وطن پرستانه، بهره برداری از اعتقادات و تحریک احساسات مذهبی، ازعوامل جذب جاهل ها و لات ها و تبدیل آنان به نیروئی مهمی در استبداد سلطنتی بوده اند. حرفِ آخررا زدن یا فصل الخطاب بودن، قدرت طلبی با هدف تحمیل نظر و عملِ خود، قهرمان و ضد قهرمان پروری، عشق به قهرمان مظلوم، نماد و سمبل سازی، تمایل به اعمال انواع خشونت، امکان جلوه فروشی ها وخودنمائی از عوامل تمایل و گرایش اینان به پادشاهان و رژیم ها ی شان بوده اند.از سوی دیگر انطباق، اینهمانی و همپوشانی ویژگی های شخصیتی جاهل ها و لات ها با حکومت سلطنتی نیز جذب اینان به چنین رژیمی را تسهیل کرده است. رگه های فرهنگ جاهل مسلکی، لات منشی و قلدری در گفتار ورفتار پادشاهان قلدرصفوی، نادر شاه ، پادشاهان قاجار و رضا شاه نمونه ای ازاین همپوشانی ها بوده است. البته تضادهائی نیز به لحاظ فرهنگی و رفتاری عمل می کرد که سبب می شدند در نظام سلطنتی پست و مقام به جاهل هاو لات های شناخته شده داده نشود. ضمن اینکه ناخوانائی هائی فهم مسائل اقصادی و سیاسی، و وجهه جهانی ژریم نیز مطرح بود، رژیم هائی که خود را مدرن و امروزی نشان می دادند.
یکی دیگرازعوامل جذب جاهل ها و لات ها به قدرت سیاسی ، که در رخدادهای سال های ۲۹ تا ۳۴ مؤثر افتاد ترساندن جاهل ها و لات ها از بیکانگان و دگراندیشان سیاسی و عقیدتی بود. بهائی ستیزی وکمونیست ستیزی جاهل ها و لات ها بر بسترچنین تبلیغ هائی شکل می گرفت.
«…بعد توده ایا یواش یواش رِی کردن، هی زیاد شدن، اونوقت استالینم زنده بود. اینا همه داد می زدن : زنده باد استالین، مرگ برمصدق»، فحش میدادن. اینه که گاهی ما با جیپ میزدیم تو اینا.بالاخره با اینا دعوا میکردیم دیگه. کارمون این بود که با اینا مبارزه کنیم….چون اینا ایرانو دوست نداشتن، طرفدار روسا بودن… منتهاش ما دیگه فحش نمی دادیم، میزدیم توشون.» (۲۲) «…اصلن من مرام و اینا نمیدونستم چی هست، بعد فهمیدم، وقتی دیدم اینا دارن به شاه فخش میدن، » زنده باد استالین» میکنن متوجه شدم. خب من دیدم استالین مال یه مملکت اجنبیه، اینه که ناراحت می شدم…خب ضد خدا و مذهب که بودن ولی من با اونا مبارزه سیاسی میکردم، واسه خاطر مملکتم…» (۲۳)

***

منابع
۱- سوداگری با تاریخ، محمد امینی، صص ۳۵۰-۳۴۳
۲- شعبان جعفری، هما سرشار، نشرناب، صص ۱۳۷-۱۳۵
۳- منبع شماره ۲
۴- پرویز داورپناه، یادی از حسین فاطمی، نقل از فریدون مظاهر تهرانی، شاهد ماجرا، روزنامه شرق
۵- غلامرضا نجاتی، تاریخ سیاسی ۲۵ ساله ایران از کودتا تا انقلاب، ج. اول، صص۱۱۳-۱۱۲/ لومپن ها در سیاست عصر پهلوی، صص۱۹۹-۱۹۸
۶- شعبان جعفری در آینه اسناد، عباس فاطمی، تهران، انتشارات جهان کتاب ، ۱۳۸۰ ، ص ۹۱ / همان ، ص ۹۲ – اطلاعیه» جمعیت جوانمردان جانباز» برای تشویق در انتخابات از طرف شعبان جعفری
۷و۸- خاطرات شعبان جعفري٬ همان٬ صص ١٨٦ـ١٨٧ و نيز ر.ک: تصاوير صـفحات ٢٠٠ـ٢٠٣همان کتاب و همچنين پشت جلد کتاب که روشن تر بوده و از مجله لایف گرفته است/ و مصاحبه با حسین شاه حسینی، » از عیاری تا لمپنیسم» ، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران، شماره ۲۶، تابستان ۱۳۸۳
۹- منبع شماره ۶ ، صص ۹۸ – ۹۵
۱۱- هما سرشار، شعبان جعفری ، ۱۳۸۱ ، ص ۱۸۸
۱۰- بیژن جزنی، تاریخ سی ساله. ص ۶۹
۱۲- غلامرضا نجاتی، در کنار پدرم مصدق، خاطرات دکتر غلامحسین مصدق. ص۱۴۵
۱۳- ناگفته ها، خاطرات مهدی عراقی،» ص۱۲۹-۱۲۸.
۱۴- ناگفته ها، خاطرات مهدی عراقی،» ص ۱۳۱
۱۵- یاد مانده ها، نصرت الله نوح، جلد دوم، ص ۲۰ ( اشاره به واقعه نهم اسفند ۱۳۳۱ است).
۱۶- شعبان جعفری، هما سرشار – ص ۶۱
۱۷- شعبان جعفری، هما سرشار – نشر ثالث
۱۸- مسعود بهنود، از سیّد صیاء تا بختیار، ص ۳۸۸
۱۹-
Barry Rubin, Paved wih Good Intentions, The American Experience and Iran, oxford univ, march 1980
بری روبین کارشناس سیاست خارجی امریکا و سیاست های خاورمیانه، و از اعضای مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی دانشگاه جورج تاون – کتاب » راهی که با نیت خوب هموار شد» – ترجمه سرویس خارجی ایران تایمز- واشنگتن دی.سی
» برای نوشتن این کتاب با بیش از۱۰۰ نفر از مقام های امریکائی، ایرانی – دوره شاه و حکومت اسلامی- مصاحبه شده است»
ایران تایمز- واشنگتن دی.سی ، شماره ۷۰۰، جمعه سی ام فروردین ۱۳۶۴، ص۸
۲۰- لوموند، شماره ۱۷، سپتامبر ۱۹۵۳
۲۱- شعبان جعفری، هما سرشار، ص ۲۰۸
۲۲- شعبان جعفری، هما سرشار ، ص ۱۱۲
۲۳- شعبان جعفری، هما سرشار– ص۲۴۷-۲۴۶

منابع دیگر
۱-علی جان مرادی جو، بخش تاریخ ایران و جهان ، در باره انتخابات دوره هفدهم و هجدهم
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=195696
۲- مجله تهران مصور، در شماره ۲ خود نیز عکس شعبان جعفری را، به هنگام بازگشت شاه و استقبال از شاه روی جلد زده بود و مطلبی در باره » شعبان تاج بخش» نوشته بود. – محمد علی سفری، قلم و سیاست، جلد دوم، ص ۹۲/ ، ۱۳۷۹ ، ص ۱۳۱ .
۳- تربتي سنجابی، محمود؛ قربانيان باور و احزاب سياسي در ايران، تهران، انتشارات آسيا، ۱۳۷۵
۴- نجاتي، غلامرضا؛ تاريخ سياسي بيست و پنج ساله ايران از كودتا ۲۸ مرداد تا انقلاب تهران، موسسه خدمات فرهنگي رسا، ۱۳۷۳
۵- مسعود انصاری، احمد علي، من و خاندان پهلوی، تهران، نشر فاخته، ۱۳۷۱
۶- مهربان، رسول؛ بررسي مختصر احزاب بورژوازی
۷ – خسرو معتضد، شادکامان کاخ مرمر
۸- – ناصر نجمی، با مصدق و دکتر فاطمی

Advertisements
Published in: on 27 اوت 2015 at 12:47 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

ر سرتاسر کشور “۴۰۰ شهر و روستا درگیر شرایط جوی روزهای اخیر بوده و هستند.” به گزارش خبرگزاری فارس او از مسدود شدن ۷۸ جاده میان شهری در روزهای اخیر خبر داده و گفته است که ۲۱۹۹ جاده روستایی براثر سیلاب مسدود و بعضاً از بین رفته‌اند.  به گزارش خبرگزاری رسمی ایرنا مقام ها دستور تخلیه بیش از ۷۰ روستا را صادر کرده اند. سازمان هلال احمر ایران هم اعلام کرد که برای اسکان دادن ۱۰۰ هزار نفر در صورت بروز سیل گسترده در خوزستان آماده می شود. موج بزرگ بارندگی های ایران از دو هفته پیش شروع شد که حداقل ۲۶ استان از ۳۱ استان این کشور را دستخوش کرده است.

ر سرتاسر کشور “۴۰۰ شهر و روستا درگیر شرایط جوی روزهای اخیر بوده و هستند.” به گزارش خبرگزاری فارس او از مسدود شدن ۷۸ جاده میان شهری در روزهای اخیر خبر داده و گفته است که ۲۱۹۹ جاده روستایی براثر سیلاب مسدود و بعضاً از بین رفته‌اند.

 به گزارش خبرگزاری رسمی ایرنا مقام ها دستور تخلیه بیش از ۷۰ روستا را صادر کرده اند.

سازمان هلال احمر ایران هم اعلام کرد که برای اسکان دادن ۱۰۰ هزار نفر در صورت بروز سیل گسترده در خوزستان آماده می شود.

موج بزرگ بارندگی های ایران از دو هفته پیش شروع شد که حداقل ۲۶ استان از ۳۱ استان این کشور را دستخوش کرده است.

پیشتر در هفته اول سال نو شمسی شهرهای آق قلا و گنبد در شمال و شیراز در جنوب شاهد سیل و آبگرفتگی شدید بودند.

در پی تازه ترین بارندگی ها در غرب کشور گفته می شود که برق و ارتباطات تلفنی بخش هایی از استان های آسیب دیده به خصوص لرستان قطع است و بسیاری از جاده ها به علت سیل تخریب شده اند.

پیشتر گزارش ها از ایران حاکی بود در بسیاری نقاط مردم روی بام خانه ها پناه گرفته اند و منتظر کمک هستند.

مقام ها همچنین نگران خطر فزاینده شکسته شدن سدها هستند.

علی اصغر پیوندی، رئیس هلال احمر ایران، روز سه شنبه گفت که وضعیت استان خوزستان “خوب نیست”.

او به تلویزیون این کشور گفت: “آب از استان‌های ایلام و لرستان به سمت خوزستان حرکت می‌کند و حجم آب سدهای این استان نیز افزایش یافته است و با باز شدن سدها احتمالا روستاهای زیادی زیرآب خواهند رفت و در همین رابطه باید ۱۰۰ هزار نفر اسکان اضطراری پیدا کنند.”

غلامرضا شریعتی، استاندار خوزستان خبر داده است که به ۷۱ روستای در معرض تهدید سیلاب اخطار داده شده است.

از جمله فرماندار شهرستان حمیدیه در استان خوزستان از اهالی ۱۱ روستای این شهرستان خواست با توجه به طغیان رودخانه کرخه هر چه زودتر خانه‌های خود را ترک کنند.

خوزستان دارای شبکه بزرگی از سدهاست اما مقام ها می گویند این سدها به سرعت زیاد پر می شوند.

در بعضی موارد سطح آب فقط ۷۰ سانتیمتر پایین تر از تاج سد گزارش شد.

غلامرضا شریعتی فرماندار خوزستان در گفتگو با خبرگزاری مهر گفت: “در حال حاضر ظرفیت سدهای استان خوزستان بیش از ۹۰ درصد پر شده و بارش‌های اخیر هم در این حوزه‌ها بوده و ظرفیت سدهای استان روز به روز در حال کاهش است که این مسئله قدرت مانور در برابر حوادث را کاهش می‌دهد.”

استاندار خوزستان در واکنش به انتشار برخی تصاویر در فضای مجازی مبنی بر ورود سیلاب به شهرهای استان خوزستان گفت: “در برخی نقاط روستایی آب گرفتگی به وجود آمده ولی در هیچ کدام از شهرهای استان خوزستان سیلاب وارد نشده است.”

او گفت “به شهرها و روستاهای پایین دست کرخه اعلام آماده باش دادیم و گفته ایم که همه روستاهای پایین دست سد باید تخلیه شوند.”

روز دوشنبه جاری شدن سیل عظیمی در بعضی از شهرها و روستاهای لرستان از جمله پلدختر باعث وضعیتی بحرانی شد. با این حال گفته می شود سیل آب اکنون فروکش کرده است.

 پیوندی رئیس جمعیت هلال احمر گفت: “در لرستان ۱۰ شهر  و پلدختر اصلی ترین منطقه است که دچار مشکل شده است. مردم این شهر شب سختی را پشت سر گذاشتند. محاصره شده این شهر منجر شد که شب گذشته نتوانیم امدادرسانی خوبی داشته باشیم اما با تلاش نیروهای مسلح و امدادی راه زمینی به هر سختی که بود برقرار شد. از ساعات ابتدایی صبح امروز نیز ۶ فروند بالگرد نیروها و اقلام امدادی را منتقل کردند.”

موسی خادمی، استاندار لرستان گفت: “سیل در مناطق سیل زده لرستان کاملا فروکش کرده اما حجم خرابی‌ها بسیار بالاست. هم‌اکنون بالگردهای هلال احمر، ارتش و سپاه در حال امدادرسانی به سیل‌زدگان هستند”.

مقام ها همچنین می گویند که آب شرب ۶۲۰ روستای لرستان به‌دلیل شکستگی خطوط انتقال و یا تخریب زیرساخت‌ها قطع شده‌است؛ بیش‌ترین خسارت وارد شده در شهرستان‌های پلدختر، خرم‌آباد، چگنی و کوهدشت بوده‌است.

آمار قربانیان

از سوی دیگر در روز سه شنبه مجتبی خالدی، سخنگوی سازمان اورژانس ایران، گفت که در سیل های دو هفته اخیر در اطراف ایران ۵۷ نفر جان خود را از دست داده‌اند و ۴۷۸ ‏نفر نیز مجروح شده‌اند.

 خالدی گفت: “از این تعداد فوتی، ۲۲ نفر در شیراز، ۷ نفر در گلستان، ۵ نفر در مازندران، ۳ نفر در خراسان شمالی، ۳ نفر در کهگیلویه و ‏بویراحمد، ۵ نفر در لرستان بودند. همچنین در استان‌های خراسان رضوی، سمنان، همدان، خوزستان، کرمانشاه، زنجان، قزوین ‏و ایلام نیز هر کدام یک نفر به علت سیل فوت کردند.”

Published in: on 4 آوریل 2019 at 9:02 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

بدهی دولت به سیستم بانکی ۲۲۰ هزار میلیارد تومان شد

بدهی دولت به سیستم بانکی ۲۲۰ هزار میلیارد تومان شد

شناسه خبر: 1460053 سرویس: اقتصادی

 ۱۸ تير ۱۳۹۶ – ۱۸:۳۹

بانکها

بر اساس گزارش بانک مرکزی، بدهی بخش دولتی به سیستم بانکی بارقم حدودی ۲۲۰ هزار میلیارد تومان در سال ۹۵، ۲۶.۴ درصد رشد کرده است.

به گزارش خبرنگار اقتصادی باشگاه خبرنگاران پویا؛ بر اساس گزارش منتشر شده از سوی بانک مرکزی، میزان بدهی بخش دولتی به سیستم بانکی در پایان سال 95، با رقم حدودی 220 هزار میلیارد تومان  26.4درصد رشد داشته است. بر این اساس در سال گذشته بدهی دولت به سیستم بانکی با رقم 143 هزار میلیارد تومان رشد 29.4 درصدی و بدهی شرکتهای دولتی با رقم 30هزار میلیارد تومان رشد 12درصدی داشته است.

بر این اساس مجموع دارایی خارجی سیستم بانکی در سال گذشته به رقم 582 هزار میلیارد تومان بالغ شده که نسبت به سال 94 هیچ گونه رشدی نداشته است.

همچنی در مدت مذکور بدهی بخش غیر دولتی به سیستم بانکی حدود 917 هزار میلیارد تومان بوده که نسبت به سال 94 رشد 24.7 درصدی را تجربه کرده است.

Published in: on 4 فوریه 2019 at 3:38 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

از برنامه میدان ایران اینترنشنال و رضا پهلوی تا توئیت های فرخ نگهدار و معرفی کتاب با مهدی اصلانی

Published in: on 18 نوامبر 2018 at 8:07 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

Bernie Sanders responds to midterm elections

Published in: on 8 نوامبر 2018 at 7:24 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

Comment j’ai réussi ma plus belle évasion après 25 ans de détention. | Laurent Jacqua | TEDxParis

Published in: on 12 اکتبر 2018 at 8:54 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

عبدالله نبی‌زاده‌فرد شیرازی، رئیس پیشین ستاد نمازجمعه شیراز و از اعضای دفتر محی‌الدین حائری شیرازی به اتهام «کلاه‌برداری» به ۱۱ سال حبس محکوم شد. خبر محکومیت وی را علی القاصی‌مهر٬ رئیس کل دادگستری استان فارس اعلام کرده است. «تضییع مال از طریق نامشروع» از دیگر اتهامات عبدالله نبی‌زاده‌فرد شیرازی اعلام شده است. گزارش شده که این فرد بیش از هزار شاکی داشته است. خبرگزاری فارس سال ۱۳۹۱ نیز نبی‌زاده‌فرد را یکی از « زمین‌خواران مشهور» معرفی کرده بود.

رئیس پیشین ستاد نمازجمعه شیراز به ۱۱ سال حبس محکوم شد

استان‌وایر- عبدالله نبی‌زاده‌فرد شیرازی، رئیس پیشین ستاد نمازجمعه شیراز و از اعضای دفتر محی‌الدین حائری شیرازی به اتهام «کلاه‌برداری» به ۱۱ سال حبس محکوم شد.

خبر محکومیت وی را علی القاصی‌مهر٬ رئیس کل دادگستری استان فارس اعلام کرده است.

«تضییع مال از طریق نامشروع» از دیگر اتهامات عبدالله نبی‌زاده‌فرد شیرازی اعلام شده است.

گزارش شده که این فرد بیش از هزار شاکی داشته است.

خبرگزاری فارس سال ۱۳۹۱ نیز نبی‌زاده‌فرد را یکی از « زمین‌خواران مشهور» معرفی کرده بود.

نبی‌زاده‌فرد شیرازی سال ۹۱ نیز با تسلیم شکایتی٬ حسین قاسمی فرماندار سابق شیراز را به اتهام «دروغ» به دادگاه کشانده بود.

این خبرگزاری در آن زمان نوشته بود که نبی‌زاده‌فرد با شکایت ۵۰۰ نفر از اهالی شیراز بازداشت و زندانی شده است.

رئیس ستاد نمازجمعه شیراز و رئیس ستادهای نمازامام جمعه استان فارس و عضو شورای سیاست گذاری ائمه جمعه فارس، بوشهر و کهکیلویه و دبیر اجرایی بنیاد بین المللی «غدیر» فارس از مهمترین مسئولیت‌های نبی‌زاده‌فرد بوده است.

Published in: on 6 سپتامبر 2018 at 2:12 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

دارو و امکانات بیمارستانی ایران را مجانا به آفریقا می دهند

Published in: on 9 اوت 2018 at 4:21 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

ورود خودروهای لوکس از گمرک خرمشهر گمرک خرمشهر یکی از گمرکات تخصصی در حیطه ترخیص خودرو است. امکان ترانزیت زمینی و دریایی از بندر خرمشهر باعث شده که این گمرک به یکی از پرترددترین گمرکات کشور تبدیل شود.

گمرک خرمشهر یکی از گمرکات تخصصی در حیطه ترخیص خودرو است. امکان ترانزیت زمینی و دریایی از بندر خرمشهر باعث شده که این گمرک به یکی از پرترددترین گمرکات کشور تبدیل شود.

Published in: on 25 ژوئیه 2018 at 6:10 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

مولوی عبدالحمید، روحانی سرشناس و خوشنام اهل سنت در نزدیکی مسجد مکی و در دفتر کوچک و ساده او در دارالعلوم زاهدان در حضور جمعی از نزدیکان و شاگردان ایشان میسر شد. دیداری کوتاه با مولوی عبدالحمید است. صمیمی حرف می‌زند و اصل حرفش این است که تبعیض نباشد. ساده و سرراست به سوال‌ها جواب می‌دهد مقدمه نمی‌چیند و طفره نمی‌رود. ایرانی بودن برایش مقدم بر اهل سنت بودن است و می‌گوید همه دنیا را هم به ما بدهند به یک وجب از خاک این سرزمین خیانت نمی‌کنیم. به این خاک خیانت نمی‌کنیم

 ساعت‌ها می‌توانید در خیابان قدم بزنید و در چشمان آدم‌ها آشنایی ببینید. نشانه‌ای از رفاه و ثروت در ظاهر شهر دیده نمی‌شود، خنک‌ترین جای شهر ساختمان استانداری است. چهره‌ها آفتاب‌سوخته است. تجملی‌ترین بیلبوردی که می‌توان دید تبلیغ یک شامپوی ایرانی است. در حاشیه شهر خانه‌ها کپر مانند است و روی طبق‌هایی که در تهران میوه‌های نوبرانه می‌گذارند سیب زمینی و گوجه می‌فروشند. دیدار با مولوی عبدالحمید، روحانی سرشناس و خوشنام اهل سنت در نزدیکی مسجد مکی و در دفتر کوچک و ساده او در دارالعلوم زاهدان در حضور جمعی از نزدیکان و شاگردان ایشان میسر شد.  لباس روحانیون اینجا شبیه مردم عادی است فقط از محاسن بلندشان می‌توان فهمید که روحانی هستند. دارالعلوم یک فضای دانشگاهی کلاسیک دارد. گوشه گوشه آن افراد با جزوه و کتابی ایستاده‌اند و با هم حرف می‌زنند. راحت وارد دارالعلوم می‌شویم و کسی چیزی نمی‌پرسد. متن زیر حاصل دیداری کوتاه با مولوی عبدالحمید است. صمیمی حرف می‌زند و اصل حرفش این است که تبعیض نباشد. ساده و سرراست به سوال‌ها جواب می‌دهد مقدمه نمی‌چیند و طفره نمی‌رود. ایرانی بودن برایش مقدم بر اهل سنت بودن است و می‌گوید همه دنیا را هم به ما بدهند به یک وجب از خاک این سرزمین خیانت نمی‌کنیم. راه‌حل روشنش برای رفع تبعیض این است که معیار شایستگی باشد. او مکدر است از کسانی که اعتماد مردم این استان را بی‌پاسخ گذاشتند اما همچنان امیدوار است.

جناب مولوی استان سیستان و بلوچستان با وجود محرومیت و وضعیت معیشتی سخت مردمانش در انتخابات‌ها گرایش قابل‌توجهی به اصلاحات و اعتدال دارند. چرا؟

ما برای اصلاحات هزینه کردیم چون فکر می‌کنیم اصلاح‌طلبان فکرشان بازتر است، دیدشان بازتر است، نه اینکه ما با اصلاح‌طلبان خویشاوندی داشته باشیم. به نظر ما فکر آنها بهتر می‌تواند ایران را یکپارچه و آباد بکند اما آنها برای ما و در دفاع از حقوق ما که ضایع شده است در این کشور هزینه نکردند. باید بگویم که ما از اصلاح‌طلبان گلایه داریم. اصلاح‌طلبان برای ما هزینه نکردند آنگونه که باید بکنند.

دولت آقای روحانی چطور؟ بیشترین رای ایشان متعلق به استان شما بود. در بعضی روستاها رقبای آقای روحانی حتی یک رأی هم نیاوردند.

آقای روحانی که دور اول آمدند مقداری تغییرات در استان‌ها ایجاد کردند، مقداری نه زیاد. مردم به این امید که در چهار سال دوم رییس‌جمهور با قدرت بیشتری در کابینه وزیر اهل سنتی که نماینده آنها باشد انتخاب می‌کند یا اینکه در وزارتخانه معاون یا سفیری از آنها تعیین می‌شود به آقای روحانی رأی بالایی دادند؛ اما در دور دوم برخلاف انتظار آقای روحانی خیلی سست عمل کرد. وزارت کشور در این دوره هیچ کاری انجام نداد. وزارتخانه‌های دیگر هم همین‌طور. دفعه قبل تعدادی فرماندار در مناطق مختلف سنی‌نشین منصوب کردند اما این دفعه وزارت کشور کاری انجام نداد. خیلی ضعیف عمل کردند و مردم نگرانند. درحالی که در انتخابات ریاست‌جمهوری در مناطق کردنشین و اهل سنت همه‌جا با انسجام رأی دادند، کسی هم اگر گفت رأی ندهید حرفش را قبول نکردند. ولی اهل سنت این‌بار پاسخی در خور این اعتمادشان نگرفتند. این دفعه مجموعا دو تا معاون گذاشتند و فعلا هیچ تغییراتی در مناطق انجام نگرفته.

این دفعه که ما آمدیم افطاری آقای روحانی از من درباره وضعیت پرسیدند من به ایشان هم گفتم هیچ انتظاری برآورده نشده و ما هم خیلی حیران و متعجبیم که در سیستان و بلوچستان کوچک‌ترین تغییراتی صورت نگرفته، مناطق دیگر هم طبق اطلاعات ما تغییری صورت نگرفته است؛ و الآن که مردم در سختی و تنگنا هستند باید فکری کنند که رضایت مردم را بگیرند. مردم الآن گرسنه‌اند، کار نیست، تنگدستی حاکم است؛ و در کنار همه این فشارهای اقتصادی تبعیض هم کمافی‌السابق وجود دارد و در دولت روحانی کمرنگ نشده است.

چقدر از این انتقادها به این دلیل است که روحانی با وجود خواستنش نتوانسته این خواسته‌ها را برآورده کند؟

فشار هست اما عزمی هم نیست. اگر عزمی باشد می‌توان کاری کرد. آقای روحانی باید عزم جدی داشته باشد و اگر افرادی فشار می‌آورند باید با آنها صحبت کند و آنها را متقاعد کند که منافع ملی در این است که ما همه ایران‌ها را ببینیم.

خواست مشخص شما چیست؟

در حال حاضر مردم در همه‌جای این کشور با مشکلاتی دست‌به‌گریبان هستند و فشار اقتصادی بر آنها وارد می‌شود. جامعه اهل سنت علاوه بر این مسائل در ۴٠ سالی که از عمر بابرکت انقلاب و نظام جمهوری اسلامی می‌گذرد بسیاری از مشکلاتش حل‌نشده باقی‌مانده است. بعضی جاها تبعیض کمافی‌السابق وجود دارد. کمی هم فشار های مذهبی است مثلا در یزد و کرمان. اینها خود مردم یزد یا کرمان نیستند که چنین می‌کنند بلکه بیشتر وارداتی‌هایی هستند که این فشارها را بر مردم نجیب و ملایم این شهرها وارد می‌کنند درحالی که اهل سنت این مناطق بهترین مردمان هستند. الان هم اعتقاد و خواسته ما در دو موضوع خلاصه می‌شود. این دو خواسته را ما بعد از ۴٠ سال از جمهوری اسلامی داریم. ما معتقدیم که تبعیض صددرصد باید از ایران برداشته شود. بین اهل سنت و شیعه و همه اقوام و معیار انتخاب افراد بر اساس شایستگی باشد. معنا ندارد که شایستگان یک قوم محروم شوند. من اینجا یک صحبتی کردم بالاترین مشکل ما این است که این تبعیض نه‌تنها بین شایستگان اهل سنت که بین شایستگان شیعه هم هست. مثلا در مجلس نمی‌توانند افراد توانمند بیایند. در ریاست‌جمهوری نمی‌توانند شرکت کنند. در مدیریت‌ها نمی‌توانند بیایند. درحالی که باید توانمندی و توان مدیریتی او را لحاظ کنند.

من در وزارت کشور یک اعتراضی کردم که متوجه حرف من نشدند. گفتم برای رفع تبعیض همان شایستگی ملاک باشد، توانمندی ملاک باشد. به جای اینکه بپرسیم با خدا چه رابطه‌ای دارید، رابطه شخص با خدا را می‌خواهید چه کار کنید؟ واقعا برای ما شیعه و سنی فرقی ندارد ما آبادی اینجا را می‌خواهیم. اهل روزه باشد و اهل نماز باشد و سحرخیز اما شهر ویران باشد چه فایده‌ای دارد؟ کسی باید باشد که لیاقت و توانایی داشته باشد و شهر را بسازد. اگر این مشکلات را در ایران داریم به دلیل همین گزینش‌هایی است که الان می‌کنند و سختگیری‌هایی که موجب می‌شود افراد کم‌توان وارد شوند و مدیریت‌ها را بگیرند. اینها شیعه باشند یا سنتی دوآتشه وقتی شایستگی ندارند و نتوانند کار کنند نارضایتی برای نظام می‌تراشد. حالا که ما از نعمت جمهوری اسلامی و قوانین اسلامی برخورداریم پس باید افراد شایسته و دانشگاهی بیایند، افراد توانمند و متفکر. این یکی از خواسته‌های ما بود. اگر اهل سنتی شایستگی نداشت او را به کار نگیرند اما اگر داشت نباید محروم شود. این خواسته بحق ما است. دوم اینکه آزادی مذهبی داشته باشیم. حرف ما فراتر از قانون نیست. خواسته ما بالاتر از قانون نیست.

مگر برای انجام اعمال مذهبی مشکلی دارید؟

در مناطقی که اکثریت اهل سنت است مشکل نیست اما در بعضی شهرها مشکل داریم. در جاهایی که اهل سنت اقلیت هستند در این زمینه مشکل داریم این دو مقوله را جمهوری اسلامی باید برای ما حل کند.

این تبعیض که نسبت به اهل سنت وجود ندارد فکر می‌کنید با یک وزیر یا چند معاون رفع می‌شود؟

قطعا کار ریشه‌ای نیاز است در مناطق سنی‌نشین در استان سیستان و بلوچستان ٧۵ درصد مردم اهل‌سنت‌اند اما در یک اداره‌ای با ٣٠٠ پرسنل در همین منطقه طبق آمار ما ١٨ نفر اهل سنت هستند. در بعضی از ادارات ١۵٠ نفری، ١٠ یا ۵ نفر اهل سنت‌اند. این عدم تناسبی که ملاحظه می‌کنید در همه مسائل اثر خودش را می‌گذارد. در فقر و بیکاری اثر می‌گذارد. وقتی در استخدام تبعیض باشد در واگذاری مجوزها و همکاری‌ها، در بخش کشاورزی، در بخش دامداری، صنعت و تجارت، همه‌جا اثر می‌گذارد. هر جای دنیا مرسوم همین است جایی که تبعیض باشد اثر تبعیض در جامعه هم ظاهر می‌شود. الان این مساله در فقر فرهنگی و فقر مادی اثرش را گذاشته است. در این شرایط حساس مسوولان باید فکر اساسی کنند تا بتوانند دل مردم را به دست آوردند و عدالت و انصاف اجرا شود و این مردم بتوانند ایستادگی و مقاومت کنند.

رابطه شما با کشورهای اهل سنت منطقه چطور است؟

ما هر وقت از ایران خارج شدیم با هیچ رسانه‌ای صحبت نکردیم و همیشه اعتقاد داشتیم حرفی اگر داریم باید در همین‌جا بزنیم. چند سال پیش در مکه مکرمه ملک عبدالله ضیافتی داشت که از جاهای مختلف افراد را دعوت کردند. ایشان پرسید که وضعیت اهل سنت در ایران چطور است من گفتم الحمدالله. به خاطر اینکه اعتقاد دارم نیازی نیست که ما حرف‌مان را به ملک عبدالله بزنیم؛ ما حرف‌مان را اینجا به آقای روحانی می‌زنیم. مساله ما درونی و خانوادگی است مسائل خانواده را نباید بیرون بازگو کنیم. در اینجا حرف‌مان را باید بگوییم گلایه‌های‌مان را مطرح کنیم اما بیرون با هیچ رسانه‌ای مصاحبه نکردیم.

در این کشورها شیعیان در اقلیت هستند.

من به هر کدام از این کشورها سفر کردم و شخصیت‌های علمی و سیاسی را دیدم توصیه کردم که حقوق اقلیت‌های شیعه حفظ شود. این اعتقاد من است سیاست من نیست که اقلیت‌ها باید حق‌وحقوق‌شان رعایت شود، آزادی داشته باشد مشکلی برای رسیدن به حق‌شان نداشته باشند اقلیت‌ها را حتی باید در جای بالاتر قرار دهند که در ذهن‌شان این فکر پیدا نشود که ما چون اقلیتیم به ما توجه ندارند. باید خوب به اینها رسیدگی شود.

در شرایط فعلی برخی از کشورهای منطقه هم در صف دشمنان ایران ایستاده‌اند و هیچ ابایی از اعلام همکاری با اسراییل و امریکا برای اعمال فشار بر ایران ندارند؛ کشورهایی که اهل سنت هستند. شما در این معادله کجا ایستاده‌اید؛ اول ایرانی هستید یا اول اهل سنت؟

ما در رابطه با منافع کشور، مسائل ملی را حتی بر مسائل قومی و مذهبی ترجیح می‌دهیم. معتقدیم که هرجا که منافع کلی ملت ایران هست ترجیح و اولویت دارد. بعدازآن منافع اقوام و مذاهب باید رعایت شود. در طول تاریخ کشورهایی مثل امریکا و اسراییل و برخی کشورهای منطقه که با ایران مشکل داشتند خیلی تلاش کردند که اختلافات درست کنند و اهل سنت را تحریک کنند. خصوصا در دوران بوش تلاش زیادی کردند.

می‌خواستند از استان سیستان و بلوچستان شروع کنند و عمده تمرکز آنان برای اختلاف‌افکنی از همین‌جا بود. ولی ما در مقابل همه ایستادیم. چرا که معتقدیم امنیت کشور نباید به هم بخورد. امنیت کشور و وحدت کشور باید حفظ شود. وحدت را هم حفظ می‌کنیم. ما خواسته‌هایی مهم داریم. از لحاظ سیاسی و قانونی خواسته‌های‌مان را پیگیری می‌کنیم. الحمدالله که کشور امروز ما متحد و یکپارچه است و این نه‌تنها تاثیر نیروهای مسلح و نظامی است که زحمت کشیدند که به دلیل همراهی ملت هم هست؛ همراهی مردم و شخصیت‌های برجسته ایران.

در مورد وضعیت فعلی هم باید بگویم مشکلات فعلی خیلی پیچیده و جدی است. با توجه به مسائل اخیر داخلی و بین‌المللی ما با اینکه گفت‌وگو با مخالف و موافق را صحیح می‌دانیم اما در حال حاضر مذاکره با امریکا را به مصلحت نمی‌دانیم و آن را توصیه نمی‌کنیم چرا که این مذاکره مساله‌ای را حل نمی‌کند. دولت امریکا شرایطی برای ایران تعیین کرده که عملا برای دولت قابل‌پذیرش نیست. درعین‌حال راهی وجود دارد که در صورت عملی شدن موجب می‌شود امریکا از شرایط خودش کوتاه بیاید.

اول اینکه باید ببینیم در کجا اشتباه کرده‌ایم و راه را اشتباه رفته‌ایم و آن را اصلاح کنیم و دوم اینکه به‌جای مذاکره با امریکا با مردم مذاکره کنیم و شرایط آنها را بپذیریم. اگر مردم رضایت داشته باشند و حق‌تعالی حامی ما باشد هیچ قدرتی نمی‌تواند پشت ما را خم کند.

جناب مولوی شما برای مسافرت به جاهایی غیر از قم و تهران محدودیتی دارید؟

بله، من به بعضی از شهرستان‌ها نمی‌توانم سفر کنم. خارج هم به غیر از حج عمره جای دیگر نتوانستم بروم. امسال می‌خواستم به قطر بروم احساس کردم که رابطه قطر و ایران خیلی نزدیک است و آنجا هم خویشاوند مقیم داریم که خیلی درخواست می‌کنند که بیایید ملاقات ما. من نیت کردم بروم. فکر نمی‌کردم که از سفر من جلوگیری می‌کنند. ویزا و بلیت هم گرفتیم. به تهران که آمدم فهمیدم که راضی نیستند. جاهای دیگر هم همین‌طور است.

دیروز کنفرانسی در ترکیه بوده که تعدادی از علمای شیعه هم در آن شرکت کردند. کسانی که من معرفی کردم توانستند بروند؛ اما خود من را نگذاشتند بروم…

جایی در غرب سیستان و همجوار کرمان هست که همه آنها بلوچ هستند. آنها اصرار کردند بیایید به این جا. من به استاندار خبر دادم. اول گفتند بروید بعد گفتند استان کرمان مخالفت کرده‌اند. جلسه شورای تامین گفته بود نیایند. واقعا چرا؟ مگر من آنجا بروم چه می‌گویم که با رفتن من مخالفت می‌کنند. آنجا به نماز تاکید می‌کنم و به تقوا. به وحدت، به برادری. حرفی را که در سیستان نمی‌زنم در آن جا که نمی‌گویم.

فکر می‌کنید دلیلش چیست؟

چیزی به ذهن من نمی‌رسد. علت را باید از آقایان جویا شویم.

این برخورد سابق بر این هم وجود داشته؟

در دوره قبل فشار خیلی سنگینی وارد می‌شد. زمان احمدی‌نژاد من را ممنوع‌الخروج کردند. من به ایشان پیغامی فرستادم که شما چرا من را ممنوع‌الخروج کردید؟ گفت آقا من نیستم. دیگران شما را ممنوع‌الخروج کردند. بعد از آن من نامه‌ای به مقام معظم رهبری نوشتم و در آن نامه گلایه کردم که ما بدشانسی آوردیم. کشور دیگر که می‌رویم می‌گوییم اهل سنتیم می‌گویند نه شما ایرانی هستید شما جاسوسید. بسیاری از کشورهای اهل سنت ما را نمی‌پذیرند و در دانشگاه‌ها می‌گویند اینها را جمهوری اسلامی فرستاده. داخل هم برای ما محدودیت ایجاد می‌شود. داخل هم مشکل داریم بیرون هم مشکل داریم. کاش یکجا مشکل داشته باشیم. اینها را نوشتم که من می‌خواهم به حج بروم گذرنامه مرا ممنوع‌الخروج زدند. بعد از چند روز از وزارت اطلاعات زنگ زدند که شما نامه‌ای به رهبری نوشته‌اید؟ گفتم بلی. گفتند مقام معظم رهبری دستور فرمودند تا گذرنامه شما را بیاوریم تحویل بدهیم.

اما باز هم تاکید می‌کنم ما به دلیل داشتن مشکلات صحنه را ترک نمی‌کنیم. می‌ایستیم در مقابل دشمنان. به خواسته‌های ما هم باید توجه شود و این دو مساله (رفع تبعیض و آزادی مذهبی) برای ما حل شود. خیلی از شما هم ممنونم که به اینجا آمدید هر کسی فکر باز داشته باشد متعلق به همه است و هرکسی فکرش بسته باشد فقط متعلق به یک قشر خاص است؛ و ما همه ایرانیان را دوست داریم ملت ما ملت خوبی است. باید به این ملت محبت شود. نوروز امسال ما پیام دادیم به مردم که از مسافران نوروزی خوب پذیرایی کنید و هموطنان خود را دوست داشته باشید الحمدالله که مردم با رضایت از اینجا رفتند.

با توجه به این مشکلاتی که برشمردید چیزی که باعث می‌شود با این خوش‌بینی نتیجه‌گیری کنید چیست؟

ما همه مشکلات را می‌بینیم اما صبر می‌کنیم اینجایی که الان شما نشستید فقط مربوط به اهل سنت نیست متعلق به کل مسلمانان است ما به دنبال امت واحده‌ایم که مسلمانان نه‌تنها در ایران بلکه در همه‌جا متحد و یکپارچه باشند. ما به دنبال عزت و سربلندی کشورمان هستیم حالا عده‌ای هستند که به‌گونه‌ای دیگر فکر می‌کنند. روش ما توکل بر‌ الله تعالی است. ما ایمان داریم به الله تعالی. خواسته‌مان هم قانونی است ما که خواهان خودمختاری نیستیم فقط می‌خواهیم همه ملت ایران را یکی ببینند.‌ الله تعالی شرایط را فراهم خواهد کرد. این اعتقاد و ایمان ما است این خواسته‌ها درست است. ما دلسوز کشور و ملت ایران هستیم، غرض نداریم. وابستگی به هیچ جا نداریم اگر کل دنیا را هم به ما بدهند به یک وجب از این خاک هم خیانت نمی‌کنیم.این اعتقاد ما است. ما ناامید نمی‌شویم. امیدواریم مسوولان هم به این نتیجه برسند.


بالاترین مشکل ما این است که این تبعیض نه‌تنها بین شایستگان اهل سنت که بین شایستگان شیعه هم هست.

اگر اهل سنتی شایستگی نداشت او را به کار نگیرند اما اگر داشت به خاطر مسائل اعتقادی و مذهبی نباید محروم شود.

چند سال پیش در مکه مکرمه ملک عبدالله ضیافتی داشت که از جاهای مختلف افراد را دعوت کردند. ایشان پرسید که وضعیت اهل سنت در ایران چطور است من گفتم الحمدالله. به خاطر اینکه اعتقاد دارم نیازی نیست که ما حرف‌مان را به ملک عبدالله بزنیم ما حرف‌مان را اینجا به آقای روحانی می‌زنیم.

این اعتقاد من است سیاست من نیست که اقلیت‌ها باید حق‌وحقوق‌شان رعایت شود، آزادی داشته باشد مشکلی برای رسیدن به حق‌شان نداشته باشند.

ما در رابطه با منافع کشور، مسائل ملی را حتی بر مسائل قومی و مذهبی ترجیح می‌دهیم.

ما با اینکه گفت‌وگو با مخالف و موافق را صحیح می‌دانیم اما در حال حاضر مذاکره با امریکا را به مصلحت نمی‌دانیم و آن را توصیه نمی‌کنیم.

اینکه به‌جای مذاکره با امریکا با مردم مذاکره کنیم و شرایط آنها را بپذیریم. اگر مردم رضایت داشته باشند و حق‌تعالی حامی ما باشد هیچ قدرتی نمی‌تواند پشت ما را خم کند

Published in: on 24 ژوئیه 2018 at 7:45 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

یکشنبه۳۱ تیرماه شاخص آلودگی هوا در مرکز استان خوزستان بر روی ۱۴۸ (ناسالم) قرار گرفت. طبق اعلام اداره هوا شناسی کشور شاخص کیفیت هوای شهرستان اهواز ۱۴۸ است که حکایت از ناسالم بودن هوا برای همه گروه‌ها دارد. زمانی که شاخص کیفیت هوا بین اعداد ۱۵۱ تا ۲۰۰ قرار بگیرد وضعیت هوا برای همه گروه‌ها ناسالم می‌شود. با توجه به افزایش قابل‌ توجه بیماری‌های قلبی، ریوی و همچنین افزایش قابل‌ توجه علائم تنفسی در کل جمعیت توصیه می‌شود افراد مبتلا به این بیماری‌ها، سالمندان و کودکان از هرگونه فعالیت فیزیکی خارج از منزل اجتناب کنند.

یکشنبه۳۱ تیرماه شاخص آلودگی هوا در مرکز استان خوزستان بر روی ۱۴۸ (ناسالم) قرار گرفت. طبق اعلام اداره هوا شناسی کشور شاخص کیفیت هوای شهرستان اهواز ۱۴۸ است که حکایت از ناسالم بودن هوا برای همه گروه‌ها دارد. زمانی که شاخص کیفیت هوا بین اعداد ۱۵۱ تا ۲۰۰ قرار بگیرد وضعیت هوا برای همه گروه‌ها ناسالم می‌شود. با توجه به افزایش قابل‌ توجه بیماری‌های قلبی، ریوی و همچنین افزایش قابل‌ توجه علائم تنفسی در کل جمعیت توصیه می‌شود افراد مبتلا به این بیماری‌ها، سالمندان و کودکان از هرگونه فعالیت فیزیکی خارج از منزل اجتناب کنند.

  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
  • شاخص کیفیت هوا اهواز 148
Published in: on 24 ژوئیه 2018 at 7:34 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه